I Fought the Law

I Fought the Law

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

I Fought the Law S01E03 720p ITVX WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 I Fought the Law 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-26
Lượt tải xuống: 24
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

داشتم کم‌کم فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمت.

خیلی شاکی بودم، مارک.

۱۱۰٪. این چیزی بود که به من گفتی.

آره، و جدی می‌گفتم.

ما این‌قدر مطمئن بودیم.

فقط نمی‌فهمم چطور ۱۲ نفر می‌تونن این‌قدر نفهم باشن.

دیگه چقدر مدرک لازم داشتن؟ آره.

منم به اندازه تو شوکه شدم. تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

هر هیئت منصفه دیگه تو این مملکت، اونو محکوم می‌کردن.

من مسلم می‌دونستم که دخترم بیشتر از من عمر می‌کنه.

مسلم می‌دونستم که یه قاتل گناهکار شناخته می‌شه. من...

...دیگه نمی‌تونم هیچ‌چیزی رو مسلم بدونم.

تو دادگاه تجدید نظر فرق می‌کنه.

این بار گیرش می‌ندازیم.

حالا شنیدیم که هر اثر انگشتی که روی اون کلید بود

در واقع مال شما بوده.

به علاوه الیاف لباس راگبی شما،

دی‌اِن‌اِی مو و مایع منی شما که روی پتو پیدا شده،

من معتقدم که این یه ارتباط پزشکی قانونی غیرقابل انکار رو ثابت می‌کنه

بین شما و صحنه جرم.

لکه‌هایی که شما ازشون حرف می‌زنید

باید مال چند هفته قبل باشن، مثلاً...

وقتی با جولی رابطه داشتم.

همون‌طور که گفتم، شب فوتش هیچ‌وقت به خونه‌اش نرفتم،

و شما نمی‌تونید ثابت کنید که رفتم.

شما خودتون اعتراف کردید که مست بودید.

درسته.

بعد از اینکه از باشگاه راگبی پرت شدید بیرون

به خاطر رفتار نامناسب با یک رقصنده،

شما دچار نوعی جنون جنسی شده بودید، نه؟

من هر از گاهی یه نوشیدنی دوست دارم.

خب که چی؟ جرم که نیست!

شرط می‌بندم بیشتر ما اینجا این کارو می‌کنیم، مگه نه؟

آره، و من سکس هم دوست دارم.

و می‌دونید چی؟

اونم غیرقانونی نیست، آخرین باری که چک کردم. نه.

ولی شما با انتظار رابطه جنسی به خونه جولی رفتید.

همین‌طور اونجا وایسادی و به ما می‌خندی.

و غرورت نمی‌تونست رد شدن رو تحمل کنه، نه؟

بیست ماهه... توسط پلیس تحت تعقیبم.

از بچه‌هام، دوست‌دخترم دورم نگه داشتن...

شما اینجایید تا به سوالات من جواب بدید، نه که نمایش بازی کنید!

وقتی جولی هاگ درخواست‌های جنسی شما رو رد کرد،

شما به یک خشم قاتلانه فرو رفتید، نه؟

کنترلتون رو از دست دادید، نه؟

درسته که جولی رو دوست داشتم. واقعاً دوست داشتم.

ولی من اون شب اصلاً اونجا نبودم.

برام پاپوش دوختن.

فقط خواستم بگم، هیئت منصفه برگشت. ممنون.

طبق دستور قبلی قاضی

که رأی اکثریت رو قبول می‌کنه

که حداقل ده نفر از شما باهاش موافق باشن...

...به چنین رأیی رسیدید؟

لطفاً با "بله" یا "خیر" جواب بدید.

خیر.

بله! آرام!

این یعنی چی؟ چی شد؟

اعضای هیئت منصفه... امکان نداره.

...از اونجایی که این دومین باره که دادگاه باطل می‌شه،

باید به شما دستور بدم که رأی بر بی‌گناهی صادر کنید.

