200 dòng đầu tiên.
.انقلاب يک شام اجتماعي، يک رويداد ادبي، يک طراحي و يا گلدوزي زيبا نمي باشد
.نمي توان آن را با حسن نيت يا ظرافت کلام و رفتار بدست آورد
.انقلاب فرزند خشونت است "مائوتسه تنگ"
!آقا
!آقا
،آقا
!اون کمبرندش رو محکم کن - .آقا، من بايد به "سن فيليپي" برم -
!مادرم مرده
.همين جاده رو 50 مايل مستقيم بري مي رسي
...خواهش مي کنم
!از جلوي چشمهام دور شو
!هي !هي رفيق
.بيا اينجا
!بينظيره
!تو بينظيري
!بچه ها به خدا قسم که حرف نداره
،ميگذارمت توي کالسکه .دوست دارم وقتي اومدنت رو مي بينند صورتهاشون رو ببينم
.حرکت کن
...بخدا قسم من - .مهم نيست عزيزم -
.اون طرف
.اون در نه! اون يکي که اونجاست
.بکش .بکش
بفرما. حالا مثل يک بچه مودب و ساکت .آروم و بي صدا بشين
!مي بينيد .اون ميفهمه
.کسي چه ميدوني، شايد حرف زدن هم بلد باشه
...نه، نه... حتي روستايي ها هم .يک ذره خردل به من بديد
.متشکرم .حتي روستايي ها هم از حق و حقوقي برخوردارند
.بالاخره هرچي باشه انقلاب اونها پيروز شد
.يا بهتره بگيم تقريبا پيروز شد
!حيوون هستند !همه شون حيوون هستند
فراموش نکنيم که حتي حيوانات هم مي توانند .رام و اهلي بشوند
.شخصا اونها رو مخلوقات بيخرد و عبث تلقي مي کنم
.آره بيخرد...کاملا درسته
!دقيقا بانوي من...دقيقا
،دوست ندارم که بگم .اما بايد حرفهاي اونها رو موقع اعتراف کردن بشنويد
...حتي نميتونيد تصورش رو هم بکنيد! ميدونستيد که - !مي تونم تصور کنم پدر -
.مي تونم تصور کنم
،بي بند و بار بودنشون .اين که همشون توي يک اتاق باهم زندگي مي کنند
.زن و مرد مثل موشهاي فاضلاب در يکجا مي خوابند
شبها،وقتي چراغ ها خاموش ميشوند .ديگه انسانيت خودشون رو فراموش مي کنند
:معلوم نيست که امشب توي تاريکي کدومشون رو هم خواب خود مي کنند .مادر،خواهر،دختر يا....بزشون
.هر کشوري نقاط ننگ خودش رو داره
.مثل اون کاکا سياهايي که ما توي کشور خودمون داريم - .منظورتون مثل اون حيوانات، چون اونا حيوان هستند -
.دقيقا! به همين خاطره که عقلشون نصف بقيه است
!هي تو ميدوني پدرت کي بوده؟
حداقل ميدوني که چند سال داري؟
.نميدونه
ميدوني چند تا بچه داري؟ ها؟
ميدوني مادرت چندتا بچه داشت؟
.اون هيچ چيزي نميدونه
و بخاطر وجود همچين آشغال هايي بود که .قانون اصلاح اراضي به ما تحميل شد
اونوقت اون "مادرو"ي الاغ ميخواست دولت و .زمين هاي ما رو به احمق هايي مثل اين بده
.همه ي ما وسيله اي هستيم در دستان خداوند متعال
خوشبختانه مشيت پروردگار باعث شد .که ما از دست اون مادرو ي بيخرد نجات پيدا کنيم
.مون سينيور" عزيز من بهتره واقع گرا باشيم"
."چيزي رو که شما بهش ميگيد مشيت الهي، من بهش ميگم ژنرال"هوئرتا .اون بود که اين دهاتي ها رو سر جاي خودشون نشوند
،که قطعا بهترين مکان براي اين حيواناته ...چرا که اونها
.حيوان هستند
.مي تونم تصور کنم
...بي بند و باريشون رو مي تونم تصور کنم - ...ميخواست دولت و زمين هاي ما رو ...
