200 dòng đầu tiên.
ما پیروز خواهیم شد
۱۹۶۹ تابستون سال
بابا، آندرسِ لکنتی اومده دنبال ضایعات آهن
بیا اینجا
اون پایین داری چیکار میکنی؟
بیا اینجا. بیا
کـ-کـ-کسی خونه هست؟
چرا اینجا نشستی؟
حوصله ندارم باهاش حرف بزنم. ساعتها طول میکشه تا دست از سر آدم برداره
کـ-کـ-کسی خونه نیست؟
بابا
چی شده بابا؟
داری چیکار میکنی بابا؟
بابا
بابا
چی شده فریتس؟ چه اتفاقی افتاده؟
فریتس؟
فریتس؟
فریتس...؟
بهتر نیست یکم بخوابی؟
میدونم الان برات سخته، ولی همهچی درست میشه
از پسش برمیآیم
من و تو و دخترا... تا وقتی که بابا برگرده خونه
دستدومه، ولی خوب کار میکنه
کمک میکنه این مدتی که فقط ما چهارتاییم، زمان راحتتر بگذره
اغلب درگیریهایی بین پلیس
و جوونهایی که در مرکز کپنهاگ جمع میشن، پیش میاد
به اصطلاح «فرزندانِ گل»، لباسهای رنگارنگ میپوشن و موهاشون بلنده
یه تظاهرات دیگه علیه جنگ ویتنام به خشونت کشیده شد
پلیس مجبور شد با باتوم با تظاهرکنندهها مقابله کنه
جنبش حقوق مدنی با وجود عقبگردها، خیلی فعاله
دکتر کینگ سنگینترین بها رو برای مبارزه در راه عدالت پرداخت کرد
اون به دست یه قاتل سفیدپوست کشته شد
وقتی که روی بالکنی در ممفیسِ تنسی ایستاده بود
با وجود مرگ دکتر مارتین لوتر کینگ
من و برادرم کلاً سه سال و نیم مدرسه رفتیم
هفت سال، یه روز در میون! فقط هم یه دوچرخه داشتیم
واسه همین سه تا تیر تلفن رو رد میکردم، دوچرخه رو میذاشتم زمین و میدویدم
برادرم سوارش میشد و از من جلو میزد
بعدِ سه تا تیر تلفن، اون دوچرخه رو میذاشت و من ازش جلو میزدم
و بعد ولش کردم
لیندوم-اسونسن عزیز
اهمیت شما برای این مدرسه
در کلمات نمیگنجه
از طرف هیئت امنا و کارکنان
مایلم این هدیه رو به شما تقدیم کنم
به نشانه سپاسگزاری برای ۲۵ سال خدمت به عنوان مدیر
البته ۲۵ سالِ اولتون
خیلی ممنونم
خوش اومدید، امیدوارم تعطیلات تابستونی خوبی داشته بوده باشید
قول میدم به این افتخارات قناعت نکنم
هر سال تحصیلیِ جدید، یه مبارزه جدیده
چون هر روزِ مدرسه، نبردیه که باید در اون پیروز شد
بارون باریده و زمین رو متبرک کرده
طوفان شده و طوفان ما رو قوی میکنه
یه بار لیندوم-اسونسن آرشه ویولن رو روی سرِ برادر بزرگم شکست
یه جوری زد تو صورتِ یه پسره که جای پنج تا انگشتش رو صورتش موند
تمام طول پاییز
و سربازانِ شکستخورده با فراخوانِ نبرد، دوباره برخواهند خاست
ینس نیلسن، کلاس ششم ب
اینگر لاسن، کلاس ششم الف
یورگن پدرسن، کلاس ششم الف
سورن باک، کلاس ششم ب
لارس فردریکسن، کلاس ششم ب
لنه سورنسن، کلاس ششم الف
و فریتس یوهانسن... کلاس ششم ب
شاید بهتر بود اول میرفتی سلمونی، فریتس
احمقهای دهاتی تهِ کلاس میشینن. خودتو ببین! شبیه دخترا شدی
راه رو برای جناب سرهنگ باز کنید
بشینید و اسمهاتون رو بنویسید
خوشآمد میگم به همگی و همینطور به دانشآموزهای جدیدِ مدرسه روستا
معلم جدید به زودی میرسه
تا اون موقع باید با من سر کنید
که این بهم فرصت میده حسابی آدمتون کنم
دوشیزه ایبن. بگو تو تعطیلات چیکار کردی
من و خونوادهم با ماشین جدیدمون رفته بودیم نروژ
فیوردها و کلبههای چوبی خیلی خیرهکننده بودن
طبیعت نروژ واقعاً با عظمت بود
بفرما بشین
تروئلز، تو چی واسه گفتن داری؟
من و خونوادهم... خونوادهم و من
من و خونوادهم تو کلبهمون بودیم. قرار بود بریم مایورکا
تو زبون اسپانیایی، دو تا 'ل' صدای 'ی' میده. مایورکا
مایورکا. درسته
فریتس، تو چی؟
ما تلویزیون خریدیم. تلویزیون خریدید؟
آره
پس کلِ تابستون رو تلویزیون تماشا کردی؟
بله
واقعاً که خیلی آموزنده به نظر میرسه
الن و هانه، بیاید اینجا
بابا زنگ زد. خیلی دلش براتون تنگ شده
مجبوره یه مدتی اونجا بمونه، ولی میخواست بدونه اوضاع مدرسه جدید چطوره
خوبه
روز اولی واسهت تذکر فرستادن
نوشتن مدل موی بیتلزی ممنوعه. بهت که گفته بودم
مامان، این الان مده
کتک، کتک، کتک، کتک
کجا داره میره؟ پیشِ مدیر
یه پنجره رو شکسته
داره گریه میکنه؟
داره کتک میخوره؟
