153 dòng đầu tiên.
درود و شب بخیر به شما زندانیهای عزیز.
وقتشه برترینها رو اعلام کنم.
تبریک میگیم به جمرهد.
زندانی نمونهی این هفته...مثل همیشه.
با بیش از ۲۴۳ ساعت بیتحرکی.
رکورد قبلی زندان رو شکست!
آفرین جمرهد.
جمرهد، بالأخره وقتش رسید.
سلام رئیس!
ای بابا، انگار اون لاکپشتها واقعاً بدجور ناقصت کردن.
مغزت هنوز توی هنگه.
آخ.
فقط دَووم بیار رئیس.
دقیقاً کاری رو که بهمون یاد دادی زمان اضطراری بکنیم کردیم.
راهاندازی مجدد...
راهاندازی مجدد...
بهت گفتم که گارانتی اضافهش مزخرفه!
حالا یهکم فرصت بده.
هی! اقدام به فرار توی بند ۵. اشباح خیابونی!
لو رفتیم! باید جیم شیم.
به خونه خوش اومدی جمرجون.
۱۴۰۲/۰۲/۱۳ ۲۰۲۳-۰۵-۰۳
«فصل: ۶ قسمت: ۱۷» «جمرهد وارد میشود»
شما به اسم من بیاحترامی کردید...
طایفهی من رو نابود کردید، همه چیزم رو گرفتید.
بهجز روحیهم...
و کنگ فو!
با این دو...
خوب نگاه کن. استاد مبارز قراره فن خدنگ کبرای عصبانیش رو نشون بده!
اینجا رو باش!
چطوری انقدر خم میشه؟!
برای انسان غیرممکنه!
زیبا نیست؟
ایول!
استاد مبارز ۱۳: انتقام مبارز خدنگ.
از کجا پیداش کردی؟
وقتی به مایکی گفتم تا حالا فیلم کنگ فویی ندیدم
نزدیک بود رد بده.
اما واقعاً درک نمیکنم.
شماها همیشه واقعاً مبارزه میکنید
اما این فقط یه فیلمه.
این یارو فقط یه بازیگره، نیست؟
الکیه.
پیش مایکی نگو «الکی».
کلاً روی فیلمهای کنگ فوییش خیلی حساسه.
ظرافت رو ببین، حرکات رو ببین!
طوری که رگهاش از گردنش میزنه بیرون! شاهکاره!
آی...
اتفاقاً این حرکت بهترین راه برای قطع جریان خون به مغزه، مایکلآنجلو.
مگه الان نباید توی دوجو گرم کنی؟
چرا! اگه به اندازهی کافی تمرین کنم
میتونم به اندازهی استاد مبارز ماهر بشم، نه؟
اینا همهش بدل و جلوهی ویژهست. الکیه.
گفتـ...الکی...
- چیزی نیست مایکی، آروم باش. - چـ...چی...گفـ...الکی؟!
بیا بریم با تمرین آرومت کنیم.
ارباب کودی، استاد اسپلینتر.
اراذل خزنده، خانم استارلی همبرث اومده دیدن شما.
سلام استارلی، چی...
کار! کلی کار! باید چندتا طرح رو تأیید کنید.
امروز باید تست نسخهی اولیهی چندتا نانوپهپاد رو نظارت کنم.
و رباتهای تست هم که رفتن برای تعمیر.
میتونم توی آزمایشگاه بخوابم، مشکلی نیست.
- همهش ۴ روزه! - نفس بگیر استارلی!
اینا لازم نیست فوری انجام بشن.
چی شده؟
خیلیخب.
مسئله خونوادهمه.
دارن میان دیدنم.
مامانم تصمیم گرفته که وقتشه بیان زمین و رسماً «بهم سر بزنن».
و از «سر زدن» منظورم اینه که انقدر دیوونهم کنن تا برگردم خونه.
قراره یک هفتهی تمام غر غر کنن که چقدر زمین خطرناکه.
بعضی وقتها بهتره خانواده با بقیه هم وقت بگذرونن.
شاید بهتر باشه امشب کودی مهمونی شام بگیره.
من هم میتونم برای نشون دادن شرکت بهشون کمک کنم. من از خدامه اونجا باشم.