متاسفم، تموم شد، اَن.

نه، تموم نشده، مارک! چطور می‌تونن این کارو بکنن؟

از اونجایی که هیئت منصفه رأی بر بی‌گناهی صادر کرده،

شما رسماً از اتهام قتل جولی هاگ تبرئه می‌شید

و می‌تونید به عنوان یک مرد آزاد از جایگاه متهم خارج بشید.

متشکرم، قاضی. نه، نه، نه!

اون دختر ما رو کشت! چطور می‌تونید بذارید آزاد بره؟

همه بلند شید. دیگه چقدر مدرک لازم داشتید؟

نرو! نرو! نه! وایسا!

اون داره از قتل قسر در می‌ره!

بذار از اینجا ببرمت. از من دور شو!

نه، تو... اَن، می‌دونم عصبانی هستی...

ببین، اگه پلیس کارشو درست انجام داده بود، اون الان...

اوه خدا! اوه خدا.

ببین، نظرت چیه واست یکم...؟ فکر کنم بهتره ما رو تنها بذاری، مارک.

واقعاً فکر می‌کردم این بار دیگه تمومه، چارلی.

چرا هیئت منصفه نمی‌تونست چیزی رو ببینه که بقیه می‌تونستن؟

هیچ‌کدومش منطقی نیست. هیچ‌کدوم.

ما نهایت تلاشمون رو کردیم.

«تصاویر تو» از گروه د کیور

# این‌قدر مدت طولانی به عکس‌های تو نگاه کردم

# که تقریباً باورم شده واقعی‌ان

# این‌قدر مدت طولانی با عکس‌های تو زندگی کردم

# که تقریباً باورم شده

# که عکس‌ها تنها چیزی‌ان که می‌تونم حس کنم. #

«با بیش از ۲.۵ میلیون نفر که الان بیکارند،

دولت متهم شده که در رسیدگی به

نگرانی‌های رو به رشد خانواده‌های کارگر کوتاهی کرده است.

فشارها برای اقدام در حال افزایش است.»

لازم نیست این‌قدر بهم سر بزنی، چارلی. من خوبم.

من برای تو نیومدم.

من فقط... چای کیسه‌ای تموم کرده بودم، همین.

ممنون.

«و ما در مورد پاسخ جان میجر

در مورد پیش‌نویس معاهده، در برنامه فردا شب بیشتر خواهیم شنید.

اکنون با خبرنگار ما در خاورمیانه ارتباط برقرار می‌کنیم

برای به‌روزرسانی وضعیت در خلیج فارس.»

پرستار ارشدم... ازم خواسته یه وقت بگیرم

با روانشناس پرسنل.

واقعاً فکر می‌کنی کمک می‌کنه؟

مدام می‌بینمش، چارلی.

تو خشکشویی، تو مدرسه کوین، یا...

صندوق سوپرمارکت.

می‌ترسم دارم عقلمو از دست می‌دم.

تو عقلو از دست ندادی، عزیزم.

تو این وضعیت، حاضرم هر کاری رو امتحان کنم.

دعانویس، کریستال، لوبیاهای سحرآمیز. هر چیزی.

"تو یک گزارش ویژه،

"از مردی می‌شنویم که نزدیک به دو سال رو پشت میله‌ها گذرونده

"به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود."

اوه، خدای من، خودشه! عوضی!

نه، نه، وایسا، وایسا، بذار روشنش بمونه!

می‌خوام بشنوم چی برای گفتن داره.

مطمئنی؟ صداشو زیاد کن.

"حالا که آزاد شدی،

"پیامی برای پلیس کلیولند داری؟

"پلیس به مدت ۲۰ ماه به من انگشت اتهام نشون می‌داد،"

اما الان فهمیدن که مسیر اشتباهی بوده.

دارم خاموشش می‌کنم. نه، نه، نه، وایسا. خواهش می‌کنم.

