200 dòng đầu tiên.
هوم. اینا همش چیه؟
.دارم سعی میکنم حساب کتابای مغازه رو انجام بدم
.آها
.فکر کردم یه جور بازی نقشآفرینیه
.میدونی، یه حسابدار سختگیر و جذاب که بدهکاره
تو از این چیزا خوشت میاد؟
.هی، من که برات خانم کلاوس شدم
.اوه، این گوزن شیطون یادشه
خب، از کی تا حالا تو حساب کتاب میکنی؟
.روبن نمیذاره حسابدار استخدام کنم
.تو که دانشگاه رفتی. کمکم کن
.آره، ولی من رشتهام ارتباطات بود
.ما ریاضی نداشتیم. کلاس فن بیان و درک فیلم بود
درک فیلم؟
...آره. فیلمها رو نگاه میکنی و
.ازشون لذت میبری
.بیخیال، خودم حلش میکنم
.خب، مامانم چی؟ اون سالها این کارو انجام میداد
.خب، نمیخوام فکر کنه خنگم
.تو خیلی بانمکی
.خب، میتونی از مامانت بپرسی
.اون حساب و کتاب کلیسا رو انجام میده
.فکر بدی نیست
.میدونم
...خب، حالا بهم بگو من یه دختر شیطونم
.که پرداخت کارت اعتبارش دیر شده
یه لحظه وقت داری؟ چیه؟
...داشتم فکر میکردم شاید برای اینکه جوونا بیشتر جذب بشن
.میتونم موقع مراسم گیتار بزنم
میدونی کی دیگه موقع موعظه گیتار میزد؟
.چارلز منسون
.خب، بعید میدونم اون آهنگ "This Little Light of Mine" رو میزد
.چون مشغول آدمکشی بود
.سلام مامان. سلام عزیزم
کشیش جف. جرجی، اگه گیتار بزنم، بیشتر میای کلیسا؟
اگه گیتار بزنم؟
هوم. قراره آهنگای باحال بزنی یا آهنگای مذهبی؟
.من فکر میکنم آهنگای مذهبی هم باحالن
.باحال به نظر میاد. تو کلیسا دروغ نگو
.افتضاحه
.ضررش مال خودته
.قراره خیلی باحال باشه
.کاش اون مرد هیچوقت امتیوی نمیدید
خب، چی شده اینورا؟
.برای مغازه به کمکت نیاز دارم
.حتماً. مگه اینکه دوباره پول بخوای
.نه، پای پول نیست. پس حتماً
.برای حساب و کتابها به کمک نیاز دارم
.آه
...خب، خیلی دوست دارم، اما
.اون کار بزرگیه، و من اینجا دستم حسابی بنده
.میفهمم. آره
.خانم مکآلیستر قبلاً انجامشون میداد. فکر کنم باید ازش بخوام
.من انجامش میدم. عالیه
.من سرنوشت خونه و زندگیم رو دست اون نمیسپارم
.خدایا منو ببخش
.تو که هیچی نگفتی
.نه، ولی تو دلم گفتم
.و خیلی بد بود
.نفر بعدی. اومدم گواهینامهام رو تمدید کنم
.پشت خط وایسید و چارت بیناییسنجی رو برام بخونید
.چشم
.اون یه E هست
.تبریک میگم. حالا خط پنجم رو بخونید
.خط پنجم، حتماً
.هر وقت آماده بودید
.پشت خط. اوه. ببخشید
.عینک میزنید؟ نه. همیشه دیدم عالی بوده
.اوهوم
.خط پنجم
Z. F. R. U. M. بعدی چیه؟
.شما باید برید پیش چشمپزشک
هی. DMV چطور بود؟
.عالی. مثل آب خوردن بود
یه گواهینامه موقت بهت دادن؟
.آره، دادن
اوه. چقدر طول میکشه تا اون جدیده پستی برسه؟
.نگفتن. اوه
هی، مجبور شدی عکس جدید بگیری؟
چیه، داری کتاب مینویسی؟
سلام
تقویمم چی شد؟
.من برش داشتم
.مامانم مذهبیه. لازم نیست خانمهای مایوپوش رو ببینه
ببخشید، مگه خدا این خانمهای مایوپوش رو نساخته؟
.ضمناً، اسم خدا رو همینجوری به زبون نیار
.ای بابا، باشه
.نمیتونی بگی "جییز"، خیلی شبیه عیساست
دیگه چی؟
.مشروب نمیخوری، سیگار نمیکشی
.و به رابطه قبل از ازدواج اعتقاد نداری
.ولی خب، آخریه احتمالاً پیش نمیاد
.سلام
.سلام مامان. خانم کوپر
.سلام روبن، چه خبر؟ خوبم
.فقط دارم خودمو برای زن مناسب نگه میدارم
چی؟
.اینم همه فاکتورا و رسیدها
.و چیزایی که مهم به نظر میومد ولی نمیدونستم چیه
خب، باشه. بهتره شروع کنیم. ماشین حساب داری؟
.توی کشو. نه، نه، نه، اون کشوی دیگه
.اون مال روبنه
.باید براش دعا کنیم
اوه، هی، چند چنده؟
...اِ، خب
.کابویها سه تا جلوَن. دقیقاً
چقدر وقت مونده؟
.چشم داری، استفاده کن
.منزل مکآلیستر
.اوه، سلام مری
.نه، هنوز خونه نیست
.اوه
.نمیدونستم داری این کارو میکنی
.پیامشو بهش میرسونم. فعلاً
.هوم
همه چی خوبه؟ چرا نباشه؟
خب، گفتی "هوم."
