200 dòng đầu tiên.
برو کنار
بکش کنار
راه رو باز کن
برو اونور
گفتم برو کنار
سادا
این چه کاریه! ما که هرزه نیستیم
کی این بلارو سرت آورده؟
یه سامورایی؟
سادا! کار یه سامورایی بود؟
ارباب میزوگوچی، وقتش رسیده
ائتلاف شمالشرق باید متحد بشه و جلوی دولت جدید رو همینجا بگیره
کاملاً متوجهم
نمیتونی منو سیاه کنی! شما شیباتاها فقط حرف میزنین
حتی یه سرباز هم نفرستادین
فرستادیم
ولی رعیتها راهشون رو بستن
مزخرفه
اون دهاتیها رو قطار کنین و سرشون رو بزنین
سایتو، آروم باش
ببخشش
ولی ارتش امپراتور چیزی نمونده که قلعه ناگائوکا رو پس بگیره
الان بیشتر از همیشه، قلمروی شیباتا باید خون بده
این به حرف عالیجناب بستگی داره
به همین خاطر
فردا میایم به شیباتا
و مستقیماً از ارباب جوونتون درخواست نیرو میکنیم
از عالیجناب؟
اگه از فرستادن سرباز خودداری کنه
شیباتا خائن شناخته میشه و قلعهتون رو اشغال میکنیم
مراقب پله باش
احتیاط کن
پس بالاخره باید بریم جنگ
وقتی اینجوری تهدیدش میکنن، عالیجناب نمیتونه نه بگه
سنگوکو، تا یه مدتی نمیتونی برگردی
آره
وقتشه
جناب «زن»
اوه، بسه دیگه
باز شروع شد
کدومتون سنگوکو زنمون هستین؟
تو کی هستی؟
با من چیکار داری؟
بمیر کثافت
بمیر
بمیر! بمیر
بمیر! بمیر! بمیر
برین کنار
تو کی هستی دیگه؟
برو کنار
سادا
تکون بخور
باید اعدام بشه
دخالت نکن
برین جلو
سادا
هی
هووی
چیکار کردی؟
چه فرقی میکنه؟ تهش میمیریم
بحث جنگه
جنگ شروع شده. واسه همینه که انقدر سخت میگیرن
هدف
آتش
حرکاتتون رو نرم و دقیق انجام بدین
ائتلاف انگار ولکن معامله نیست
فکر میکنی بیخیال اینجا شدن، ولی یه جای دیگه سبز میشن
جناب یاماگاتا، من از این جنگ خسته شدم
تغییر دادن اساسی یه کشور کار سادهای نیست
تو اینو میگی، ولی چند ماه دیگه زیر برف دفن میشیم
باید تا اون موقع قضیه رو اینجا تموم کنیم
برای اون کار
به این بندر نیاز داریم
نیگاتا؟
اسلحه ائتلاف اینجا میرسه و بعد از رودخونه میره سمت ناگائوکا و آیزو
پس اینجا
قلب ائتلافه
ولی اون قلب خوب محافظت میشه
بهم گفتن دارن کلی سرباز میآرن
اما دور اون قلب
قلمروی شیباتاست
اونا هم توی ائتلافن؟
حاکم قلمرو یه بچهست. با هر بادی تغییر موضع میده
خب تاکومی؟ دیدی چقدر خوب شلیک میکنم؟
قربان، ائتلاف فردا دوباره میاد اینجا
ممکنه لازم باشه ما هم سرباز بدیم
گور بابای ائتلاف. منو نخندون
ناگائوکا فقط کارش دزدی از ماست و جوری رفتار میکنه که انگار نیگاتا مال خودشه
ولی وقتی پای حکومت بر کشور وسط باشه، باید متحد بشیم
ارتش امپراتور برنده میشه
باید روی اسب برنده شرط ببندیم
ولی قربان
با تمام احترام، اگه سرباز نفرستیم
ائتلاف ممکنه شهر قلعهمون رو اشغال کنه
میتونیم چند نفر رو فدا کنیم. ارتش امپراتور نجاتمون میده
ولی
با زبون خوش از شر ائتلاف خلاص شو
این وظیفه توئه
پیامی از طرف جناب یاماگاتا از ارتش امپراتوری جدید
