Cougar Town

Cougar Town

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 6

Thông tin phát hành

Cougar Town S06E03 To Find a Friend 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 3 Cougar Town 2009 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-28
Lượt tải xuống: 17
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

بابی کوچولو بامزه‌ترین بچه‌ایه که تا حالا دیدم

اوه! عجب بویی می‌ده

جا باز کنین. منم اومدم. خب

خب، بچه‌ها، جدی باید مراقب باشین

دخترخاله‌م تس واقعاً به بوی بچه معتاد شده بود

نزدیک بود زندگیشو به باد بده

همین که یه ذره اون بوی شیرین تنِ بچه‌ خورد به دماغش

توی یه جشن تولد، و بعدش چشمتون روز بد نبینه

کارش به جایی رسید که تو پارک می‌رفت یواشکی تن هر بچه‌ای که می‌دید رو بو می‌کشید

خب، ممنون بابت همه کمک‌هاتون توی اولین هفته‌ای که پدر مادر شدیم

دیگه فکر کنم وقتشه بابی کوچولو رو ببریم خونه

و خودمان از پسش بربیاییم

چی؟

اوه، تازه اولِ دردسرِتونه، چون اولین باری که یه زوج

با بچه‌شون تنها می‌شن، اوضاع ممکنه یکم قاطی‌پاتی بشه

اولین روزایی که استن رو تنهایی نگه می‌داشتیم

اونقدر خسته و بدعنق بودم که به یه سلیطه تمام‌عیار تبدیل شدم

و دیگه هم به حالت قبل برنگشتم

سرِ بچه اولمون اونقدر دست‌پاچه شده بودم

که یه ثانیه هم وقت نداشتم به خودم برسم

یه نصیحت کوچیک: پوشک بزرگسال

شماها طوری تعریف می‌کنین انگار فیلم ترسناکه

تا می‌تونین بخوابین، غذا خوردن هم یادتون نره

و، اوم، اگه اوضاع خیلی بیریخت شد، به من زنگ بزنین

مرسی بچه‌ها، ولی مطمئنم خودمون از پسِ بچه‌مون برمیاییم

حواسمون هست

حالا ببین کی گفتم

یه اشتباه کوچیک بود. قضاوتمون نکنین

با مامان‌بزرگ خداحافظی کن

باشه، باشه

وایسا

موفق باشین

بدبخت شدن

هنوز باورم نمی‌شه مامان‌بزرگ شدم

اوه، نگران نباش جولز، هنوزم یه مامان‌بزرگِ خیلی سکسی هستی

چی؟

تام

وایسا. نه، راستش این تعریف رو به جون می‌خرم

چندش

خب، اندی چطوره؟

آخه از وقتی بابی رفت ندیدمش

همون موقع که برای کار حرفه‌ای گلف رفت به جورجیا

با این قلب شکسته‌ش می‌خواست بره بیمارستان

این چند روزه حتی خونه هم نخوابیده

چون رفته توی قایقِ بابی کز کرده

خیلی عالی بوده

بهتره برم یه سری بهش بزنم

اوه، نه. باید بار رو باز کنم

ای کاش انقدر سخت نبود که یکی رو پیدا کنم جای من وایسه، ولی

شغلم واقعاً چالش‌برانگیزه

وایسا. جدی می‌گی؟ کجاش چالش‌برانگیزه؟

این که بطری رو خم کنی بالا یا خم کنی پایین؟

"آرنجِ بارتندری" یه مریضی واقعیه

و شغل من فراتر از فقط نوشیدنی ریختنه

هیچ‌کدومتون نمی‌تونین انجامش بدین

نه؟ خیلی خب. بذار ببینیم

بیخیال. فقط واسه چند ساعت

من و الی بار رو می‌چرخونیم، تو هم برو به اندی سر بزن

باشه. ولی لطفاً... مراقب باشین