تازه سابقهی سر و کله زدن با خونوادهی دیوونه هم دارم.
وای مرسی مرسی از همهتون!
دوستی برای همین وقتهاست دیگه.
آره، تا جای خونوادهای که گیرشون افتادی رو بگیرن.
خیلیخب، حالا که دوباره به کار افتادم
بریم سراغ کاسبیمون.
اون لاکپشتهای کثافت من رو انداختن زندان.
روزگارشون رو سیاه میکنم!
رئیس شما دستور بده تا بریم دنبالشون.
نه، کار خودمه. فقط خودم.
توی خیابون احترام حرف اول رو میزنه.
اونا شاید تنبهتن کارشون رو بلد باشن
اما استادهای رزمی بهتر و بیشتری وجود دارن.
و تمام فنونشون هم موجوده!
خوش بهحال من!
من توی هستهی مغزم تراشه دارم.
مواظب باشید پس نیوفتید.
آره عشقم!
دانلود کن خرابی رو!
عالی شد. فراریش دادیم تا دوباره اتصالی کنه.
فن پا پرتابی باو-چانگ!
فن چرخی وو-تنگ!
من کنگ فو بلدم! کاراته بلدم!
جوجیتسو، کنگ پائو!
دعوای مریخی! کشتی شَستی پلوتونیومی!
یکی بگه «پشمام»!
پشمام!
حالا یکی بره لاکپشتها رو بیاره!
استارلی!
لکه ستارهای کوچولوی من!
وای خدا ببین دختر نانازمو!
- چاق شدی؟ - مامان!
راست میگی.
رژیم بمونه برای بعداً. فعلاً بیا بغل.
وایسید.
بذارید این لحظه رو ثبت کنم.
عالی شد!
سلام بابایی.
شاید باید واقعاً میذاشتم توی آزمایشگاه بخوابه.
سلام، من دوست استارلی هستم. داناتلو.
قضیهی نقابش چیه؟ مجرمه؟ عضو فرقهای چیزی شدی؟
مامان!
خیلی باحاله، نه؟
تو باید گلکسور باشی.
حواست به اون باشه فقط.
تو دوست پسرشی؟ چون همهش از دوست پسرش حرف میزنه.
و اگه دوست پسرش نیستی پس بدجور شبیه اونی هستی که تعریف میکنه و میگه دوست پسرشه.
اشکالی نداره، نترس.
گلکسور!
بخوابید روی زمین!
هی وای من، سوژهی دورهمی سالانهی خونواده جور شد.
مطمئناً بیمه دارید آقای جونز
و امیدوارم دوستتون هم واکسنهاش رو زده باشه.
به زندگی من خوش اومدی.
صحیح.
کودی، نظرت چیه ببریشون اطراف رو نشونشون بدی
من هم اینجا رو تمیز کنم؟
از اونجایی که همیشه پیش اون جونز سوسول هستن میدونستم اینجا پیداشون میشه.
بیاید درد رو شروع کنیم!
مرسی دان. دوست دارید اول چی ببینید؟
آزمایشگاه نانو ما فوق مدرنه.
- گفته بودم که استارلی چقدر برامون باارزشه؟ - اینجا سوغاتفروشی داره؟
من باید برم دستشویی. شماره ۴ دارم...
- گلکسور! - چیه خب؟ طبیعیه...
خیلیخب...
الان چندتا ربات نظافتچی فعال میکنم سریع تموم میشه.
اتفاقاً من هم توی همین فکر بودم.
منتها مطمئن نیستم اول کار کدومتون رو تموم کنم.
جمرهد؟!
تو الان باید توی زندان باشی!
و تو هم باید زیر پاهام باشی!
چـ...چی شد؟
اسم این فن رو گذاشتم «مارمولک پرنده و میمون خزنده»
کلی فن دیگه هم دارم.
مثلاً این یکی، «لاکپشتشکن»!
وایسا ببینم...
منطقی نیست. فقط یه استاد رزمی واقعی از پس این حرکت بر میاد.
مبارزه کردنت رو دیدم. تو فقط یه لات بیسر و پایی.
No comments yet. Be the first to leave one.