Detective Chen 2

Detective Chen 2 (卧底神探)

Tải xuống Phụ đề Farsi/persian

Thông tin phát hành

Detective Chen 2 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Bình luận bởi Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Được xuất bản vào: 2026-08-18
Lượt tải xuống: 4
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi/persian

200 dòng đầu tiên.

‫ساکن بمان!‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫تران هو،‬

‫او همیشه با استاد در تضاد بود.‬

‫باورم نمیشه که واقعاً یه نفر رو کشتی.‬

‫تو لیاقت پلیس بودن رو نداری.‬

‫من کسی را نکشتم.‬

‫من به ناحق متهم شدم.‬

‫چرا ماسکش کنار جسد بود؟‬

‫حتماً یکی داره منو مسخره می‌کنه.‬

‫کارگردان.‬

‫قتل در یک اتاق قفل شده رخ داده است، بدون هیچ اثری از ورود یا خروج.‬

‫به جز شما، چه کسی دیگر این توانایی را دارد؟‬

‫میشه دوباره این کارو بکنی؟‬

‫پرونده رو بده به من.‬

‫حتماً این موضوع را به طور کامل بررسی خواهم کرد.‬

‫او را برای من اینجا بیاور.‬

‫برخیز!‬

‫برو!‬

‫برو!‬

‫ببین،‬

‫اون ترن هو نیست؟‬

‫بله، خودشه.‬

‫مگر همه ما اسیر او نبودیم؟‬

‫چرا او اینجاست؟‬

‫شنیدم‬

‫او رهبر باند، استاد شی، را کشت.‬

‫لباس‌هایت را در بیاور.‬

‫نامحدود‬

‫هیچ وقت فکر نمی کردم همچین روزی داشته باشه.‬

‫برادران استاد قطعاً اجازه نخواهند داد که او از مجازات فرار کند.‬

‫الان یه برنامه خوب برای تماشا هست.‬

‫آقای لی،‬

‫باید یه راهی برای نجاتش پیدا کنیم.‬

‫نجات دهنده، ها؟‬

‫خانم باخ؟‬

‫فقط ما دو نفر،‬

‫فرار از زندان؟‬

‫ما فقط باید قاتل واقعی استاد را پیدا کنیم.‬

‫آیا این باعث نمی‌شود که چن هو از هرگونه سوءظن پاک شود؟‬

‫بله، من هم می‌خواهم مقصر اصلی را پیدا کنم.‬

‫اما حتی کارآگاه درخشان هم سر از زندان درآورد.‬

‫چه کاری از دست من برمی‌آید؟‬

‫قاعده قدیمی،‬

‫به اقدامات تقسیم کنید.‬

‫او برای بررسی به محل جنایت در دوجوی اوکیتا رسید.‬

‫من به آکادمی شکوفه‌های گیلاس رفتم تا مدیر ژاپنی را پیدا کنم.‬

‫ ‬

‫از سر راه کنار برو.‬

‫ ‬

‫ ‬

‫[مدیر آکادمی شکوفه‌های گیلاس در منطقه تحت مالکیت ژاپنی‌ها]‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫صبح بخیر.‬

