200 dòng đầu tiên.
!دارن میان! فرار کنین
!نه! یالا! از اینور
!فکر کنم میبینمشون! دارن میرن سمت ساحل
!پایین کنار ساحل
!فرار کنین! نه! وایسا! نه! نه! حرکتتون رو قطع نکنین
!اونا اون پایینن! دارن میرن
!دراز بکش! دراز بکش وگرنه بهت شلیک میکنم، لعنتی! دراز بکش
!آره! شلیک کن بهشون
!تسلیمم، آقای گلن. خواهش میکنم
.خفه شو! خواهش میکنم منو نزن. خواهش میکنم
!تمیزش کنین. ببرینش تو انفرادی. و به مطبوعات زنگ بزنین
روز، سانفرانسیسکو
.آلکاتراز صحنه یک تلاش دراماتیک برای فرار بود
.چهار زندانی ناامید دستگیر شدند
.در ساحل صخرهای پایین زندان
.پل گلدن گیت که به تازگی تکمیل شده بود، در پسزمینه قرار داشت
.اینقدر نزدیک و در عین حال اینقدر دور از آزادی
فراریان نجاتیافته، هنری یانگ و روفوس مککین،
.به زندان بازگردانده میشوند
.در حالی که همکارانِ بخت برگشتهشان سر از سردخانه درمیآورند
جسد داک بارکر، پسر ما بارکر بدنام،
.سوراخسوراخ از گلوله، روی یک تخت حمل جنازه فلزی، در حال سرد شدن است
.و یک نگهبان پیروز بر بالینش ایستاده
گروه افسران زندانبان شادمانی که نقشه فرار را خنثی کردند،
.به هم تبریک میگویند و با اکراه جای زخمهای نبردشان را نشان میدهند
رئیس زندان هومسون مغرور، سرپرست سه ندامتگاه،
فولسوم، سن کوانتین و آلکاتراز،
.و محرم اسرار جی. ادگار هوور، به نیروهایش تبریک میگوید
.شما افتخار آلکاتراز رو حفظ کردید
.هومسون به وظایفش بازمیگردد
.در حالی که زندانیان از دستگاههای فلزیاب عبور داده میشوند
.سلولها بازرسی میشوند، نگهبانان بیشتری فراخوانده میشوند
.و آلکاتراز برای جلوگیری از هرگونه مشکل اضافه، در حالت آمادهباش کامل قرار میگیرد
با اوج گرفتن علاقه عمومی،
.رئیس زندان هومسون و معاونش گلن، جزیره را در خلیج ترک کردند
.برای یک کنفرانس مطبوعاتی که به سمت ساختمان شهرداری سانفرانسیسکو میرفتند
.که مملو از انبوهی از خبرنگاران واقعی بود
.از سراسر جهان، همه جمع شده بودند تا واکنش رسمی را بشنوند
.معاون رئیس زندان، میلتون گلن، رئیس زندان جان هومسون را معرفی میکند
.رئیس زندان هومسون اکنون بیانیهای کوتاه ارائه خواهد داد
.و لطفاً در پایان هیچ سوالی پرسیده نشود. متشکرم
.من فقط میخواهم به مردم آمریکا اطمینان خاطر دهم
.که آلکاتراز زندانی فرارناپذیر است
.آنها چیزی برای ترسیدن ندارند
.زندانیان، مککین و یانگ، به اتهام فرار محاکمه خواهند شد
.مدتی را در سلول انفرادی خواهند گذراند
.امتیازاتشان سلب خواهد شد
.و کل فرایند "بازپروری" آغاز خواهد شد
.تعریف "بازپروری"
"به حالت سلامت جسمی، روانی و اخلاقی بازگرداندن،
از طریق درمان و آموزش."
