200 dòng đầu tiên.
آنچه در قسمت قبل «وقتی دل فرا میخواند» گذشت
بچهها هنوز اون بیرونن
مامان
اوه، پسر کوچولوی من
پناهندگان آتشسوزی
بنسون هیلز به زودی میرسن
الان دیگه جات امنه، عزیزم
من بابامو میخوام
میخوام شما رو با خانم کولتر آشنا کنم
مدام به این فکر میکنم که اون آتیشسوزی چطور ممکنه شروع شده باشه
لازم نیست جای دوری رو بگردید
جز ای.جی. مکگینتی
واو. اینجا مثل روز اول مدرسه میمونه
نیتن... کلاس هنوز آماده نیست
داری در مورد چی حرف میزنی؟
من میز و نیمکت میبینم، گچ میبینم
یه معلم که دلسوزه
میدونی چیه؟
شاید این کمک کنه
اینها دوستداشتنیان، ممنونم. اوه
خاکستر همه جا رو گرفته
بیا. بیا عوض کنیم
ممنونم
این صافه؟
اوم
وقتی اینجوری بهش نگاه میکنم، آره
فقط خیلی احساس سردرگمی میکنم
فشارهای زیادی روت هست
شاید دانشآموزها به زمان بیشتری نیاز داشته باشن
قبل از اینکه به مدرسه برگردن
در این مورد مطمئن نیستم
به نظر میرسید آلی از اینکه امروز اومده خیلی ممنونه
فکر میکنم روال عادی دقیقاً همون چیزیه که این دانشآموزها نیاز دارن
با این حال، بعضیهاشون همهچیزشون رو از دست دادن
نمیخوام فقط تظاهر کنم که همهچیز مرتبه
میدونی
انگار یه داستانی یادم میاد
درباره معلمی که به کل یه شهر کمک کرد
وقتی تازه رسیده بود، اونها رو دوباره سر پا کرد
امشب برای شام بیا پیش ما
دارم دسر لیمویی درست میکنم
ای کاش میتونستم
واقعاً دلم میخواست، اما من و بیل داریم برای پیدا کردن سرنخ اعلامیه پخش میکنیم
و اگه خبری بشه، باید فوراً اقدام کنیم
این یه پرونده جناییه؟
هنوز مطمئن نیستیم
ممکنه یه بلای طبیعی باشه
خب، امیدوارم اعلامیههاتون به جواب ختم بشه
هی
امروز بدون هیچ مشکلی پیش میره
اگه سریعتر بخوریش، مثل چسب سفت نمیشه
چطوره دوباره گرمش کنم؟
اما اول
فکر کنم از این خوشت بیاد
تادااا
من اون رو نمیپوشم
و تا وقتی بابام نیاد دنبالم، مدرسه نمیرم
گوئن، عزیزم
دکترهای باکستون گفتن که زمان زیادی طول میکشه
تا پدرت از بیمارستان مرخص بشه
برای مدرسه نرفتن، زمان خیلی طولانیایه
حداقل میشه یه امتحانی بکنی؟
هوم؟
تنم رو میخاره
شنیدی عزیزم؟
گوئن چیزهای زبر رو دوست نداره
تو چی؟ تو چیزهای زبر رو دوست داری؟
دوست داری؟ نه، فکر نمیکردم دوست داشته باشی
میدونی چیه فسقلی؟
تو برو مدرسه، لازم نیست اونو بپوشی
باشه؟
بسیار خب، بریم
لیلاند، دارم سعی میکنم به صلاح اون دختر رفتار کنم
و داری عالی پیش میری
اما نمیتونیم همهچیز رو توی یه روز درست کنیم، خب؟
اون آتیشسوزی کلی خرابی به جا گذاشته که باید درست بشه
مگه نه؟ آره
خب. بیا
گلدی رو بگیر. باشه عزیزم؟
باشه. عاشقتونم
اومهوم. خداحافظ
این لباس صورتی رو دوست داری؟
خوش آمدید همگی. خوش آمدید
بفرمایید داخل
یه جا برای نشستن پیدا کنید
همگی، برای بقیه جا باز کنید
اوه خدای من
از دیدن همهتون خیلی خوشحالم
چندتا چهره جدید
چندتا چهره آشنا
اسم من خانم تورنتون هست و من معلم شما خواهم بود
و قراره سال خیلی خوبی رو در کنار هم داشته باشیم
خب، میدونم که تغییر ممکنه سخت باشه
اما امروز همهچیز درباره شروعهای جدیده
برای همه ما
سلام. بیا داخل. برات جا باز میکنیم
این مدرسه برای همه جا داره
آقای کانل، برای مردم بنسون هیلز هیچی باقی نمونده
جز دودکشها و آوار
و شما میخواید برای حمل اونها دو برابر هزینه بگیرید؟
خب، مگر اینکه هزینه کسبوکار یکشبه دو برابر شده باشه
شما دارید در بدترین شرایط از مردم سوءاستفاده میکنید
