Dean Martin: King of Cool

Dean Martin: King of Cool

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

DEAN MARTIN - King Of Cool - Documentary 2021 -en
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian King of Cool زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 13
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

اگر در لغت‌نامه "باحال‌ترین" را می‌نوشتند،

.حتماً باید زیر اسم دین مارتین خط می‌کشیدند

.یه زمانی. بله قربان

وقتی با دین توی برنامه‌ تلویزیونی‌اش کار می‌کردم،

وقتی می‌دیدم برنامه پخش می‌شه،

تو به‌عنوان یه اجراکننده فکر می‌کردی:

.آه نه، خراب نکردم؟ سرم به سنگ خورد

.به خودت نگاه می‌کردی

"امشب حسابی روبه‌راهم."

.اما چشم‌های من هنوز به دین مارتین بود

.اینقدر برای من تأثیرگذار بود

.او ذاتاً بی‌نظیر بود

من و چند تا از بچه‌ها،

گاهی اوقات یه دست پوکر بازی می‌کنیم،

.و دوست داریم یه کم "خون تازه" داشته باشیم

دین مارتین یک ستاره بسیار بزرگ در تاریخ

.قرن بیستم است

.وقتی دینو می‌خواند، می‌توانی صدای لبخندش را بشنوی

او فقط چیزی داشت

.که هیچ‌کس دیگری تا قبل از او نداشت

دین یک مرد جدی، نقش اول رمانتیک،

.خواننده، رقاص بود و بانمک بود

.او همه‌کار می‌کرد

تعداد کمی از هنرمندان توانسته‌اند

.این همه استعداد متفاوت را با موفقیت بروز دهند

۷۵۰ اثر ضبط‌شده و ۶۰ فیلم،

.و دو دهه حضور در تلویزیون

همه‌ این‌ها با هم،

.بعید است که دیگر هرگز شاهدش باشیم

او یک "باحالی" ذاتی داشت

.که برای خیلی‌ها الهام‌بخش است

حتی مردمی که دین مارتین را نمی‌شناسند،

و شاید به‌طور سنتی جذب

کسی از دوران یا سبک او نشوند،

می‌توانید او را مطالعه کنید، چون فکر نمی‌کنم هیچ‌کس دیگری باشد

که تمام ویژگی‌های

."خونسردی آمریکایی" را مثل دین مارتین در خود جای داده باشد. او همه‌اش را داشت

"باحال" بودن، به قول همینگوی،

.نوعی وقار در شرایط سخت بود

.اجازه نمی‌دادی چیزها آشفته‌ات کنند

او می‌توانست در یک بهمن باشد،

.و طوری وانمود می‌کرد که انگار آسان است

.اشتباه کردیم و داریم دوباره انجامش می‌دیم

...واسه همینه که نمی‌خندن، واسه همینه

.باید بگم که من او رو می‌پرستیدم و دوستش داشتم

.من دین رو دوست داشتم

.اوه، و من دین رو دوست داشتم

.او خیلی خاص بود

.او فقط یک روح عزیز بود

.گرمی دلنشینی داشت. آدم را به خودش دعوت می‌کرد

دو نفر از باحال‌ترین آدم‌ها، فرانک سیناترا، الویس،

.می‌خواستند به خونسردی دین مارتین باشند

.فرانک می‌خواست دین باشد

.الویس پریسلی

وقتی الویس رو دیدم، گفت:

"من رو سلطان راک اند رول صدا می‌زنن،

ولی بابای تو سلطان خونسردیه."

...و من هیچ‌وقت اینو فراموش نمی‌کنم، انگار

!الویس پریسلی فکر می‌کنه بابای من سلطان خونسردیه

یک عنصر دیگر از "باحالی" که نوعی "عامل ناشناخته" است،

.حس رمز و راز است

.باید چیزی غیر قابل شناخت وجود داشته باشد

.باید یک "کارت بازی‌نشده" وجود داشته باشد

.دین در پیچیدگی‌اش مسحورکننده بود

.او مردی بسیار پیچیده و بغرنج بود

یک دقیقه وقت داری؟

خب، اینها بخش‌هایی از شعرِ

."منشی مشروب" هستند

."بخشی از جذابیت مارتین این بود که هیچ‌کس او را نمی‌شناخت

.ماسک نبود، گوشه‌گیری او، خودِ او بود

.او حضور داشت، اما روحش جای دیگری مانده بود

.همسران و فرزندانش او را غیر قابل شناخت می‌دانستند

شخصی نبود."

وقتی تهیه‌کننده "ساعت کمدی کُلگِیت"

پیشنهاد داد برای آشنایی بیشتر ناهار بخورند،

دینو به او صریحاً گفت: "هیچ‌کس من را نمی‌شناسد."

