200 dòng đầu tiên.
یه جسد توی حیاطه
پرورش جنگل
فرآوری الوار بر اساس گونه
پدر کشته شد
مادر بدون هیچ ردی ناپدید شد
چرا آن دختر در قفس بود؟
جزئیات هنوز یک معماست
ده سال پس از قتل با تبر
اعلام رسمی مرگ مادر
بار دیگر به تعویق افتاد
تهیهکنندگان: یوکا هله، مارکوس سلین، هانا ویرولاینن
مدیر تولید: نیکو دروم
نویسنده و کارگردان: مکس سیک، یوناس پاجونن
کوبش
ماتیلدا. لطفاً اون خودکار رو بده به من
خب. ممنون
دو نسخه. یکی برای شما و یکی برای ما
به امضای شما روی آنها نیاز دارم
میخواهم از صبوریتان تشکر کنم
پروندهی شما به شکل استثنایی طولانی شده است
در مورد وصیتنامهی والدینتان ابهامی وجود ندارد، اما
این دقیقاً همان متنی است که بررسی کردیم؟
بله. یک نسخهی کاملاً یکسان است
البته میتوانید چک کنید
وصیتنامه به اموال منقول اشارهای نکرده است
پس میتوانید هر طور که مایلید تقسیمش کنید
سوالی هست؟ نه
ممنونم
مرسی
ممنون
به سلامتی یتیمها
بالاخره رسماً یتیم شدیم
خمار هستی؟ نه
تو میتونی آبجو بخوری. من نمیتونم
دیشب رفتی بیرون؟ نه
فقط یه چیزی با هم خوردیم
کشتیت کی حرکت میکنه؟
مگه بلیط رزرو نکردی؟
تو خونه گفتم ممکنه یه چند روزی طول بکشه
دخترها چطورن؟ خوبن
کلودیا هنوز اون باشگاه یوگا رو داره؟ بله
دستشویی کجاست؟ اون گوشه
چطوری؟ خوبم
شنیدم دانشکده پزشکی قبول شدی
آره. عالیه
فکر میکردم یه سال دیگه پشت کنکور بمونم
ولی تصمیم گرفتم فقط برای امتحان کردن شانسم، توی آزمون ورودی شرکت کنم
برای "فقط امتحان کردن" نتیجهی خیلی خوبیه
جدی میگم، عالیه. تبریک میگم
اگه کتاب لازم داری، من همهشون رو دارم
آره. ممنون
باید تصمیم بگیریم با خونه چیکار کنیم
باید یه نگاهی به اموال منقول بندازیم
من امروز میرم اونجا. میتونم باهات بیام
لازم نیست. مشکلی نیست
مطمئنی؟ بله
عیبی نداره. انگار صد سال پیش اتفاق افتاده
باشه. من هم باهات میام
تو خونه بهت نیاز ندارن؟ به یه مرخصی کوتاه نیاز دارم
ببخشید، میشه صورتحساب رو بیارید؟
من حساب میکنم
اوه، ممنونم
جنگلهای فنلاند و سوئد با هم فرق دارن؟
از من میپرسی؟ تو اینجا متخصص گاهشناسی درختی هستی
گاه... شناس درختی
دندرو. میتونی حرف "ر" رو بگی؟ دندرو
اونقدرها فرقی ندارن
کارت دقیقاً چیه؟ خب، تعیین سن حلقههای درخت
واو. مربوط به مصنوعات چوبی
داریم یک گاهشناسی از رشد درختها تهیه میکنیم که ده هزار سال رو پوشش میده
تقویم حلقههای رشد. تقویم حلقههای رشد؟
میتونیم از اون برای تعیین سن یافتههای باستانشناسی استفاده کنیم
هر درخت در یک منطقهی خاص، ظاهرش مثل بقیه است
ما دنبال شباهتها میگردیم
یه درخت خیلی قطور رو قطع میکنیم و یه کنده از یه کلبه قدیمی برمیداریم
و حلقههای سالیانه رو برای پیدا کردن شباهتها مقایسه میکنیم
اینطوری میتونیم در زمان به عقب برگردیم
به لطف تنه درختهای نیمهفسیل شده، ۷۶۰۰ سال در زمان به عقب رفتیم
تو خودت یه نیمهفسیلی
چی؟ منظورم اینه
چی گفتی جوون؟ باحال به نظر میاد
همبرگر میخوای؟ میخوای نگه داریم برات یه نوشابه بگیریم؟
واقعاً جالبه. خب
منظورم اینه... واقعاً نیست، ولی هست
به نظرم خیلی جذابه که چطوری میشه چیزها رو توی درختها دید
شگفتانگیز به نظر میاد. همینطوره، اگه کنجکاو باشی
اگه نباشی، نه. درسته
ماریا
ایشون آقای "یره گونسبرگ" هستن، مشاور املاک
سلام
ما امروز خانهی والدینت رو برای فروش میذاریم
جالب میشه ببینیم واکنشها چیه. موقعیتش منحصربهفرده، پس من خوشبینم
عالیه
داری میری اونجا؟ - بله
گوشیت روشن باشه. سعی میکنیم کار رو جلو ببریم
خوبه. همین کار رو بکنیم
به زودی باهات حرف میزنم. خداحافظ. - ممنون. خداحافظ
برات چای ریختم، عزیزم
راه طولانیای در پیش دارم
موضوع چیه؟ نمیدونم
تو هیچوقت خونه نیستی. فقط قراره چند روز باشه