خیالت راحت. از پسش برمیاییم

اگه اون احمق می‌تونه، ما هم می‌تونیم

من هنوز اینجام

می‌دونم

اندی؟

یا خدا، مرد. چه بلایی سرت اومده؟

شبیه شرکت‌کننده‌های برنامه بقای "بِر گریلز" شدی

لباس‌های بابی رو پوشیدی؟

هنوز بوی اونو می‌دن... بوی آب‌شور و تاکو

دقیقاً نمی‌دونم اینجا باید چیکار کنم

تا حالا هیچ رفیق صمیمی‌ای تنهام نذاشته. بیخیال، بیا یه آبجو بخور

این نوشیدنی مورد علاقه‌ش بود

هنوزم هست. نمرده که

بیا، باید از اینجا ببریمت بیرون

گریسون، می‌شه... می‌شه سرم رو نوازش کنی و بهم بگی "اندو"، همون‌طوری که اون می‌گفت؟

هِر دِه دِر، اندو

هِر دِه دِر

خب، یه شراب شاردونه واسه "عروسکِ کلمی"

یه لمون دراپ واسه "نیم‌تنه"

یه شرابِ "کاب" واسه "کوه شکلات"

یه پینا کولادا واسه "بدونِ ضدآفتاب"

و یه تگری واسه "بانو فانز"

اِه

باز هم شراب؟

خیلی دوست داریم، ولی شوهرامون منتظرن

اوه، من که مشکلی نمی‌بینم

بهم خیلی داره خوش می‌گذره. - منم همین‌طور

منم که استاد اسم گذاشتنم. اینو ببین. خب

بزن بر بدن، "سیبیل هیز"

دوستام گفتن این خیلی باحاله

دوستات اشتباه کردن

باشه

راحت بود

سریع خوابش برد

یعنی مثل هلو، بدون هیچ مشکلی

موقع غذا خوردنم، سریع چسبید به اون قمقمه‌های شیرِ قدیمی

اه، عزیزم، می‌شه لطفاً نگی

قمقمه‌های شیر. ببخشید

نه، خب همونن دیگه

منظورم کلمه "چسبیدن" بود. وای خدا، از این کلمه متنفرم

منظورم اینه که مراقبت از یه بچه راحت‌تر از

مراقبت از حیوون خونگیِ مجازی "تاماگوچی‌"ـمه

اصلاً تو چطوری منو حامله کردی؟

خب... خب

آخی، بچه‌ها فکر می‌کردن ما از پسِ این کار برنمیاییم

ولی بابی کوچولو خیلی آروم خوابیده

حتی یه صدا هم ازش نمیاد

چرا هیچ صدایی نمیاد؟ نباید یه صدایی بیاد؟

نفس کشیدن خودش صدائه. برو

برو

ادامه بده. ببین. هنوز جا داره

نمی‌دونم چرا داری شل می‌کنی

به این می‌گی غذا، "چشم‌چهارتا"؟

می‌بینی دارم چیکار می‌کنم؟ دارم ادای شماها رو درمیارم. فهمیدی؟

خب، امروز چطور گذشت؟

خیلی سخت‌تر از اونی بود که فکر می‌کردیم

یه یارو یه آبجو و یه آب می‌خواست

مجبور شدم با هر دوتا دستم حملشون کنم

یه لحظه واقعاً اوضاع داشت بیخ پیدا می‌کرد

و وقتی اوضاع خیلی داغون شد که مجبور شدم یه آبجو بدم

به یه نفر این‌ور، و بعد به یکی دیگه

اون‌ سرِ دنیا

خب، باشه. یه شیفت صبحِ بی‌حال رو گذروندین

این که کاری نداره

شب‌هاست که اوضاع خیلی "داغون" می‌شه

اندی، داری چیکار می‌کنی؟

از روی صندلی افتادم! انقدر ناراحتم که حال ندارم بلند شم

آخی، دلم می‌خواد گریه کنم

منم همین‌طور. ولی به دلایل دیگه

بابی

خیلی خب، یکی باید به این قضیه برسه

یکی غیر از من

می‌دونی، الان می‌تونی به اندی کمک کنی

می‌تونی کلِ آخر هفته رو وقت بذاری

و من و الی حواسمون به بار باشه

آخر هفته؟ حالا تو داری "داغون‌بازی" درمیاری

نگو "داغون"

