200 dòng đầu tiên.
به محض اینکه سینههاتو ببرم فرانکی دویل واقعی رو نشونت میدم
نه زنگ بزن نه نامه بنویس ببین چی به نفع دبی هست
دلت بهت میگه که باید بهش زنگ بزنی، درسته؟
آره، ولی منصفانه نیست
تو مادرشی اون تو رو دوست داره، و تو ازش دست کشیدی
از کجا میدونی چه حسی داره؟
استیون یکی از اولین کسایی بود که انتصاب کردم
روند فوقالعادهای رو توی خوندن و دایرهی لغات خانوما ایجاد کرد
از کجا گرفتی؟ - از پری مواد فروش -
لیاقت یه کم خوشحالی رو داره
ولی تو همش عصبانی هستی و اصلاً به هیچی اهمیت نمیدی
تونی، حالت سر جاش نیست، مگه نه؟
باید کمکم کنی
بهش مواد رسوندی؟ - اگه بقیه بفهمن چی؟ -
نمیفهمن. حلش میکنم حالا وسایلتو جمع کن و بزن به چاک
مامان؟
آره خودمم
دوازده ماهه که به فرانکی به صورت خصوصی درس میدم
تدریس خصوصی، قرار گذاشتن، هر دو تاش یکیه - خیلی فرق دارن -
فرمانده جید ونتورث، اریکا دیویدسون
!خب
!اون عالیه! مگه نه؟ عالی
خیلی خوش طعم و تردـه
سطح انتظارمون رو از بقیهی شرکتکنندهها بالا بردی
...فرانچسکا
به نظرت این دفعه ترکوندی؟ آره؟
اسم این غذا رو چی میزاری، فرانچسکا؟
توپورای سبزیجات اسم غذا تمپورای سبزیجات هس که فرانکی اشتباه گفت
توپورای سبزیجات؟ اسمش جدیده تا حالا نشنیده بودم
این یکیو بخور - نمیخوام. غذای خودم بهتره -
بهتره انقدر ادای باهوشارو در نیاری
و سعی کنی واقعاً باهوش باشی
اگه مدام غذای بیمزه سرو کنی
منم مدام باید برم توی سطل آشغال تف کنم
فرانچسکا، اگر استعدادی برای ادامه دادن داری من ازش خبر ندارم
انتظار من توی این سطح از مسابقه خیلی بیشتر از این حرفاس
شاید باید بچسبی به چیزی که هم سطح خودته
مثلاً، آم، تخممرغ
...تخم مرغ
!میتونی بگی تخممرغ، فرانچسکا؟ تــخــم مــرغ
میشه کات کنیم؟ همینجا کات کنیم
هی، فرانچسکا، بازم مث احمقا رفتار کن تا برناممون عالی از کار دربیاد
...هی، مایکی
!جندهی روانی
!مایکی! مایکی
!بخواب روی زمین. حرکت نکن
!اوه! خیلی مزخرفه
نه، مشکل از توئه دور نه از اون دستگاه
کی رو اعصابت راه رفته؟
همه جای اینجا روی اعصابمه
هی
بیا
یالا، درستش میکنم. تو لباسا رو تا کن
نه، نه، نه. نباید کارا رو جابجا کنی
اشکالی نداره. سریع درستش میکنم. چیزی نیس - ...نه، نه، نه، بی -
نه نباید کارامونو جابجا کنیم - یالا -
پاشو برو.. زود باش
من بلدم باهاش کار کنم قبلاً با این دستگاهها کار کردم
انگار از اون مدل مادرا بودی که لباس دخترتو خودت میدوختی
آره
بی کوچولو چطوره؟
هنوزم نیومده ملاقاتی، آره؟
آره. قراره فردا بیاد
بالاخره. چقدر خوب
باید جشن بگیری
باید برم دستشویی حدوداً 5 دقیقه طول میکشه
اتو بخار در اختیار توئه. برو حال کن
ممنون اما قبلاً باهاش کار نکردم
پس امروز روز شانسته
نه، مشکلی ندارم، جدی میگم
بی، من تصمیم میگیرم که هر کس کجا کار کنه
اگر هرکس نظرش متفاوت باشه کل سیستم بهم میریزه
ما که همچین چیزی نمیخوایم، مگه نه؟
نظم و انضباط اینجا خیلی مهمه هر کس رو سر جای خودش نگه میداره
حالا، یالا، پاشو برو.. افتخاریه برات
میتونی بعداً برای دبی تعریف کنی
فقط پارچهها رو پهن کن ...صافشون کن و
منتظرم
گوش کن، نمیخوام اوضاع رو آشفته کنم
تو کارتو بلدی من بلد نیستم
لشتو بیار اینجا ببینم
!اووووف
خدایا! یعنی همیشه من باید بیام همه چیزو اینجا مرتب کنم؟
اول باید حولهها رو مرتب کرد
اون پارچههای زبرم بزار برای یکی که توش مهارت داره، یعنی جکلین
فقط داشتم به بی نشون میدادم که چطوری از اتو استفاده کنه
اوه، فکر نکنم بخوای اون کارو بکنی، مو قرمزی
بخاراش گند میزنه تو موهات
ببین با موهای جکس چیکار کرده
هی، اگه دنبال یکی هستی که کارتو به عهده بگیره، من هستم
رونی، بیا جای من
برمیگردم - فرار خوش بگذره، جکس -
ممنون که کمکم کردی
تازه وارد بازی شدی، مو قرمزی
فرانکی، فرمانده میخواد ببینتت
بومز، نزار رنگا با هم قاطی بشه
خانم مایلز
...اوه - فرانکی دویل اومدن، فرمانده -
چه جای راحتی واسه خودت ساختی
