200 dòng đầu tiên.
روپال: قبلاً در مسابقه درگ روپال...
باید تو "گی'ز آناتومی" زیادهروی کنی.
آه!
این بچه رو از من بکشین بیرون!
میخوام تخم بچهام رو بکنم تو... ببخشید!
هایدی اِن کلازت
تقریباً حس میکنم دارم به دو تا لباس متفاوت نگاه میکنم.
نیکی دال
فقط میخواستم با این بچه درگِ فوقالعاده خندهدار بیشتر کار کنی.
هایدی، شما میمانی!
نیکی دال، شما باید بروی!
وای خدا، دختر!
ای وای!
اوه، نیکی.
حواستون باشه، چون من دیگه قصد ندارم لبخوانی کنم.
منو دیگه جزو بدترینها نذارید!
تا این لحظه داشتم خیلی خوب عمل میکردم.
و بعد یهو، اوه!
انگار منو خیلی سریع از صد رسوندن به ده.
ولی فکر کنم به همه نشون دادم چی تو چنته دارم.
و اگه لازم باشه حاضرم همهشونو بفرستم خونه.
بریتا، درباره اینکه تقریباً ته جدول بودی چه حسی داشتی؟
راستش، مات و مبهوت بودم.
نمیدونم چرا ته جدول بودم.
و راستش نمیدونم چرا،
چرا پارتنر صحنهم با من ته جدول نبود.
بازم؟
دوباره میخوایم این کارو کنیم؟
چرا اون باید همینجوری قسر در بره؟
وقتی همه کارهامون با هم بود؟
تنها کاری که میتونیم بکنیم
اینه که دقیقاً چیزی رو ارائه بدیم که داورا ازمون میخوان.
فقط چون بریتا خودش رو یه رقیب سرسخت میبینه
و ناراحته که این هفته ته جدول بوده،
فکر میکنه یه جوری تقصیر منه.
ببین، همه تو این چالش عالی بودیم.
دیگه هیچ بهانه کوفتی نیست.
پس حواست باشه، جنده.
این مسابقه بهونهبازی روپال نیست، جنده.
بریم. از درگ دربیایم.
حالت چطوره، عزیزم؟
از همون لحظهای که اومدیم اینجا، همش رو هم تلنبار شده.
آه، میفهمم. آره، میفهمم.
نمیخوام مجبور باشم تو این رقابت ادامه بدم
تو اون لحظهها حس خوبی به خودم داشته باشم
فقط واسه اینکه بقیه داغونم کنن.
این عوضیا از روز اول به من گیر دادن.
راستش، من اهلش نیستم.
پس آیدن ساکت دیگه زیاد ساکت نمیمونه.
تهش همینه که هست.
تنها کاری که از دستمون برمیاد اینه که بترکونیم.
۱۰ تا دختر تو این رقابت مونده.
وقتشه که بازیمو قویتر کنم.
چون دیگه فقط حذف نشدن منو راضی نمیکنه.
اگه به چیزی کمتر از رتبه اول قانع باشی،
پس بهتره وسایلتو جمع کنی.
وو!
روپال: برنده "روپالز درگ ریس"
یک سال لوازم بهش داده میشه
از لوازم آرایشی "آناستازیا بورلی هیلز".
و یک جایزه نقدی ۱۰۰ هزار دلاری.
با داوران مهمان فوقالعاده خاص
ستارگان «دختران بدجنس»
دنیل فرانزیس و جاناتان بنت.
یه روز دیگه واسه درخشش.
ما تو درگ ریسیم! چه باحال!
یه روز جدید تو ورکرومه.
من هنوز تو هیچ چالشی برنده نشدم.
فقط جین همیشه تو وضعیت امن بوده.
پس آمادهام که هرچیزی که جلومه رو بترکونم.
سلام، سلام، سلام!
خب، ردیفه.
آره، شهر زمرد از راه رسید.
خب، خانمها، برای مَکسی-چالش این هفته
داریم «اسنَچ گِیم» بازی میکنیم.
یه سلبریتی انتخاب کنین که بتونین ادای اون رو دربیارین.
بعد من و دنیا رو بخندونین.
روپال چارلز ساختمون رو ترکوند!
این Snatch Game لعنتیه!
هیجانزدهام!
آقایان، موتورها رو روشن کنید و امیدوارم بهترین زن برنده بشه!
آره!
بریم کولاک کنیم!
میخوام بدونم هر کی قراره نقش کی رو بازی کنه.
بازی Snatch نشون میده که درگ کوئینها
در تقلید سلبریتیها در بهترین حالت خودشون هستن.
یا نه چندان خوب.
بریتانی، قراره نقش کی رو بازی کنی؟
جنیفر هالیدی.
جیدا، تو چی؟
من نقش کاردی بی رو بازی میکنم.
آوو! اوه، ساکت شو!
آره، خب، اوکووور؟
من دارم...
ویدو، تو نقش کی رو بازی میکنی؟
از روی موهام نمیتونی تشخیص بدی؟
شبیه تینتا تورنتور میمونه. ممنون.
یکی اینجا بافرهنگه ها!
فکر کنم آیک و تینا رو اجرا کنم.
ویدو داره تینا ترنر رو اجرا میکنه.
ولی بعد وسطش میخواد آیک ترنر رو هم انجام بده.
