200 dòng đầu tiên.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «مــاهــی و محمد طاهری» Mahi & Mohammad_Tahri
نسخه شماره دو V.2 هماهنگ با انواع نسخههای
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
- !تولدت مبارک - !هی، کیک تولد
- من اینجام - ممنون
!خیلی خوبه
صبرکنید، همگی اینو میخواید؟
این اتفاقیه که میفته .وقتی تعارف الکی میکنی
.فکرکردم تو تصمیم داری همه رو دعوت کنی
پدر من نمیتونم همهی بچههای کلاس هنر رو دعوت کنم، بجز یکنفر
که هیچ بویی از شبکههای اجتماعی نبرده
اصلا قصدم این نبود زجرش رو بیشتر کنم
- .چون من یه هیولا نیستم - .فکرکنم بهت افتخار میکنم
همش توقیف میشه، هی سر معلمها داد میزنه
تازه شایعه شده بود که
.همش از خونه فرار میکنه
.شاید بشه براش تاکسی گرفت
.واقعا فکر میکنم بهتره بریم خونه دیگه
احیانا اشتباهی فکر کردم که دموکراسی درکاره؟
.تا وقتی نیومدن دنبالش ما جایی نمیریم
.ماشین خراب شده .من با اتوبوس میرم
.با اتوبوس نمیری .من میبرمت خونه
کلر تقریبا نصفی از پول لازم .واسه خرید ماشینش رو جمع کرده
درست نمیگم؟
حداقل این میشه یکی از معدود دفعات
.باقیمونده که من بهتون سرویس میدم
اگه نیای نمیتونی جکهای پدرم که فکر میکنه فقط
.واسه موقع رانندگی خندهدار هستند رو بشنوی
.مطمئن باش نمیخوای از دستش بدی
واو، من از چیزی که تو فکر میکردی هم بیشتر کادو گرفتم
میتونم اینو بذارم اینجا؟
.آره،آره، من حواسم هست .ممنون مارسیا
...شاید اون فقط
.شاید فقط تظاهر میکنه که نگرانه
میتونم کمکی کنم؟
چی؟
این خودشه، خیلی باحاله
- .هرهفته یه ویدیو پخش میکنه - صبرکن ببینم
.خیلی معمولیه .خیلی مسخرهست
.تو ازش سری .نمیفهمم
!پستش کن
- چرا نمیفهمی؟ - .نمیفهمم دیگه
- بانمکه - ....نه، ابروهاش مثله
!خفهشو ...اتفاقا ابروهاش خیلی هم
!آره! عاشق همون شدی
.باشه، بخند، آره
- میبینی چطوری اینکار رو میکنه؟ - واقعا چطوری انجامش میده؟
وایستا ببینم، اصلا چرا بهت نشون دادم
- !نگاه کن، آره - !خیلی بده
!هی
.ببخشید آقا .فکر کنم ماشین رو اشتباه سوار شدید
.ما اینجا بیدار شدیم
چه خبر شده؟
ما اینجا چکار میکنیم؟ چه بلایی سر پدرم اومد؟
.اون همون بیرونه
تو میدونی چه بلایی سر پدرم اومد؟
.اول تو رو انتخاب میکنم
.فقط یک دقیقه طول میکشه
.رو خودت بشاش .رو خودت بشاش
!نه !نه
!نه
!نکن
!نه
!درو باز کن
من اینجام، باشه؟ تو خوبی؟
.ازم خواست براش برقصم
.درِ بیرونی قفله
.همهچیز مرتبه
.ما خوبیم
.ما خوبیم
.صدای ریزِ چلپ چلوپ شنیدم
و بعدش وارد شد، یه موجود عجیب، اینطوری
از وسط رود رد شد .قدش بلند بود
اینقدر بلند که آب به شکمش هم نمیرسید
.بعدش متوقف شد .قلبم داشت میومد تو دهنم
