200 dòng đầu tiên.
همه زندانیان
همه زندانیان به بخش ب مراجعه کنند
همین الان!
گرفتن جان
کار کوچکی نیست
و ما هم این کار را سرسری نمیکنیم
این مرد کشته است و کشته خواهد شد
او را میبرند
سرش تراشیده خواهد شد
به او فرصت اعتراف میدهند
اگر خودش بخواهد
و سپس دستگاه را امتحان میکنیم
چراغها یک بار، دو بار کمنور میشوند
بار سوم
روح او به آن جای جدید میرود
و من این را به شما واگذار میکنم
تا حدس بزنید آن مکان جدید کجاست
شک ندارم که افکار شما
درگیر خواهد شد
آنها را پیش خودتان نگه دارید
من هیچ اعتراضی نمیخواهم
هیچ اظهارنظری نمیخواهم
او را ببرید پایین
حرکت کنید
فعلاً، رفقا
فعلاً، بابی. حرف نزن
میخواین باهاش چیکار کنین؟ جیرهشو قطع میکنین، حرومزادهها؟
جیم، آروم باش، جیم
حرومزاده!
باورم نمیشه. تو باورت میشه؟
باورت میشه، ندی؟
من تقریباً هر چیزی رو باور میکنم
مشکل من اینه که اصلاً برام مهم نیست
بابی رو میبرن که کارشو تموم کنن
گاهی اوقات اینطوری میشه
طرف قراره بمیره و همین؟
سوالت چیه؟
که تموم میشه؟ که میره تو اون اتاق؟
میره تو اون اتاق، و برقیش میکنن، و تموم میشه؟
هیچ حیات ابدی برای روحش نیست؟
و بیرحمی دنیا؟
مسئله اینه؟
مشکلت امشب اینه؟
بله
چرا با کشیش زندان حرف نمیزنی؟
من که دارم با تو حرف میزنم! من سرم شلوغه
من به چیزای مهمتری فکر میکنم
حالم بده، ند
خب، به فکر خودت باش
شما دو تا اینا رو بپوشید
این چیه؟ بهم بگو چیه
خفه شو!
راه بیفتید!
زندگی یه جهنمه، رفیق
شما دو تا داشتید حرف میزدید، هان؟
جواب بده
شما دو تا وسط صحبتهای من حرف میزدید
اِم، من...
کثافت!
کثافت کوچولو!
محکم بگیرش
نظم میخوای؟
من بهت نظم میدم
من بهت نظم میدم
درس میخوای؟
همینو میخوای؟
همینو میخوای؟!
تو، تو درس میخوای؟
بهت درس میدم!
بهت درس میدم
همینو میخوای؟
ر-رئیس زندان؟
آمادهان، آقا
اینا رو همینجا نگه دارید
اون یکی رو بعداً میزنیم
بله، آقا
اشکالی نداره
اشکالی نداره، جیم
حالم خیلی بده، ند
«زیرا خداوند قوم خود را داوری خواهد کرد و بر بندگان خویش پشیمان خواهد شد،
زمانی که بیند قدرتشان از دست رفته است،
و نه کس مانده و نه چیزی.
که بگوید: «خدایانشان کجایند؟»
آن صخرهای که بدان توکل مینمودند.»
هیچکس تکون نخوره!
برگردید عقب. بشینید!
این کارو نکن، پسرم!
اون در رو باز کن
تا سه میشمرم. یک.
یالا بازش کن!
برید تو!
بیا، اینا رو بپوش
یالا!
حالا چیکار کنیم؟
بهشون بگو یه جنازه برای سردخونه داریم
جنازه برای سردخونه! جنازه برای سردخونه!
کارتت کجاست؟
یالا! (صدای کشیده شدن زنجیرها)
به نظرم این ایده خیلی خوبی نیست.
کسی نظر تو رو نپرسید، ند.
باب، اگه الان دستگیرمون کنن، کشتمون.
خوش اومدی به جمعمون!
یالا!
عجله کن!
میریم یا میمیریم؟
حرکت کن!
زود باش!
باشه، بزن بریم.
