About My Father

About My Father

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

About My Father 2023 2160p 4K WEB x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian About My Father 2023 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-30
Lượt tải xuống: 12
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

اسمم سباستینه. آره، این منم

وقتایی که مامانم واسه پیش‌دبستانی تیپ برام می‌زد

۵۴ انگار داشتم می‌رفتم کلاب استودیو

مثل بقیه‌ی داستانای آمریکایی، مال منم از خیلی وقت پیش شروع می‌شه

اونم توی یه قاره‌ی دیگه

دقیق‌تر بخوام بگم، جزیره‌ی جادویی سیسیل

سباستین: خیلی‌ها سیسیل رو

یه توپ گنده جلوی چکمه‌ی ایتالیا صدا می‌زنن

که البته منطقیه؛

چون از وقتی دنیا شروع شده، همه سعی کردن بهمون لگد بزنن

از همون اولِ اولش. (صدای فیل)

(جیغ زن)

سباستین: نسل‌هاست که مردم من

توسط جنگ

آتشفشان

و شورت‌های شنایِ بیضه‌لِه-کُن تهدید شدن

اما ما از همه‌شون جون سالم به در بردیم

اونم با یه نیروی توقف‌ناپذیر:

خانواده

اینا عکسای واقعی اجداد سیسیلیِ منن

به قیافه‌های مخصوص "مانیسکالکو"یی‌شون دقت کنین:

با اون کمرهای خمیده و قیافه‌های طلبکارِ همیشگی

عین یه مشت آبنبات‌چوبیِ شاکی

توی چند قرن گذشته

این مردایِ قوزیِ مغرور فقط با یه هدف زندگی کردن:

هر کاری از دستت برمی‌آد بکن... (صدای گاو)

تا برای بچه‌هات زندگی بهتری بسازی

بهتر از اون چیزی که خودت داشتی

واسه پدرم، این یعنی رفتن از

سیسیلِ محبوبش به مقصد شیکاگو

تا اون و مادرم بتونن فرصت‌هایی رو به من بدن

که خودشون هیچ‌وقت نداشتن

مثل پارو کردن برف

گذاشتن یه مدل مویِ پشت‌مویِ قشنگ

و رفتن به جشن فارغ‌التحصیلی

اونم در حالی که شبیه رئیس کازینوها شده بودم. (صدای دستگاه سکه)

سباستین: وقتی بچه بودم، بابام جون کَند

تا یه سری قوانین رو توی مغزم فرو کنه؛

قوانینی درباره اینکه یه مرد چطوری باید رفتار کنه

مثلاً، اگه بیداری، باید کار کنی

هی، فشار چطوره خانم مارینلی؟

محکم‌تر

باید حسابی مایه بذاری پسرم. من ساعتی بهت پول نمی‌دم

من بابت هر ناله‌ی رضایت مشتری بهت پول می‌دم، فهمیدی (کاپیشه)؟

سباستین: اون یارو که موهاش رو دم‌اسبی بسته

بابای منه. (ادامه صدای ناله)

گفتم که اون صاحب یه سالن آرایشگاهه؟

این آدم از نسلِ درازِ آرایشگرهای سیسیلی میاد

و جرئت نکنی بهش بگی سلمونی

این مرد فقط مو کوتاه نمی‌کنه

اون استایل خلق می‌کنه

سالوو

عالی شده

دیدی؟ بهت گفتم زیر اون لایه‌ها، استخون گونه داری

فقط لازم بود "میکلانژ" بیاد و از اون زیر بکشتشون بیرون

سباستین: قوانین کارِ کودکان که قطعاً زیر پا گذاشته می‌شد

اما نکته‌ی مثبتش این بود که

واقعی‌ترین لباس "چوباکا" رو داشتم

توی کل تاریخ هالووین

سباستین: اون بهم یاد داد که همیشه پولات رو پس‌انداز کنی

از پیش‌غذا و دسر خبری نیست

و اگه غذای اصلیت رو تموم نکنی

پول شام تولد خودت رو هم باید بدی

سباستین: و اینکه دست‌به‌آچار باشم

ازم می‌خواستی برات اسکیت‌برد بخرم

ولی من جاش یکی برات ساختم

سال دیگه می‌خوام برات

از اون نینتندوها بسازم

سباستین: اما یه استثنا وجود داشت: ادکلن

هیچ‌وقت واسه عطر مخصوصت خسیسی نکن

موقع خواب، خونه‌مون بویِ ماشین‌های اوبرِ لاس‌وگاس رو می‌داد

تنها زمانی که لبخند بابام رو می‌دیدم وقتی بود که

رقصِ مرغی می‌رفتیم

واسه مامانم

واسه من، این مرد یه خدا بود

همه چیز هم عالی پیش می‌رفت

تا اینکه بزرگ شدم

و عاشق کسی شدم که دقیقاً نقطه‌ی مقابل من بود

اسم اون "اِلی" بود

یعنی فقط این دختر رو ببین

استایل، مثبت‌اندیشی

شخصیت

آره، این زنِ رویاهای من بود

سباستین

آخ! واقعاً ببخشید که دیر کردم

این یارو ۱۵ دلار واسه پارکبان می‌خواست

واسه همین ۹ تا چهارراه اون‌طرف‌تر پارکش کردم

یه لحظه صبر کن، اگه اون‌قدر دور پارک کردی

چطوری این‌قدر خشکی؟ تو حتی وقتی می‌ری نامه برداری عرق می‌کنی

به خاطر لباس "فِندی"ه عزیزم

رطوبت رو می‌کشه. (خنده)

تو هم یکی می‌خوای؟ آره

می‌دونی، همه می‌گفتن باید توی

افتتاحیه‌م غذای باکلاس بدم ولی من گفتم:

"یه نفر رو اسم ببر که هات‌داگ دوست نداشته باشه."

