Scrublands

Scrublands

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Scrublands S01E03 720p STAN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Scrublands 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 9
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

این شهر کلاً میونه‌ای با رسانه‌ها نداره،

مگه نه؟

مارتین اسکارسدن، SMH.

امم، خبرنگار نیستم. جین گیبسون.

اینجا فرق داره.

چه فرقی؟

کارای عجیب غریبی داره تو بیابون‌ها می‌شه.

آلن کجاست؟

جیمی، آلن مرده.

تو تصادف مُرد.

با کیای دیگه صحبت کردی؟ - با آدمای زیادی.

و اینکه دو تا جسد بود،

توی بیابون‌ها، هیچ‌وقت حرفش پیش اومد؟

این قتل‌ها فقط چند هفته قبل اتفاق افتاد،

قبل از اینکه کشیش کودک‌آزار، بایرون سویفت،

تقریباً یک سال پیش، پنج تا از اهالی بی‌گناه کلیسا رو قتل عام کنه.

کمک! کمکم کنید!

پس حالا اون قاتل زنجیره‌ایه؟

متاسفم، ولی نظر تو در مورد بی‌گناهی--

نظر من نیست.

من تمام اون مدت با بایرون بودم،

که اون زوج ناپدید شدن.

تو باهاش بودی؟

عاشق هم بودیم.

گروهبان.

فکر می‌کنی کسی داره گوش میده؟

تو مدرک توطئه می‌خواستی.

پس چرا حالا بهم می‌گی؟

چون وقتشه یکی حقیقتو بفهمه.

هللویاه، ها؟

اونقدر خوب بود؟

اینجا چی شد؟

اونا، امم...

سعی کردن یه سرطان رو در بیارن.

چه جور سرطانی؟

مهم نیست، چون اصلاً سرطانی در کار نبود.

هوم.

امم، نکن. نه، ولش کن.

ولش کن.

فقط ولش کن.

سلام، کشیش بایرون سویفت صحبت می‌کنه.

سلام، آلف.

آره، باشه.

ب... حدوداً سی دقیقه بهم وقت بده

تا آماده شم، باشه؟

باشه، زود اونجام.

داری منو برای آلف نیوکِرک ول می‌کنی؟

من یه ندای درونی دارم، یادت رفته؟

امم.

مطمئنی اعداد درستن؟

آره.

باید کار اون وحشیا باشه، رفیق.

دارن سرشو می‌زنن.

آقایان.

آره. منم خوشحالم دوباره همه‌تون رو می‌بینم.

اینجا که کانون کتاب نیست، کشیش.

دیر کردی.

باشه.

چی اینقدر فوری بود؟

بذار بهت بگم،

مکس از پس گرفتن حرفت خوشحال نیست.

خب، نه، این پس گرفتن حرف نیست.

یه پیگیریه.

سویفت اون زوجی که من توی بیابون‌ها پیدا کردم رو نکُشته.

خانم کافه‌دار براشون الیبی آورد.

آره، چون باهاش خوابیده بود.

جدی می‌گم، مارتین، داری اصل مطلب رو قایم می‌کنی.

باید حقیقتو روشن کنیم.

آه، رفیق.

هیچ نوشته‌ای بهتر از "پرنده‌های خارزار" نیست.

بث، لطفاً، فقط حقایق رو چاپ کن.

باشه.

خب، حداقل می‌تونی یه مصاحبه بگیری

با این دختره مندلی؟

اون توی مراسم خاکسپاری آلن نیوکِرک

امروز صبح اونجاست.

به هر حال، پیچیده‌است.

پیچیده؟

یعنی چی؟

تو هم باهاش رابطه داری؟

ببین، من این کیف رو توی خونه‌اش پیدا کردم،

و تقریباً مطمئنم سویفت اونجا قایمش کرده بود.

تویش یه عالمه لباس بود، یه تفنگ،

یه پاسپورت بریتانیایی به اسم خودش،

یه عالمه پول.

و بعد، این یه عکس دیگه هم بود.

خب، صبر کن. اگه قایم شده بود، چطور پیداش کردی؟

غریزه خبرنگاری.

مدل قدیمی.

امم، صبر کن، پس این عکس دیگه؟

سویفت با لباس رزم.

به نظر میاد توی یه جوخه‌ای بوده،

شاید استرالیایی.

علامتی نداشت؟ - نه.

ولی می‌تونی بگردی،

ببینی سویفت هیچ‌وقت توی ارتش بوده،

انگلیس یا استرالیا؟

آره، بسپارش به من.

ولی یه دونه بهم بدهکار میشی.

ببین، بهتره دو تا حساب کنی.

یه زنی اینجا با اسم "جین گیبسون" ثبت شده،

و میگه برای سازمان هواشناسی کار می‌کنه،

ولی یه کمی... خب...

