200 dòng đầu tiên.
کسی رو میشناسی؟
آره. ولی ترجیح میدادم نشناسم
بیاین دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم
کاری؟
کاری
ازت پرسیدم چی توی موقعیتهای اجتماعی میترسونتت
اولش، دلیلیه که همه میبینن
روترین دلیل
زیرِ اون
یکی دیگه پنهان شده
حتی عمیقتر
سومی وجود داره، تا جایی که دیگه خودت هم نمیبینیش
وقتی اولِ کارم بود
به عنوان بازرس جنایی توی لاپنرانتا
روزنامه محلی نوشت
«سوریونن با خودش
جرایم جدی میاره.»
اگه واقعیت داشته باشه چی؟
اگه واقعیت داشته باشه
که همهاش فقط به خاطر تشخیصِ بیماریته؟
اون رواندرمانگر کانادایی کیه؟
همونی که گفت
یه آدم میتونه آرزو کنه هیچوقت به هیچکس صدمه نزنه؟
مثل یه خرگوش
اون کار بدی نمیکنه
اما توی زندگی هم به جای زیادی نمیرسه
ما خرگوش نیستیم
آدمها باید یه جوری مفید باشن
از پنج نفری که توی نظرسنجی اول شدن، گزارش شده سه نفرشون مفقود شدن
سوریونن، ملاقاتی داری
فرانک، یه استراحت بده
همه چی مرتبه؟ حدسِ کارشناسانهات چیه؟
توی ایستگاه قطار یه نقاشی دیواری پیدا کردیم
لاسه ماسالوئه، نه؟
چرا پلیس به عکس اون علاقهمند شده؟
رنگش از خونه
نوبت منو گرفتن
یه بطری از همون خون رو توی اداره پلیس گذاشتن
الان نمیتونم بازی کنم
پیامش اونو به نقاشی دیواری ربط میده
آدمها گاهی باید قوانینی که بقیه ساختن رو فراموش کنن
اگه میخوان دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنن
یه نظرسنجی توی فیسبوک و توییتر دست به دست میشه
که میپرسه بدونِ حضورِ چه کسی، فنلاند جای بهتری برای زندگی میشه
سامو مارتیکاینن که مظنون به آزار جنسی ۳۴ کودک بود، نفر اول شد
خون مالِ مارتیکاینن بود
نه، ممنون
از پنج نفر اول، سه نفر مفقود شدن
کاری
توی بیمارستانم
میفهمم
مسئولیتهای من شامل خوردنِ قرصهای ضد افسردگی در صبح و شبه
و ساعت ده خوابیدن برای اینکه بیدار بمونم
نگرانم بدونِ کمکِ تو، آدمهای بیشتری کشته بشن
این مرد یه نابغهست
بابانوئلِ تحقیقاتِ جنایی
ببخشید، سرم شلوغه. ما به مغزِ اون نیاز داریم
نمیتونی داشته باشیش. درست کار نمیکنه
آره. درک میکنم
از تمام چیزهایی که مجبور شدی تحمل کنی باخبرم
ببخشید. نباید میاومدم. معلومه که نباید میاومدی
«بیاین دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم.»
لاسه این رو توی دادگاه گفت
پس ماسالو هم دست داره
هر کسی میتونست این جملات رو از دادگاه، پروندهها یا روزنامهها برداشته باشه
خیلی از دیوونهها تحسینش میکنن
این رو به تو میسپارم. نه، نمیسپاری
متهم هنگام بازجویی اعتراف کرده
به ۱۱ مورد قتل، ۱۸ مورد قتل غیرعمد و مشارکت در ۳ قتل دیگه
حتی با توجه به تاریخچه جنایی این کشور، این خیلی زیادهرویه
و به طرز وحشیانهای بیرحمانهست
من معتقدم آدمهای استثنایی کارهایی رو میکنن که آدمهای معمولی نمیتونن انجام بدن
این بارِ مسئولیت اوناست
همهی شما به این افراد نیاز دارین
عمو سامو از بازداشت موقت آزاد شد
وسلیوس: «همیشه همونطور که میگی عمل کن!»
