Surrounded

Surrounded

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

surrounded 2023 2160p web h265-javlar
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian Surrounded 2023 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2026-01-09
Lượt tải xuống: 8
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

هیچ‌وقت نفهمیدم چرا موقع بزرگ شدنمون انقدر دعا می‌کردیم

تا اینکه یه روز، اون پسرای اتحادیه اومدن به مزارع ما

و به من و خونوادم گفتن که آزادیم

بهترین روز زندگیمون بود

مامان می‌گفت دعاهامون مستجاب شده

یادمه که من و خونوادم از اون مزرعه زدیم بیرون

تا جایی که دیگه پاهامون زمین رو حس نمی‌کرد

فقط راه می‌رفتیم

راه می‌رفتیم، ولی جایی نداشتیم که بریم

آزاد بودیم

ولی جایی برای آزاد بودن نداشتیم

پس ازت می‌خوام، خدایا

توی این سفر هوامو داشته باش

کمکم کن به اون تیکه از سرزمین موعودم برسم

من رو از این شر نجات بده

آمین

مرد: برو تو

مرد: حرکت کن

مرد ۱: جنگ یه قدمِ ناخوشایند بود

در جهت درست

مرد ۲: ببین کی اومده تو

مرد ۳: این از کجا پیداش شد؟

اسلحه رو بذار رو میز

قهوه. لطفاً

قهوه

آره

مرد: خانم

مرد: هی رفیق، صبر کن

فکر کردی کجا داری می‌ری؟

یه صندلی خریدم

از اون مردِ اون بالا

مرد: اندی، نه؟

این یارو صندلی خریده؟

آره، درسته. همین چند لحظه پیش

مرد: تو اینطوری میگی

اون غل و زنجیرها رو بنداز پایین

اندی: باشه

مدرک داری؟

من آزادم

هر چی هم که تو بگی

بازم باید مدارکت رو بهمون نشون بدی

زود باش دیگه. کل روز رو وقت ندارم

نذار دوباره بگم

«مو...»

واشینگتن

واشینگتن

مرد ۲: واشینگتن؟ هه هه

چه اسم و رسمِ با‌افتخاری

مرد: اسلحه داری؟

بدش من

حالا، شاید اجازه عبور تو این سفر رو داشته باشی

ولی هیچ دلیلی نداره که تو رو پشت سرم تحمل کنم

اونم در حالی که دستت رو ماشه‌ست

خب، تو اون جعبه چی داری؟

مو: انجیل و یکم گوشت خشک شده

مرد: هی، چاقالو، بیدار شو

یه جای بار اون پشت هست

زن: این مرده یا پسر؟

خب خانم، کدومش رو ترجیح می‌دین؟

کرلی

اسلحه من رو هم می‌خواین؟

البته که نه، آقای ویلر

بریم

کرلی: خب، دلیجانِ کلرادو داره راه می‌افته. بزنین بریم

خدایا، فقط من رو از اینجا برسون به اونجا

خانم. آه

مرد ۲: بانو

کلاد آلویسیوس فیلدز، در خدمت شما

«گربه وحشی پیر» از کنتاکی

می‌بینی؟ خودمم

مو: «قلمرو کلرادو

بدین وسیله به مو واشینگتن اعطا می‌کند

مالکیت این زمین را.»

