200 dòng đầu tiên.
به نظرم این یکی قراره حسابی خراب بشه. میخوای کمک کنی؟
مدیر تیلور ازم خواست بیام اینجا و بهش جون بدم.
چی گفت؟
از کارگردانی من خوشت نمیاد.
هر جور دلت میخواد بهش جون بده.
الکس. آدام بریورمن.
از دیدنتون خوشبختم آقای بریورمن.
میخواستم ببینم دوست دارید یه شب برای شام بیاین اینجا؟
آره، واقعاً دوست دارم.
من عضو AA هستم.
بهتره دیگه الکس رو نبینی.
گوردون، میدونم شرایط سخت بوده.
و به فکر فروختن شرکت بودی.
فروخته شد.
آه عزیزم.
سلام.
تو فوقالعادهای. ممنونم.
گاهی وقتا یادم میره بهت بگم چقدر فوقالعادهای. ولی تو فوقالعادهای.
خیلی ممنون. ممنونم.
عزیزم، اونا برای هدیان. اونا برای تو نیستن.
اوه، اینا پنکیکهای عذاب وجدانن، نه؟ نه.
اینا پنکیک عذاب وجدان نیستن.
آره، داری رشوه میدی. نه، اینطور نیست.
فکر کردم پنکیکهای آرامشبخش برای منن.
تا اولین روز کاریم با رئیس جدید، کمتر مضطرب باشم.
آره، و میتونی یکم بخوری.
باشه، ممنون. از بین اونایی که خوب نشده بودن.
آره، میدونم. اونایی که خوب نشدن رو میدونم.
دیشب نخوابیدم. واقعاً از اتفاقایی که افتاد حس بدی دارم و...
متنفرم که دلش رو بشکنم. فقط... من... کریستینا، یه دقیقه گوش کن.
آره عزیزم. اون ۱۹ سالشه. آپارتمان خودش رو داره.
میدونم، ولی...
اون یه الکلی در حال بهبودی هست، باشه؟
من از اون پسر خوشم میاد. واقعاً. ولی داریم کار درست رو انجام میدیم.
میدونم که داریم. صبح بخیر.
هی، عزیزم! سلام.
سلام. سلام.
برات پنکیک درست کردم. چیپس شکلاتی، مورد علاقهترین، مورد علاقهترین، مورد علاقهترینِ تو.
من پنکیک نخواسته بودم.
میدونم، ولی میخواستم اینا رو برات درست کنم.
چیپس شکلاتین. خب، فایدهای نداره.
قرار نیست همه چی رو درست کنه. برام مهم نیست، من...
اون خوبها رو برای تو نگه داشت. من سوختهها رو خوردم.
مثل یه بچه باهام رفتار نکن. من فقط قهوه میخورم.
باشه. برات کافیمیت فندقی آوردم که عاشقش بودی.
خب، من فقط تلخ میخوام.
خب، درسته. باشه؟
بفرمایید.
باشه.
حالا، میتونم یکی از اون پنکیکها رو داشته باشم؟ ممنون. آره، بخورشون.
منتظر بودم تا...
هی، امبر، درو، باید بریم!
هی، سارا، یعنی، بیا دیگه، بهش بگو یه چیز دیگه بزنه، باشه؟
همش یه چیز تکراریه.
همون چی؟ کدوم همون چیز؟
آهنگ. آهنگ. کدوم آهنگ؟
آهنگی که برای اون کار نوشت.
آهنگی که برای اون کار نوشت؟
کدوم کار؟ هیچی. هیچی.
این چیه؟
تو داشتی یه آهنگ میزدی.
آره.
میفهمم که برای یه کاریه.
باشه. دارم سه تا آهنگ رو توی یه شب اوپن مایک اجرا میکنم.
توی یه کلاب خیلی خیلی کوچیک.
به هیچ توصیهای نیاز ندارم. تو نمیتونی بیای.
ممنون برای هیچ کاری. بعداً میبینمت.
من میرم. همهمون میریم.
آره.
هی، امبر. من چند تا از آهنگهای بردز رو بلدم.
واو، ببین کی اینجاست.
میدونم.
کجا بودی؟
ببخشید. اشکالی نداره.
فقط یه جعبه بردار.
من، اِم... آره.
خب، کجا بودی؟
ام، فقط، میدونی، کارهای مدرسه.
کارهای مدرسه؟
آره. اسایتیها، و، اِم، میدونی، شورای دانشآموزی.
همهش کارهای احمقانهست.
یعنی، اینا که احمقانه نیست.
خب، احمقانه اینه که، میدونی، نتونستم اینجا پیش تو باشم.
باشه، اون واقعاً احمقانهست.
خب، پس اینطور. ما توافق داریم.
میدونی چی نیاز داری؟ یه شب استراحت نیاز داری.
فقط یه استراحت از... از چی؟
از هر چیزی که داره اتفاق میفته.
خیلی بیادب بودم، حتی فرصت نکردم تو رو به یه قرار واقعی ببرم.
یعنی، درسته.
خب، به یه شب استراحت فکر میکنم. نه اسایتی، نه AA.
فقط من و تو که یه خوشگذرونی قدیمی درست و حسابی داشته باشیم.
فیلم، بستنی، غذا.
چیزی که ازت میپرسم اینه...
با من قرار میذاری؟
بله؟ نه؟ شاید؟
یعنی، آره. باشه.
میتونم کمکتون کنم؟
بله، دنبال اِم... آدام بریورمن هستم.