سلام
.سلام. سلام. سلام
بیست و یک
.دوازده ضرب در دوازده
.صد و چهل و چهار
.سیزده ضرب در سیزده
.صد و شصت و نه
چهارده
وقتی هنری یانگ بازپروریاش را آغاز کرد،
.من سال اول دانشکده حقوق هاروارد بودم
چقدر طول کشید؟
.آلکاتراز در بهار سال ۱۹۳۴ به عنوان ندامتگاه فدرال افتتاح شد
در دوران گانگسترها،
.بیشتر به خاطر ارزش تبلیغاتیاش افتتاح شد تا سطح حبسش
.آلکاتراز مخوفترین زندان دنیا بود
.و گرانترینش
.تعداد آل کاپونها و ماشینگان کلیها آنقدرها زیاد نیست
.بنابراین زندان سلولهای خالی داشت
برای توجیه هزینهها،
.دولت، اصلاحناپذیرها را از زندانهای دیگر گرفت
.مردانی که مرتکب جرایم کوچکتر و کماهمیتتر شده بودند
.مردانی مثل هنری یانگ
.نام تو مقدس باد
ای پدر ما، که در آسمانی،
نام تو مقدس باد. ای پدر ما،
.قبل از سال ۱۹۳۸، پنج بار تلاش برای فرار صورت گرفته بود. هیچکس موفق نشده بود
.شهرت آلکاتراز به عنوان زندانی فرارناپذیر، محکم بود
.شش زندانی جان باخته بودند. آنهایی که نمردند، گاهی آرزو میکردند ای کاش مرده بودند
.دستورالعمل فدرال در مورد سلول انفرادی بیان میکند
.که حداکثر مدت اقامت برای یک زندانی نباید از ۱۹ روز تجاوز کند
ای پدر ما، که در آسمانی،
.نام تو مقدس باد
ملکوت تو بیاید، اراده تو به انجام رسد،
.همانطور که در آسمان است، بر روی زمین نیز
نان روزانه ما را امروز به ما بده،
و خطاهای ما را ببخش،
.همانطور که ما کسانی را که به ما خطا میکنند میبخشیم
.و ما را در وسوسه نینداز، بلکه از شر نجات ده. آمین
.متشکرم، آقایان
.آلکاتراز در نیم مایلی ساحل سانفرانسیسکو قرار دارد
زندانی وجود داشت. ۲۷۶
نگهبان همراه با همسر و فرزندانشان در جزیره مستقر بودند. ۱۱۰
.و معاون رئیس زندان، آقای گلن
.این داستانی است از هنری یانگ، آنطور که من میدانم
.اینینگ دوم، بازی دوم سری جهانی ۱۹۳۶
.لیگ آمریکا یانکیز در برابر لیگ ملی نیویورک جاینتس
.یانکیها... یانکیها ۱۸ امتیاز کسب میکنند. یک رکورد در سری مسابقات
.هر بازیکن در ترکیب حداقل یک بار ضربه میزند
.هر بازیکن در ترکیبشان حداقل یک امتیاز کسب میکند
میدَوند، میدَوند، میدَوند
یانکیها
سلام. سلام. پسر خوبی بودی؟
.بیا، ظرف ناهار بابا رو بگیر. میریم مامان رو ببینیم
.خبر خوب، هنری. تموم شد
.از انفرادی دراومدی. بوی گند میدی، پسر
!آخ
.یالا
.یالا. خوب بودی، هنری
.تنها بازمانده دیگر این تلاش برای فرار، روفوس مککین بود
.او با خبر دادن به معاون زندانبان، به همبندهایش خیانت کرده بود
.مککین پاداش گرفت و در بند عمومی رها شد
.هنری یانگ به انفرادی فرستاده شد
.یالا
.مککین. مککین
.هنری
.بعضی آدما با قوانینی که میشکنن، خرد میشن
.نمیتونن در برابر نیروهایی که اونا رو به سمت پایین میکشن مقاومت کنن
...بقیه آدما طبق قانون زندگی میکنن
که جامعه تعیین کرده...
!آخ
.تو یکی از اونا نیستی
.هنری، من اینجا در آلکاتراز یه وظیفه دارم
میدونی چیه؟
.اینکه تو رو از خودت محافظت کنم
...تو جزو اون گناهکارای انتخابشدهای هستی که دولت جداشون کرده
تا اینجا تو لجن خودت بپزی...
...مردم خوب ایالات متحده
تصمیم گرفتن که تو اینجا حالت بهتره...
