200 dòng đầu tiên.
...آنچه گذشت
ما واقعاً راجعبه این یارو چی میدونیم؟
فکر کنم ماریجواناست
تو شبیه هیچکدوم از کشیشهایی که قبلاً دیدم نیستی
رابطه پسر با پسر... بهترینه
تو به همه میگی که کشیشـی
من میدونم واقعاً چی هستی
پنچ به يک شرط مي بندم اين بابي دابزه
بدون صورتش گفتنش سخته
نمیتونستم با این کنار بیام که چقدر تغییر کرده بودم
هفته پیش، من یه تبهکار خدانشناس فراری بودم
و حالا من رهبر معنوی یه جامعه بودم
...یه چیزی که تغییری نکرده بود
این بود که من هنوز نیازهایی داشتم
فقط جهت اطلاع، این قسمتی از دیشب حساب نمیشه
100دلار دیگه برات خرج داره
به خاطر خر و پف کردنت تخفیف نمیدی؟
من تو خواب تنگی نفس دارم
بالاخره میخوای یا نه؟
آره
:ترجمه از Arman333 A n g e l کاري مشترک با
به نظر بد میاد
...بادی، حالت خو
وای! خدای من. وای خدا
!خدا لعنتت کنه
زنت بود؟
نه. من همجنسگرا هستم
این وضعیت بد بود، خیلی بد
اگه دورا میفهمید که من راجعبه ...همجنسگراییم دروغ گفتم
!بجنب
زیاد طول نمیکشید که بفهمه
دیگه راجعبه چیا دروغ گفتم
که همه چی رو شامل میشد
دورا؟
سلام! من خیلی متاسفم
من خیلی، خیلی شرمندهام
راستش وقتی صبح رسیدم اینجا
صدای نالهی وحشتناکی شنیدم
...و واسه همین
خیلی شرمندهام
...گوش کن، راجعبه چیزی که دیدی
نگرانش نباش
رازت پیش من امنه
چی... چه رازی؟
خب، اینکه داشتی سکس میکردی دیگه
و حتی نمیپرسم که این مرد مرموز کی هستش
!ممنونم
چون اون مرد و من میخوایم این جریان مخفی بمونه
درک میکنی که؟ - آره، حتماً -
معلومه. اون پستچیـمون استیو هستش؟
چون من همیشه راجعبهش حس داشتم
چی میتونم بگم؟
هیچوقت نمیتونم جلوی یه مرد یونیفورمپوش خودمو نگه دارم
نمیتونستم باور کنم که دورا فکر میکرد فاحشهای که آورده بودم، پستچی بود
شهر لدنر بهترین میز "کرپز"ـی بود که تا حالا پشتش نشسته بودم
و همهاش عدد 7 میاوردم
...سلام
اوه - آره، نه -
داشتم پیادهروی صبحگاهم رو انجام میدادم
گفتم یه سری بزنم و برای فردا برات آرزوی موفقیت بکنم
فردا؟
یکشنبه. اولین مراسم مذهبیـت
درسته، آره، معلومه
ممنون، آلدن - بله، مطمئنم که -
تو نیایشی بهمون میدی که
انتظارات بالایی که ازت داریم رو برآورده میکنه
شما که فیلمی از اون مراسمات مذهبی ندارین، دارین؟
چون یه جورایی باید ببینم که چحوری انجامش میدن
منظورم اینه که... قبلا چجوری انجام میشد
آه... نه، ندارم
...خب، پس
برم واسه پیاهروی نیم مایل دوم
"و با بیتهای انرژیزای آقای "نیل دایموند
وقت وحشت کردن بود
من میتونستم در مورد خیلی چیزها چرت و پرت بگم
ولی مراسم مذهبی کلیسا یکی از اونا نبود
حال همگی چطوره؟
...پس، حضرت عیسی
درست نمیگم؟
احتمالاً این کافی نیست
هی! برای شروع بکار بزرگ آماده میشین؟
فقط داشتم نماها و خروجیها رو چک میکردم
میخواستم یه چیزی ازتون بپرسم
به هیچ یک از غذاها حساسیت دارین؟
چون واسه مهمونی خوشآمدگوییـتون همه غذا میارن
و ما نمیخوایم که بکشیمتون
،فلفل سبز باعث میشه بگوزم ولی به غیر از اون، مشکلی ندارم
اینم برنامهی مراسم مذهبی یکشنبه
اگه میخواین یه نگاهی بهش بندازین
انگار همه چی کلمه به کلمه برام آماده شده
"بله. کشیش ویلیس قبلا بهش میگفت "دعا با اعداد
البته مواقعی که از حاشیهگذاریهای من انتقاد نمیکرد
پس همهاش اینجاست - همهاش اونجاست -