این سفر از خیلی وقت پیش برنامهریزی شده بود و قراره اونجا به کارهای شغلی برسیم
این حس رو داره مثل زمانِ قبل از به دنیا آمدن ماتیلدا
من قول دادم
تو و قولهایت
نکن
میکو
کی اسبابکشی میکنی؟
پانزدهم
قبل از اون یه کار سرگرمکننده انجام میدیم
ممنون
میتونی اینها رو هم پرداخت کنی؟ بله
پلیس: قربانی قتل با تبر بر اثر جراحات سر جان باخت
پدر در حیاط پیدا شد، مادر ناپدید شده است
دوستت دارم
به زودی باهات حرف میزنم
به دخترها سلام برسون
آره. خداحافظ
چرا بهش نگفتی من سلام رسوندم؟ آنتن نمیداد
خیلی خب. بیا از این مرخصی کوتاهمان لذت ببریم
فکر نمیکنم این واقعاً یک مرخصی باشد
میدونی سفر کردن با بچهها چطوریه؟
من همیشه عاشق دریا بودم
باحالترین چیز در کودکی زمانی بود که میزدیم به جاده
دوران کودکیِ چندان جالبی به نظر نمیآید
عصبی هستی؟
خیلی زمان گذشته است
همهچیز مرتبه. من هواتو دارم
ماتیلدا، میتونی کلیدها رو برام بیاری؟
این دروازه همیشه اینجا بوده؟
چی؟
بیا وسایل اینجا رو چک کنیم
و کلید رو برای مشاور املاک بذاریم
فکر میکنی کسی واقعاً این رو بخره؟
میخوای بسوزونیش یا چی؟ اینطوری راحتتره
ماتیلدا، لیست اموال رو خوندی؟
چرا؟
مامان و بابا اینجا کمی بیشتر از ۱۰۰ هکتار جنگل داشتند
یعنی چی؟
اگه به قیمت بازار بفروشیمش، هر هکتار چند هزار یورو
به هر کدوممون میرسه
حداقل صد هزار تا
جنگلها رو هم بفروشیم؟
من پول لازم دارم. من هم همینطور
تو چی تو فکرت بود؟ این جنگلها باستانیان
بعد از اون همه اتفاق، خوشحال میشم پولی دستم بیاد
آنها اینجا مزرعههای بادی و اقامتگاه تفریحی میسازند
که چی؟
معلومه که باید بفروشیم. مگر اینکه بخواهی سهم ما را بخری
من باهاش مشکلی ندارم
قضیهی آن قفس چی بود؟ گزارشها رو خوندم ولی سر در نمیارم
در عجبم که چه گندی اینجا بالا آمده است
چرا من همیشه نفر آخری هستم که میشنوم؟
آروم باش و داد و بیداد نکن
آخرش ما مجبور میشیم بزرگش کنیم. این تصمیم ماریاست
اون یه بچهست. ساکت باش. ماتیلدا رو بیدار میکنی
انقدر به در نکوب. ماریا، بیا بیرون
صبر کن. بذار به حال خودم باشم
آروم باش عزیزم. گوش کن
تو نمیتونی بچه رو نگه داری
فکر میکنی دوستپست مسئولیت قبول میکنه؟
با اون بچه تنها میمانی
فکر میکنی اونو میخوای، ولی نمیخوای
تو نه تنها زندگی خودت را نابود میکنی، بلکه زندگی همهی ما را هم خراب میکنی
نمیتونی این حرف رو بزنی. ساکت باش
من یه کلینیک میشناسم که این کارها رو مخفیانه انجام میده
چه غافلگیریای
ها؟ الان چی گفتی؟
برای فردا توی کلینیک وقت میگیرم
مردم از پشت سر گذاشتن گذشته حرف میزنن
شاید خوبه که اومدیم اینجا
روی آتیش سوسیس کباب میکنیم، موسیقی گوش میدیم و از این حس لذت میبریم
از حس لذت ببریم؟ آره، از حس لذت ببریم
من به نسل شما حسودیم میشه. به دلایل خوب
اون صدا رو شنیدی؟
آنها باید تا الان مهاجرت میکردند
مامان میگفت پرندهها فقط توی درختهای زنده لونه میسازند
درست نیست. پرندهها حتی روی لاستیک ماشین هم لونه میسازند
آتیش درست کنیم؟
آره. من میرم هیزم بیارم
دنبال چی میگردی؟
این
میخوام ببینم میتونم راهش بندازم یا نه
راستی، ماشین لازم داری؟
الو؟
یره هستم، مشاور املاک. خبرهای خوب
آره؟
واکنشها به آگهی فروشتان خیلی خوبه
فکر میکردم گذشتهی خانه ممکنه یه چالش باشه
درسته. - اوضاع خوب به نظر میرسه
ممکنه تا هفتهی دیگه بفروشیمش
میتونیم قیمت رو بالا ببریم
یه مزایده برای شرکتهای صنایع چوب راه میاندازیم
و خانه را جداگانه میفروشیم
الو؟ صدامو میشنوی؟
الو؟
این... بعداً باهات تماس میگیرم
میکو کجاست؟ داره با درختها حرف میزنه
چه غافلگیریای
من سالها به تراپی رفتم تا بعد از اون همه اتفاق به آرامش برسم
No comments yet. Be the first to leave one.