.تب ساس گرفتی .عمو جان تب ساس گرفته بوده
.درست نیست کیسی .پدرت داره دروغ میگه
- چنگالهاش چقدر بودن؟ - !بزرگ بودن
باید به کجا نگاه کرد، کیسی؟
.به بدنش
- ولی اون چرا به چنگالهاش نگاه مکیرده؟ - .چون تبِ ساس داشته
.اون هرچی تو بگی تکرار میکنه
اینکار رو وقتی گواهینامهی مربیگری
شکارت رو تا سه سال دیگه بگیری هم انجام میدی؟
.نه قربان
.یادت نره وقتی تموم کردی دستکشت رو دستت کنی
.اول از همه دست و پاهات اون بیرون یخ میزنه
«سه دانشآموز دزدیده شدند، پدر یکی از اونها»
«با حالت گیجی بر اثر دارو در پادشاهِ پروس بیدار شده»
«و متوجه شده دخترها و ماشین نیستند»
«همسایهها باورشون نمیشه»
«معمولا بعد از همچین وحشیگریهایی ، سکوت بر همه غالب میشه»
«اگر هرگونه خبری از دخترهای گمشده پیدا کردید»
«لطفا پلیس رو در جریان بگذارید»
"بری اس: باید ببینمت، فورا"
.اگه اون درو باز کنی هم فرقی نداره، کلر
.یه درٍ دیگه اون بیرون قفله
.اون دوباره میاد داخل ولی ایندفعه
.نمیذاریم هیچکدوم از ما رو ببره با خودش
.فقط جیغ و داد میکنیم
بهش آسیبی نزدیم ،چون ترسیدیم عصبی بشه
!خدای من، ما طعمهش هستیم .خدایا
.باید باهاش مبارزه کنیم .باید پدرش رو دربیاریم
من دیدم که یکی از شما رو بلند کرد
.و گذاشت رو تخت، انگار هیچ وزنی ندارید
.زدنش دردی رو ازمون دوا نمیکنه
من، من شش ماه کلاس کمپو کاراته رفتم
.راهش اینه که با درد حواسش رو پرت کنیم
.همهچیز برای شما خیلی ساده بنظر میاد
هرکاری بکنید، اون حرکت بعدی شما رو پیشبینی میکنه
.تو این شرایط اینکارها فایدهای نداره
!نمیتونیم از اینجا بریم بیرون یعنی میخوای بگی
نمیخوای با هرچی که درونت هست مبارزه کنی؟
...میدونی، تنها راه چاره
...تنها شانسی که داریم
.اینه که هر سه نفرمون بریزیم سرش
.باید عجله کنیم
.ما بهت نیاز داریم، کیسی
.کلر باهوشه، بیا به حرفش گوش کنیم
.من اینکار رو انجام میدم، اگه تو هم انجامش بدی
- .میتونیم ببریم - اون بهمون آسیب میزنه
.حالا هم جفتتون خفه بشید
تو باید خودِ بدبختت رو جمعوجور کنی .کمکمون کنی از اینجا بزنیم بیرون
.به درک
.شش ماه کلاس کاراتهی مسخرت هم به درک
!نه، نه، امروز نباید اینکار رو بکنی !الان وقتش نیست
!چرا اینکار رو میکنی چرا اینطوری رفتار میکنی؟
چرا یکجوری برخورد میکنی انگار از ما نیستی؟
...وقتی هدفگیری میکنی، کیسی
.همیشه دوتا چشمت باز باشه
با لولهی تفنگ شکارت رو بپوشون و همینطور دنبالش کن
.تا سرعتش دستت بیاد
دارم بهت میگم، دفعهی اول همیشه سخته
.احتمالا میزنی به پایینش یا عقبش
.ولی یاد میگیری که چطور روش بمونی
.مادهها از نرها باهوشترند
ولی خودت اینو میدونی، مثل انسانها
.مادهها از بینیشون استفاده میکنند تا زنده بمونند
