200 dòng đầu tiên.
هی، چطوره این گوشیهای فسقلیتون رو بذارید کنار
و خانوادگی به این صفحه بزرگ نگاه کنیم؟
همین الان بهم پیام دادی «کنسله»؟
تازه با دو تا «س» هم نوشتیاش
ببخشید. باید لیلی رو ببرم یه قرار ولنتاینِ زودهنگام
هی، میدونی، داشتم فکر میکردم یه چیز کوچیک براش بخرم
میتونی ۱۱۰۰ دلار بهم قرض بدی؟
چطوره غذا سفارش بدیم و فیلم «دفترچه خاطرات» رو ببینیم؟
ای وای، اون فیلم همه چی داره
رایان گاسلینگ... رایان گاسلینگ زیر بارون
رایان گاسلینگ بدون پیراهن
حتماً. همینطور که داریم میبینیم، میتونیم ناخنهای همدیگه رو هم لاک بزنیم
منم موهات رو میبافم
اوه، برای اون یکی حتماً میمونم
میدونی چقدر گرون تموم میشه
که بدی بقیه این کارها رو برات انجام بدن؟
هی. هی، اندی
یه سوال فوری ازت دارم
نظرت درباره فیلم «دفترچه خاطرات» چیه؟
اوه! واقعاً ترغیب شدم
که کنترل رو بردارم و بزنم شبکه ورزش
خیلی خب، برنامه عوض شد. همهتون بزنید به چاک
این یکی اینجا میمونه
یالا بریم
در بازه
مگه اینکه از این «شاهدان یهوه» باشی، که اونوقت
درود بر شیطان
چرا همه آدمبدهها همیشه با «درود بر» شروع میکنن؟
هیچکس هیچوقت نمیگه «درود بر آقای راجرز»
اوم، آملی میخواست کاسه بزرگ شربتخوریمون رو قرض بگیره
برای مهمونی تولدت
آملی اینجا نیست، بازی «سیکسرز» داره پخش میشه
امتیاز عقبن، ۲۰ ثانیه هم مونده ۴
هیس
خیلی باحاله که فکر میکنی ساکت بودنِ ما
روی تمرکز بازیکنای توی تلویزیون اثر میذاره
تنها چیزی که برای تولدم میخوام بردِ سیکسرزه
و یه بغل از طرف بابات
هه، موفق باشی. تنها زمانی که منو بغل کرد
وقتی بود که داشتم با یه دونه انگور خفه میشدم
بچگیهامون همیشه مجبورم میکردی بازیهای سیکسرز رو ببینم
آره دیگه. من و برادرت عاشق «آلن آیورسون» بودیم
چه لقب خفنی داشت: «پاسخ»
بعدش مربی جنکینز لقب منو گذاشت «سوال»
لقب من تو دبیرستان «حامله» بود
وای خدای من، گلش کرد. فقط دو امتیاز عقبن
یالا! سه ثانیه مونده. اصلاً راه نداره
نه، «مکسی» توپ رو قاپید. شوت بزن! شوت بزن! شوت بزن
از وسط زمین! گل شد
گل شد! گل شد! بردن! بردن
رفت تو! وای خدای من
باورنکردنیه. چه لحظهای
اوه، ببخشید، اون
یه برخوردِ اتفاقی بود. خطا نبود
قطعاً نبود
من دیگه باید برم
خب، تو که اینجا زندگی میکنی، پس من باید برم
آهان، اینم از ظرفِ پانچ برای نوشیدنی
یا واقعاً هر چیز دیگهای. شیر، هورچاتا
اصلاً بزن به سیم آخر و توش اسپاگتی بریز
نذار اسمش جلوی آرزوهاتو بگیره
خب، فعلاً
تمام این مدت کارِ تو بود، گاسلینگ
پسر، خوب منو رنگ کردی
یه جورایی بامزه بود، خوشم اومد
سلام پدربزرگ. اوه، سلام. چطوری؟
اونو نگاه کن. اونو ببین، این
مسابقاتِ کشوریِ بدمینتونه
قضیه چیه؟ مَت پارکر
قوی، قابل اعتماد. علایق: گوشت قرمز
تنفرات: چقدر وقت داری؟
این آگهی ترحیم منه؟
یادت باشه، میخوام خاکسترمو روی خونهی "جین فوندا" پخش کنین
میخوام همهی اون گیاهای هیپیوارِ جلوی خونشو خشک کنم
نه، برات یه پروفایلِ دوستیابی توی "ترد-سوایپ" ساختم
یه سایته واسه آدمایی با ارزشهای سنتی
که علاقهای به آدمای زشتی
که باهاشون میرن کلیسا ندارن
ببین، تو اصلاً حق نداری
اینطوری سرک بکشی توی تنظیماتِ خصوصیِ من
میدونی که حریم خصوصی آخرین چیزِ مقدسیه
که توی این کشور برامون باقی مونده
مگه نه، چین؟
از وقتی که از "ایو" جدا شدی
همش کارت شده بری سر کار و بیای خونه
و غُر بزنی که چرا دیگه هیچکی نمیخواد کار کنه
بعدش دوباره بری سر کار
ببین، من قرار نیست برم توی سایتِ دوستیابی
اوه، فهمیدم
میترسی
من نمیترسم
تنها چیزی که منو میترسونه، پارک کردن جلوی "تریدر جوزه"
نه، مشکلی نیست
پس منم گرایشِ سیاسیتو عوض میکنم و میزنم "ترسو"
اوه، واو
منم ساعتِ خوابتو میذارم همین الان
یه سوالِ سریع. چطوری هجّی میشه
بذار ببینم چی نوشتی. اون زنه رو ببین
همم. واقعاً هم خوشگله
پسر، اون زنه خوب میدونه چطوری یه ماهی قزلآلا رو دستش بگیره
اینو ببین. «لیبرالهای کمونیست، انگشتتون رو بکشید پایین.»
