200 dòng đầu tiên.
روپال: قبلاً در درگ ریس روپال...
قراره فنهای فوقالعاده درگ ریس رو آرایش کنید.
غافلگیر شدید!
جکی کاکس. من خوشم اومد.
بعضی از استایلها...
که حسابی عاشقشون شدم.
هایدی آفرودایت.
باید با یه کم پولک یا یه چیزی شبیه اون هماهنگ میکرد.
شباهت خانوادگی یه جورایی کمه.
جیدا اسنس هال.
شما فوقالعادهای.
کن-درگ-اولیشن! شما برنده چالش این هفتهاید.
هایدی، شنتای یو استی.
جکی کاکس.
شنتای یو استی.
هیچکس امشب حذف نمیشه.
اوه، خدای من!
خدای آسمون!
من و هایدی هر دو فقط...
توسط مامان رو دابل سیو شدیم!
یه غول چراغ جادو فقط سه آرزو داره و من دو تاشو استفاده کردم.
پس این سومی رو باید ازش نهایت استفاده رو ببریم.
خب، بی*چ، شماها درباره این لیپ سینک چه حسی دارید؟
منظورم اینه، وقتی فکر کردم دارم حذف میشم...
و رو منو نجات داد...
حس کردم کل قلبم...
افتاد کف پام.
فکر کردم هفته پیش کلی حس و حال داشتم.
این هفته حسهای بیشتری دارم.
این دیگه شده «درگ ریس درمانی روپال».
نمیدونم چه اتفاقی داره واسم میفته.
جکی انگار مثبته.
تقریباً انگار دیشب یه "هپیفانی" داشته.
انگار دود از سرش رفته بیرون.
"هپیفانی" نیست؟
اپیفانی؟
تمام این مدت اشتباه میگفتم.
اپیفانی.
بی*چ، فکر کنم آدم هر روز یه چیز جدید یاد میگیره.
خب.
این سه تا برد برای خانم جیدا بود.
دو تا پشت سر هم.
اینطوریه که، الان من یه برد داشتم...
برای یه چالش رقص و موزیکال.
یه برد برای چالش بداههپردازی داشتم.
حالا هم یه برد برای چالش استایل (لوک) داشتم.
اون همه فن حریفه.
خب، من حس میکنم، بی*چ...
داری نشون میدی واسه چی اومدی.
و داورها هم عاشقشن.
جیدا واقعاً داره کمکم راهشو باز میکنه...
به سمت یه جایگاه امن تو اون چهار نفر برتر.
من قطعاً یه تلنگر جدی خوردم.
نمیدونم چه بلایی سرم اومده بود.
ولی قراره هر طور شده از این حال دربیام.
راستش، الان یه کم شوکه شدم.
که دوباره برگشتیم به شش نفر.
منظورم اینه، میدونم که ما...
واضحاً من خیلی خوشحالم که تو هنوز اینجایی.
و خیلی ناراحت بودم که، میدونی...
انتظار داشتم که بری.
ولی به محض اینکه اون گفت تو سیفی (نجات پیدا کردی)...
یه لحظهای تو دلم گفتم: واقعاً؟
فقط به خاطر اینکه، خب، الان دوباره باید از اول شروع کنیم.
وای خدای من!
فهمیدم قضیه از چه قراره.
فکر کردم همتون خوشحال میشید...
که من هنوز اینجام ولی خب، معلومه که نه.
ببین، وقتی دوستت رو تو فرودگاه بدرقه میکنی...
معنیش این نیست که کمتر دوستش داری.
هر چی دخترای بیشتری برن خونه...
من به بردن تاج و تختم نزدیکتر میشم.
ولی اگه مجبور باشم دوباره این دخترا رو شکست بدم...
پس کاریه که باید انجام بدم.
میبینمت. با این حال دوستت دارم.
روپال: برنده درگ ریس روپال...
یک سال لوازم آرایشی دریافت میکنه...
از آناستازیا بورلی هیلز...
و جایزه نقدی صد هزار دلاری!
با داور مهمان ویژه و فوقالعاده، وپی گلدبرگ!
شش نفر برتر! شش نفر برتر!
یه روز جدیده تو ورکروم (اتاق کار)!
و اون داره حس میکنه مثل گربهایه که نه تا جون داره.
شماها آتیش به پا نمیکنید؟
میتونید صدام کنید هایدی هو، هایدی دوتی.
هایدی هاتون، هایدی هایدی هایدی.
هایدی آلمایتی و حالا من هایدی آفرودایت هستم.
سلام، سلام، سلام!
سلام. درود.
خانما، برای مینی چالش امروز...
قراره یه...
«بی*چفست» قدیمی و درست و حسابی داشته باشیم.
و قراره این کارو با عروسک خیمهشببازی انجام بدیم!
چرا؟
چون همه عروسک خیمهشببازی دوست دارن!