یه کمی چی؟ - نمی‌دونم.

ولی هر وقت اون دور و بره، بوی دروغ و کلک میاد.

می‌تونی یه جستجو کنی واسه هر "جین گیبسون"ی

تو سازمان هواشناسی و توی لیست تماسای پلیسمون؟

ممنون، بث. بعداً صحبت می‌کنیم.

هی، مارتین. - بله؟

ببین، این مقاله الان دیگه داره آنلاین می‌شه.

اگه لازم داری به منابعت اطلاع بدی،

بهتره هرچه زودتر این کارو بکنی.

آره، باشه.

خیلی زود.

هی، داگ. اصلاً به خودت زحمت نده.

مارتی.

سلام رابی. مندی اونجاست؟

ورود رسانه‌ها ممنوعه، رفیق. درخواست خانواده‌ست.

متاسفم.

بیخیال. من رسانه‌ای نیستم.

من وقتی آلن مرد اونجا بودم.

باشه.

چرا درباره خودت و بایرون به پلیس گفتی؟

فرنی، مجبور بودم.

اون نمی‌تونست اون زوج رو بکشه چون با من بود.

مندی! - من فقط...

از اینکه مردم بهش حمله می‌کنن خسته شدم.

اون نمی‌تونه از خودش دفاع کنه،

و دارن ازش یه جور هیولا می‌سازن.

متاسفم. متاسفم.

جیمی چطوره؟

هنوز حرف نمی‌زنه.

دکتر میگه ضربه مغزیش داره بهتر می‌شه، ولی...

حداقل پسرت هنوز زنده‌ست.

کلی.

کاش ما رو به حال خودمون می‌ذاشتن.

اونا هرگز کاری که کردن رو نمی‌کردن

اگه اون خبرنگار تحریکشون نکرده بود.

چطور آدمی بود؟

ام... آره، یه بچه معمولی.

خیلی دردسر درست می‌کرد؟

نه. چرا؟

آها، اونا یه چیزای عجیبی به من گفتن.

یه تیکه راجع به نشئه شدن انداختن.

فکر کردم شاید به گوشت خورده باشه.

من رادار ندارم.

من همه رو تو "ریورسند" شخصاً می‌شناسم.

آلن نیوکیرک بچه خوبی بود.

این دیگه چه کوفتیه!

باشه، رابی، باید بذاری بیام تو.

الان باید با مندی حرف بزنم.

بیخیال. اونا گفتن نمیشه.

رابی، خواهش می‌کنم.

دیگه چند هفته مونده؟

پنج هفته.

ولی نمی‌دونم اون موقع دیگه مثانه‌ام کجا جا میشه.

تو چطور، جیس؟

آماده‌ای؟

آره، فکر کنم.

چی شده؟

چی...

مندی.

اون تیتر من نبود.

ولی داستانش مال تو بود.

که می‌خواستی عمومیش کنی.

و من یه چیز دیگه هم راجع به بایرون کشف کردم.

خب دیشب، بعد از اینکه رفتی،

یه کیف مخفی تو اون کابینت شراب پیدا کردم.

می‌دونم نباید

وقتی نبودی اونجا رو می‌گشتم، متاسفم.

ولی بایرون آماده بود.

یه کیف آماده فرار بود که پنهان کرده بود،

تا بتونه "ریورسند" رو خیلی سریع ترک کنه.

فران، می‌تونی یه لحظه هواشو داشته باشی؟

من فقط باید...

هی!

هی، مشکلی نیست.

آه... خانم باند؟

رابطه شما با کشیش واقعاً چطور بود؟

آه...

چی باعث شد اول بار جذب پدر "سوئیفت" بشید؟

آه... برو گمشو!

آیا حسی داشتید که اون یه جنبه تاریک‌تر داره،

که قادر به چنین وحشتیه؟

برو کنار، مانکتون.

و چی به همه بیوه‌های داغدار

و بچه‌های کوچیکی که پدرشون رو از دست دادن، می‌گی؟

آه! لعنتی!

هیچ خبرنگاری دوست نداره خودش مرکز خبر باشه.

ولی خشونت نشون دادن عواقبی داره.

رابی، خواهش می‌کنم.

لیام چی؟ - من باید چیکار کنم، مندی؟

تو تو تلویزیون زنده بهش حمله کردی.

حواست به سرت باشه. مواظب باش.

خب، این روالشه، آلف.

احضاریه چند هفته دیگه میاد،

و اون موقع قاضی انتظار داره که اون منبع رو لو بده

که ۱۰۰ گرم ماری‌جوانا رو که باهاش دستگیرش کردم، ازش گرفته.

لعنتی.

مادرت قراره در مورد این چی فکر کنه؟

Scrublands subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left