200 dòng đầu tiên.
دقت. درستکاری. اعتماد.
به عنوان رئیس UBN، من قرار بود...
لعنتی!
اخبار UBN. به عنوان رئیس اخبار UBN. به عنوان رئیس اخبار UBN.
بردلی. بله.
بردلی، پنج دقیقه دیگه روی آنتنی.
تو بودی... نه، نبودم.
باشه، چون بهت نیاز دارم کنارم.
باشه، باهاتم. تو با منی؟
مطمئنی؟ آره.
باشه، این قراره چه برنامهای باشه؟
قراره یه برنامه عالی باشه. قراره یه برنامه عالی باشه.
بریم.
خیلی خوبه که اینجایید تا درباره موزیکال جدید برادویتون صحبت کنید.
من واقعاً طرفدار پروپاقرص Waitress هستم.
اوه، ممنون.
برامون از برنامه جدیدتون بگید.
درباره بزرگ شدنه.
درباره سوالاتیه که باهاشون زندگی میکنی.
سوالاتی که شاید هیچوقت نتونی به جوابشون برسی.
وای، این که...
یالا دختر، کم نیار.
بیصبرانه منتظرم که تو ماشینم با آهنگ متن زار زار گریه کنم.
خب، اینم از ما اینجا در "برنامه صبحگاهی".
فردا صبح زود، آمریکا، میبینیمتون.
جمعه. بردلی، جمعهست. اوه، صبر کن.
حواسم کجاست؟ جمعهست. آخر هفته خوبی داشته باشید.
دوشنبه میبینیمتون. و تمام.
یا خدا.
لازمه بگم؟ یا نه. نه، هممون دیدیمش.
برای کوکائین صبح خیلی زود نیست؟
برای ما یا برای اون؟
خب. یه نگاهی به... قربان، منتظرتون هستن.
حالا چی؟
داریم بخشهای این هفته رو مرور میکنیم یا...
آره، آره. یه لحظه.
باشه، تو راهم.
بردلی، چه خبره؟ ها؟
قرار بود بخشهای هفته بعدت رو مرور کنیم.
اوه، آره. درسته. متاسفم. من فقط...
برای یه قرار دیرم شده. باید حرف بزنیم.
بله، حتماً. دفتر من، ساعت یازده و نیم. باشه؟
آره، پس میبینمت.
نگاه کردی؟ آره.
آره. اون... خوب نبود.
افتضاح بود.
پس، بعداً باهاش حرف میزنم و ته و توی قضیه رو درمیاریم.
به استلا گفتم این فکر افتضاحیه.
اگه اوضاع زودتر بهتر نشه، درباره گزینههای دیگه صحبت میکنیم.
باشه. ممنون.
و میا، میدونم که تو میخواستی این کار بگیره. واقعاً میدونم.
من میخوام برنامه خوب پیش بره. این مهمه.
میدونم.
بعدازظهر میبینمت. هیچی جای نگرانی نیست.
ولی شنیدم که دارن با یه کلهگنده از بیرون شبکه مصاحبه میکنن.
خواهش میکنم. هیچکس به اندازه تو اینجا رو نمیشناسه. حتی نزدیکشم نیستن.
و اگه سلین یا هر کدومشون بخوان حرف دیگهای بزنن...
من و استلا اونجا هستیم تا حالیشون کنیم.
ممنون، الکس.
مطمئنی اینجاست؟
این چیزیه که بهم گفتن.
امیدوارم هنوز کارش رو راه ننداخته باشن.
شاید باید برم تو.
صبر کن، اون... کلیره؟
یا خدا!
هی، کلیر.
لعنتی!
هی. میدونم تویی. همهی اون پیاما رو تو برام میفرستادی.
داره کمکم میکنه. اون طرف ماست.
پس وقتی UBA داستان وولف ریور رو دفن کرد، اون کجا بود؟
من داشتم مثل تو میچ کسلر رو لو میدادم.
نه به اندازهی کافی سریع.
ببین، اگه میخوای این کار رو بکنم، اونم همراه ماست.
به خاطر تو برگشتم، اما به کمکت نیاز دارم.
باید باهات حرف بزنم.
باشه، خب، اینجا نه.
به اینترنشنال الاید پترولیوم نگاه کن.
مدیرعاملشون، زیک پمبرتون، آلودگیهای شرکتش رو پنهان میکنه
پشت این نشستهای الکی.
قیمت سهامشون یه جهش پیدا میکنه و اون بیش از صد...
دیشب هر دو مون از پمبرتون تماس داشتیم.
شاکی بود از اینکه تنها تیتر خبری در مورد کنفرانس پایداریش
اینه که پر از لابیگرهای نفتیه و بوی فساد میده.
خب، حقیقتش رو تکذیب نکرد.
اینترنشنال آلاید پترولیوم سالهاست که اسپانسر اصلیه.
زیک میگه که تو به این رابطه آسیب جبرانناپذیری زدی.
داره تهدید میکنه که قراردادهای تبلیغاتیشون رو تمدید نکنه.
اگه گزارش اخبار قراره عصبانیش کنه
پس شاید نباید تو یه شبکه خبری تبلیغ کنه.
اکستینکشن ریوولت داره از داستان سبزنمایی تو استفاده میکنه تا درخواست دستگیریشو بده.
خب درخواست دستگیریشو دادن. این مشکل من نیست.
من یه خبرنگارم. فقط داشتم کارمو میکردم.
تو یه مدیر اجرایی هم هستی. این فرق داره.
