199 dòng đầu tiên.
خوب پیش میره؟
.آره
ردیفی؟ - .اوهوم -
دارم درست میزنم؟ - ...آره، یه کم مونده -
درسته؟
.آره
این چطوره؟ - .اوهوم -
حالا چی؟ - .آره. یه ذره به چپ -
چپ من یا چپ تو؟ - .چپ من -
.پس یعنی راست من
!لعنتی
!تُف
.صبحونه رو از دست دادی
.خانم توماس گفت اینا رو بدم بهت
.و... این رو
چی هست؟
.یه جور... پنیر کورد
.خیلیخب، بچهها. داریم سوار میشیم
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
.صبح بخیر
خیلیخب، همه سوار شدن؟
.ادامهش رو میذاریم واسه بعد
.خیلیخب. صبح بخیر، رفیق - .صبح بخیر -
.صبح بخیر، بچهها - .صبح بخیر -
خیلیخب. زود باش. راه بیفت - .خیلیخب -
امروز کجا میریم، اِم؟
.انجمن اصلی هارتوود در ولورهمپتون
.آخرین نمایش از تورمون هست رفقا .بیاید حسابی بترکونیم
حداقل از بار داغونی که .دیروز داشتیم بدتر نمیشه
این بوی گند از کجا میاد؟
.از اخلاق گند خودت
.از لونه پرندهها میاد
.نه، از اون نیست .از بنزین کوفتی میاد. به اکوییتی میگم
!خداحافظ، خانم تی
.ممنون بابت اون همه ساسی که تو رختخوابمون بود
...اشکالی نداره اگه
.شرمنده
مترجم: زهرا حاجیپور @Zaaraa90
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::.. .:: Telegram: @BamabinOfficial ::. .:: Instagram: @BamabinOfficial_Com ::.
کجاییم؟
.خیابون شاف-تس-بوری
.دو بخشیه
.شافتس-بوری
مگه شاف-تس-بوری چشه؟
.نمیدونم
.ناسلامتی معلم منی
.باید بدونی
.شرمنده
.اینو بذاریم کنار
.دوباره بریم سراغ مرور درسی که داشتیم مرورش میکردیم
.دکس عزیز یا بهتره بگم چاو، بلا؟
هنوز رُم هستی؟
...وانمود کردی به زودی کار تدریست شروع میشه
.و فکر کردم گفتی والدینت به دیدنت میان
.لطفاً سلام من رو بهشون برسون
فکر کنم من رو به عنوان دختری که ،اومد پیششون موند
و همه شرابهاشون رو خورد و درباره نظام تامین اجتماعی .واسشون سخنرانی کرد، خوب یادشونه
.خدایا
دارم از جاده اِی4123 که به ولورهمپتون ختم میشه .و منظره خیرهکنندهای داره، نامه مینویسم
.این آخرین نمایش تورمون هست
درسته که کمپانی رویال شکسپیر نیستیم .ولی جالب و مهمه، البته شاید
.همهش این دور و اطراف میچرخیم
!همهش باید تبلیغ پیتزا هات کوفتی رو ببینم
،پس چشماتو ببند .حرومزادهی بدبخت
چطور جرئت میکنی اینطوری باهام صحبت کنی؟
.یه صمیمیت خاصی بین بچههای جمع هست
.به اکوییتی میگم چی گفتی
.ولی من به درد بازیگری نمیخورم
،تنها احساسی که تو منتقل کردنش کارم درسته .احساس خجالت و شرمساریه
.و هنوز نمیدونم باید با دستام چیکار کنم
.وقت نداریم زیاد تو اتاق لباس بمونیم .مستقیم میریم داخل و مستقیم میریم سر صحنه
بنابراین در حالی که تو داری واسه خودت ول میچرخی ...و ژلاتو میخوری
اینجا نشستم و فکر میکنم .که بعدش چیکار کنم
اینکه دارم با زندگیم چیکار میکنم؟ از اینجا کجا برم؟
حالا ایشون کی هستن؟
کی کیه؟
«.دکس عزیز»
.اوه. یکی از دوستای دانشگاهیمه
کدوم دوستی انقدر کارت پستال واسه آدم میفرسته؟
.اونی که انقدر تنبله که حوصله نامه نوشتن نداره
.فکر کنم دکستر میهیو رو میگی در مورد اون حرف میزنی دیگه؟
.آره، یه بار تو ادینبرو واسه یه نمایش قبولش کردم
کارش خوب بود؟
.لهجهش افتضاح بود. نمیتونست آواز بخونه
یه ذره هم تلاش نمیکرد .دیالوگهاش رو حفظ کنه
.پس باید بگم نه
.یه اوسکول با لباس مبدل بود که همهش داشت سیگار میکشید
.آره. آره، به نظر میاد خود دکستر بوده
.به شدت همه چی رو سرسری میگیره
.آره
.راستی، گری سلامت رو رسوند
.به نظرم باید همین امروز عصر انجامش بدی - مامان؟ -
دکستر، کجا بودی؟
.اوه، میدونی
،اونجا بودم .دیدم داری با این مردای جوون گپ میزنی
چطور جرئت میکنی؟
.عجب لاسزنی هستی
فکر میکنی این خصوصیتت رو از کی به ارث بردی؟ .مطمئناً از پدرت نبوده
.نگاش کن .حسابی برنزه شدی
از الان مست کردی؟ - .نه، فقط از دیدنت خوشحالم -
دیشب کجا بودی؟ .کلی تو رستوران منتظرت بودیم
.دیسکوی دانشگاه
