200 dòng đầu tiên.
کریسمس مبارک
اوه
این یه کابوسه
چیه؟ بیخیال، دونا
وقتشه زودتر راه بیفتیم
کریسمس مبارک
هر چی
یکی اینجا کمک میکنه؟
این همه ترافیک واسه چیه؟
اوه، دارن خیابونها رو میبندن
واسه رژه فردا. رژه؟
چه رژهای؟
اوم، روز شکرگزاری
دارن کل شهر رو میبندن
تا یه تبلیغ سه ساعته واسه فروشگاههای زنجیرهای راه بندازن
خدایا، کاش این ایده به ذهن من میرسید
اوه نه، به گرنت ایمیل بزن
واسمون زمان بخر
اوه
نگهش دار
فولی، این نابغه مشاورت دیر کرده
مطمئنم هر لحظه ممکنه برسه، قربان
اگه یه چیز باشه که یاد گرفته باشم
اینه که مری کلس قطعا ارزش صبر کردن رو داره
خب، من این رو نیاز دارم / همینجاست
و در مورد این چطور؟ / بفرمایید
و اون؟ / ردیفه
خیلی خب
و ایشون هم دارن تشریف میارن
خانمها و آقایان، مری کلس
عصر بخیر
بابت تاخیر عذرخواهی میکنم
خانم کلس، همهمون اینجا منتظریم که تحت تاثیر قرار بگیریم
اینها گزارشهای سالانه ابرفروشگاههای "مولتیسِیو" شماست
اوه
و اینجا جاییه که تا یک سال دیگه خواهید بود
اگه این روند ادامه پیدا کنه
پیشنهاد کامل من همین الان توی ایمیلتونه
بیاید بریم سراغ نکات اصلی
این وضعیت امروز مولتیسِیوئه
اما خودتون مشکل رو میدونید
بیاید درباره راه حل حرف بزنیم
برای نجات مولتیسِیو چه کار میشه کرد؟
کارِ مولتیسِیو تمومه، منقرض شده
به جاش، همون مکان با یه رویکرد متفاوت
خانمها و آقایان، وقتشه دوباره خودتون رو معرفی کنید
و این یعنی جذب بازار جوانها
یعنی داشتن یه نماد تبلیغاتی
یعنی شناخته شدن برند
شما کلاه نمیفروشید
شما کلاهِ "اسپاتلایت" میفروشید
شما توستر نمیفروشید
شما توسترِ اسپاتلایت میفروشید
آب معدنی؟
آبِ اسپاتلایت
خانم کلس، شما از ما میخواید هر چی رو که
تو بیش از نیم قرن ساختیم، دور بریزیم؟
آقای همیلتون، نمیتونید جلوی پیشرفت بایستید
الگوی جدید، خرید به عنوان مقصده
مردم به جای اینکه فقط برن خرید
میرن به "اسپاتلایت"
مردم به جای اینکه برن مرکز خرید
میرن به "اسپاتلایت"
اسپاتلایت به تجربه شماره یک خرید تبدیل میشه
این آینده شماست
تبریک میگم
آه، چیزی نبود
چیزی نبود؟
همیلتون اونقدر تحت تاثیر قرار گرفته که من رو مسئول
توسعه کسبوکارهای جدید کرده
جدی؟
اوم-هوم
گرنت، این عالیه
همهاش به خاطر توئه. اوم
تو فوقالعادهای
من لایق تو نیستم
مجبوری همین الان اون کار رو بکنی؟
نه، خواهش میکنم، بفرمایید تو
اینم بقیه مدارک مولتیسِیو
ممنون، دونا
کلی کار پیش رو داریم
خب، میتونیم توی این تعطیلات آخر هفته طولانی، یه تکونی بهش بدیم
آخر هفته؟
شکرگزاری؟
پدر و مادرم؟
اوه، گرنت، قبلاً درباره این حرف زدیم