.و مطمئن میشن که پوشش دارند
و همیشه یادت باشه، اونها تلاش میکنند که زنده بمونند
.ولی نرها، واسه خودشون میرن بیرون
.نرها معمولا تو فصل تولیدمثل خوب شکار میشن
.پسرها سروصداشون زیاده
.آره دقیقا
من از پسرها بهترم، مگه نه؟
.البته که هستی
هروقت چیزی که با عقل جور دربیاد بشنوم، بهتون میگم
.ما حتی هنوز نمیدونیم این چی هست
.داشتم الهام میگرفتم
نه،نه، اون یکی .قبل از اون فراکوی صورتی
...اون قرار بود مثل ...مثلا یه ژاکت شیک باشه
.ولی تصمیم دارم یکم بروز ترش بکنم
...خب، من بلوز دامن ساده رو ترجیح میدم، ولی این
.اینها خیلی هنرمندانه هستند، بری
درست همون چیزهایی که خانمهای هامپتون ۱۵هزار دلار خرجشون میکنند
.تا فقط تو یه مراسم خیریه بپوشند
!ببند بابا میدونی من خیلی نمیتونم بمونم
.این فقط یه ملاقات کوتاهه
خب، بگو ببینم قضیه چیه؟
چی؟ منظورت ایمیلِ؟ .همون مسائل همیشگی
.فقط یکم خسته شدم
.ولی از متن ایمیلت بنظر میومد چیز خاصی باشه
- داری دنبال چیزی میگردی؟ - .نه، فقط دارم لذت میبرم
- .الان حالم بهتره - کار رو بار چطوره؟
- !عالی - آخرین بار که باهاشون صحبت کردم
.معتقد بودند تو کارمند نمونهای هستی
بنظرشون خیلی باریکبین و وظیفهشناس هستی
- خودت میدونی، مگه نه؟ - میدونم
تو ده ساله داری اونجا رو اداره میکنی .و خیلی هم خوب عمل کردی، بری
.و اونجا مکانِ خاص و خوبی واسه کار کردن توست
- همینطوره - میدونی، از بین تمام بیمارانم با بیماریِ تو
.تو از همشون تو کارت ثابتقدمتر بودی
اتفاقی افتاده بری؟
تو چند سالته؟
.اینترنت تو این مورد کمکی نمیتونه بکنه
چرا این سوال برات پیش اومده؟
وقتی بازنشسته بشی یا بمیری، کی میخ۹واد ازت نگهداری بکنه؟
میدونی، ما خودمون باید از خودمون مراقبت کنیم
.چون هیچکس حتی خبر نداره که ما وجود داریم
اگه یکوقت اتفاقی برای من بیفته
با یکی از همکارام از بالتیمور هماهنگ .کردم که کارها رو انجام بده
...همم
هی...تو، تو تنها زندگی میکنی؟
- .خودت میدونی - متاسفم. منظورم اینه چه مدته؟
.همیشه
.حتما خیلی تنها بودی
میدونی چیه، الان حالم خیلی بهتره
.نباید برات ایمیل میفرستادم
من خیلی...ببین منو .خیلی بیفکر عمل میکنم
راستی، اصلا کسی گوش میده؟ کسی بهمون اهمیت میده؟
آره، دانشکده پاریس ازم خواسته یه سخنرانی انجام بدم
.منم میخوام از طریق اسکایپ انجامش بدم .از همینجا
.مردم دارن بیشتر باور میکنند
.بیا هفتهی آینده سر موقع مقرر ملاقات کنیم
.ای کاش میشد نری بری
اتفاقی افتاده؟
.نگران نباش، این فقط یه ملاقات بود .الان حالم خیلی بهتره
پس طرحهات چی میشن؟
.معمولا خیلی روشون حساس بودی
No comments yet. Be the first to leave one.