میخواد لرد نائوماسا رو ببینه، واسه همین فردا
یه گروه پیشرو میفرسته به قلعه شیباتا
برای دیدن عالیجناب؟
اونا میخوان که بهشون ملحق بشیم
مگه خوب نیست؟ به ارتش امپراتور ملحق میشیم
احمق نباش
ائتلاف فردا میاد
اگه به هم بخورن، توی شهر با هم میجنگن
قربان! چیکار میخواید بکنید؟
قربان؟
قربان
پدرت خیلی سختگیر بود
معتقد بود که شمشیرزنهای خوب، دولتمردای خوبی میشن
خیلی به ما سخت میگرفت
میتونم بپرسم چی شما رو اینجا کشونده؟
کسی اینجا هست که جونش رو واسه شیباتا به خطر بندازه؟
بله؟
از مقامهای خودم پرسیدم
جناب واشیو، همهشون یکصدا اسم تو رو آوردن
پس شیباتا به ائتلاف ملحق میشه؟
واسه همین اینجام
واو، اونا دیگه چیان؟
خیلی غولپیکرن
داداش
میخوان سرش رو اره کنن؟ عجب نمایش معرکهای بشه
هی! چرا واسه منم اره آوردین؟
من که کاری نکردم
حق من اره نیست
با همون نیزه هم کارم تمومه
انجامش بدین
وایستین
اعدام رو متوقف کنین
شیباتا، به عنوان بخشی از ائتلاف، با ارتش امپراتور میجنگه
جنگ؟
پیادهنظام ما فردا حرکت میکنه، ولی قلمرو نیاز به دفاع داره
ما به کمک شما نیاز داریم
ما؟ به شما کمک کنیم؟
ازتون میخوایم از یه قلعه توی مرز قلمرو دفاع کنین
بیخیال رئیس! شوخی نکن دیگه
جدی میگم
شما مجرمها واسه قلمرو میجنگین
این کار رو بکنین و زنده بمونین
اونوقت تبرئه میشین
چی؟
تبرئه؟
واقعاً؟
اون موقع میتونیم برگردیم خونه؟
این چیزیه که مشاور ارشد گفته
شنیدی پسر؟
پس بزن بریم انجامش بدیم
تبرئه شدیم
به همین خیال باش
سامورایی شما به زنم تجاوز کرد
نمیفهمم چی داری میگی
ساکت
داداش
توئه قاتل
صبر کن
اون سنگوکو رو کشت
سرباز کم داریم
داریم به یه یاغی پیشنهاد عفو میدیم. اگه قبولش نکنی
میتونی بری توی اون یکی سلول
پیش مریضای وبایی
اونوقت کل دل و رودهت رو میاری بالا
خب، تصمیمت چیه؟
رئیس
تکلیف اون چیه؟
بلدی غذا بپزی؟
آره. اگه بخوای برقصم هم بلدم
آماده بشین
شما ده نفر حالا عضو «جوخه انتحاری» ائتلاف شمالشرق هستین
برای حرکت آماده بشین
چرا اون یارو دستبند داره؟
چون ده نفر رو کشته
توی روستای یونِکورا، یادت نیست؟
این همون «قصاب»ـه؟
آدم خیلی خطرناکیه
احمق! اینجا همهمون آدمبدی هستیم
شک نکن
سرقت و قتل
آتیشافروزی
از خودکشی دستهجمعی خونوادش زنده مونده
یه سامورایی رو کشته
و یه راهب هیز که دنبال دخترای رعیتهاش بود
اینو یه قمارباز دوزاری میگه
ای بابا
ایریه
چرا نشان ناگائوکا؟
ما شبیه شیباتاها نیستیم
ائتلاف اینجوری گفته
واسه اینکه نشون بدیم چقدر وفاداریم. حسش نمیکنی؟
اسبها رو همینجا بذارین
قلعه اون بالاست
هنوز نرسیدیم؟
ایست
این همون قلعهایه که باید نگهش داریم؟
خوب گوش کنین
فقط وقتی آزاد میشین که واسه ما جنگیده باشین
اینو یادتون بمونه
هر چی شما بگی رئیس. همهمون توی یه قایقیم، مگه نه؟
یادتون باشه
No comments yet. Be the first to leave one.