200 dòng đầu tiên.
«چرا که نمیدانیم از شبی که طولانی است و خدا هم بیدار نیست، چه هیولاهایی پدیدار میشوند.»
«هیلدرد کاستاین»
«آلاسکا، 242 کیلومتری دایره قطب شمال»
«17 دسامبر، آخرین غروب سال»
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی DigiMoviez@
رفیق، موبایل منو ندیدی؟
نه، ندیدم
دادهی جدید؟
نه، همونـه
خیلی دیر کردی، ویر، دیگه کارم تموم شد
این هفته نوبت توئـه
آهای، کلارک. حالت خوبه؟
اون بیدار شده
«20 دسامبر» «سومین روز از شب»
آهای! بسته دارید!
اِمرسون!
وسایلت رو آوردم!
چیپس پیازی که خواسته بودی آوردم!
رفقا، یالا! چیزهایی که میخواستید رو آوردم!
اینجا هیچکس به من کمک نمیکنه
بیخیال، میشه یکی واسه آوردنِ اینا به من کمک کنه؟
رفقا
یه امضاء میخوام. یالا، باید برگردم.
اَنتون؟
سلام؟ کسی نیست؟
سلام؟
آهای!
رفقا؟
«کارآگاه حقیقی» «سرزمین شبانه»
سوزی، کلاه بهداشتیت کوش؟
خرچنگ زیادی صید نکردید، نه؟
نه، امسال افتضاح بوده
هر سال بدتر میشه
آمبولانس کجاست؟ نمیخوایم اینجا کسی تلف شه
توی راهـن. من نزدیکتر بودم
شما تنلشها برگردید سر کار!
اون بارها خود به خود بستهبندی نمیشن
یالا!
زود باشید. زود باشید. یالا
جناب؟
لاشی قرار نیست بمیره. فقط اونقدر مستـه که نمیتونه پا شه.
جناب؟ جناب؟
- جناب؟ - بهت که گفتم. سیاه مست شده.
شما این مرد رو زدید، خانم؟
اون عوضی بلیر رو زد، بعدش من اون عوضی رو زدم
با سطل فلزی؟
اسمت چیه، عزیزم؟ مادربزرگت کیه؟
شما این مرد رو با سطل فلزی زدید یا نه، خانم؟
البته که با سطل فلزی زدمش
بابت این زندانیم میکنی، عزیزم؟
پس نه پس! یعنی...
جناب، میخوام با این دو زن صحبت کنم
- اگه این لامصب بمیره... - همین حالا، جناب
خیلیخب، قضیه چی بود؟
کتکم میزد، از خونه رفتم، به مذاقش خوش نیومد.
ناگفته نمونه که اومد پیش من. نه که بره پیش یه مرد دیگه.
- اون... - نه، این به خاطر کاره
کار کردن با ابزارهای تیز بعد از شیفت اول یا دوم سر شغلهای دیگه
باعث آسیب دیدگیـت میشه
جندهی کیری!
- دماغم رو شکستی لعنتی! - آهای، آهای!
- خانم، شکایتی دارید؟ - چی؟
البته که شکایت داره
جناب، شما بابت ضرب و شتم بازداشت هستید
اون جندهی کیری منو زد!
تو هم کون لقت! جندهی خوک! آخ!
الان نمیتونم صحبت کنم
خدایی الان داری تلفن حرف میزنی؟
الان داری تلفن حرف میزنی لامصب؟
«ایستگاه تحقیقاتی سالال»
پس داخل اینجا این شکلیه
تابحال اینجا اومده بودی؟
آره، لیز، دکترای شیمی قطبی که دارم
عینکم رو پیدا نمیکنم
- همهی ماشینها سر جاشون هستن؟ - آره
همش همینـه
فکر نمیکنیم که رفتن بیرون یه قدمی بزنن؟
نه
خب، گوه توش
آره
سومین روز تاریکیـه و هیچی نشده داره عجیب غریب میشه
صدای این آهنگ تخمی از کجا میاد؟
- کجاست؟ - صبح بخیر، رئیس
کجاست...
آره، شرمنده، نمیتونیم خاموشش کنیم
اعصاب منو هم خراب میکنه
سعی کردم بپوشونمش، یهکم صداش خفه بشه
هیچ دکمهای نداره. کنترلی هم نیست.
اونا باز نمیشن. اون هم باز نمیشه.