چیزی میبینی؟ داره گریه میکنه؟
به چی زل زدید؟ خجالت بکشید
چه بچه ننهای
بردهها در بازارهای جزایر ویرجین فروخته میشدن
ساکت
تجارت برده در دهه ۱۸۴۰ متوقف شد
دانمارک اولین کشوری بود که تصمیم شجاعانهای برای لغو بردهداری گرفت
با وجود تلاشهای بسیار
آقای اولسن، میتونید برید استراحت کنید. دیگه بهتون نیازی نداریم
موهای اون از مال تو بلندتره، فریتس
بچهها، این معلم جدیدِ زبان دانمارکی و سرودتون، آقای سواله هست
ایشان لطف کردن و این مسئولیت رو پذیرفتن
چون نتونستیم معلمی با تحصیلات کامل پیدا کنیم
تا الان من بهشون درس میدادم. بیاید به آقای سواله نشون بدیم چی یاد گرفتیم
سرت رو بالا بگیر، رفیق خوب
وقتی امیدی از دست میره، امید دیگهای تو چشمات میدرخشه
سرت رو بالا بگیر و دور و برت رو نگاه کن، صدای آواز رو بشنو
به مدرسه ما خوش اومدید، آقای سواله
اسمت چیه؟ لیندا
میتونید همون فردی صدام کنید
همگی بفرمايید بشینید
کجا داری میری؟
خونهی تو چطوره؟
پس اسم تو ایبنه؟
بله. ایبن سورینسن
پدربزرگ از قبل از به دنیا اومدنِ من اونجا خوابیده
مامانبزرگ ازش پرستاری میکنه. چیزیش نیست. فقط نمیخواد بلند شه
ولی شبها که اون خوابه، یواشکی میره پایین تا یه چیزی بخوره
فریتس کوچولو، همیشه خوبها زودتر میمیرن
شاید واسه همینه که تو هنوز اینجایی
مامانم باور نمیکنه که مامانبزرگ روشنبینه
ولی بابام میگه اون میفهمه که کی قراره بمیره
تو خوابش، یه ماشینِ نعشکش میپیچه توی جادهای که اون آدم زندگی میکنه
یه درشکه سیاه که روش یه تابوته
همیشه سرِ یه ساعتِ مشخص میرسه. درست قبل از سپیدهدم
اووو. چه ترسناک
فریتس
فریتس
مدرسهت دیر میشه
فریتس
فریتس، دیر کردی
یعنی باید برم پیشِ مدیر؟
نه. کسی تو رو ندیده. زود برو
سلام، فریتس
بیا اینجا
هیس. باید ساکت باشی
بیا
بیا بالا و از لای اون شکاف نگاه کن. اصلاً صدا نده
دیگه هیچوقت همچین فرصتی گیرت نمیآد
آروم باش فریتس. فقط میخوان ببینن تو زمین چمن هست یا نه
شلوارش رو بکشید پایین
تو رختکنِ دخترا چیکار میکنی؟ جواب بده
هیچی
کتک، کتک، کتک
آقای سواله... عجله کنید. فریتسه. خودشو تو توالت حبس کرده
فریتس
در رو باز کن. منم، فردی
چی شده؟
کدوم احمقی این کارو کرده؟ کی این کارو کرده؟
باید برم کلاس. وگرنه میفرستنم پیشِ مدیر
کی این کارو کرده؟
تو دفترِ لیندوم-اسونسن بود
اگه این کارِ لیندوم-اسونسنه، این بار دیگه از حدش فراتر رفته
آروم باش عزیزم، آروم باش
گوشش از بالا و پایین پاره شده. باید بخیه بخوره
گونهی چپش هم ورم کرده
شما مادرِ فریتس هستید؟ شما هم مالِ مدرسهاید، درسته؟
من معلم جدیدِ فریتسم
فریتس، من باید گوشات رو جوری میدوختم که بلبله نباشه
نه اینکه بخوام مانعِ کنده شدنشون بشم
فریتس! صبر کن. همینجا بمون
فریتس...؟
فریتس؟
دیگه هیچوقت ما رو تنها نذار بابا. هیچوقت
الان بهترم
مثل شیر قویام
زمانِ ما، تو مدرسه حسابی کتک میخوردیم، فریتس
شلاق خوردن پشتِ آدم
و سیلیهایی که تا چند روز صداش تو گوشِ آدم میپیچید
میکردنمون تو کمدِ اتاقِ معلما و در رو قفل میکردن
یه پسره بود که انگشتاش از بس خطکش خورده بود، پُرِ زخم بود
یه نفر دیگه هم شنواییِ یکی از گوشاش رو از دست داد
ولی کنده شدنِ گوش... این دیگه خیلی زیادهرویه
اگه اینجا نیفتاده بودم، حالِ اون مدیرِ بیشرف رو میگرفتم
نشونش میدادم یه من ماست چقدر کره داره! اینو مطمئن باش
پس میخوای پاشی بری اونجا، کتکش بزنی و به جرمِ ضرب و شتم دستگیرت کنن؟
اون مدرسه تو منطقهی منه. من باید با این آدمها کار کنم
من ترس رو بهش یاد میدم. منم خیلی عصبانیام
ولی بعدِ این همه سختی که کشیدی، راهِ برخورد باهاش اینه؟
فریتس
ولم کن! دستمو ول کن
بیا اینجا
بشین
فردا با همون مدل مویی که بقیه دارن، میری مدرسه
نه، نمیرم. تکون نخور
اگه طبقِ گفتهی من عمل میکردیم، جلوی همهی اینها گرفته میشد
هیچ فرقی نمیکرد. لعنتی! گوشم
به من فحش نده. پس موهام رو کوتاه نکن
No comments yet. Be the first to leave one.