The Suspect - First Season

The Suspect - First Season

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

The Suspect 2022 S01E03 1080p AMZN WEBRip DDP2 0 x264-NTb
The Suspect 2022 S01E03 1080p STV WEBRip AAC2 0 H264-BTN
The Suspect 2022 S01E03 720p AMZN WEBRip DDP2 0 x264-NTb
The Suspect 2022 S01E03 720p WEBRip x265-MiNX
The Suspect 2022 S01E03 WEBRip x264-TORRENTGALAXY
Bình luận bởi Fatiima
🟣عاطفه و فاطیما | NightMovie.Top 🟣

Tags

other
Được xuất bản vào: 2022-09-14
Lượt tải xuống: 36
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

موضوع مهم دیگه‌ای هم مونده

که نگفته باشین؟

نه

حیف شد که مجبور شدیم بذاریم بره

سرویس دادستانی سلطنتی می‌گه هنوز شواهد و ادله‌ کافی نداریم

و وقتی گفتم حوالی نیمه‌شب

برگشتی خونه هم بهشون دروغ گفتم

ساعت رو نگاه کردم، 4:30 بود

.من توی خواب آدم‌ها رو می‌زنم، جو ...کارهای بدی می‌کنم، ولی

ولی مطمئنم که می‌دونی آدم بدی نیستم، رفیق

پیش کاترین نبودم، رفته بودم پیش کارا

!گم شو

بابی مورن رو تحویل‌مون دادی که حواس‌مون رو پرت کنی

ولم کنین! حالم خوب نیست

شما به اتهام قتل کاترین مک‌کین بازداشتین

بابی مورن که شاهد سفت سخت داره پس قطعا کار اون نیست

یه جوری تو این ماجرا دست داشته می‌دونم که داشته

خونت به جوش اومد و برای همین زدی کشتیش

کار یکی از بیمارهای روانیت بوده - هیچی علیه من ندارین -

.من هیچی در مورد کاترین نمی‌دونم کم اسمش رو بیار

یه مشت دروغ تحویلم دادی

جالبه ها، مگه کارت همین نیست جو؟ مگه نباید بتونی تفاوت راست و دروغ رو تشخیص بدی؟

قطعا تلاش می‌کنه همه رو قانع کنه که براش پاپوش دوختن

حتی ممکنه خودش هم باورش بشه که بی‌گناهه

بالاخره یه جا می‌لغزه و همون‌جاست که گیرش می‌اندازیم

برنده قرعه‌کشی ماهانه‌ی نایت‌مووی باش @nightmoviett :اطلاعات بیش‌تر در کانال تلگرام

« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co

«ترجمه از: فاطیما موسوی و عاطفه بدوی» Fatima & Atefeh Badavi

!وای خدایا - ببخشید -

.ببخشید عزیزم، تقصیر منه باید بهت می‌گفتم حواست باشه

آره، ایشون جو هستن

سلام

یکی از دوستامه که درحال حاضر ...یه‌کم بدبیاری آورده، واسه همین

.سلام، جو من سارام

متاسفم می‌شنوم بدبیاری آوردی

طوری نیست

بابا کی برمی‌گرده خونه؟

نمی‌دونم، عزیزم

من با خانم پالمر حرف زدم

آخه چرا اون باید بدونه؟

صبح به‌خیر

چون بعضی‌ها پشت سر بابا حرف می‌زنن

چون پلیس اشتباه کرده

و اگه کسی در این مورد اذیتت کرد به معلمت گفتم که اوضاع رو به راه کنه

و ازشون خواستم که مراقبت باشن

ای کاش پیش تو می‌موندم

خب، من باید برم سرکار و خودتم مدرسه داری

می‌دونی که چقدر دوستت داریم

من و بابا حلش می‌کنیم - باشه -

هم‌خونه‌اش بهمون گفت

که کاترین با یه مردی توی لندن قرار می‌ذاشته

یکی دیگه از همکارهای کاترین هم این موضوع رو تایید کرده

اُلوگلین گفت توی پنج‌سال گذشته هیچ ارتباطی با کاترین نداشته

...اگه اون فرد مورد نظره

پس چطور با هم ارتباط برقرار می‌کردن؟

سوابق تماس‌ هر دو شون رو درآوردیم و چیزی پیدا نکردیم

خب، دوباره دربیارین

تمام تماس‌های پنج سال گذشته‌اش رو ردیابی کنین

شاید یه‌جا سوتی‌ داده باشه - قربان -

هم‌اتاقیش، کارل اشلی

گفت کاترین روابط عاشقانه‌اش رو ...مخفی نگه می‌داشته

بهش حس آرامش و اطمینان می‌داده

از راز داشتن لذت می‌برده

اُلوگیلن این‌طور ذهنش رو به بازی گرفته بود - الو؟ -

این‌که راز داشتن چیز باارزشیه

احتمالا از تلفن‌های یه‌بار مصرف استفاده می‌کرده

اما این‌که کاترین برای کار توی دفتر درخواست داده بود

،و اون شب با دفتر تماس گرفته بود خلاف قوانین بوده

ممنون

یکی از افسران تحقیق‌مون بود

یکی از همسایه‌ها دیده ...چند شب پیش اُلوگلین

یه چیزی توی حیاط پشتی‌ خونه‌اش خاک می‌کرده

آلت قتاله؟

.بیل‌هاتون رو بردارین بریم بکنیم بزنین بریم

باشه؟ !بقیه‌تون هم... بیشتر تلاش کنین

به جولیان گفتی؟

آره

و؟

آره، اتفاقات خوبی نیفتاد

خب، اون روز بدترین روز زندگی زندگیت بوده

واسه همین وسط اون بَلبَشو با یکی از دوست‌هات خوابیدی

از خونه بیرونم کرد

سرزنشش نمی‌کنم

گذاشتم تنها باشه

انتظار نداشته باش قبول کنم کارمون اشتباه بوده

از اینکه انقدر بهت نزدیک شدم، لذت می‌بردم

نمیشه بهش بگیم من ازت سواستفاده کردم؟

نه. من می‌دونستم دارم چیکار می‌کنم

فقط جولیان می‌دونه که اون ‌شب ما با هم بودیم

من به پلیس نگفتم

لازمه بگیم؟

می‌خوام بهشون بگم توی تحقیقات‌شون ...دورم رو خط بکشن، پس

خب؟

تو تنها شاهدی هستی که دارم

...متاسفم کارا، من - نه -

حتما یه راه دیگه‌ای هم هست

نمی‌تونم دوباره پام رو بذارم توی اتاق بازجویی

...جو، می‌دونی که نمی‌تونم - من واقعا متاسفم -

...سعی می‌کنم بهشون بفهمونم که قبلا

...بهت ضربه عاطفی وارد شده - ضربه عاطفی؟ -

کدوم یکی رو می‌گی؟

جنگیدن با شش‌تا مردی که بهم تجاوز ‌کردن؟

یا اون‌موقع که چون یکی‌شون رو زخمی کردم فرستادنم زندان؟

نه، نمی‌تونم! به هر حال حرف من رو باور نمی‌کنن

کارا، اگه شاهدی نداشته باشم

که بگه اون شب از ساعت ...‏10 تا 4 کجا بودم

.ولی تو قبل از اون موقع رفتی ساعت 12:30 از پیش من رفتی

اما نرفتم

نرفتم. بیرون روی پله‌ها نشسته بودم

چند ساعت اونجا بودم تا افکارم رو سر و سامون بدم

بعدش رفتم خونه

آخه من که هیچ‌کدوم از این‌ها رو ندیدم