آره، عزیزم، یه 7 دیگه
کشیش... بادی. ببخشید
تو این فکر بودم که راجعبه مسائل شخصی
که قبل از اومدنتون راجعبهشون
ایمیل کردیم، فکر کردین؟
آه... درسته. ایمیلها
برای موضوع ایمیلهات نام زیرکانهای انتخاب میکنی
دوباره بگو چی بود اسمش؟
مسائل شخصی"؟"
همینو میگفتم
آره. هر چیزی که میخوای بدونی رو بهت میگه
خب، نظرتون چیه؟ انجامش میدین؟
فقط... خیلی برام ارزشمنده
آره، حتماً
ممنونم - قابل نداره -
برای هر کوفتی که الان باهاش موافقت کردم
این "دسته گل چشم بد" هستش؟
خوب تشخیص دادی! برای بادی گرفتم
تا برای اولین مراسمش آرزوی موفقیت کنم
خیلی خب. بذار یه چیزی رو واضح کنیم
اون همجنسگراست
من زیاد راجعبهش مطمئن نیستم
من رادار همجنسگرایاب قویای دارم
پس شیاد بهتر باشه بدی آنتنـت رو چک کنن
چند شب پیش بهم گفت خیلی سکسی شدم
بادی بهت گفت سکسی؟
خیلی سکسی - خیلی خب -
تو چه شرایطی؟
توی شرایطی که من خیلی سکسی بودم
واقعاً؟ بعدش چی شد؟
...من - منم همین فکر رو میکردم -
تو حرف میزنی. من ترجیح میدم عمل کنم
!خیلی سکسی
از دیدنتون خوشحالم
با اون کلا ترکوندی
اعضای کلیسا مدت زیادی منتظر این روز بودن، کشیش
همهی چشمها روی شماست
و چشم من روی این برنامه خواهد بود
که من برای همتون
میخونمش
کلمات الهام بخشیـه
،سلام، کشیش من استیو هستم، پستچیـتون
از آشناییـتون خوشوقتم
منم همینطور
"از آشناییتون خوشوقتم"
خوب نقش بازی میکنی، استیو
ببخشید، میشه دو ثانیه بدزدمت؟
...خیلی خب، بادی
...با
اسکرانچی آشنا شو
...این دیگه چـ - میدونین -
اون مریضه. بهتون گفته بودم که
نمیتونه دونه بخوره
تقریبا! چهار اونس وزن کم کرده
واسه همین خیلی از شما ممنونم
به خاطر اینکه امروز توی مراسم براش دعا میخونین
طبق چیزی که تو ایمیلها حرف زدیم
!آره دیگه
هی، اسکرانچی، بالا میبینمت
خدا لعنتت کنه - من خیلی شرمندهام -
"مقدمه"
بیاین عبادت کنیم
سپاس تو را ای تثلیث مقدس
کاری کن که بدانیم زندگیـمان کوتاه است
تا شاید برای قلبمان خردی باشد
ممنون، الکسا
برای خواندن الهامبخش سرود مذهبی
نَوَد دو نقطه خط تیره 12
برنامه بعدی، روضهخوانی
کی قراره اون رو بخونه؟
وقت خطبهخوانی شماست، کشیش
،دیگه داشت اتفاق میافتاد اگه تاس رو به اندازه کافی بندازی
دیر و زود، یک و یک برات میافته
همه چی داشت به باد میرفت
...باید یه چیزی میگفتم هر چیزی، و هر چه سریعتر
آهان، درسته
...ما یه
یکی از حاضران کلیسامون مریض هستن
پرندهی دورا، اسکرانچی
!ممنونم
اون به شفا یافتن احتیاج داره
و یه دفعه، یادم افتاد
قبلا وقتی نئشه بودم دیروقتها تو تلویزیون
یه کشیش دیوونه رو نگاه میکردم
کشیش کیلر، شفا دهنده نشویل
...ولی ابتدا
...باید بفهمیم
چرا اسکرانچی مریضه
چون اون باور کرده که مریضه
بله، برادران و خواهران، این حقیقت داره
و خیلی از شماها هم مریض هستین
...ولی مریضی
مریضی جسمتون نیست
مریضی ذهنتون هستش
بذارین ازتون بپرسم... تا حالا کی اینجا
:گفته که
"خدا، من بیارزشـم"
شما، جناب؟
شما اینو گفتین؟
خب، در اشتباهین
شما ارزشمند هستین
و هر چیزی که بخواین رو میتونین داشته باشین
الان، میتونم از چهرههاتون ببینم
:دارین میپرسین
"کشیش بادی، چطوری؟"
چطور امکان داره ما هر چیزی که دلمون میخواد رو داشته باشیم
خب، خوب گوش کنین
No comments yet. Be the first to leave one.