سباستین: و این رو داشته باشین، اون هنرمنده

یعنی، من وقتی بچه بودم حتی اجازه نداشتم

به عنوان سرگرمی هم سمت هنر برم

خب، نمایشگاه چطور پیش می‌ره؟

وای خدای من! فوق‌العاده‌ست

همه‌ی کارهام توی ۱۵ دقیقه فروش رفتن

عزیزم، این معرکه‌ست! می‌دونم، مگه نه؟

راستش بیشترشون رو یه دکوراتورِ کله‌گنده خرید

ولی چون اونا تو کل دنیا مشتری دارن، شکایتی ندارم

خب، نباید هم داشته باشی

مخصوصاً چون یه جورایی شبیه، می‌دونی

اِلی: واژن؟

خب، می‌دونی اگه افقی آویزونشون کنی

یه جورایی شبیه غروب خورشید می‌شن

اوه، آره

درسته

سباستین: از روزی که باهاش آشنا شدم

اون داشت چشمای من رو

به روی انواع تجربه‌های جدید باز می‌کرد

مثل خوابِ قیلوله

عجیبه

خورشید داره از لای پرده‌ها می‌تابه

و کارهای مراقبتی زیبایی

هی خوش‌تیپ، عالی شدی

وایسا، عصبانی هستی؟

آره

از اینکه ۴۲ سال طول کشید تا ماسک آووکادو رو کشف کنم

و آخرین مورد که کم‌اهمیت هم نیست:

لبخند زدن

خب. اوم

طبیعی نیست. اون

اصلاً طبیعی نیست. ولی می‌دونی چی فکر می‌کنم؟

فکر کنم فقط باید این عضله‌های صورتت رو تقویت کنیم

پس فقط باید تمرین کنی

اینو نگاه کن. حالا تو امتحان کن

من که... (نفس زدن) عالی شدی

سباستین: آره، زندگی با اِلی تقریباً بی‌نقص بود

سباستین: فکر نکنم بتونم توی این کار شرکت کنم

واقعاً مسخره‌ست

اِلی: قول داده بودی. بیخیال دیگه

خواستگاری توی ملأ عام؟ خجالت‌آوره

اِلی: به نظر من که خیلی شیرینه

وقتی ازت خواستگاری کنم

یه محیط دنج و خصوصی خواهد بود

همم. فقط من و تو

همون‌طوری که باید باشه

همم. بدون هیچ‌کسِ دیگه

قبلاً می‌گفتی "اگه خواستگاری کنم"

الان گفتی "وقتی خواستگاری کنم"

باشه عزیزم، فقط... اعصابم خورده

حرف‌ها همین‌طوری از دهنم می‌پرن بیرون

خب، محض اطلاعت بگم

تنها راهی که من بله می‌گم

اینه که یه مقداری

خجالت‌زدگیِ عمومی هم چاشنیِ کار باشه

اوه، خب. پس آماده باش

بهتره همین الان رابطه رو تموم کنی

چون ما اصلاً از این کارها نمی‌کنیم. اوه، نمی‌کنیم؟

من این کار رو نمی‌کنم. ولی تو که

رقاص خیلی خوبی هستی. این مردم رو ببین

مرد: اوم، اِلی؟ الان یه جورایی به کمکت نیاز دارم

حله دمت گرم، ما پایه‌ایم

سباستین: حقیقت این بود که من واقعاً قصد داشتم

از اِلی خواستگاری کنم

فقط دنبال زمان و مکان مناسب بودم

سباستین: دارم می‌بینمت یارو. (تق‌تق به شیشه)

می‌بینمت

خب؟ جمعش کن

ممنون. بزن به چاک. اِلی: سباستین

دارم با پدر و مادرم تلفنی حرف می‌زنم، اینو گوش کن:

اونا ما رو دعوت کردن

به ویلای تابستونی‌شون

واسه تعطیلات آخر هفته‌ی ۴ جولای

عزیزم، الان گفتی "ما"؟ ما

فکر کردم این سفر فقط مخصوص خانواده‌ست

می‌دونم! یعنی واقعاً گیر کردم

بین اینکه فکر کنم این یه خبر عالیه

یا اینکه دارم تو رو می‌کشونم

توی نسخه‌ی ایتالیاییِ فیلم "برو بیرون" (Get Out)

مطمئن نیستم. اوه، اوم

بله، بله، بله مادر، بله. الان دارم ازش می‌پرسم

یه لحظه گوشی دستت

نظرت چیه؟

اِلی: (آه کشیدن) آره

داره مردونه گریه می‌کنه. یعنی جوابش مثبته

آخ جون! عاشقتم

برم برات دستمال بیارم

دوستت دارم. خیلی هیجان‌زده‌ام

سباستین: خب، آره، من کلاً زیاد گریه می‌کنم

دوست دارم توی اشک‌های خودم غوطه‌ور بشم

دوتایی: اومم

سباستین: اما این قضیه خیلی مهم بود

ویلای تابستونیِ اِلی فقط یه جای عالی

واسه خواستگاری نبود؛

بلکه معنیش این بود که خانواده‌ش دارن منو قبول می‌کنن

که این خیلی فوق‌العاده بود، چون

چطوری اینو باکلاس بیان کنم؟

اینا تا خرخره توی کلاس و پرستیژن

یعنی قیافه‌هاشون رو ببین با اون ژست‌های عالی

و دندون‌های ردیف و بی‌نقص

حتی سگشون هم مدرسه‌های بهتری از من

رفته بود. (صدای شاتر دوربین)

سباستین: من حسابی ترسیده بودم

که البته اصلاً منطقی نبود

چون داستان اونا هم یه داستان مهاجرتی بود

More Farsi Persian subtitles for About My Father

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left