اونو نگاه کن
حتی اجازه نمیده انگشتت رو به چپ بکشی
خوشم اومد. اوم-هوم
هی رایلی، برای تولد گیب چی میخوای بگیری؟
یه پیرهن ورزشی «آیورسن»
ولی ممکنه پیام اشتباهی رو برسونه
مثل وقتی که میخوای عکس سگت رو توی گروه بفرستی
ولی اشتباهی عکس ممه راستیت رو میفرستی
ممه راست، پیامِ راست
میتونی یه رازی رو پیش خودت نگه داری؟
آره، از کوین توی ساندویچی بپرس
هم به زنش خیانت میکنه هم توی مالیاتش تقلب
و از قضا، با حسابدارش
من و گیب موقع تماشای بازی «سیکسرز» یه لحظهی خاص داشتیم
ما، امم، نزدیک بود همدیگه رو ببوسیم
پس فکر میکنی کادو دادن اون پیرهن مثل این میمونه که بگی:
«یادته اون دفعه که نزدیک بود یه اتفاقایی بینمون بیفته؟»
خب، میدونی که من همیشه بهش حس داشتم
ولی الان با اَندیام که انگار
ترکیبی از شخصیتهای «بریجرتون» و شاهزاده اریک توی «پری دریاییه»
و گیب هم که... سلام بچهها
آه، آمیلی! ها
دوستدخترِ گیب که عاشقشه
و ما هم عاشقشیم... همه عاشقشن
من برای تولد گیب چی باید بگیرم؟
از لیست آرزوهاش سر در نمیارم
«بوبا فِت»؟ این یه جور اسموتیه؟
بعدش هم، من از کجا قراره یه «فالکون» پیدا کنم؟
من یه «فالکونشناس» سراغ دارم؛ بَری
خب، نمیخوام فقط یه چیزی از توی لیست انتخاب کنم، میفهمی؟
میخوام یه چیزی بهش بدم که یعنی: «من میبینمت
میشناسمت. بوت رو حس میکنم.»
تو دیوونهای
مرد خوششانسیه
امم، من یه پیرهن تیم «سونتی سیکسرز» دارم که میتونی بدی به گیب
خودت نمیخوای بهش بدی؟
نه، تو باید بدی
واقعاً؟ آره
تو خیلی آدمِ حسابیای هستی
باورم نمیشه قبلاً تو رو به چشم یه تهدید میدیدم
اوه
نزدیک بود همدیگه رو ببوسیم. بله، خب، یادآوری خوبیه
که ممکنه تصادفی واسه هر کسی پیش بیاد
ممم
خب لین، چه کارهای؟
زود بازنشسته شدم ولی قبلاً توی اداره کار میکردم
خب، زیاد سراغ دوستیابیهای آنلاین میری؟
نه. اگه میخواستم یه «گربهماهی» (کتفیش) گیرم بیاد
میرفتم از روی قایق این کار رو میکردم. اوه
ماهیگیری میکنی؟ اوه، من یه بار امتحانش کردم
اون عکس رو فقط برای این گذاشتم که یه طعمهای گیر بندازم
واوو
انگار یه ماهی درشت صید کردم
راستش من اونقدرها هم آش دهنسوزی نیستم
هرچند هنوز همون سایز شلواری رو میپوشم
که تو دبیرستان میپوشیدم
اوه
خب، میخوای یه بطری بگیریم؟
آره! تکیلا چطوره؟
معلومه که داشتم شوخی میکردم. اوه
مگه اینکه دلت تکیلا بخواد
من تو فکر شراب بودم. البته تا وقتی که مالِ
سرزمین آزادگان و خانهی شجاعان باشه
پس سر این میز خبری از شراب کالیفرنیا نیست
آره
آره، من بهش میگم «کمونیست-فورنیا»
تولدت مبارک، گیب
ویسکیه. چیزی که هر مردی برای یه مرد دیگه میگیره
بفرمایید تو. خیلی خب
چطوری؟ اه، خوبم
چرا خوب نباشم؟
باید هم خوب باشی
خوبم
خوبه. نوشیدنی؟
نوشیدنی
بفرما. این یه ترکیب قرمزه
یعنی مخلوطِ سه تا بطری نیمهخالی شراب قرمزه
اوه! «شابرلوت»، مورد علاقه منه
گیب، منم الان کادومو بهت میدم
نه بابا
آلن آیورسون بازیکن مورد علاقهمه
برای هالووین خودم رو شبیه اون کردم. از سر تا پا
نه اون قسمتش رو
حالا که فکر میکنم، اون بافتهای موهام یکم مورد داشت
هی، بیخیال، نگرانش نباش
منم یه سال برای هالووین تیپِ یه مرد سفیدپوست رو زدم
تمام شب رو داشتم الکیالکی موفق میشدم
آملی، این عالیه. از کجا میدونستی؟
میشناسمت عزیزم
ایول آملی، زدی تو خال
پس از «الن» خوشت نمیآد؟ نظرت درباره موسیقی چیه؟
من سبک کانتری رو دوست دارم
اوه. من زیاد طرفدار کانتری نیستم
مخصوصاً روسیه و کانادا
آره، موسیقی کانتری اصلاً خوب نیست. آره
خوشحالم که «کنی راجرز» مُرده. پففف
خب، اون مرد خیلی مهربونی بود
دقیقاً درست میگی
اون یه فرشته بود و واسه همینم الان تو بهشته
No comments yet. Be the first to leave one.