بشین، فرانکی
چه سکسی
چی، قهوه نداری؟
یه اسپرسوی دوبل، شیر هم کنارش باشه
ممنون خانم مایلز - ممنون خانم مایلز -
بازم از اون خندهها کردی
خب... حرف زدن دربارهی پدرت همیشه جزو خط قرمزات بوده
..که برام قابل احترامه اما
یه نامهی دیگه از آلن دویل برات اومده
فهمیدیم که جواب هیچ کدوم از نامههاشو ندادی
چرا بدم؟ - سوال منم همینه -
فکر میکنی داره فریبکاری میکنه یا تهدید؟
میتونم اینو بدم دست پلیس و پلیسم بندازتش دور
دوست داری اول بخونیش؟
نه
چطوری این بلا سرت اومد؟ - چی؟ -
روی سینهات. چطوری خراش برداشته؟
چی، این؟ - آره -
تقصیر کیمـه. گازم میگیره
وقتی شورش شد اینجوری شدی؟
یا جکس این کارو باهات کرده؟
نميخوام اوضاع همون طوري پیش بره که واسه خانوم جکسون پیش رفت
اگر قراره انتقامی گرفته بشه باید خبر داشته باشم
فقط اینطوری میتونم ازت محافظت کنم - میدونی چیه؟ -
دفعهی بعدی که میخواستی با هم وقت بگذرونیم قهوه رو فراموش نکن، باشه؟
میتونم برم؟
کدوم خری اومده سراغ وسایل من؟
!آفرین فرانکی
بنداز تو سوراخ، فرانکی تو که خوب میدونی سوراخ همه چی کجاس، عشقم
فکر میکنی تو بهتر بلدی، ننه جون؟
من تواناییهامو میشناسم، فرانچسکا
یعنی هنوز دستات به فنا نرفته؟
آخرین باری که با دستام کار کردم
از نتیجهاش خیلی خوشحال بودم
...اما اگه دنبال رقابتی
دخترا
چه خبره؟
بکش عقب - توپو بده به من. یالا -
میخوای با خودت بازی کنی؟
خبری از کشمکش بین جکس و فرانکی هست؟
بین اون دوتا همیشه کشمکش هس
پس چطوری حلش کنیم تا دیگه کشمکشی نباشه؟
خب، فقط سه راه میتونه حلش کنه
یکیشون آزاد بشه
یا کوتاه بیاد یا بمیره
!برو فرانکی
!هی، بپا
حالت خوبه؟
باید بیشتر روی عکسالعملتون کار کنین، خانم دیویدسون
از اونجایی که فرمانده شدین به کارتون میاد
...اوه
!آخ، یا خدا رونی هیچکس نمیاد واسه دیدن کصت، پول بده
خانم دیویدسون؟
میخواستم ببینم حال تونی خوبه هیچکس بهم جواب نمیده
آره. مواظبشیم
دیدینش، مگه نه؟
فقط میخوام بدونم حالش خوبه
سلولای انفرادی برای راحتی و خوشی ساخته نشده، دورین
اوه، خانم دیویدسون، متاسفم
زنایی که از اون سلول میان بیرون بدتر از وقتی هستن که رفتن داخل
مطمئناً نباید اعتقاد داشته باشین
که بهترین چیز براشون اینه که انقدر زجرشون بدین
!افسر
!افسر! یه افسر میخوام
!افسر! فلچ
چی شده؟
داره خودشو میکشه باید درو باز کنی
اوه، محض رضای خدا
زودباش درو باز کن. داره خفه میشه
خفه نمیشه. حالش خوبه
خفه نمیشه. قبلاً هم همچین چیزی دیدم
نمیتونی با ساندویچ پنیر خودتو بکشی، تونی
تف کن بیرون
!اوووق
میخواست خودشو خفه کنه
تو همچین شرایطی، یکم عجیب نیست؟
خب
هدف از سلول انفرادی اینه که زنا رو گوشهگیر کنیم
و جلوی صدمه به خودشون رو بگیریم
آره، اما حقوق اساسی آدما چی میشه؟
نه تخت خوبی دارن نه میتونن حمام کنن نه میتونن دندوناشونو مسواک بزنن
تا جایی که بتونیم، سعی میکنیم اونارو توی مدت زمان کمی نگه داریم
نه، الان تونی دو هفتهاس که اونجاس
وضعیت افسردگی داره و حتی یه روانشناس رو هم ندیده
آره، خب، در واقع چیزی نیس که بتونیم کنترل کنیم
به اندازهی کافی این اطراف روانشناس نداریم
و وقتی هم که میان هیچ کدوم از زنا باهاشون حرف نمیزنن
بوی گند میده. نمیتونم بپوشمش
نه، باید یه راه دیگه باشه تا بهتر بشه همه چیزو مدیریت کرد
خب، احتمالاً هست اما میدونی اونجوری به افسرای بیشتری نیاز داریم
وقتی یه نفر رو از یه منطقه میبری به یه جای دیگه باید مراقبشون باشی
اون وقت باید شیفت اضافی بخورن
خب قرار نیست با نون ساندویچی خودشونو بکشن
فقط باید شیفت بیشتری بردارن
باشه
میدونی اریکا وقتی مسئولیت این شغل رو بعهده گرفتی
از طرف افسرا، زیاد حمایت نشدی
پس اگه میخوای همهی این تغییرات رو انجام بدی
از اونجایی که مامورا به اندازهی کافی درگیر این مسائل هستن
اینجوری فقط حمایتشون رو از دست میدی
اگه تو بودی چیکار میکردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.