جو، داری ازم می‌خوای که به پلیس دروغ بگم؟

نه

نه، معلومه که نه

!یه ماهی‌‌گُلی بود

همسرم ماهی‌‌گلی دخترمون رو خاک کرد

اونم نیمه شب؟

نمی‌دونم کِی ولی می‌دونم این کار رو کرد

...من

ببخشید شدم قوز بالا قوز

ولی مجبور بودم آب رو برای چندساعتی قطع کنم

می‌تونم بعد از اینکه کارشون تموم شد دوباره سرجاش دفنش کنم

خیلی لطف داری ولی طوری نیست

قهوه می‌خوای؟

من هر وقت می‌گم قهوه می‌خوری می‌گی نه

این رو امتحان کن تا بدونی چرا

خوبه، نه؟

آره، الان فهمیدم چرا

قربان! یه چیزی پیدا کردم

حالا باورتون شد؟

این جعبه جواهرات منه

گفتم که، ماهی‌‌گلی بود

خانم اُلوگلین، چیز دیگه‌ای به ذهن‌تون نرسید؟

در چه مورد؟

زمان دقیقی که اون شب همسرتون اومد خونه

در مورد اینکه کجا بوده باهاش حرف زدین؟

حرف جدیدی برای گفتن ندارم

یه زن وفادار ولی دروغگو؟

می‌دونی، حس می‌کنم دوباره داره بازی‌مون می‌ده

یه کار غیراشتباه می‌کنه

ماهی‌ مرده دخترش رو دفن می‌کنه

ولی این کار رو شب انجام می‌ده

چون می‌دونه چراغ‌های حیاط روشن می‌شن

و اگه زیاد سر و صدا کنه یه همسایه‌ای میاد ببینه چه خبره

و پیش خودش می‌گه لابد این یه غلطی می‌کنه واسه همین به ما خبر می‌ده

ما با دار و دسته‌مون سر می‌رسیم

تا قاتل رو رو بگیرم و در آخر به همه ثابت می‌شه

اُلوگلین یه قربانیه که الکی روش قفلی زدیم و داریم اذیتش می‌کنیم

آره

داره دروغ می‌گه

ذهن و فکر تموم اطرافیانش رو دست می‌گیره

و سعی می‌کنه قانع‌شون که بی‌گناهه

چیکار می‌کنی؟

پرونده سلامت بابی و یادداشت‌هایی که در موردش نوشته بودم رو مرور می‌کنم

خدایا! هنوز نمی‌دونم کیه

یا چطور توی قتل کاترین دست داشته

بیماریش چیه؟

به نظرم اختلال چند شخصیتی باشه

اینطور می‌شه فهمید چرا دروغ‌ گفته

تغییر رفتار و شخصیتِ غیرقابل پیش‌بینی

...صداهای متفاوتش

ولی مطمئن نیستی

نه

برای اطمینان باید چند جلسه دیگه ویزیت بشه

خب، تو اجازه نداری نزدیکش بشی

احساس می‌کنم یه نفر افسار افکارش رو به دست گرفته

فقط اینطور قابل توجیه‌ـه

فقط باید بدونم اون آدم کیه

ریچ

هوم؟ - این رو ببین -

همین الان پرونده بیماریش و شماره بیمارستانش رو زدم

ببین

دوتا پرونده داره

منظورت چیه؟

با یه اسم دیگه هم ثبت ‌نام کرده

.اسمش بابی مورن نیست بابی مورگانه

ممکنه یه اشتباه ساده باشه

همیشه یه سری از پرونده‌ها تکراری می‌شن

.نه، قضیه بیشتر از این حرفاست این الگوی دروغ‌هاشه

این‌که همه چیز تقریبا درسته ولی در اصل نیست

.یه حرفش رو تغییر داده قبلا این رو توی بیمارهای دیگه هم دیدم

این کار رو می‌کنن تا یادشون نره چه چیزهایی رو به دروغ گفتن

ببین، این اولین معرفی‌نامه‌اش به بیمارستانه

جو، مطمئنی این کار اخلاقیه؟

نه کاملا، ولی خب داره بهم دروغ می‌گه

.ببین، اهل لندن نیست اهل لیورپوله

ربطش به کاترین مک‌کین همین لیورپوله

خدای من - همون‌جا که تو درس خوندی، آره؟ -

آره، تموم آدم‌ها و مکان‌هایی که راجع‌بهشون حرف می‌زد

به نظرم ممکنه بعضی‌هاشون راست باشن

باید برم اونجا

و با آدم‌های که درموردشون حرف می‌زد صحبت کنم

و ببینم سرنخی پیدا می‌کنم ...که به کاترین برسه یا نه

جو، تو بازداشت شدی

و بهت هشدار دادن که مظنون به قتلی

نمی‌شه همینطوری راه بیفتی و با شاهدها حرف بزنی

اینطور بیشتر مقصر شناخته می‌شی

ریچل، پلیس فقط به من گیر داده دنبال حقیقت نمی‌گرده

باید بفهمم موضوع چیه

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left