.من با اون تصمیم کاری نداشتم
.اما جایی که من تو زندگی تو نقش دارم اینه که مطمئن بشم اینجا بمونی
.که خودت رو بازپروری کنی
.یه زندانی نمونه بشی. یه انسان بهتر
.این وظیفه منه، هنری. تو هم یه وظیفه داری
.و تلاش برای فرار جزو شرح وظایف کاری تو نیست
...متوجهی؟ تو زندگی، هنری
برای هر عملی یه واکنش قطعی و مشخص وجود داره...
.عمل
.واکنش
.حالا، اگه فرار کنی، عمل
.من کارم رو از دست میدم، واکنش
!من یه خانواده دارم که نمیتونم خرجشون رو بدم
.اوه! اوه! اوه! هنوز تموم نکردم، هنری
...با دونستن این اطلاعات
میتونی بهم بگی چرا اصلاً دلت میخواد فرار کنی...
و خانواده من رو به خطر بندازی؟...
.من جز وظیفهام، کاری باهات نداشتم
...و به جای اینکه بذارم با شکستن قوانین یاد بگیری
حس میکنم باید بهت نشون بدم چطور ازشون اطاعت کنی...
.تحمل. تحمل درد
.تحمل من نسبت به تو
.اما تحمل رو ممکنه با مهربونی اشتباه بگیرن
.و مهربونی رو ممکنه با ضعف اشتباه بگیرن
و ما که نمیتونیم ضعف داشته باشیم، نه هنری؟
.میفهمم. م-م-م-من دیگه نمیخوام فرار کنم
.نه، تو دیگه فرار نمیکنی، هنری
.عمل، واکنش، آقای گلن. عمل، واکنش، آقای گلن
.عمل، واکنش، آقای گلن. عمل
.واکنش
.خوبه
.خوبه
.خوبه
.ببرینش انفرادی. تمیزش کنین. ببرینش انفرادی
.کریسمس ۱۹۳۹ رو با برادرم جشن گرفتم
.هنری یانگ کریسمس رو تو آلکاتراز جشن گرفت
!نه! ولم کن
.لطفا منو برنگردونید
!نمیخوام برم
!نه
.خوب خونده شد. قشنگه
.کریسمس مبارک
.هی داره اینو میخونه. نمیتونم ساکتش کنم
.رو اعصاب آدم راه میره
.در ژانویه ۱۹۴۱ من در آزمون وکالت قبول شدم
.هنری یانگ در سومین سال بازپروریاش بود
.به آلکاتراز خوش آمدید، آقایان. از قایق پیاده شین و روی اسکله قدم بذارین
.همیشه چشماتون مستقیم به جلو باشه
.یه قایق بود که به اسم رئیس زندان، هامسون، نامگذاری شده بود
.که رفتوآمد به آلکاتراز و از اونجا رو انجام میداد
...صبح و بعد از ظهر
بچههای مدرسه رو برای کلاسها به سانفرانسیسکو میبرد...
.برای انتقال زندانیها به جزیره هم استفاده میشد
.تا جایی که ممکن بود، از سوار کردن بچهها و زندانیها روی یه قایق خودداری میشد
.به بچهها نگاه نکنید
.من بچهها رو میبرم شهر. میریم خرید
.عزیزم، میتونم بعداً بهت زنگ بزنم؟ رئیس زندان اینجاست
.صبح بخیر، رئیس زندان. صبح بخیر
.کی به جزیره رسیدید؟ حدود ۲۰ دقیقه پیش، آقای گلن
.بفرمایید بنشینید. ممنون
.آقای گلن، دارم آمار جابجاییها رو بررسی میکنم
.تو سلولهای انفرادی
مشکلی هست، قربان؟
.نمیدونم. فکر نمیکنم این درست باشه
چی شده، قربان؟
.خب، اینجا. ۲۴۴. طبق این، اون از مارس سی و هشت اونجاست
.فکر نمیکنم تغییری در رفتار ۲۴۴ ایجاد شده باشه، قربان
.اون مثل بقیه زندانیها نیست. ولی این دیگه بیشتر از سه ساله
.اون بود که تلاش برای فرار سال ۳۸ رو طرحریزی کرد
.از اون موقع دیگه هیچ تلاشی برای فرار صورت نگرفته
اگه بذارید اون حیوونها باور کنن که فرار ممکنه،
No comments yet. Be the first to leave one.