دنبال غرامت می‌رید؟ هر جور غرامتی؟

خب، اِم...

حس می‌کنم باید یه چیزی به من بدن.

برای اون ۲۰ ماهی که تو زندان بودم

برای کاری که نکردم.

چارلی ناله می‌کند.

این دارنه.

پانسمانش باید عوض بشه و سر نیم ساعت هم دو تا پاراستامول دیگه نیاز داره.

فعلاً. باشه. سلام دارن.

امروز چطوری؟ ها؟

بذار ببینم.

اوه، به نظرم باید پانسمانتو عوض کنیم.

بیا درستش کنیم، ها؟ باشه؟

خب، بذار ببینم.

اونا رو برات برمی‌داریم، آره؟

او داد می‌زند.

وایسا! او فریاد می‌زند.

یکی بیاد...؟ اَن!

ولم کن! نه!

چیزی نیست، چیزی نیست، چیزی نیست. چیزی نیست، منم.

چیزی نیست، حالت خوبه.

حالت خوبه. بیا اینجا. حالت خوبه.

برات کمک میارم. متاسفم. اوه خدای من، متاسفم.

چقدر دورن؟ نشونت می‌دم.

و پروازکنان رفت... (صدای در)

باز شروع شد.

یکی در می‌زنه.

DOOR OPENS, PHONE RINGS

الو؟

یه لحظه، مارک. الان می‌بینم.

مارک بِرِثوِیتِه.

متأسفم، مارک. ایشون... مرخصی استعلاجی‌ان، بله.

بهش می‌گم دوباره زنگ زدی. فعلاً.

تقصیر اون نیست.

سلام، کوین. سلام، پدربزرگ.

با من میای؟

کجا؟ کلیسا.

چرا آخه؟

تو چی، کوین؟ مجبورم؟

نه، فکر نمی‌کنم.

چی شده بهت؟

چی؟

فکر می‌کردم از این سکوت و آرامش خوشحال میشی.

دوست ندارم اینجوری اینجا تنها باشی.

خوب غذا می‌خوری؟

آره... من... من خوبم، چارلی.

نمی‌تونی همینجوری جا بزنی، عزیزم.

چرا که نه؟ تو خودت ماه‌ها پیش جا زدی.

بعداً می‌بینمت.

فردا میام برات غذا می‌پزم.

در بسته می‌شود.

نفس عمیق می‌کشد.

کوین؟

کوین، عزیزم، بند کفشت باز شده، می‌تونی...؟

مواظب باش، ندو.

پسر خوب.

خونه مامانم شماره‌ش چنده؟

۵۲، عزیزم. چرا؟ همینجوری. فقط پرسیدم.

سلام، کوین. سلام، عمو گری.

سلام، مامان. سلام، عزیزم.

همه چی خوبه؟ آره، معلومه.

اون میشل آرایشگره رو دیدم.

گفت ماه‌هاست ندیده‌ت. آره.

من دیگه اونجا نمیرم. تو شهر.

چرا؟

نمی‌تونی بذاری اون زندگیتو قبضه کنه، مامان.

فقط فکر اینکه ممکنه باهاش روبرو بشم.

نمیتونم، عزیزم.

حتی وسط روز، وقتی همه‌جا پر از آدمه.

راستش مامان، یه جورایی به خاطر همینه که اینجام.

تو دیدیش؟ من ندیدم.

سوزی آلن دید. تو یه بار تو شهر.

خب؟

شنید که داشت لاف می‌زد چطور جولیِ ما رو کشته.

و از مجازات در رفت.

پیش کی پز می‌داده؟

ظاهراً به هر کی گوش می‌داد.

ببین، بهت نمی‌گفتم،

ولی باید بتونن به خاطر این کار گیرش بندازن.

درسته؟ یه لحظه حواست به کوین باشه، باشه؟

کجا می‌ری، مامان؟

I Fought the Law subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for I Fought the Law

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left