.به احمق هايي مثل اين بده
بزها - .حيوانات -
!موش ها - .مثل اون کاکاسياهايي که ما توي کشورمون داريم -
.بي عقل - .حيوانات -
...مشيت الهي باعث شد که
.درست مثل اون کاکاسياه ها
.حيوان...بخاطر اينکه اونا حيوان هستند
مثل اون کاکاسياهها... !بي خرد -
.حيوان هستند
!مثل کاکا سياه ها - !بي خرد -
!حيوان
.اونها رو عبث تلقي مي کنم - .مي تونم تصورش رو بکنم -
.کاکا سياه
!بي خرد - !کاکا سياه -
!مثل او کاکا سياه ها... !احمق -
!کاکا سياه - !احمق -
!مثل کاکا سياه ها... !احمق هاي بي عقل -
!هي با شماهام !پاشيد کمکمون کنيد و هل بديد
!بلند شيد تن لش ها -
فکر مي کني اون عوضي ها بلند بشن و کمکون کنند؟ !معلومه که اين کار رو نمي کنند
.قبل از اينکه اين جا رو به لجن بکشه ببريدش بيرون
هم اکنون خانم ها و آقايان،شما تموم داراييتون .رو بدون ايجا کوچکترين دردسري به افراد من ميديد
بابا همشون رو بکشيم،باشه؟
!چندبار بايد بهت بگم بچه !تا زماني که بابا شليک نکرده کسي حق تيراندازي نداره
!بيا
!بيا،بيا،بيا،بيا، بيا
ميخواستي خانواده ام رو بشناسي؟ .اونها پسرهام هستند
!هرکدومشون هم از يک مادر جداگانه اس
.حالا زانو بزن
!زانو بزن
!زانو بزن
.بابا
.اين پدر منه، فکر ميکنم که پدرم باشه
...از ديدنتون خوش - .برو داخل قبل از اينکه چولو همه رو بکشه -
.مادر من خون قبيله آزتک توي رگهاش بود .قبيله اي که تمدنشون خيلي بيشتر از شماست
.حالا ميخوام ازت يک سوال بپرسم
ميتوني کسي رو باردار کني؟
ميتوني کسي رو باردار کني؟
.جاي تاسف داره .اما نگران نباش درستش مي کنيم
!خانم
!ولم کنيد !ولم کن
!نايست
.برو
!برو...برو....برو....برو....برو
قشنگه مگه نه؟
...يا عيسي مسيح کمکم کن .الانه که بيهوش بشم
!نه،نه،نه،نه،نه !اگر بيهوش بشي قسمت جالبش رو از دست ميدي
عاليه! همه وسايل رو آوردي؟
!تاوان اين کارتون رو ميديد حرومزاده ها
!من شهروند ايالات متحده امريکا هستم - !براي من تو فقط يه آدم لخت و حرومزاده اي -
!فهميدي يانکي
.متشکرم
.براي همه چيز متشکرم
آتيش داري؟
!دراز بکش کودن
!يک سوراخ توي سقفه
!هي
.اگر جاي تو بودم اين کار رو نمي کردم - چرا؟ -
،اگر ماشه رو بکشي و به من شليک کني .من ميافتم
،و اگر من بيفتم .اونوقت تموم نقشه هاي جغرافيايي اين منطقه تغيير پيدا مي کنند
!مي بيني .اگر من بميرم، نصف اين کشور لعنتي هم با من کشته ميشه
.که تو رو هم شامل ميشه
حالا فهميدي؟ - .آه بله،بله،بله،بله،بله الان فهميدم -
!آره
!شبيه معجزه هاي خدا ميمونه .تو....تو شعبده باز بزرگي هستي
من موتور تو رو متوقف کردم .و تو اون جادو رو روي کالسکه من پياده کردي! ديگه باهم بي حساب شديم
بي حساب؟ - !بله -
.نه، ما با هم بي حساب نشديم
هروقت موتور من رو تعمير کردي .اونوقت بي حساب ميشيم
.من داخل درشکه منتظر ميمونم
!بابا الان ميکشيمش بابا آره؟
.نه! اول موتورسيکلت رو تعمير مي کنيم
.وسيکيه - خدارو شکر مگه نه؟ -
با اين خونه متحرک داري کجا ميري؟