ولی نمیدونم ایده خوبیه یا نه.
مثلاً، اه اه.
به نظر یه موقعیت خیلی ناجور میاد.
خوشبختانه تو بداههپردازی قبلی خوب عمل کردم.
پس امیدوارم بتونم کار بداههپردازیم رو ادامه بدم.
آره، اون هفته تو گروه برتر بودم.
ولی همونطور که خواهرام تو اون گروه دوست داشتن بگن...
اونا "منو کشیدن بالا"، پس...
آره، اونا اینو گفتن، مگه نه؟
ایدن؟
من پاتریشیا کویین رو اجرا میکنم.
کی هست ایشون؟
اون نقش ماژنتا رو تو فیلم راکی هارر پیکچر شو بازی کرد.
آها.
الان دیگه یه زن پیرِ عجیب غریبه، واسه همین...
نقش اون پیره رو بازی میکنی یا نقش این جدیدتره رو؟
همین پیرتره و جدیدترش رو، آره.
ایشون کسیه که من شخصاً ملاقاتش کردم.
و باهاش ناهار خوردم.
آه، اوکی، چه بانمک!
من با مامانم میگردم.
معنیش این نیست که مامانم بامزهست.
موفق باشی، عزیزم.
چون تو این یکی هیچ شریک صحنهای نداره.
روپال: در ادامه... مهمون داریم!
بوم! آره!
خانم ونجی. آااااه!
قرار بود پاپ سوپراستار اندروید پاپی باشم.
کی؟
شماها همه میاین اینجا...
و فکر میکنین مریل استریپ هستین.
اَه.
چالش اصلی ما امروز اسنچ گِیمه.
من هم خیلی هیجانزدهم هم یه کم وحشتزده.
آمریکا داره شما رو تو اسنچ گِیم قضاوت میکنه.
هی، ستارهها!
هی! هی!
مهمون داریم!
اوه! اوه اوه!
بوم! آره!
آااه! ونجی اینجاست!
من خیلی هیجانزدهم که میبینمش.
ونجی!
ونجی! ونجی!
ایشون همون خانم ونجیِ نمادینه.
خانم ونجی. ونجی.
من اونجا پاتوقی نیستم. من باحالم.
ممنون، خانم ونجی.
از خودم تشکر کردم.
ایشون یکی از محبوبترین آدمای این مسابقهست.
من و ونجی اینجاییم که بهتون درس بدیم.
در مورد بایدها و نبایدهای بردن اسنچ گِیم.
شماها میدونین که من اینجام برای نبایدها.
اسنچ گِیم من...
دکتر فیل، چطوری؟
اوه شت، ببخشید. منظورم رو بود.
پس من اینجام که به کلهپوکها بگم...
چیزی که نباید برای اسنچ گِیم انجام بدن.
این کاریه که امروز انجام میدیم.
بیا، ونجی.
میخوام هیدی رو ملاقات کنی.
سلام! سلام، هیدی.
حالت چطوره؟ خوبم، شما چطورین؟
من غرق در برکت و لطفم.
درسته، امم.
ببین، این بامزهست.
الان تو نقش هستی؟
اون هیدی بود، ولی نه، لزلی جونز رو آماده دارم.
و الان میخواد بیاد بیرون، پس، آره.
اوه! خب، هیدی تو خیلی کاریزماتیکی.
چطوری اینو با شخصیت لزلی جونز ترکیب میکنی؟
لزلی جونز، کمدیش خیلی پر سر و صدا و جسورانه است.
و تو نمایشهای کوتاه کمدیش خیلی تشنه توجهه.
پس من میتونم خیلی خوب از این ویژگی استفاده کنم.
پس میرم سمت اون.
چرا کسی رو انتخاب کردی که لهجه جنوبی داره؟
کسی که خیلی به شخصیت تو نزدیکه؟
میدونی، شماها همه میاین اینجا...
و فکر میکنین مریل استریپ هستین.
چرا یه کم به خودتون نزدیک نمیمونین؟
اینجوری، لازم نیست اینقدر سخت کار کنین.
احساس میکنم تو قطعاً میتونی نقش...
یکی از "زنان خانهدار آتلانتا" رو بازی کنی.
فیدرا. اوه، فیدرا.
شبیه اون حرف میزنه، مگه نه؟
آره، تو خیلی حس فیدرا رو بهم میدی.
میدونی، این چیزیه که من میگیرم، این حس و حاله.
زنان خانهدار آتلانتا، فیدرا.
این کسیه که حس میکنم اون میتونه به طور طبیعی اجراش کنه.
اوه، کلمه بزرگیه. "اجرا کردن".
عزیزم، نزدیک بود با گفتن اون کلمه خفه بشم.
فقط شروع کن به استفاده از هر چیزی که به طور طبیعی میتونی انجام بدی.
میفهمی چی میگم؟
چون تو خودت ذاتاً بامزهای.
عزیزم، تو هم ناخن اکریلیک داری؟
اینا ناخنهای طبیعی خودمن. چی میگی--اکریلیک؟
آخ! بذار ببینمشون. اون باید همین الان حسش کنه.
اینا خیلی باکلاسن. آره، سمت اینا نرو.
با حرفات احساساتیم نکن.
No comments yet. Be the first to leave one.