.چیه؟ همهشون بالای 18 سال هستن
.خُب، دلمون واست تنگ شده بود
.بیا
.نمیتونم تنهایی تمومش کنم
.ممنون
.به سلامتی - .به سلامتی -
.به نظر سرحال میای
.تو هم همینطور
میدونم فکر میکنی با سیگار کشیدن .شبیه سوپراستارا میشی، ولی نمیشی
.اینکارت وحشتناکه
خُب، پس چرا خودت سیگار میکشی؟
.چون من رو یه آدم احساساتی نشون میده
.خیلیخب. دیگه تموم شد، بچهها .آخرین روز از تورمون
چه بلایی سر شلوارم اومده؟ - .نباید استرسی بشی -
کسی به شلوار کوفتی من دست زده؟
.تمرکز داشته باشید. کندی، خیلی خوب داری گرم میکنید - .پنج دقیقه وقت دارید، بچهها -
.کوامی، موقع سرضربها یه کم شل کن، لطفاً
.خیلی سرزنده کار کن .سرحال باش
!نمیبینی !خدایا
.اینجا قفل نداره
.آه، بوی خوش کرم گریم میاد
،بوش به مشامم خورد .و مطمئناً بوی کرم گریم نمیاد
.یه کم آب بخور بابا
.خفهخون بگیر - میشه تمرکزمون رو حفظ کنیم؟ -
جوری دیالوگها رو بیان کنید .که انگار اولین باره به زبون میاریدشون
.من یه کم احساساتی شدم - .نگهش دار. احساساتت رو نگه دار واسه وقتی که رفتی رو صحنه -
.و یادتون بمونه
.فقط بازی نکنید .بلکه واکنش هم نشون بدین
روی بازیگرای دیگه هم تمرکز داشته باشین ،چون اونا واقعی هستن
...و فقط حضور دارن
،یه افتتاحیه دیگه .یه نمایش دیگه
،پایین راهرو .بعد از اینکه فرشینه بایو رو دیدین، بپیچید به چپ
.یالا. یالا. یالا. بزنید بریم
.امروز - .خدایا -
.و به غریزهتون اعتماد کنید
.خُب، بگو ببینم
خُب، تو این تور بزرگمون با کسی آشنا نشدی؟
.با آدمای زیادی آشنا شدم
کیا؟
.حالا که بابات نیست واسم تعریف کن
میدونی که مجبورم از طریق دنیای بچههام ،تو دنیای بیرون زندگی کنم
.و خواهرت هم خیلی پلمپه
.واقعاً مستی
.هیچوقت نفهمیدم چطوری دوتا بچه زاییده
اونی که نامههای طولانی و اشکبار واست میفرسته و بهت تحویل میدیم، کیه؟
اشکبار؟
.فقط بگو
.چیزی واسه گفتن نیست
واقعاً؟
.واقعاً
همون دخترهس که کریسمس اومد خونهمون و پیشمون موند؟
.خوشگل بود
یه کم خجالتی بود. بعدش مست کرد .و شروع کرد به داد زدن و حرف زدن از اعتصاب معدنچیا
.اون اِما مورلی بود
.اِما مورلی
.ازش خوشم میومد
.حتی با اینکه به پدرت گفت فاشیست بورژوآیی
.به دل نگرفتم
،حداقل یه حرارتی داشت .یه شوق و ذوق خاصی داشت
مثل اون زنای احمق و لوندی که .معمولاً پشت میز صبحونهمون میشینن، نبود
!مامان - .خُب، حقیقت داره -
نظرت در مورد اِما چیه؟
.اون فقط یه دوسته
واقعاً؟
.آره
.به نظرم خیلی بانمک بود - .اوهوم -
.و از تو خوشش میومد
از من خوشش میومد؟ - .اوهوم -
.همه از من خوششون میاد
از خوب بودن دست برندار، باشه؟
چی؟
کل بعدازظهر با هم هستیم، درسته؟
.آره. اگه دلت بخواد غروب رو هم با هم هستیم
.خوبه
لطفاً یه تشویق جانانه و مخصوص ...از طرف انجمن اصلی هارتوود
.برای گروه پتک داشته باشید
،روزی روزگاری، که خیلی از زمان حال دور نبود .فقط مردها حق رای داشتن
زنها چندین سال برای حقوق اولیه جنگیدن .ولی چیزی عوض نشد
...تا اینکه یک روز
زنی به نام املین پنکهرست پا جلو گذاشت ...و تصمیم گرفت
!دیگه بسمونه
.زیادی بود. زیادی بود
.به سلامتی گروه پتک - !به سلامتی گروه پتک -
!پتک
.به سلامتی کندی که ماسکای فوقالعادهای درست کرد
.به سلامتی کوامی و صدای فرشته مانندش .به سلامتی سید که ما رو کنار هم نگه داشت
.خفه بمیر - .و مشخصاً به سلامتی اِما -
.بابت همه چیز
.آخی
.به سلامتی نمایش ساختارشکن و تحولبرانگیزمون
،به سلامتی نمایشهای بیشتر .و به سلامتی تغییر زندگی جوونها از طریق هنر
به سلامتی بچهای که موقع تک گویی من .خودش رو خیس کرد و انداخت گردن قمقمهش
به سلامتی پسرای سولیهال .که شکلات سمتم پرت کردن
و به سلامتی اهالی مارستون هیل .که من رو دستمالی کردن
کجا بودی؟ - .اداره پست. خیلیخب، این واسه توئه -
.اینم واسه تو
حالا دیگه واست بسته میفرسته، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.