ببین، باب... چی؟
برو بیرون!
تا حالا جمله "چیزی برای از دست دادن نداریم" رو شنیدی؟
دنبالشون کنین!
خدای من، احمقهای لعنتی!
برو!
جیمی بیدار شو، بیدار شو.
پارهش کن، شماره رو بکن!
سردمه. آره، منم سردمه.
یالا، راه بیفت!
سردمه.
سردمه.
سر بابی چی اومد؟
فکر میکنی، فکر میکنی گرفتن بابی رو، ندی؟
آره.
اینو نگاه کن.
از مهماننوازی غریبهها غافل نشوید،
زیرا با این کار برخی فرشتگانی را ناخواسته به مهمانی پذیرفتهاند.
عبرانیان ۱۳:۱
خیلی تاثیرگذار.
عبرانیان.
یه لحظه صبر کن.
آها!
اه
سلام.
شما دیگه کی هستین؟
از مهماننوازی غریبهها غافل نشوید،
زیرا با این کار برخی فرشتگانی را ناخواسته به مهمانی پذیرفتهاند.
عبرانیان ۱۳:۱
شما چی هستین؟ کشیشین؟
آره. درسته، ما کشیشیم.
اونو بذار زمین تا برسونمت.
تا شهر، از رو پل رد شیم و آزادیم.
مطمئنم دنبالتونن.
چی؟
مطمئنم دنبالتونن.
کی دنبالمونه؟ صومعه؟
کشیشهای همکاراتون.
آره، مطمئنم دنبالمونن.
دعاهای صبحگاهی رو از دست دادین؟
آره، ما کل برنامه رو از دست دادیم.
به تو چه؟ من اصلا برام مهم نیست.
بهت گفتم، همش خرافاته.
تا جایی که به من مربوطه. خوبه.
حالا ما رو همین جا یه شهر پیاده کن.
بذار یه چیز دیگه هم بهت بگم که مردم رو تحریک میکنه.
شما مردم رو تحریک میکنی
سر اون زیارتگاهتون، اون مریم گریان.
ما همین جا پیاده میشیم.
یه دقیقه دیگه نشده، میرسونمت.
اوه، ما همین جا پیاده میشیم. خب، من به کمکتون احتیاج دارم.
گوزن منو تا قصابی ببرین.
میدونی چیه، تو برو پایین سمت گاراژ.
و ما هم میایم پایین و کمکت میکنیم گوزنتو ببری.
چرا با من نمیای؟
ما به یه لحظه نیاز داریم تا فکرمون رو جمع کنیم.
اگه شما نبودین، من هیچوقت اون گوزنو نمیکشتم.
آره. آره. خب...
ممنون از لطفتون.
خدا حفظتون کنه و از این حرفا.
باشه، آقای جانسون فقط اونو ببر اونجا.
شنا بلدی، جیمی؟ نه.
منم بلد نیستم.
فکر میکنی بابی موفق شد، ندی؟
نه، نه اینجوری که اون رفت.
باید این لباسها رو بندازیم دور.
یالا.
تو خیابون آزاد چی کار میخوای بکنی، ندی؟
همه کار میکنم، رفیق، و دوباره هم میکنم.
و از هر چیزی دو تا از بهترینش رو گیر میارم.
و هرکی باهام دربیفته، از بین میبرمش!
یالا!
آمادهای؟
نمیدونم سر بابی چی اومد.
نمیدونم، نمیدونم تونست رد شه؟
هرچی شد، شد، جیم.
شاید بردنش. من دیگه برنمیگردم اونجا.
درسته، ما برنمیگردیم.
هی، هی.
ما شبیه دو تا دهاتی شدیم.
درسته، بزن بریم.
باشه، بزن بریم.
هی، سکهها تو جیبم.
سکه تو جیب یعنی شانس خوب.
این شانس خوبه، تو فکر نمیکنی؟ آره.
درسته.
وای خدا
وای خدا. چیزی نیست
همه چی درست میشه
من نمیتونم برگردم اونجا
هیچکس برنمیگرده
همه چی درست میشه
No comments yet. Be the first to leave one.