200 dòng đầu tiên.
خانم کالاس، اینجا! ماریا، اینجا!
خوشگل
ماریا، اینجا! تو خوشگلی، ماریا
یه عکس دیگه
پوزیتانو رو دوست داری؟
ماریا! ماریا، اینجا!
وقتی لبخند میزنی خوشگلی
خوشگل
لبخند بزن! وقتی لبخند میزنی خوشگلی
اوه، لعنتی!
زودباش. برو بیرون. باشه، باشه
هی!
اینجا صبر کن
خب... اسمت چیه؟
آدرس خونهم رو هم میخوای؟
نه، فقط میخواستم... باهام دوست بشی
باعث بشی فکر کنم تو هم یه آدم هستی، یه زن مثل خودم
تا اگه کار به جاهای باریک کشید دوبار فکر کنم؟
نه. اصلاً
اسمم سابینهست
اهل کجایی؟
آفریقا، فرانسه
هیچجا
سابینه!
زودباش. رئیس میخواد باهات حرف بزنه
شمارهای که گرفتید موجود نیست
یا در دسترس نمیباشد
آدل کائتانی
خوش آمدید
تو آدل نیستی
نه
خواهر اشتباهی رو گرفتید، احمقا!
خب... اون مدیر هتل نیست
اون فقط یه بچه لوسه
اون کدهای امنیتی، دوربینها، گشتها رو نمیدونه
میخوای کنسلش کنیم؟
کنسلش کنیم؟ نه. سابینه، نه
ما خودمون رو وفق میدیم
اون کسی بود که میخواست هتل پدرش رو به هم بریزه
اون حتماً وصله ناجور خانوادهست
این حتی میتونه بهتر باشه
حتی بهتر؟ آره
وای! چه نقشه عالیای، رفقا
اون فرانسه صحبت میکنه؟
بازی شروع شد
کی اونو برد، برونو؟
کی اونو برد؟
منو میکشن
باشه
نه
اوه، تو اون آدم نیستی
این کارملاست
اسمش رو به یاد زن سابقم گذاشتم
وقتی ترکم کرد یه خنجر به قلبم بود
شکل مخروطی
دسته راحت
برش میزنه و ریزریز میکنه بینظیر
ممنون، آقا
نونزیا... زن سابق دومم
فکر کنم ژاپنیه
فضای دستش کمتره اما نوکش سیمان رو سوراخ میکنه
چکار میکنید، رفقا؟
هیلدا. آلمانی
زن سابق سومم
شماره سه
مرد جذاب، زندگی جذاب
رفقا، رفقا، لطفا... لطفا!
هیلدا واقعاً تو کارهای سنگین میدرخشه
گوشت رو... تا استخون ازش جدا میکنه
سریع
تمیز
اما هیلدا
هیلدا قلق داره
خیلی
نیاز به تیز کردن مکرر داره
همیشه
دوباره، دوباره، دوباره... اون رو برمیدارم
در این موارد
معمولاً ما از یه چاقوی تیغه بلند استفاده میکنیم
با نوک تیز، برای جدا کردن استخوان
اما امروز، دوست من، این رو برات انتخاب کردم
این برای بریدن تاندونها و رباطها عالیه
دانیل
دقیقه
نه!
نه
فرانسوی! فرانسوی!
اونا فرانسوین! فرانسوی! اونا فرانسوین!
اونا هر تابستون میان اینجا!
اونا ویلاهای توریستها رو دزدی میکنن، باشه؟ اسمهاشون رو بگو
گوه نخور
اسمها رو بگو
باشه، باشه، باشه، باشه
رئیس لورنه
لورن... سابینه، باستین، لِ بری
من فامیلیهاشون رو نمیدونم!
به من نگاه نکن! نمیدونم! من فقط میدونم که اونا...
اونا توی یه قلعه اقامت دارن!
یه قلعه؟ آره، یه جورایی قلعه!
من تمام قلعههای کوستیرا رو میشناسم. کدوم قلعه؟
آخه قلعه به تو چه ربطی داره؟
یه قلعه مال قرون وسطاست، باشه؟ نمیدونم!
انگار... اونجا جا خوش کردن!