خدای من، دلم برای این چالش تنگ شده بود.
خب، اینجوری کار میکنه.
اول، عمیق دست میبری تو اون سوراخ
و یه عروسک انتخاب میکنی
که نماینده یکی از رقیباته
دوم، درگش میکنی
سوم، تو و عروسکت یه عالمه به هم متلک میندازین
اولین نفر، کریستال متید
باشه
خیلی وقته هیچکس تو اون سوراخ نبوده
پس لطفاً ملایم باش
جیدا
وای!
نفر بعدی، جکی کاکس
شری پای رو برداشتم
شری پای
هایدیه
منم همون شلوارو پوشیدم. وای، خدا!
هایدی آفرودیت
کریستال متید رو برداشتم
جیدا اِسِنس هال
جیجیه
جیجی گود، برو اونور
عمیق بگرد
اوه، چه عجب، چه عجب! جکی کاکس
خانما، ۲۰ دقیقه وقت دارین عروسکتونو درگ کنین
و میتونین از وسایل دیوار پارچه اف اند اس استفاده کنین
بزن بریم!
عزیزم، فقط میخوام مطمئن شم
مدل لباسا درست از آب دربیاد
بهتره که درست انجام بدی
خب، خانما وقت تمومه
اولین نفر، کریستال متید
و عروسکش جیدا اِسِنس هال
حالا متلکبارون شروع میشه
هی، جیدا. یه کم گیج شدم
اساسش چیه؟
دختر، منم گیج شدم
اصلاً نمیدونم چی به چیه
من فقط دارم سعی میکنم جیدا باشم
من که همیشه دارم سعی میکنم خودم باشم
میدونی، چند بار تو نمایش لباس گیر افتادم
به خاطر اینکه چند بار یه جفت بوت پوشیدم
ولی چطور تو رو به خاطر اون گوشوارهها گیر ننداختن؟
اونا همیشه یکین!
این یه حرکت ناجوانمردانهست و حقیقت نداره
من فقط دو بار اون گوشوارهها رو پوشیدم
حرکت زیرآبی
اِم... اونورو نگاه کن
فعلاً
خب، جیجی، چه لباس قشنگی پوشیدی
فکر میکنم امروز فوقالعادهای
من و مادرم رابطه خیلی نزدیکی داریم
خیلی دوستش دارم
این لباس رو با هم طراحی کردیم
من عاشق مُدم. عاشق کفشم. من بینظیرم
خب، خیلی شبیه ماریا ربات حرف میزنی
من ماریا ربات هستم
سلام، هایدی. چطوری؟
سلام، شری. خیلی خوبم—آه!
آه! موهام افتاد!
این عروسک نرم و لطیف به نظر میرسه؟
این حجم از بیاحترامی
شری، اگه اشتباه میکنم اصلاحم کن
این اولین باره که
تو لباس یه خانم پیر رو نپوشیدی؟
خب، آره. من پیر نیستم. من اهل نیویورکم
شری، منم اهل نیویورکم
واقعاً؟ من تا حالا تو رو تو عمرم ندیدم
شری!
انگار داری روی برندت کار میکنی
بله، اسم من شری پای هست
به خاطر همینه که یه پای دستمه
دارم به زور به آمریکا غذا میدم! آراغ!
شری، درباره غلو کردن چی بهت گفتم؟
باشه
اسمت چی بود دوباره؟
سلام کن، جکی
تلاشتو برای بهتر کردن آرایشت تحسین میکنم
مرسی، مرسی
واقعاً سعی کردم کمترش کنم
روی ته ریش پنج صبحی، همونطور که میبینی
آره میبینم
واقعاً سعی کردی پنهونش کنی، نه؟
آره
خب، الان کجا زندگی میکنی، جکی کاکس؟
خب، من در حال حاضر ساکن نیویورک سیتی هستم
و اهل کجایی؟
من اهل کانادا هستم
شاید اینو از مناظره سیاسیم بدونی
تمام کاری که میخوام انجام بدم
اینه که بیشتر و بیشتر و بیشتر پایین برم
من دارم عروسکمو بالا نگه میدارم
کریستال متید. ووو!
بیا در مورد این لباسی که پوشیدی حرف بزنیم
میدونی، من فقط دوست دارم برم مغازه دستدوم فروشی محله
و بندازمش تنم و امیدوار باشم که خوب از آب دربیاد
واقعاً هم برات جواب داده
فکر میکنم چیزی که داورا ازت انتظار دارن
اینه که شروع کنی به استفاده از چیزی که تو سرته
نه چیزی که رو مدل موی پشمت (مالت) هست
هایدی، میدونی چیه؟
فکر کنم وقتشه برگردی تو کمد.
ممنون.
حالا دیگه برنامه کریستاله.
No comments yet. Be the first to leave one.