بیاین دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنیم
دنیا رو به جای بهتری تبدیل کن
مثبت برای باربیتورات: متیتورال
بدونِ حضور چه کسی همه چی بهتر میشه؟
۹. کاتیا جاکولا ۷.۱٪
کاتیا جاکولا
ببخشید
میتونم بشنوم... حتماً
یه نفر توی فازِ شیداییه
میتونی برگردی به تختت، کاری
خوابهای خوب ببینی
هیکینن
خونِ قربانی، مارتیکاینن
آثاری از متیتورال توش بود
یه داروی مسکن. بیدارم کردی
چرا شب زنگ میزنی؟
چون پروندهات به لاسه ماسالو مربوط میشه
اون توی زندان ریهیمکیه و حبس ابد میگذرونه
اون به قربانیهاش متیتورال میداد
این موضوع عمومی نیست. قاتل حتماً ماسالو رو میشناسه
چرا حرفی از کاتیا جاکولا نزدی؟
اون جزوِ پنج نفرِ اول نبود
مجرم دربارهی پنج نفر اول حرف زده
کاتیا
اون با خانوادهمون صمیمیه
دربارهاش به لنا زنگ زدم
اگه
اگه پنج نفر رو بدون دستگیر شدن بکشن، چرا باید همونجا متوقف بشن؟
چون تو بهمون کمک میکنی
باید با لاسه ماسالو ملاقات کنی
من با هیچکس حرف نمیزنم. یا هیچکسی رو نمیبینم
تو تنها کسی هستی که اون باهاش ملاقات میکنه
کاری
تو
نه، من نیستم
آیا این ترویجِ نفاقه که بپرسیم فنلاند بدون یه بچهباز جای بهتری میشه یا نه؟
چند نفر از شما بدون اینکه بفهمین ممکنه بعضیها به این نظرسنجی
فقط به چشم یه سوال تئوری نگاه نکنن، رای دادین؟
جمله رو عوض میکنم. قول میدم که اینجا میتونین آزادانه
بدونِ هیچ عواقبی، دقیقاً همون چیزی رو که حس میکنین بگین
چند نفر از شما ترجیح میدین اون بچهباز، سامو مارتیکاینن، رو مرده ببینین تا اینکه آزاد بچرخه؟
این یه سخنرانیه
هیکینن هستم از اداره آگاهی. میخوام یانینا سوریونن رو با خودم ببرم
بفرمایید
کجا داریم میریم؟
به ریهیمکی
چرا اونجا؟
اونجا یه زندانه
پدرم از این موضوع خبر داره؟
ایدهی خودش بود
اگه ماسالو به هر شکلی تهدیدت کرد
یا سعی کرد بهت نزدیک بشه
ما دخالت میکنیم و همونجا مصاحبه رو تموم میکنیم
اتاق رو براتون خالی کردن
نگهبانهای بیشتری اونجا هستن
لطفاً برید کنار
برای اینکه تو رو بیارم اینجا، مجبور شدم قول بدم چشم ازت برندارم
لاسه اونجا باهات حرف نمیزنه. نباید اینجا تنها باشی
به من گفته بودن با سوریونن ملاقات میکنم
منتظر یه سوریوننِ دیگه بودم
پلیس میخواد بدونه تو دربارهی آدمهای گمشده چی میدونی
دارم پایاننامهام رو مینویسم
درمورد پروندهی توئه
من از اون خودشیفتههایی نیستم که از حرف زدن دربارهی خودشون لذت ببرن
در عجبم که چرا بهم هشدار داده بودن
از چی باید بترسم؟
یه بار یه زندانی تهدیدم کرد. یه آدم درشتهیکل
گفت که بهم تجاوز میکنه. دخول رو توصیف کرد
باهاش حرف زدم
شاهرگ خودش رو با یه چاقوی پلاستیکی برید
پس، میتونی یه نفر رو اون بیرون بازیچه کنی تا مرتکب جرم بشه؟
تو مثل پدرت نیستی
اون عرضهی شرارت رو نداره. ولی تو داری
فقط تصور کن
یکی از این آدمها رو بندازن به جونت
با زور بهت تجاوز کنن
اینجوری تو هم تبدیل به چیزی میشی که من هستم
سعی کردم یه پسری رو وادار به کار بدی کنم
سعی کردم وادارش کنم بهم حمله کنه
سعی کردی بازیش بدی تا حمله کنه
چطور یه نفر رو وادار میکنی کاری که با مارتیکاینن کردن رو انجام بده؟
بهت میگم، اما علنی و توی سخنرانیت
هی
چطور میتونم کشتارگاههای این اطراف رو پیدا کنم؟
برای چی میخوای؟ خون باید سرد بشه
باید بدونی چطوری
خون رو بکشی بیرون
تجهیزات لازم داری
و یه مکان
دقیقاً موضوع چیه؟
کاری؟
کاری؟
سعی کردم به پدرت بفهمونم که در نهایت
آدمهای برتر سعی میکنن نقصهای دنیا رو برطرف کنن
این رو توی دادگاه گفتی
ما همه با هم برابر نیستیم. آدمهای برتر باید جرئت انجام کارهایی رو داشته باشن که بقیه ندارن
این چه ربطی به پیدا کردنِ قاتلِ مارتیکاینن داره؟
قاتل عدالت رو اجرا میکنه و دنیا رو درست میکنه
اونها به نوعی، قاضی هستن
روزنامهی هلسینگین سانومات هم از همین اصطلاح استفاده کرده
اسمِ مناسبیه
برای این کار آمادهای؟
خیلی زود رفتی
من کمک خواستم چون از بیرون رفتن از خونه خیلی میترسیدم
حالا از خونه اومدم بیرون
گوشت رویمو
بابا؟
۳۹ کفشهای لژدار، سایز
احتمالاً یه زن
چرا ردِ پاها اونجاست؟
اون شخص حتماً کنارِ قلابها کار میکرده
یه نفر اینجاست که نباید باشه
کسی که میشناسی. قبل از اینکه ما برسیم اینجا بوده
اون پشت پیشِ پلیسها هستن
کاری؟
لنا
کاری سوریونن، کارشناسِ تحقیقاتِ جنایی
افسر نیست
چطور اومدی اینجا؟
به کشتارگاه
به خاطرِ کاتیا
کسی رو تا اینجا تعقیب کردی؟
توی رادیو دربارهی نقاشیِ خونی شنیدم. دو دو تا چهار تا کردم
سه ماهه هیچکس به من دست نزده
No comments yet. Be the first to leave one.