آره، خودمم. چی برام داری؟
چیزی میخواستین؟
آره، حدس میزنم شما که اسکیتبورد رو نیاوردین تحویل بدین
که البته اینجا نمیتونین ازش استفاده کنین، نه تو پارکینگ، نه هیچجا.
که طنز ماجرا همینه
چون ما کارمون رو با لباس ورزشی و اسکیتبورد شروع کردیم.
"ما شروع کردیم..."
شما که پیک نیستین؟
کوری اسمیت.
رئیس جدیدم. از آشناییتون خوشبختم.
باشه. نه، ببخشید.
نه، اشکال نداره. روش کار میکنیم، رفیق.
باشه. همین کارو میکنیم. آره.
ببین، مطمئنی این مقدار غذا کافیه؟
چون من این میزها رو تو مونتیچلی رزرو کردم.
آره بابا، من نمیتونم انقدر بشینم.
آره.
ولی بابا، وایستا. این تاکوهای ماهی محشره.
باشه.
آره.
خب، در مورد کالج چی میگفتی؟
ذوقزده؟ آره، ذوقزده.
خب، من قرار بود برای این امتحان نهایی اقتصاد درس بخونم، درسته؟
ولی وقتی بالاخره پای کامپیوترم نشستم...
هماتاقیم صفحه بازی "افسانه جانی" رو باز گذاشته بود.
میدونی، یه بازی مسخرهس.
رفیق، تا به خودم اومدم دیدم ساعت ۵ صبحه و من هنوز داشتم بازی میکردم.
آره. و اون، لحظهای بود که جرقه زد، میدونی؟
پس، با خودم فکر کردم... آها.
میدونی، اگه یه آدم باهوش مثل من بتونه هفت ساعت رو یه بازی مسخره وقت بذاره...
آره. ...فقط فکر کن یه بازی هوشمند چی کار میکنه...
برای آدمای بیحوصله.
نمیتونم تصور کنم.
همینه!
قضیه اینه.
و من سرمایه دارم که شرکت کفشتون رو نجات بدم.
آره. هی، میدونی، این بهترین راه برای عوض کردن بحثه.
چون واقعاً میخوام بشنوم...
ادامه بده.
میخوام بدونم دیدگاهت برای شرکت چیه، میدونی؟
خب، غلطک موس قدرتهات رو کنترل میکنه.
خب، امم...
میدونی، تی و اس قبلاً باحال بود. آره.
میخوام دوباره باحال باشه.
ولی انگار یه جایی، شماها اصل خودتون رو فراموش کردین.
اون قدرت رو بگیر.
اوه، باشه.
شماها سال ۹۹ عجیب شدین.
ما عجیب شدیم؟
آره. سال ۹۹.
دقیقاً ما عجیب شدیم. آره. از اون درِ مخفی برو.
باشه. بدو! بدو، بدو، بدو!
دارم میرم! دارم میرم! براورمن!
باشه بچهها، لازم نیست به ماهیتابه کف بزنین.
شما قراره دنبال طلا بگردین.
بچهها؟ خب، من...
آماده میشین، درسته؟ شما...
و یک، دو، سه.
این...
فاجعهست.
باشه، میخوام همه دخترا برن چپ.
و همه پسرا برن راست، وقتی من میشمُرم، باشه؟
آقای کرازبی؟
آره، دنی یه ثانیه صبر کن، باشه؟ آقای کرازبی؟
پنج، شش، هفت، هشت.
آقای کرازبی؟
آقای کرازبی! چی شده؟ چی شده؟
باید برم دستشویی.
باشه. میتونی بری.
همین الان رفتم.
اوه خدای من. امم...
فکر کنم همه فقط همونجا بمونن.
نمیدونم، امم... عالیه، شماها اینجایین.
خب، میتونین تمومش کنین.
"بژ بیروح."
سلام عزیزم.
سلام. روزت چطور بود؟
هدی!
چی؟ لطفاً بیا اینجا.
نمیخوام صدامو بالا ببرم چون واقعاً برای این موضوع هیجانزدهام.
گوش کن، میدونی که قبلاً در مورد تغییر دکوراسیون اتاقت صحبت کرده بودیم.
و، میدونی، شاید رنگ کردن روی صورتی و کندن پوسترها.
مامان، چرا داری در مورد این حرف میزنی؟
من الان اصلاً اتاقم برام مهم نیست.
عزیزم، فقط در مورد اون نیست. من دارم اینو درک میکنم...
در مورد چیه؟ ...این واقعیت که تو داری بزرگ میشی.
نمیتونی با رنگ کردن اتاقم رشوه بهم بدی و همهچی رو خوب کنی.
من قصد ندارم بهت رشوه بدم عزیزم. اینطوری نمیتونی درستش کنی.
من نیستم. فقط فکر میکنم این میتونه خیلی باحال باشه.
و این رشوه نیست. من رشوه نمیدم.
شاید یه کم رشوه باشه.
نظرت در مورد سبز نانتیکت چیه؟
هان؟ من ازت عصبانیم.
میتونی از دستم عصبانی باشی. خیلی هم عصبانی باش.
بهمون خوش میگذره.
من لبخند میزنم و تو میتونی عصبانی باشی.
تو میتونی یه رنگ انتخاب کنی. من بژ بیروح رو دارم.
و این طرحهای تکیهگاههای دیواریِ چوب شاهبلوط چینی.
یعنی... باشه، آره، خوبه.
واقعاً... خوبه آره. باشه، انجامش میدیم.
من نمی... ممنون، فکر کنم.
No comments yet. Be the first to leave one.