میدونی که من زیاد اهل تعطیلات نیستم
میدونم. میدونم
فقط... کلی کار دارم که باید انجام بدم
نمیتونم از پس یه تعطیلات چهار روزه بربیام
خیلی خب، وقتی برگشتم شام چطوره؟
باشه
رستوران لوئیجی؟
دوشنبه؟
نه، دوشنبه خوب نیست
ناهار، چهارشنبه؟
نه، با هارمن راکتبال بازی دارم
نوشیدنی چطور؟
اوم. اصلاً راه نداره
عصرونه یکشنبه؟
قهوه، ۸:۳۰، یه هفته دیگه سهشنبه؟
اوه، میشه بذاریمش ۹:۱۵؟
حله
خب، شکرگزاری مبارک
منم دیگه کمکم راه بیفتم
اوه، صبر کن
برات یکم مشق شب دارم
دوشنبه انجامش میدم
دوشنبه؟
شوخی میکنی؟
باید زودتر راهش بندازیم
فردا تعطیل رسمیه
یعنی موقع کار کردن کسی مزاحممون نمیشه
فردا صبح میبینمت
میبینمت
واو
ایول
اصلاً خوابیدی؟
یه چرتی زدم
مجبور شدم سه جا برم تا توی روز شکرگزاری یه لاته پیدا کنم
ممنون
اوه، چه وضعیه
وضعیه؟
همهاش دستهبندی شده
کمپین تبلیغاتی، تحقیقات بازار، تست لوگو، روابط عمومی
تو فوقالعادهای
ترسناک ولی فوقالعاده
شروع میکنم به آپلود کردن
مشاوره کلس، بفرمایید
اوه، حتماً
یه لحظه گوشی لطفا
مادرتونه
مادرم؟
آه، آخ
آه، اوه
اوه
ممنون
مامان؟
مامان، چرا داری گریه میکنی؟
مامان، آروم باش
اوه خدای من
باشه
چی شده؟
بابام، سکته قلبی کرده
خب، قبلش توی تورنتو پرواز عوض میکنیم
اصلاً این پولاریس کجاست؟
شمال
خیلی اون بالاها در شمال
نه، نه، نه، نه نه، اون پالتو ضخیمه
فکر کردم همینه
نه، اون سبزه
خب، امیدوارم حال بابات خوب باشه
آه، اون برای خودش یه پا زلزلهست
یه سکته قلبی حتی سرعتش رو هم کم نمیکنه
اینجا هیچ پالتوی سبزی نیست
یه کیسه خواب اینجاست
نه، خودِ همینه
واقعاً نمیتونم تصورت کنم که همچین چیزی بپوشی
واسه من نیست، واسه توئه
اون بالا خیلی سرد میشه
بهم اعتماد کن
هی، ممنون که باهام میای
میدونم تعطیلات خوبی برات نشد
هر جا تو بری، منم میام
اوم
میدونی، یه چیزی هست که... که باید
درباره خانوادهام بدونی
اونا... یه جورایی متفاوتن
خانواده آدمه دیگه، نباید ازشون خجالت بکشی
مگه به چه دردی میخورن؟
آره، خب، خانواده من کلاً تو یه فاز دیگهان
در این حد خوب؟
بگید سیب
سیب
هی، سِوِن
شکرگزاری خوش گذشت؟
معلومه که آره
من و بوقلمون و پسرام
تو چی؟
من و بوقلمون و پسرا
آره، ولی همدمهای خوبی هستن، نه؟
میدونی که اونا فقط سگن، دیگه؟
اوه، آره، آره
ولی به خودشون نگو
میشه برای جابهجا کردن قطب بهم کمک کنی؟
آره، حتماً، حتماً
باید جادهها رو نمکباشی کنم
آره
فصلشه دیگه، درسته
آره
اوه، انگار یه مشتری داری
واو
آره
اوه، این سنگینه
میبینمت
اوه
سلام هاپو کوچولو
خیلی نازه
سلام
سلام بچهها
No comments yet. Be the first to leave one.