باشه. باشه، به اون عوضی زنگ میزنم.
الکس، فکر کنم کارمون به جایی رسیده که باید حضوری و عمومی عذرخواهی کنیم.
نمیتونیم از دستش بدیم.
باشه. خیلی خب.
من میرم کنفرانس تا دوستای میلیاردر زیک پمبرتون
ببینن من جلوی پادشاه زانو بزنم.
مایلز با زیک دوسته.
او میتونه معرفیشون کنه. مایلز؟
اون به زن زیک کمک کرد تا برای خونهشون تو پالم بیچ یه سری تابلو بخرن
خیلی با هم جور شدن
باشه. قبوله
تا ناهار برمیگردم
سلین، یه چیز دیگه. چیه؟
دارم به یه قرارداد با یه تهیهکننده مستقل فکر میکنم
تا بخش فیلمسازیمون رو تقویت کنیم
خیلی دردسرسازه ولی پتانسیل سودش خیلی زیاده
این کیه؟
کوری الیسون
جدی میگی؟
اون چند تا پروژه جالب داره
سرمایهگذاری خوبی میشه
فکر میکردم میخواستی از کوری دور بمونی
حالا میخوای برش گردونی؟
بعداً در موردش حرف میزنیم
میدونم برنامهریزی حسابی به هم ریخته. و میدونم داریم فرصت بازفیلمبرداری رو از دست میدیم
دارم جزئیات کارهای اداریمو تموم میکنم و وقتی اون انجام شد
برنامه رو قطعی میکنیم و گروه رو برمیگردونیم
و من با یه قلاب ماهیگیری میرم جلوی سوهو مالیبو میشینم تا بازیگرمون رو گیر بیارم
آره، بعداً بهت زنگ میزنم
بیا استلا
باشه
کایل، سلام
در مورد هنر چی میدونی؟
هی. زیک پمبرتون. ایده تو بود؟
سلین امروز صبح ازم خواست
مایلز، فکر میکنی از ما چیزی میدونه؟
نه
از این مطمئنی؟
اگه بدونه، بدترین اتفاقه مگه؟
متاسفم. من فقط...
تو میدونی من دارم به چی برسم و چقدر سخت کار کردم تا به اینجا برسم
و من دارم سختترش میکنم
داریم سختترش میکنیم. میدونم
ما آدمهای بدی هستیم؟
من؟ نمیدونم
تو؟ نه، تو محشری
میدونی، سعی کردم تو اون مهمونی نادیدهت بگیرم
اون مهمونی خیلی کسلکننده بود
خب، تو نبودی
مایلز
آره
نمیدونم
میدونی، بهت فکر میکنم
وقتی بیدار میشم
وقتی میرم بخوابم
تقریباً همیشه
باشه
خب. بیا تو
باشه. بشین
چیزی میل دارین؟
گوشیها. واقعاً؟
نباید این مکالمه رو ضبط کنیم؟ چیپ.
نمیتونی
بفرمایید. ممنون
باشه
حالت خوبه کلر؟ کجا اقامت داری؟
ما زیاد جابجا میشیم. اینطوری امنتره
چقدره که عضو این گروهی؟
چی میخوای؟ من هرچی میدونستم بهت گفتم
هیچ ارتباطی بین "ولف ریور" و "یو.بی.ای" پیدا نمیکنیم
هیچ رد پایی از پول نیست، هیچی
نمیدونیم چرا شبکه باید این خبر رو سرکوب کنه
کی میخواست این از بین بره؟
نمیدونم. به خاطر همین به تو رجوع کردم
تو خبرنگاری
تو رو خدا، تو ما رو درگیر این قضیه کردی. حتماً یه چیزی میدونی
اون یه مدافع محیط زیسته که صندوق امانی داره و با شبکه مشکل شخصی داره
باشه؟ من شک دارم. میفهمم
غذا داری؟
چی؟ غذا داری؟ دارم از گرسنگی میمیرم
هی، هی! هو، هو! سوختهای فسیلی باید از بین برن!
خدایا. اینها طرفدارهای ما هستن
مثل یه فرش قرمزه که همه میخوان تو بمیری
پس یه فرش قرمز معمولی
بیایید این مزخرف رو تموم کنیم
اونجاست. لبخند بزن. اوه، اون یارو
میشناسیش؟ از اون مراسم چند سال پیش
خوبه که میبینم بالاخره موهای کاشته شدهاش جا افتاده
آره، شاید بهتره با این شروع نکنی
زیک
مایلز، چطوری؟ روزهای قبل داشتم بهت فکر میکردم
یکی از دوستام داشت یه "راشنبرگ" رو رد میکرد
در مورد رنگش مطمئن نبودم
یه عکس برام بفرست
زیک، الکس لوی رو یادت میاد؟
سلام، زیک
تعجب میکنم که با دوستات بیرون جلوی در نیستی
واقعاً میدونی چقدر منو به دردسر انداختی؟
در واقع میخواستم ازت عذرخواهی کنم. الکس لوی دوباره داره دردسر درست میکنه؟
و من داشتم...
مراقب باش. زیاد نزدیکش نایست
یه میلیارد دلار خرجت میتراشه. نزدیکه این اتفاق بیفته
پل
الکس. اینجا چیکار میکنی؟
فکر کنم دارم سعی میکنم راه حلی برای بحران آب و هوا پیدا کنم
تو اینجا چیکار میکنی؟
اون تازه داشت عذرخواهی میکرد
No comments yet. Be the first to leave one.