نمیدونم کجاست!
چرا آلیس رو با خودت بردی؟
از دست باباش عصبانی بود.
گفت تو هتل باباش پر از آدم پولداره.
گفت میتونیم ازشون دزدی کنیم.
اون گفت یا تو گفتی؟ اون گفت.
باشه، شاید من بودم. نمیدونم، یادم نمیاد!
گفتم که، ما... ما مست بودیم!
اون مست بود و وقتی بیدار شد دیگه نمیخواست از باباش دزدی کنه.
اون موقع دیگه دیر شده بود، تو به فرانسویا قول داده بودی.
واسه همین بود که اسلحه کشیدی.
لعنتی!
لورن لعنتی از ویلا کوستیرا متنفره.
کجاست؟ نمیدونم! من فقط با سابین حرف زدم!
من بیشتر از حد صبر کردم... ولی این حقیقته!
لورن کجاست؟ نمیدونم!
لورنِ لعنتی کجاست؟
آخ! آخ!
هی! بسه دیگه!
وایسا! هی!
ولم کن!
دانیل، وایسا!
از اینجا برو بیرون! برو، برو!
کجاست؟
وایسا! وایسا! ولم کن!
آروم باش مرد.
آروم باش مرد.
خیلی هم خوب پیش رفت.
لعنتی!
خوبه. ردیاب.
کارت عالی بود، جنی.
فکر میکنی ملاقاتشون میکنه؟
خب، آلیس رو تحویل داد.
برونو کسی نیست که پول رو از دست بده.
بدَو، خرگوش، بدَو.
تو بهترینی.
بهترین.
هی فِفِه، گوشیم رو پیدا کردی؟
هنوز نه. از اپلیکیشنش استفاده کردی؟
خاموشه.
برای حراجی فردا.
فکر کردم قرار بود غذاهای اون سرآشپز رو درست کنیم.
بابا اون رو نمیخواد.
بابا، گوشی صورتی منو ندیدی؟
اون به من زنگ زد.
گوشی من بهت زنگ زد؟
نه، آلیس، با خودش حرف زدم.
آلیس؟
داره میاد خونه.
چطور باهاش حرف زدی؟ کی؟ امروز صبح، حالش خوبه.
داره میاد خونه. خوبه.
دیدی؟
همه چی درست میشه.
فوقالعادهست.
صداش.
محشره.
اپرا دوست داری؟
نه.
خیلی جوونی.
پتانک بازی میکنی؟
یه بازی خیلی دستکمگرفته شدهست.
اصلا نمیدونم چرا.
مثل شطرنج روی شنه.
کلی ملاحظات تاکتیکی داره.
فوقالعادهست.
چی میخوای؟
فکر میکنی چی میخوام؟
دختر رو تحویل دادم. پولم رو میخوام! پول، پول، پول!
من ۲۰ هزار به اضافه ۲ هزارتا میخوام.
بهش بگو حقالزحمه.
بیخیال شو.
کیه؟
برونو.
بهش بگو هرچی بخواد بهش میدیم.
اوه، اون کله گندهست؟
برات پیامک میفرستم کجا قرار بذاریم.
نه، پیامک نه. اون گفت: "هرچی بخوام."
بهش بگو قیمتم همین الان رفت بالا.
من...
سی هزار تا.
گوش کن.
"گوش کن" نداره. سی هزار تا. پولم رو میخوام.
چطور میگن؟ "او رووار"، سابین؟
تو باهاش سروکله بزن.
مشکلی نیست. من میرم.
برونو منو میشناسه. بهم اعتماد داره.
خب، منتظر چی هستی؟
یالا!
حساب نیست. پات بیرون از دایره بود.
یعنی چی؟ داخل بود. لو بری؟
بیرون.
اه.
اون کاری که با برونو کردی خیلی خفن بود.
نزدیک بود باور کنم واقعاً کنترلتو از دست دادی.
ولی بازم، هیچوقت ندیدم واقعاً کنترلت رو از دست بدی.
میدونی، مککنزی گفت تو از تفنگدارا استعفا ندادی.
گفت اخراج شدی.
No comments yet. Be the first to leave one.