طبق تبصره ۲۷ قانون امداد اضطراری منطقه
گرانفروشی در زمان وقوع فجایع اعلامشده ممنوع هست
در واقع جریمههای تخلف در این زمان، سه برابره
اوه، خوبه
فکر میکردم منطقی رفتار کنید
شما مو به مو قانون رو بلدید
هوم. شمارههای مواد قانونی همیشه لرزه به تن مردم میاندازه
آفرین، جناب وکیل
جای خوشحالیه که دفترم رو با ایشون شریک هستم
و بله، باز هم میگم
بهترین وکیل هوپولی
شما دفترتون رو شریک هستید
با تنها وکیل شاغل در هوپولی
صورتحسابم رو براتون میفرستم
شوخی میکنم
با این حال، باید دنبال یه جایی بگردم
برای زندگی کردن. منظورم اینه که نمیتونم تا ابد
با چرتهای کوتاه توی دفتر شما سر کنم
یه فنجون چای میل دارید؟ تا سرحال بمونیم؟
اوه، ممنونم ولی من از پسِ
شبزندهداریهای دوران دانشکده حقوق بدون چای براومدم
واقعاً؟ اومهوم
مطالبات بیمه چطور پیش میره؟
به کندی. خودتون که بازیشون رو میدونید
آنقدر لفتش میدن تا اینکه مردم بالاخره
از خیر مطالباتشون بگذرن
من دارم رایگان بهشون کمک میکنم تا از پسِ
تمام این اصطلاحات قانونی و مستند کردن همهچیز بربیان
خب، اگه کاری از دست من برای کمک برمیاد
در واقع، فردا شب توی مدرسه
یک جلسه مشاوره حقوقی دارم
مطمئن نیستم وقت داشته باشید یا نه
خیلی خوشحال میشم که بیام
واقعاً؟
اگه فکر میکنید میتونم کمکی بکنم، بله
حضور شخص فرماندار؟ بله، واقعاً فکر میکنم
که این کار شرکتهای بیمه رو متوجه اوضاع میکنه
هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم تا بهشون فشار بیارم
که روند رسیدگی به مطالبات رو سرعت ببخشن
ممنونم، لوکاس. این، اوم
این واقعاً خیلی ارزشمنده
ما امسال قراره کلی چیز یاد بگیریم
قراره علوم بخونیم
و در تاریخ باستان جستوجو کنیم
اوم، روپرت، درسته؟
من مطالعه عمیقی در مورد روم باستان داشتم
با تأکید بر ژولیوس سزار
خب، این فوقالعادهست
آه! تو هم، بروتوس؟
این جمله معروف رو بلدی؟
هیچکس واقعاً مطمئن نیست که اون این حرف رو زده باشه
هیچکس هم واقعاً مطمئن نیست که نگفته باشه
خب، من پارسال یه مدل مقیاسبندیشده از مجمع رومی ساختم
اما اون، اوم
توی آتیشسوزی از بین رفت
از شنیدنش خیلی متأسفم
به نظر خیلی چشمگیر میرسه
اوم، چطوره بریم سراغ گروههای کتابخوانی؟
کسی از شما قبلاً رابینسون کروزوئه رو خونده؟
خب
سلام لی. هی
فلورانس از من خواست که این دستمالها رو برات بیارم
ممنونم، مولی
اون اعلامیهها همه جا هستن
چیزی میدونی؟
نمیدونم
اوم، شاید هم هیچی نباشه
اما روز آتیشسوزی، مردی رو دیدم که وارد پارک شد
یه چیزی همراهش بود
چی؟
چی همراهش بود؟
خب، مطمئن نیستم، اما شبیه یکی از اون
گالنهای نفت سفید بود
نمیخوام کسی رو به دردسر بندازم
یه لحظه صبر کن، مولی
تو کسی رو دیدی که با سوخت وارد پارک میشه
اون هم روزی که بنسون هیلز و پارک در آتیش سوختن
و نمیخوای حرفی بزنی؟
گفتم که مطمئن نیستم
اگه اشتباه کرده باشم چی؟
هیچوقت نمیتونم خودم رو ببخشم
لازم نیست حتماً مطمئن باشی
این وظیفه پلیسهای سوارهنظام هست، باشه؟
بیا بریم
بیا دیگه. بیا
و ممکنه هزاران زنبور نیاز باشه
تا فقط یک شیشه عسل درست بشه
خب، کی حاضره که درباره زنبورشناسی بیشتر یاد بگیره؟
بسیار خب
چطوره یه چیزی رو امتحان کنیم؟
دانشآموزهای هوپولی
لطفاً یه جا برای نشستن پیدا کنید
کنار یکی از همسایههای جدیدتون از بنسون هیلز
خجالت نکشید
زود باشید. بجنبید
خیلی ممنونم
وقتی مستقر شدید
با همنیمکتی جدیدتون صحبت کنید
No comments yet. Be the first to leave one.