English Teacher

English Teacher

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

English Teacher S01E08 Birthday 720p DSNP WEB-DL DD+5 1 H 264-playWEB
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 English.Teacher زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-24
Lượt tải xuống: 11
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

باشه، پس پنجشنبه می‌بینمتون

آفرین

و حواستون باشه اون برگه‌ها رو تحویل بدین

آقای مارکز

میشه یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟

اِم، آره. چی شده، ادی؟

یه سری فکرا تو سرمه

اوه خدای من. خودکشی؟

می‌خوای به کسی زنگ بزنم؟ نه، نه. در مورد گرایشمه

فکر کنم شما بهش می‌گین یه...

مـ... من فکر کنم که...

مـ... من فکر کنم گی‌ام

و می‌دونم که شما گی هستین

و فکر کردم شاید شما بتونید کمکم کنید یا...

مثلاً بهم بگین چطوری به آدمای تو زندگیم بگم

چون همه اینا خیلی جدیده و ترسناکه

و واقعاً به یه کم حمایت نیاز دارم

چی؟ می‌ترسی آشکارسازی کنی؟ سال ۲۰۲۴ه!

فقط برو تو راهرو بگو «من گی‌ام».

مـ... متاسفم، نمی‌خواستم بی‌ادبی کنم. ببین، من نمی‌تونم تو این زمینه کمکت کنم. این...

من تو دهه نود بزرگ شدم. اون موقع فرق داشت

فـ... فقط برو از هم‌سن‌وسالای خودت مشورت بگیر

یعنی، اگه می‌خوای با کسی حرف بزنی، برو با یکی از اون همه بچه‌های گی آشکارسازی‌کرده حرف بزن...

توی این مدرسه، می‌دونی

آره. باشه

ولی حواست باشه، با یکی از اون بچه‌های کُوئیرِ نامشخص حرف نزن

که شاید دارن برای جلب توجه این کارو می‌کنن یا نه

اون آدما بیشترشون استریت‌ان

به هیچ‌کس نگی من اینو گفتم. آره

تو می‌خوای یه آدم گیِ واقعی پیدا کنی، مثلاً

یعنی، حال و هوای گی‌های کلاسیک، می‌فهمی؟

از اون مدل "کوئین‌طور"ها، می‌فهمی؟

شناساییشون باید آسون باشه. به هیچ‌کس نگی اینو گفتم

یکی هم‌سن‌وسال خودت

اونا فکر کنم بیشتر از من کمکت می‌کنن

ولی عالیه... عالیه. ممنون. خیلی خوبه

باشه، بعداً می‌بینمت. خداحافظ

نمی‌دونم. فقط حس می‌کنم گوش نمی‌دی بهم...

وقتی بهت میگم چی می‌خوام. من یه «رویداد» تولد نمی‌خوام، مالکوم

اوه خدای من، تو دیگه چه خَرخونی هستی!

این «رویداد» نیست. این من و توایم که میریم یه بار

یه بار لِدِر دَدیه!

آدما باید تو این زندگی خوش باشن. متاسفم

من و تو داریم میریم تو "تام آو آستینِ" لعنتی...

واسه تولد ۳۵ سالگی لعنتیت

چون تو یه مرد گی هستی که تو بهترین دورانشی و یکی باید کیرتو بمکه

من تو مدرسه‌ام

لازم نیست کسی کیر منو بمکه

من باید کیر تورو بمکم

شوخی کردم. نه، ما دوستیم، یادت نیست؟

یه لباس برات انتخاب کردم. خیلی خفنه!

نه، هرچی که تو برنامه‌ریزی کردی رو نمی‌پوشم. نمی‌پوشمش

آره. آره، کیوته. راحته. عاشقش میشی. خداحافظ

حس می‌کنم خایه‌هام از این شلوارک آویزونن

آره، خب شلوارکن، عزیزم

خب، از ۲۴ سالگی اینجوری لباس نپوشیدم

بعضیا هنوز فکر می‌کنن ۲۴ سالته

هیچ‌کس فکر نمی‌کنه من ۲۴ سالمه، مالکوم

منظورم اینه که وقتی با منی، فکر می‌کنن

اونا میگن «نگاه کن این دو تا بیست و خرده‌ای ساله رو»

کل زندگیشون جلوشونه

دارن میرن کنسرت آیس اسپایس؟

«خوشم میاد ازشون.» فقط برو تو بار

اگه یه پدر و مادر منو اینجا ببینن، احتمالاً می‌خوان بهم حمله از روی نفرت بکنن

اوه خدای من. همه مردم دنیا که هموفوب نیستن

هرچقدرم که تو دوست داشته باشی. مالکوم، می‌دونم ما تو آستینیم...