نه، اونا هم باز نمیشن
اونجا رو نگاه
طرفدار بیتل نیستم، خب؟
خیلیخب، چی میدونیم، پیت؟
مسئول تدارکات امروز صبح اومده دیده ایستگاه خالیـه
زنگ زده پلیس
- آخرین تماس این دانشمندها... - بلندتر حرف بزن، پیتر
صداش رو خوب میشنوم
خب آخرین تماسشون با شهر کِی بوده؟
یه هفته پیش
یه سری وسایل خواستن
و کی با خانوادههاشون تماس میگیره؟
لولو، ولی اونا از همه جای دنیا هستن
پس یهکم زمان میبره
اونوقت کی پول اینجا رو میده؟
بودجهی دولتی؟
از من میپرسی؟
منبع مالیش رو بررسی میکنم
ببین چی پیدا کردم
انگار رفتن بشاشن
دیگه برنگشتن
خیلیخب. برو که رفتیم
خیلیخب. ایستگاه تحقیقاتی سلال 18 ساله که مشغول کاره
روی زمینشناسی و زیستشناسی قطب شمال و
تأثیرات تغییر آب و هوا تحقیق میکنن
رالف امرسون، زمینشناس
اَنتون کاتاف، متخصص ژئو فیزیک
- همگی مرد هستن؟ - آره
لی جی، زیست زمینشناس
ریمورد کلارک، میکروبیولوژیست باستانی
لوکاس مرنس، شیمیدان محیط زیست
فاکوندو مولینا و ویر متا، بیوفیزیکدان
و آندرس لوند
بنیانگذار-مدیر، زیستشناس ساختاری
اونا کل سال رو اینجا زندگی میکنن؟ تنهای تنها؟ مثل راهبها؟
با کندن یخ دنبال چی هستن؟
گمونم منشاء زندگی؟
آهان این
تلفنهای ماهوارهای اون پشت هستن. اینا موبایلهایی بود که تونستم پیدا کنم.
این یکی توی شارژ بود
و اون یکی همینطوری اونجا بود
- باتری خالی کرده - آخه کی موبایلش رو جا میذاره؟
حالا نه اینکه خیلی اون بیرون آنتن میده
نه اینکه اون بیرون کلاً چیزی باشه
خیلیخب، سوابق تلفن و تماس رادیویی رو بگیر، پیت
آره، اون گوشت خوک خیلی تازه به نظر میاد
خیلیخب، تیم نجات خبر میکنیم
هلیکوپر میگیم بیاد، اینجا رو بهعنوان آخرین مکان شناخته شده تعیین میکنیم
شعاع جستجو هم 24 کیلومتر
خبرش پخش میشه
خانوادههاشون ناراحت میشن
و اگه معلوم بشه این خرخونها رفتن سفر تحقیقاتی
نمیخوای یهکم دست نگه داری؟
نه، هنک، نمیخوام
همین الانشم دیر به مهمونی رسیدیم
ساندویچ و گوشت خوک شاید تازه به نظر بیان
ولی سس مایونزش وا رفته
مایونز مایع نمیشه مگه اینکه دو روز بیرون از یخچال باشه
ولی گوشت فرآوری شده
تا آخرالزمان هم دووم میارن
این چیزها رو موقعی که بچهات ناهارش رو
پشت ماشین جا میذاره، یاد میگیری
تو هیچوقت از اون باباهایی نبودی که ساندویچ درست کنه، مگه نه پیت؟
لباسهای داخل لباسشویی بوی گند گرفتن
دو روز طول میکشه لباسهای خیس
همچین بوی گندی بگیرن
این مردها 48 ساعت پیش ناپدید شدن، حداقل
حداقل
خیلیخب، یه نگاهی به این زبون بندازیم
دو روز. کمکم داره تغییر رنگ میده
شاید مال انسان نیست
البته که مال انسانـه
اینجاشو میبینی؟
جای گازه؟
نه
اینا علامت ناشی از رفتار تکراری هستن
اون پیرزن بومی که یه سال پیش پیدا کرده بودیم و
- یخ زده بود رو یادت میاد؟ - آره، آره
بیرون سنت جوزف، درسته؟
آره. اون هم همین علامتها رو داشت
این علامتها با لیسیدن نخها موقع درست کردن تورهای ماهیگیری به وجود میان
این زبون یه زن بومیـه
خدایا
به نظرت مُرده یا زندهست؟
باید صبر کنیم آزمایشگاه انکوریج اینو بررسی کنه
در این حین، هنک؟
بله؟
یه تماس با مرکز بگیر ببین
جایی توی یخها یه زنِ بیزبون پیدا نکردن
پرایور، زنگ بزن مرکز
بابات مخش گوزیده
هی
لولو، هنک پرایور هستم. منو وصل کن مرکز.
ردیفه، هنک
خیلیخب، رفقا، کریسمس داره میاد
به هر حال سر میرسه
هدیههاتون رو حاضر کردید؟
آره. من هم نکردم
ولی تماسها رو پخش میکنیم. کسی نیست؟ الو؟
الو؟
کسی اونجاست؟
سلام، تراویس
چی میخوای؟
«اِنیس، آلاسکا»
- چند تا پیغام گذاشتم و... - سلام، لولو
دارم سعی میکنم با خانوادهی دکتر مولینا تماس بگیرم
زنگ زده؟
یه پیغام دارید
- یکی توی دفترتونـه... - قهوه میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.