112 dòng đầu tiên.
.بهت گفتم اون صدفها رو نخور
!آخ
.بعد از پیکنیک "دوم پاترول" برمیگردیم خونه
!ووهو
!برج مال خودمونه
نمیتونم باور کنم رفیق رابین
.گول بازی قدیمی مسمومیت غذایی صدف رو خورد
وایسا، تو صدف نخوردی؟
.نه نخوردم. اوه اوه
!آخ، کاملاً خوب شدم
.اوه نه، رفیق رابین کیف پولش رو فراموش کرده
.باید دوستای خوبی باشیم و بهش خبر بدیم
.آره، جون خودت
.بیاین پیتزا سفارش بدیم
.امام، چه بوی خوبی میده این پیتزا
اوه! میدونید چی بینقص میشه
!با پیتزا؟ نوشیدنیهای یخِ یخ
.فکر کنم این خراب است
چرا همچین حرفی میزنی؟
.آره، حق با توئه، خرابه
ولی مطمئناً تو میتونی اون رو تعمیر کنی؟
اوه، فقط چون من نصف ماشینم
فکر میکنی هر ماشینی رو میتونم تعمیر کنم؟
.استارفایر، به من توهین شد
.اوه، متاسفم، رفیق سایبورگ
.منظورم توهین نبود
!بابا شوخی کردم
ولی جدی میگم، من هیچی از
.تعمیر یه دستگاه یخساز نمیدونم
.پس من باید تلاش کنم تا اون رو تعمیر کنم
ما گیر افتادیم با نوشیدنیهایی
.که گرمای ملایم دارند
آیا لوازم خونگیتون اینقدر خرابه
که تعمیرکارهای معمولی به درد نمیخورن؟
!اینجاست که خط اضطراری قهرمانان وارد عمل میشه
تیم متخصصین تعمیرات فوققدرت ما
!همه مشکلاتتون رو در یه چشم به هم زدن برطرف میکنه
!ما همه چی رو تعمیر میکنیم
تلویزیون، توستر، زبالهخردکن
!قفسههای کتاب لق، تختخوابهای لق، حیوانات خانگی لق
مخلوطکن خراب، آبگرمکن خراب
!دستگاههای یخساز خراب
.اوه، بیاین به خط اضطراری زنگ بزنیم
!قهرمانان خط اضطراری خیلی باحالن
.آها-آه! نمیتونم صبر کنم تا ببینمشون
شما باید همونایی باشین
.که داشتین به خط اضطراری قهرمانان زنگ میزدین
چی؟ ولی، ولی
اوه! چطور میدونستیم که قراره با ما تماس بگیرین؟
.خب، من "ماری لاکپشت روانی" هستم
.سلام، من "زیپ اسفنج زنده" هستم
.من جذبش میکنم و فشارش میدم تا بریزه بیرون
و من رهبرشون هستم
.مایکروویوابِل
من قدرت مایکروویو قدرتمند رو دارم
.شریفترین وسیله بین تمام لوازم آشپزخانه
!زاپا زویی
!خیلی باحاله! خیلی باحاله
!قهرمانان خط اضطراری، وقت کاره
دارم یه دستگاه یخساز خراب حس میکنم
.توی این اقامتگاه
!به سمت آشپزخانه
!زیپ، از بدن بیاسکلت مرطوبت برای بررسی استفاده کن
.مشکل اینجاست
.یه نفر یه هاتداگ اون تو فرو کرده
.اون کار من بود
.داشتم با بستنی یخیهای خوشطعم آزمایش میکردم
.نوشیدنیهای یخِ یخ
!عالی با پیتزای داغ جور در میاد
.اوه، نه! به نظر میاد پیتزا سرد شده است
!نگران نباشید. همین الان درستش میکنم. زاپا زویی
!دوباره جوشداغ شد
.پیتزای ما رو نجات دادین
چطور میتونیم جبران کنیم؟ با پرداخت صورتحساب؟
.اوه، آره. بفرمایید
.باشه. فقط میتونید روی صدفم ضربه بزنید
.حسابتون تسویه شد
!ممنون که از خط اضطراری قهرمانان استفاده کردین
!زاپا زویی
!ووو
مرد، "جاستیس لیگ" هیچی نداره
!در مقایسه با قهرمانان خط اضطراری
.آنها خیلی باحال هستند
فکر میکنی دوست داشته باشن با ما وقت بگذرونند؟
.قطعاً
.من داشتم حسابی حس دوستی میگرفتم
.پس باید دوباره بهشون زنگ بزنیم
!وایسا
.ما باید خونسردی رو حفظ کنیم
.و زیادی ناامید به نظر نرسیم
.اممم. درست، درست، درست، درست، درست. همینه دیگه
.اگه چیز دیگهای خراب شد میتونیم بهشون زنگ بزنیم
.ولی همه چی در کمالِ سلامت داره کار میکنه
.آره، حق با توئه
.این که آبمیوهگیری رابین نیست
خورد و خمیر شده یا چیزی
!اوا
!وای، نه
.الان به یکی زنگ میزنم که درستش کنه
!قهرمانان خط اضطراری
داشتین دوباره به ما زنگ میزدین؟
!آره، مال ما... وایسا
!دارم یه چیزی میبینم
آبمیوهگیر به طرز مرموزی خراب شده، سایبورگ؟
.درسته
!هیچ ایدهای ندارم چطور. یه رازه
!قهرمانان خط اضطراری، بیاین یه چیزایی رو درست کنیم
...من پنیر مونده رو دوباره-دوباره گرم میکنم
.از توی جعبه پیتزا
!زاپا زویی
.و ازش استفاده میکنم تا پیتزا رو دوباره به هم بچسبونم
...و منم پنیر اضافی رو پاک میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.