میدونستی جرجی از مری خواست حسابای مغازه رو انجام بده؟
.آهان، پس واسه همینه "هوم" گفتی
...خب
...تو فقط
.تو همین الانشم این همه کار برامون میکنی، نمیخواست اذیتت کنه
.من که نون تست نیستم، آماندا
.نیازی ندارم بهم کره بمالی
.عزیزم، فقط حساب و کتابه
.اوه، اون قیافه بعد از آبجو سوم دیگه جواب نمیده
.هی بچهها
.جرجی، مادرت زنگ زد. اوه
.اوه
اصلاً چرا میخواد حساب و کتابا رو انجام بده؟
.قضیه حساب و کتاب نیست. قضیه مادرتِ
.تو بودی که گفتی باید ازش بخوام
.آره. اشتباه بود
خب حالا چی؟ باید مادرمو اخراج کنم؟
.نمیتونه انتظار داشته باشه که من این کارو بکنم فقط به خاطر اینکه اون ناراحته
.اوه، آره، میتونه
.خب، باید باهاش کنار بیاد
.نه، کنار نمیاد. خب، پس برام مهم نیست
.چرا، هست. خیلی زیاد
.هیچکس بهتر از من نمیدونه اون مغازه چطور کار میکنه
.اوهوم
.من میتونم اون حسابا رو چشم بسته انجام بدم
.آره
اصلاً داری به حرفام گوش میدی؟
.آره، معلومه
چی گفتم الان؟
"اصلاً داری به حرفام گوش میدی؟"
اصلاً چرا خودمو اذیت میکنم؟
عزیزم، واقعاً ناراحتی که ازت نخواست
یا فقط عصبانیای که رفت سراغ مری؟
.اصلاً ربطی نداره
با این حال، شرط میبندم عاشق اینه که کارای منو زیر و رو کنه
.دنبال اشتباه بگرده
.موفق باشی، خانم
.میدونی، ممکنه اصلاً به تو فکر نمیکنه
!چه حرف زشتی، جیم
.سلام
...اوه، آدری. چه عجب، اِم
.سلام
.با صلح اومدم
.بفرمایید بشینید
فقط میخوام بگم به نظرم خیلی عالیه
.که داری به جرجی کمک میکنی
.ولی تو کار رو بهتر انجام میدادی
.البته که نه
.من فقط از تو وقت آزاد بیشتری دارم
.من میتونم وقت پیدا کنم
ولی ترجیح نمیدی که وقتت رو با سیسی بگذرونی؟
ببخشید، داری سعی میکنی بهم رشوه بدی
با نوه خودم؟
نوه خودمون. و آره. خب چی میگی؟
خب، همونطور که گفتی من خیلی سرم شلوغه
.ولی ممنون که اومدی
.مری، این یه کار مهمه
.فقط میخوام مطمئن بشم درست انجام میشه
یعنی من قراره خرابش کنم؟
...خب، نه که عمداً. من الان یه کاری میکنم
که عمدیه...
.هی آدری
.فکر کردم صداتو شنیدم
.کشیش جف
چیزی لازم داری؟
نه. فقط شنیدم شما دخترا دارین گپ میزنین
.و یاد یکی از آیات مورد علاقهم از انجیل افتادم
"جایی که دو نفر یا بیشتر جمع بشن، من اونجا هستم."
.یک. دو
.سه
.باشه، من دیگه میرم
.ولی یادتون باشه، اون هنوز اینجاست
.وای خدا
چی؟
.تو داری ۱۸ مایل در ساعت میری
خب که چی؟
.خب، مثل پیرمردها رانندگی میکنی
.من مثل یه آدم محتاط رانندگی میکنم، همینجوری هم تونستم پیر بشم
.تابلو ایست. تابلو ایست. آره، میبینمش
.میبینمش
این دیگه چیه؟
خوبی؟ آره، تو چی؟
.آره، خوبم
No comments yet. Be the first to leave one.