ولی یادت رفته که ما تو تگزاسم هستیم

آره، ما تو یه بار گی تو تگزاسیم

تو پارکینگ یه بار گی پر از ماشین‌های آدمای گی

و تو، می‌دونم فکر می‌کنی تنها مرد گی تو این جهانی، ولی...

حس می‌کنم دارم می‌شنوم که الان می‌خوای شروع کنی به حرف زدن...

درباره برلین دوباره، درسته؟ من در واقع نمی‌خواستم

ولی بیا بریم همونجا لعنتی، عزیزم

چون تو برلین زندگی‌ات کارت است و کارت زندگی‌ات

و می‌تونی واقعاً خودت باشی. درسته. «زندگی‌ات کارت است»

تو هر محیطی. نـ... نـ... همین دیدگاه بود که باعث شد اخراج بشی

من مثل یه رئیس‌جمهور آمریکا استعفا دادم

این می‌تونه بامزه باشه در واقع

اوه. تو جذب ابتدایی‌ترین بدن‌های بدنسازها میشی

خیلی خجالت‌آوره

می‌تونی بگی که حسودیت میشه

من... من بهش حسودیم نمیشه

اِم، مدتی میشه که فقط دور و بر آدمای گی نبودم. خیلی خوبه

دارم یه کاری می‌کنم که برای یک بارم که شده کار نیست

اون ۳۵ سالشه. لازم نیست چکش کنی

سی و پنج. من جوون‌ترم. مال منو چک کن

سورپرایز!

تولدت مبارک. اوه خدای من

تولدت مبارک، اِو. مارو یادت میاد؟

تولدت مبارک

اوه خدای من

خوشت اومد؟

این دیوونگیه، باشه؟

تو نمی‌تونی آدمایی مثل همکارای منو بیاری همچین جایی

واقعاً دیوونه میشن. خدایا

اوه خدای من. بابا، بی‌خیال. خوبه

اونا حقشونه که جا بخورن. لازم نیست جا بخورن

مورتی اینجاست؟ آره.

تو گرنت مورتی رو به این بار آوردی؟

آه، فهمیدم. من... من باید... فقط...

این ایده توئه که مثلاً یه سورپرایز باحاله؟

آره. آره. واسه همین این کارو کردم.

باید بگم که، یه کم ناسپاسی می‌کنی.

تو فقط باید لبخند بزنی. لبخند بزن. خوش بگذرون. خوش بگذرون.

ایوان، ایوان، ایوان. مالکوم، سلام. سلام.

فقط باید یه چیزی رو سریع اعلام کنم.

که چون بیشتر از سه تا از اعضای هیئت علمی اینجا هستن

این رسماً یه مراسم مدرسه‌ایه، پس من فقط... فقط طبق اون رفتار کنید.

و تولدت مبارک.

تولدت مبارک.

تو... تو خوبی؟

البته، البته. من آدم روشن فکری‌ام. من آدم روشن فکری‌ام.

یه کم معذبم ولی دارم باهاش کنار میام. سلام.

ببخشید. بهش دست نزن. خداحافظ.

ممنون آقا. فعلاً.

ممنون. اون علاقه نداره.

می‌دونستی تو سه تا از تلویزیون‌های اینجا پورن رابطه جنسی با مشت نشون میده؟

وای خدا.

همه تلویزیون‌ها یه چیز رو پخش می‌کنن.

اوه، نه، نه، نه، نه. همه‌شون انگار متفاوتن.

یه... می‌دونی، مدل سنتی میسیونری تو یکی از تلویزیون‌ها.

البته، بین دو تا مرده که حدود ۴۰ سالشونه.

چرا؟ چرا دارم در مورد این حرف می‌زنم؟

گرنت، خیلی لطف کردی که اومدی.

ولی فقط نیازی نیست اینجا بمونی، باشه؟

نه، نه، نه، بمون. بیا دیگه.

من بعداً یه اجرای کوچیک دارم که شاید تحریکت کنه.