حالا گوش کن، اگه ما بار رو بچرخونیم و تو به اندی کمک کنی

اینطوری همه سود می‌برن

باشه، قبوله

ولی به محض اینکه کوچکترین مشکلی پیش بیاد

باید بهم زنگ بزنین برگردم و درستش کنم

و رقصِ "ها ها، من راست می‌گفتم"ـم رو انجام بدم

ها ها. من راست می‌گفتم. ها ها. من راست می‌گفتم

ها ها هووو ها ها

بیا اندی. بریم

بابی همیشه منو این‌طوری دنبال خودش می‌کشید

این بار مالِ خودمونه

اوه، دیشب توی بار ترکوندیم

مردم رو خیلی خوشحال کردیم

درسته، ولی احتمالاً به خاطر الکل بوده

آره. و ما اون الکل رو بهشون دادیم. خودِ خودمون

چی؟

ما همین‌طوری در رو باز کردیم و بدون کلید اومدیم تو

اوه

مگه تو در رو قفل نکردی؟ مگه تو قفل نکردی؟

وایسا. مطمئنم همه‌چی ردیفه

یعنی، اینجا شهرِ امنیه، مگه نه؟

اوم، خب، بستگی داره

موقعی که رفتیم، درِ صندوق چهارتاق باز و کاملاً خالی بود؟

پس بهمون دستبرد زدن

دان-دان-داااان

نمی‌دونم چرا این کارو کردم. ببخشید

خب، خوب فکرامو کردم و به این نتیجه رسیدم که دزدی شده

فکر کردم قبلاً سر این موضوع به توافق رسیدیم

خیلی خب، فکر کنم باید به پلیس زنگ بزنیم

ولی اگه به پلیس زنگ بزنیم، گریسون می‌فهمه

که گند زدیم

اون در هر صورت می‌فهمه

اه، دیگه تا آخر عمرش دست از سرمون برنمی‌داره

ولی اون می‌دونه دیشب چقدر پول درآوردیم

اوه، قراره خیلی رو مخ بره

من باید برم

خب، وایسا. بیا فکر کنیم

سه هزار دلار عقبیم

چی می‌شه اگه خودمون پول رو برگردونیم؟ این ایده عالیه

می‌دونی، من، اوم، هشت دلار دارم

منم دارم... بذار ببینیم

دو دلار. اوه، و یه مروارید گنده! نه، این یه قرصِ "منتوس"ـه

اوه. نه

خب، حالا چیکار کنیم؟

چی می‌شه اگه سه هزار دلار نقد، زیرمیزی جور کنیم

و بگیم مالِ دیشبه؟ آره؟ چطوری؟

می‌شه یه آبجو بهم بدین؟ حتماً

دلار، واسه یه آبجوی گرم ۵

می‌شه یه آبجوی خنک بدی؟ البته

دلار. هزینه‌ی خنک‌کنندگی ۸

فهمیدم

می‌خوایم تا قرون آخرِ این ساده‌لوح‌ها رو بکشیم بالا

نه، نه، با تو نبودم. یه سری ساده‌لوحِ دیگه

پوست سرش باید اینطوری خشک باشه؟

انگار... پوسته‌پوسته شده. شبیه پوست مارمولک شده

تمومه. میرم توی گوگل چک کنم

ای وای. تایپ کن "سرِ پوسته پوسته‌ی مارمولکیِ نوزاد"

محدودیت حرکتی هم داره؟

قنداق شده، ولی آره! آره

ای وای

فکر کنم دچار بیماری "آستنی پوستی ناحیه‌ای اسبیِ ارثی" شده

باشه، من به جولز زنگ می‌زنم

نه! وایسا، وایسا

من توی یه سایتِ دامپزشکی‌ام

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left