‫صبح بخیر.‬

‫ ‬

‫من استاد گیا را نکشتم.‬

‫برو پایین و برای استاد توضیح بده.‬

‫بشین!‬

‫بشین!‬

‫بشین!‬

‫بشین!‬

‫بشین!‬

‫ ‬

‫آیا زندانی از سلولش ناپدید شد؟‬

‫در هفتم ماه گذشته،‬

‫یک زندانی بدون هیچ ردی ناپدید شده است.‬

‫درست یک روز قبل از آزادی از زندان.‬

‫سلول را بررسی کردم.‬

‫هیچ مشکلی شناسایی نشد.‬

‫بنابراین آنها یک زندانی دیگر را راه دادند.‬

‫نتیجه...‬

‫بنابراین زندانی در سلول روبرویی است.‬

‫چیزی نمی‌بینی؟‬

‫اسمش «کِیِ پیر» است.‬

‫اون یه احمقه.‬

‫هرگز صحبت نکرد،‬

‫من نتونستم هیچ اطلاعاتی بدست بیارم.‬

‫بنابراین او مرا در آن سلول حبس کرد.‬

‫آیا به این دلیل است که آنها هم می‌خواهند من ناپدید شوم؟‬

‫آن سال با رتبه ممتاز فارغ‌التحصیل شدم .‬

‫از آکادمی نظامی مونیخ در آلمان.‬

‫طبیعتاً پر از شور و شوق،‬

‫می‌خواهم برگردم و دینم را به کشورم ادا کنم.‬

‫من نمی توانم چیزی را تغییر دهم.‬

‫من افرادی مثل شما را که هنوز شجاعت دارند، تحسین می‌کنم.‬

‫و جرات کنیم و برای تغییر این جهان تلاش کنیم.‬

‫اما من نمی‌توانم او را به همین سادگی رها کنم.‬

‫راز ناپدید شدن زندانی را کشف کنید.‬

‫من فقط تا اینجا میتونم کمکت کنم.‬

‫تران هو.‬

‫چرا به آنجا فرار کردی؟‬

‫چطور به اونجا رسیدی، تران هو؟‬

‫حرفت را بزن.‬

‫پیرمرد ک کجاست؟‬

‫این بخش است.‬

‫دارم بهت میگم،‬

‫اون شخص قطعا مشکل روانی داره.‬

‫درست است.‬

‫بچه‌ها.‬

‫این است‬

‫یه دانش‌آموز جدید همین الان به اینجا منتقل شده.‬

‫باخ خا.‬

‫انشالله که بتونن با هم کنار بیان.‬

‫سلام به همه.‬

‫تو اون طرف بشین.‬

‫دانشجویان،‬

‫بیایید درس را شروع کنیم.‬

‫موضوعی که امروز یاد می‌گیریم این است که...‬

‫سلام. (سلام.)‬

‫ضرب المثل‬

‫من تاکاهاشی ساکوراکو هستم،‬

‫از کمک شما قدردانی خواهم کرد.‬

‫سلام. (سلام.)‬

‫ ‬

‫تمیز کردن کلاس درس واقعاً دردسرساز است.‬

‫بله، بیایید کس دیگری را برای انجام این کار پیدا کنیم.‬

‫ ‬

‫خب، بیا بعد از مدرسه بریم یه دوری بزنیم.‬

‫ها شیائوائو.‬

‫احتمالاً می‌دانید.‬

‫من بوی ماهیِ زهوار در رفته‌ی ماهی‌های رودخانه را دوست ندارم.‬

‫درست است؟‬

‫بهت گفتم اینو نیارید.‬

‫به مدرسه.‬

‫ای وای!‬

‫واقعاً زیباست!‬

‫درست بهشون خدمت میکنه!‬

‫نرو. (or: نرو.)‬

‫مدیر مدرسه عموی اوست.‬

‫اینجا‬

‫هیچ کس جرات ندارد او را کنترل کند.‬

‫اینو کامل برام بخور.‬

‫بهت گفتم بخور، نشنیدی؟‬

‫حسابی بخور.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫شیائو یائو،‬

‫حالت خوبه؟‬

‫این ظالمانه است.‬

‫بچه‌ها چیکار می‌کنید؟‬

‫آن بچه‌ها، مثل تاکاهاشی ساکوراکو، دیگران را قلدری می‌کنند.‬

‫آیا واقعاً فقط به این دلیل است که مدیر مدرسه عموی اوست؟‬

‫چطور می‌تواند هر وقت دلش خواست همکلاسی‌هایش را اذیت کند؟‬

‫می‌خواهم مدیر مدرسه را ببینم.‬

‫آیا این درست است؟‬

‫شیائو یائو،‬

‫فقط بگو.‬

‫اسم من باخ خا است،‬

‫شما می‌توانید برای تحصیل به آکادمی شکوفه‌های گیلاس (Cherry Blossom Academy) بروید.‬

‫امیدوارم قدر این فرصت را بدانید.‬

‫بیایید بیشتر در مورد آن بدانیم‬

‫با دانش پیشرفته ما از فرهنگ ژاپنی،‬

‫اینجا نایست و تفرقه ایجاد نکن.‬

‫برای دامن زدن به مشکلات و اختلافات.‬

‫هر،‬

‫بفرمایید غذا بخورید.‬

‫حمامش کن.‬

‫دوش بگیرید‬

‫اونوقت چطور میتونستم لباس بپوشم؟‬

‫او را برهنه کنید.‬

‫باشه.‬

‫اینجا اتاق ۲۰۵ خوابگاه زنان است.‬

‫پارسال یه دانش آموز دختر بود‬

‫خودکشی کرد.‬

‫اینجا.‬

‫مرگ وحشتناکی بود.‬

‫شنیدم کینه خیلی شدیده.‬

‫هر شب به خانه می‌آمد.‬

‫هیچ‌کدام از ما جرات نداریم اینجا بمانیم.‬

‫چند روز پیش،‬

‫یک دانشجوی دختر هست‬

‫یک شب اینجا بمان،‬

‫سپس او درگذشت.‬

‫موفق باشید برای شما.‬

‫خانم باخ خا.‬

‫متاسفم،‬

‫تقصیر منه که تو رو درگیر این ماجرا کردم و باعث شدم به این روز بیفتی.‬

‫متاسفم.‬

‫برو،‬

‫من تو را بیرون می‌برم.‬

‫ها تیو دائو،‬

‫از این خونه‌ی جن‌زده سیر نشدی؟‬

‫پس تو هم باید همونجا بمونی.‬

‫سرعتت رو کم کن.‬

‫اشکالی نداره،‬

‫نترس.‬

‫دوباره...‬

‫دوباره شروع می‌کنیم.‬

‫ ‬

‫من کاملاً شوکه شده بودم.‬

‫متاسفم.‬

‫اون کیه؟‬

‫یه دزد اونجاست!‬

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left