راستش....تو داري کجا ميري؟
"معادن"شيور - !آهان -
منظورت "لوکانينا"س آره؟ .من اونجا رو بلدم
!اون يارويي رو هم که مالک اونجاست رو مي شناسم !اون آلماني چاق حرومزاده
"اون خيک چربي ديوونه، آقاي "آشن باک .همون عوضي که مردم ما رو مثل برده هاي خودش کرده و داره خونشون رو ميمکه
!حتي خدمتکارهاي شخصيش .ولي يکيشون عجب تيکه اي بود
،زنهايي که داره حرف ندارند ....يبار يکيشون
!واي خداي من !خفه شو و برو موتورسيکلتم رو تعمير کن
.باشه
.باشه
!هرچي تو بگي...ترقه باز
!دستهاتون رو برداريد! با شماهام
!به به! چقدر خوب آقاي ترقه باز
!حتي يک پاپاسي هم نداره
نميدونم چرا اسم تو خنگ رو گذاشتم ناپلون !ايني که اينجاست يه بانکه
و اگر بتونيم اين ترقه باز رو با خودمون بياريم !پولدار ميشيم
!کجا بياد .ديناميتها که همينجا هستند
!نه،نه براي همچين چيزايي احتياج به يک متخصص هست
،براي کار با اونا فقط کبريت و کمي شجاعت لازمه .که من هم هردوشون رو دارم
جدي؟ - !آره -
اون درخت رو اونجا مي بيني؟
!فيتيله کوتاه
حالا فهميديد چرا احتياج به اون ترقه باز داريم؟
هان؟
کدوم جهنم دره اي هستيم؟ - چجور کارايي براي اون آلمانيه انجام ميدي؟ -
.گوش کن!ازت يک سوال پرسيدم براي آلمانيه چکار ميکني؟
.دنبال نقره مي گرديم - نقره؟ -
.يه چيزي رو ميدوني؟ از کارت سر در نميارم
چرا وقتت و اون آب مقدس رو براي پيدا کردن الماس هدر ميدي؟ .بنظر من اين يک گناهه
ايده بهتري داري؟ - .آره، طلا بهتر از نقره اس -
.توي اين تپه ها که طلايي پيدا نميشه
.چرا پيدا ميشه
."توي "مسا ورده
!مسا ورده" که يک شهره"
!معلومه که يک شهره .همه ميدونند که بانک معروف کشور توي اون شهره
!که اينطور....يه بانک
!نه يک بانک معمولي !بهترين بانک
،زيباترين،شگفت انگيز ترين،فوق العاده ترين .مجلل ترين، و بزرگترين بانک دنيا
...وقتي جلوي اون بانک ميايستي
،و اون دروازه هاي ساخته شده از طلاش رو مي بيني .انگار روبروي دروازه هاي بهشت ايستادي
...و وقتي وارد بانک ميشي .همه چيزش،همه چيزش از طلا ساخته شده
،کف پوش طلا،دستگيره هاي طلا !و پول
.پول،همه جا پوشيده از پوله
من اين چيزا رو ميدونم بخاطر اينکه وقتي هشت .سالم بود با چشمهاي خودم ديدم،با پدرم وارد بانک شدم
!ميخواست بانک رو بزنه اما گرفتنش ولي هيچوقت نميتونند من رو بگيرند، درسته بابا؟
.درسته
.گوش کن ترقه باز.گوش کن ببين چي ميگم
...گوش کن...چرا با من همراه نميشي تا
...با همديگه اين کار رو انجام ميديم و...
.پولدار ميشيم
اسم کوفتيت چيه؟
جان
چي؟
.جان
اسمت چيه؟ - .جان -
!باورنکردنيه! شگفت انگيزه
.اسم من"خووان"ه و اسم تو جان .خووان و جان
که چي؟
که چي؟ ...يعني نميتوني بفهمي که اين...که اين
....ام
!سرنوشته
!نه .حرفم هم عوض نميشه
چرا؟
.ببين اگر مسئله پوله، بيشتر از نصف بهت ميدم .پول براي من مهم نيست
.اگر باهمديگه کار کنيم اون مسئله زياد برام مهم نيست
...گوش کن ببين چي بهت ميگم
No comments yet. Be the first to leave one.