200 dòng đầu tiên.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
همه ی شخصیتها،سازمانها،مکانها) (ورویدادها غیرواقعی هستند
یه پنجره شکسته
هرچه سریعتر باید شیشه رو عوض کنیم
نمیای؟
اوه
حتما یه اتفاقی افتاده
پشت خونه هیچ دوربین امنیتی نصب نیست
برای همین فهمیدن دلیل شکستن پنجره سخت میشه
سیستم امنیتی ساختمون رو بررسی کردیم
یه مدت این اطراف گشت می زنیم، پس نگران نباشید
باشه
شنیدی، مگه نه؟
چیزی نشده. نباید نگران بشی، باشه؟
ما گزارشتون رو ثبت کردیم
...یه نفر فردا صبح زود میاد
تا شیشه رو عوض کنه- باشه-
ما الان دیگه میریم
ممنونم- خواهش می کنم-
عجیب نیست؟- چی؟-
...که این اتفاق درست بعد از اینکه ته اوه
با خانواده ی جدیدش برگشته افتاد
چرند نگو، میرم یه دوش بگیرم
کیه؟
منم
این وقت شب اینجا چیکار می کنی؟
بذار بیام تو
من به بابا زنگ زدم
حالت خوبه؟ صدمه که ندیدی؟
من خوبم، طوریم نیست
اینطوری حداقل نمیذاره هوای سرد وارد اتاق بشه. نه؟
جون یونگ ،اینکار رو خودمم میتونستم انجام بدم
لازم نیست ناراحت بشی
هروقت کاری داشتی باهام تماس بگیر
این یه کار مردونه ست
دیگه این اتفاق نمیوفته، پس لازم نیست زحمت بکشی
تا حالا که بدون تو اوضاعمون خوب بوده
...اینطوری نباش، چرا نمیذاری جون یونگ
یه مدت بیاد پیش ما بمونه؟
اینجا خیلی خطرناکه، هیچ امنیتی نداره
کی میدونه دفعه ی بعد چه اتفاقی ممکنه بیوفته
دیگه این اتفاق نمیوقته
جون یونگ، نگران نباش
باشه
اگر کارت تموم شد، دیگه برو
راستی
چوب بیسبالت رو فراموش کردی با خودت ببری
من دیگه میرم
در ها رو قفل کن
گوش هاش درد می گیره
گوش هاش درد می گیره؟
فهمیدم
چرا کارت اینقدر طول کشید؟
ببخشید، هنوز بیداری؟
جنی یکم تب داره،برای همین ناآرومی می کنه
واقعا ؟ پرنسس من؟
چرا گوشیت رو جواب نمیدادی؟
جلسه الان تموم شد؟
تو راه یه سر هم به جون یونگ زدم
،شیشه ی پنجره شون شکسته بود برای همین کمکشون کردم
ته اوه، تو یه احمق وفاداری
درسته، پس کارت رو درست انجام بده
من همه ی کمک هات رو جبران می کنم
نگران نباش
دکتر کونگ، آدم خیلی حریصیه
...اما
واقعا می خوای سان وو رو بندازی بیرون؟
مطمئنی که این رو می خوای؟
داری یه کاری می کنی که حس آشغال بودن بهم دست بده
من می خوام یه کار درست انجام بدم،همش همین
پرتاب
عالیه- عالیه-
خوب بود
کارت خیلی خوبه
من خیلی تمرین کردم
اگر یه کاری رو شروع کردم دوست دارم درست انجامش بدم
این اخلاقش به من رفته
برای همینه که توی هر کاری که انجام میده عالیه
بعدی کیه؟- منم-
پرتاب
خوشمزه ست
...شنیدم قیمت سهام تی او پیکچرز
داره روز به روز میره بالا
فقط قیمت سهام اینطوری نیست
...شنیدم سود تجاری شرکت
در منطقه از دوبرابر هم بیشتره
...شوهرم میگه که شخص شهردار می خواد
توی این مراسم مهم شرکت کنه
اقتصاد گوسان به این خاطر خیلی رونق گرفته
معلومه که اون می خواد اینکار رو بکنه
ناهار امروز مهمون من
معلومه که من باید حساب کنم
چون تازه عضو انجمن شدم
آقای لی ته اوه خودشون صورت حساب رو پرداخت کردن
اوه- اوه-
واقعا؟- بله-
این دیگه چیه؟
این یه هدیه از طرف آقای لی هست
ایشون اینا رو سفارش دادن تا موقع رفتن به شما بدیم
خدای من- چه کار خوبی-
داماد من همچین آدمیه دیگه
همیشه به فکر داکیونگه