کرلی: راه بیفت اندی. راه بیفت رفیق

اندی: باشه، اومدم

ویلر: با کرلی حرف زدم

فکر کردم شاید به این نیاز داشته باشی

من اینجا افعی‌هایی دیدم که از تو بزرگترن

این یه رمینگتونِ عالیه

قدرت زیادی داره

مو: یه چیزی می‌خواستم که کار باهاش راحت باشه

نمیشه به بوفالوی مرده شلیک کرد. اوم

رو دسته‌ش کلی جای خط و نشون داری

اینجا خونواده داری؟

نه قربان

فقط دارم رد می‌شم

راهیِ غربم

فقط دنبال یه شروع جدیدم

شما چی؟

زن و دخترم

تو خونه‌ان

عیال پا به ماهه

هر لحظه ممکنه فارغ بشه

دوست ندارم تنهاشون بذارم

فردا صبح لازمش دارم

کرلی: اندی، برو به اون خانم کمک کن

به چی می‌خندی؟

آقای فیلدز: احساس آرامش می‌کنید، بانو؟

زن: تو اصلاً خفه نمیشی؟

هیا! هیا

مرد ۱: محاصره‌شون کنین

از سمت راست! از سمت راست

لعنتی

کرلی: وایسین! وایسین

مرد ۱: تفنگ رو بنداز زمین

کرلی: وایسین! وایسین

مرد ۱: بکشیدشون بیرون

چی داره میشه؟

راهزن‌ها

راهزن‌ها؟

غارتگرها

مرد ۲: دست‌ها جایی که بتونم ببینم، گاوچرون

نمی‌خوای بهشون شلیک کنی؟

اگه شلیک کنم، همه‌مون رو می‌کشن

اگه برای مقاومتِ آخر فشار بیارن، به خواسته‌شون می‌رسن

فقط خوشحال باش که سرخپوست نیستن

مرد ۲: کسی حرکت اضافه‌ای نکنه

مرد ۳: اوم

حالا، ما نمی‌خوایم کسی صدمه ببینه

گُلدی: خب پسرها، خودتون می‌دونین چیکار کنین

تامی، تکلیف پول‌ها چی میشه؟

دستِ لعنتیت رو به من نزن

تامی

اندی: ما، اه... ما چیز باارزشی نداریم

نه نامه‌ای داریم، نه طلایی

فقط همونایی که مسافرها با خودشون آوردن

هف‌برید: اگه من بخوامش، یعنی ارزش داره

حالا، دست‌هاتون رو بیارین بالا

هه. تو تامی والشی

تامی والش؟

تامی والش، همون سارق بانک؟

گلدی: ببینیم چی دارین، مردم

بعدش هر کی میره سیِ خودش

بیا بیرون! بیا بیرون

بیاین بیرون یه پایی راست کنین

تو هم همین‌طور، رفیق‌جون

حضورتون فوراً الزامیه، بانو

من از جام تکون نمی‌خورم

هر جور راحتی

گلدی: خیلی خب، راه بیفتین دیگه

اندی: آروم باشین. حواسم به همه‌ی اسب‌ها هست

گلدی: خب کاری که باید رو بکن

ولی خیلی با احتیاط

بیا پیش ما

اینجا همه‌مون با هم برابریم

گلدی: همه بیان بیرون

بهتره هر چی میگن گوش کنی، خانم

گلدی: بیا پایین

خیلی خب آقایون، بیاین یه

نگاهی به اون کیف پول‌ها بندازیم

ممنونم، قربان

خیلی ممنون

همین کافیه

روفوس: این بالا کوفت هم نیست

همه‌ی اون آشغال‌ها رو بنداز دور

گلدی: سپاسگزارم

روفوس: نه، همه‌ش لباسه

نه، شوخی نمی‌کنن

این بالا هیچی نیست. خب، به هر حال برشون دار

روفوس: بله قربان

تامی: عجله کنین. زود باشین آقایون

هف‌برید: زیرش رو چک کن. زیرش رو چک کن

روفوس: پس پول‌های بانک چی شد؟

هف‌برید: نه، اینجا هیچی نیست

خیلی ممنون

تو چی، آمیگو؟

چی داری؟

هف‌برید: فقط چند تا سکه اینجاست. همین

تامی: خیلی خب، جمعشون کنین

اوه... گلدی: این چه کوفتیه؟

عجب مکافاتی

معذرت می‌خوام، آقایون

نمی‌خواستم نگرانتون کنم

نمی‌دونم، انگار که

مثل اینکه یه مشکلی پیش اومده

واسه قلبم

روفوس: اوه، لعنتی

بروگان: زود باش کمک کن

زن: از من دور شو

بروگان: می‌کشمت

زن: ولم کن

روفوس: بروگان

مو: هی

مو: دستم رو بگیر. زود باش بگیرش

بیا بیرون و بپر! زن: نمی‌تونم، نمی‌تونم بپرم

خواهش می‌کنم، دستم رو بگیر

زن: نمی‌تونم، نمی‌تونم! بپر

نمی‌تونم

حرومزاده

هی، بچه

اندی: درد داره

کثافتِ حرومزاده

بچه، بزنش

بهش شلیک کن

بلند شو

مراقب این باش

اندی: آخ

مراقب باش

تیراندازیت خوبه

با من بمون

More Farsi Persian subtitles for Surrounded

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left