یادم اومد چرا خوب شد که استعفا دادی، مالکوم.

می‌بینی؟ ممنون. من استعفا دادم.

لطفاً فقط یه ساعت دیگه بمون.

باشه.

شاید پس یه نوشیدنی و خب، امیدوارم یه کم بال مرغ هم باشه.

فکر نمی‌کنم بال مرغ داشته باشن ولی یه کیک باندت با تم مایه منی هست.

که خب، به نظر من خیلی خوب میاد.

شاید پس فقط یه نوشیدنی.

اون قراره بهش قرص بدن به خاطر تو.

اوه خدای من. اونا اونقدر هم برات بد نیستن.

چاک. اَه.

منم، رفیق، مارکی هیلریج، مرد.

ما با هم فوتبال بازی می‌کردیم تو دبیرستان.

اوه، خدای من... مارکی؟ دقیقاً.

این دیگه چیه، رفیق؟ رفیق.

چطوری؟ وای لعنتی.

آه، خیلی وقت بود ندیده بودمت. آره می‌دونم.

اینجا چیکار می‌کنی؟

من اینجام تو این جشن تولد. واسه همین تو هم اینجایی؟ تو هم مهمونی داری؟

اوه، نه، ما فقط... می‌دونی، ما فقط داریم وقت می‌گذرونیم، اَه...

صبر کن.

تو آخرش با کتی دورهام ازدواج کردی، نه؟

واسه مدت کوتاهی، آره.

اوه. عجب دافی بود، مرد. آره، ما طلاق گرفتیم.

چی؟ اَه. آره.

می‌تونم شماره‌شو داشته باشم؟ شوخی می‌کنم. خیلی بده، مرد.

یعنی، شماها انگار به هم چسبیده بودید.

از راهنمایی تا فارغ‌التحصیلی و این‌جور چیزا.

شماها بی‌نظیر بودید. چی شد؟

مارکی، من گی هستم.

چی؟

من با مردا می‌خوابم.

باشه. ولی... اوه، حتماً ولی تو تو دبیرستان گی نبودی.

بودم. اَه، آره، من تو کمد بودم.

هوم.

پس، ما وست‌لیک رو بردیم با یه کوارتربک گی؟

این چیزیه که داری میگی؟ آره، همین کارو کردی.

چی؟ مثلاً ۳۰۰ یارد؟

اون بازی یه چیز خفن بود. حداقل.

کاش همون لحظه که بردیم خودتو آشکار می‌کردی.

من بعدش تو حموم آشکار کردم.

این لباس عالیه.

اوه، ممنون. آره اینا رو مالکوم بهم داد.

خیلی جذابه.

نیک می‌دونه که مجبور نیست اینجا باشه، درسته؟

نه، این همون چیزیه که می‌خوام باهات در موردش حرف بزنم.

ما بهم زدیم. چی؟

می‌دونم. کِی؟

مثلاً... فقط، مثلاً... هی. وای.

باشه، ممنون. من اینو برمیدارم، اَه. اومم.

اوم.

چند ساعت پیش.

من فقط، انگار، به ته خط رسیدم.

با قضیه استخر؟ آره، با استخر.

و بعد مثلاً، با نگاه به گذشته، اون استخر مثلاً، اینکه اون خودش استخرش رو حفر می‌کرد، فقط...

یه راهی بود براش که وانمود کنه سرش شلوغه به جای اینکه دنبال کار بگرده.

آره، همه‌مون می‌دونستیم.

نمی‌خواستم چیزی بگم. نمی‌خواستم نگرانم بشی.

من... من می‌دونستم.

برای همه به طرز دردناکی واضح بود.

حتماً. درسته. خب، حالا تو حقیقت رو می‌دونی.

گوئن. بله، عزیزم.

تو واقعاً نیازی نیست اینجا باشی.

چی؟ نه. شوخی می‌کنی؟

من... تولد توئه.

و من قطعاً امشب یه مرد جدید پیدا می‌کنم.

مامان آزاد شده.

تو آزادی. اوه خدای من. من آزادم.

صبر کن، نوشیدنی می‌خوای؟ بذار یه نوشیدنی دیگه بگیرم.

چند تا شات خوردی؟ من قراره سکس داشته باشم.

نه. شاید. باشه.

هی اِو، دوستت دانیال رو می‌شناسی؟

کی؟ دانیال، دوستت، اون پسره اونجا.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left