آقای لی خیلی بافکره
داکیونگ، از طرف ما ازشون تشکر کن
حتما
مهمونی خونه برای شروع کافی بود
این دیگه زیاده روی بود
ما اومدیم اینجا تا از صحبت کردن با همدیگه لذت ببریم
...اگر شوهرت توی اینکار دخالت کنه
و تنهایی پول همه چیز رو اون حساب کنه
اون وقت برخلاف هدف انجمن ماست
آها. این شما رو معذب میکنه؟
یه ریم جان، گوش کن
آدم نباید اینقدر از خودراضی باشه
تو نباید به هدف خیر آدمها بی احترامی کنی
خب، حرف اشتباهی هم نمیزنه
یه ریم حرف درستی میزنه
بهتره بدون استفاده از شوهرامون پول غذامون رو حساب کنیم
درست میگم، مگه نه؟
از لطفتون ممنونم
برای ناهار ممنونم، داکیونگ
من مال خودم رو بر میدارم، ممنونم
چقدر اعصاب خورد کن
!خانوم
بفرمایین
نه،نه،لازم نیست
من این رو به اسم خودم برداشتم
قبولش کنید
خیله خب،پس
این دیگه چیه؟
من دیروز رفته بودم سئول،یاد شما افتادم
،نباید اینکار رو بکنی نمی تونم این رو قبول کنم
شوهرم ناراحت میشه
این بین ما خانوماست،لازم نیست دکتر کونگ خبردار بشه
یکی مثل تو باید دستیار رئیس باشه
اگر اینطوره بهم کمک کنید
به همین زودیا قراره برم دیدن همسر رئیس چویی
بااینکه اون ماده گاو کوچولو خیلی کسی نبود بین خودمون راهش دادیم
چطور جرات کرد اینطوری رفتار کنه
ته اوه حتما خیلی پول خرج کرده
باید خیلی ازش تشکر کنی
تو که قبلا ازش متنفر بودی
اگر اون بچه رو نداشت خیلی بهتر بود
!!میگی چیکار کنیم؟
باید یه طوری رابطه ش رو با اونا قطع کنیم
!آه، سرم
کجا گذاشتمش؟
داره چیکار می کنه؟
قسم می خورم که اینجا بود
مطمئنی که توی کلاس گمش کردی؟
نمی دونم،از موقعی اومدم مدرسه نمی تونم پیداش کنم
کسی دزدیدتش؟
به معلم بگو
معلوممون هیچ کمکی نمی کنه
بدتر به خاطر اینکه آوردمش مدرسه دعوام میکنه
چقدر اعصاب خورد کنه
اگر مامانم بفهمه من رو می کشه
جایی ننداختیش؟- نه بابا-
کمد مدرسه ت رو گشتی؟- همه جا رو گشتم-
جلسه ی انجمن چطور بود؟
خوش گذشت؟- آره-
فکر می کردم که بیرون رفتن با پیر زن ها خیلی کسل کننده باشه
اما خیلی خوش گذشت
مامانم خیلی تحت تاثیر کارت قرار گرفت
بهم گقت که ازت تشکر کنم
اینکه چیز مهمی نبود
ممنونم
بخاطر تو خیلی احساس خوبی داشتم
داری میری دفتر؟
آره،اما تا دیر وقت نمی مونم
...اینطور نیست که
جون یونگ رو دوست نداشته باشم
اما یکم زمان می بره تا بهش نزدیک بشم
می دونم
نگران نباش،من خودم مراقبشم
بیا یه بار برای شام دعوتش کنیم
ممنونم، داکیونگ
شنیدم که به بیمارستان میخوای پول اهدا کنی
درسته؟
می خواستم وقتی همه چیز راست و ریس شد بهتون بگم
متاسفم- ...چون بهت یه پست مهم دادم-
به این معنی نیست هر طور خواستی میتونی پول های شرکت رو خرج کنی
خب؟ با چه پولی می خوای به بیمارستان کمک کنی؟
معلومه، می خواستم این موضوع رو با شما درمیون بذارم
اگر شما قبول نکنید همه چی منتفی میشه
مطمئنی می تونی اینکار رو بدرستی انجام بدی؟
اگر میخوای انجامش بدی، درست انجامش بده
چشم
به درستی انجامش میدم
سلام
...اگر از همین الان خودت رو ببازی
خیلی جالب نیست
اینطور که فکر می کنید نیست
،خودت میدونی که من بنا به دلایلی
بهت مدیونم،مگه نه؟
مواظب باش
اونا رو دست کم نگیر
الو؟
سلام،دکتر جی
...یادتون رفت پرونده هایی رو
No comments yet. Be the first to leave one.