زیاد او را نمی‌دیدی

.خارج از اتاق گریم یا در اطراف صحنه

.همه‌ ما دیوانه این بودیم که فقط در کنار او باشیم

اما وقتی در کنار دین مارتین بودی، واقعاً بودی؟

.او این فاصله را داشت، این "منه‌فرِگیستا" را داشت

من تلفظ‌های مختلفی از این کلمه دیده‌ام،

.که اساساً شور و شوق ایتالیایی برای "به درک!" است

یک چیزی در مورد او وجود داشت

که یک ویژگی شخصیتی فوق‌العاده بود؛

کارتی که در دستش داشت،

.این بود که زیاد جدی نمی‌گرفت

.منه‌فرِگیستا

این یعنی چی؟

.یعنی کسی که اهمیت نمی‌دهد

.کسی که اصلاً برایش مهم نیست

.به یک وَرش هم نیست

.خب، من که نمی‌خوام اینو بگم

.دین رو تو "ریو براوو" دیدم، اما اون همیشه ساکت بود

.وقتی اینقدر ساکتی، مردم نمی‌شناسنت

.فکر نمی‌کنم می‌خواست ما بشناسیمش

.فِدِرز، ممنون بابت اصلاح، شاید دوباره مزاحمت شم

.هر وقت بخوای، من همین‌جام

هر کسی یه سری دیوار داره،

.قبل از اینکه به عمق وجود طرف برسی

و دین یه دیوار داشت که به نظر من،

.هیچ‌کس نتونست ازش رد بشه

"رزباد" دین چی بود؟

"رزباد" پدر من چی بود؟

چی پدرم رو جلو می‌برد؟

کافی نیست فقط به ما بگی یه مرد چیکار کرد،

.باید به ما بگی کی بود

یه لحظه وایسا، آخرین حرف‌های کِین چی بود؟

.رزباد

خب این یعنی چی؟

پس "رزباد" دین چی بود؟

.سوال جالبیه

...هوم

.نمی‌دونم، نمی‌دونم

.این یه سوال خیلی خوبیه

اگه می‌خوای الگوی "همشهری کین" رو بگیری،

و ببینی چطور به دین مربوط میشه،

تو "همشهری کین" اون پسر بچه جوون بیرونه،

.و داره سورتمه بازی می‌کنه و خیلی بهش خوش می‌گذره

.اما بعدش اونو می‌فرستن دور

.و از زندگی شاد سورتمه بازیش دور میشه

.اون حس شادی رو دیگه هرگز تجربه نمی‌کنه

سوال خوبیه، "رزباد" دین چی بود؟

این مرد رو با کت و شلوار یا تاکسیدوی شیک و مجلل می‌بینم،

.و می‌بینم که لباساشو درمیاره، اینا همه‌ش تو ذهن منه

و می‌بینم که لباساشو درمیاره،

...و، اِ

.و اون یکی از بچه‌های "اِستیوبِنویل"ه

اون همون آدم از "اِستیوبِنویل" بود،

.که به شهرتی باورنکردنی رسید، اونطور که هیچ‌کس قبلا نرسیده بود

.ناپدری من اهل "اِستیوبِنویلِ" اوهایوِ

اولین باری که با ماشین رفتم تو "اِستیوبِنویل"،

.یه تابلو هست: "زادگاه دین مارتین"

!با خودم گفتم، وای، چه خوب

.یه اسطوره که من طرفدارشم، اهل اینجاست

.پس شاید این شهر جای بدی نیست

.فقط یه حس امیدواری بهم داد

بزرگ شدن تو "اِستیوبِنویل"،

.فرصت‌های زیادی وجود نداشت

در طول سال‌ها آدم‌هایی بودن،

.که بهش می‌گفتن "استیوپیدویل"

.اونا "اِستیوبِنویل" رو "شیکاگوی کوچولو" صدا می‌کردن

.ورق‌بازی و مشروب زیاد

."اِستیوبِنویل" یه شهر بی قید و بند بود

."اِستیوبِنویل" پر از قمارخونه و فاحشه‌خونه بود

کارخونه‌های فولاد همه دور و برت،

.و آدمایی که اونجا کار می‌کردن یا اصلاً بی‌کار بودن

اون می‌دونست که یه چیزی هست،

.فراتر از "اِستیوبِنویل" اوهایو

.فقط می‌دونست که چیز بیشتری تو زندگی براش هست

.بابا سال ۱۹۱۷ به دنیا اومد

.اون برای آواز خوندن به دنیا اومده بود

.عاشق آواز خوندن بود، عاشق سرگرم کردن بود

.یه بچه بی‌خیال و شاد بود

مادرش می‌گفت: "نمی‌دونم این از کجا میاد،

ولی اون همه جذابیت رو داشت."

.بیل، برادر دین، خیلی شبیه اون بود

.اون مدیر برنامه‌های دین شد

.شما هیچ‌وقت، هیچ‌وقت یه حرف تند از این مرد نشنیدین

.پدربزرگ من اون موقع آرایشگر بود

.دین و پدرش شخصیت‌های شبیه همی داشتن

.خیلی شوخی می‌کرد

.پدر دین واقعاً یه فرشته بود

.من هرگز ندیدم با عصبانیت صداشو بلند کنه

.مرد شوخ و مهربونی بود

.مادربزرگم آنجلا خیاط بود

.و بابام سبک فوق‌العاده‌شو از اونجا گرفت

حاضری؟

!بیاین بترکونیمشون

.اون همه چی رو تغییر می‌داد

مثلاً اگه کت و شلوار برادر کوچیک‌تر پدرم، بیل، بود،

و قرار بود پدرم بپوشتش،

.اونو تغییر می‌داد تا اندازه‌ش بشه

.اون اون روزا به خیلی از مردم کمک می‌کرد

.کارای خیریه زیادی انجام می‌داد

.فقط تعداد کمی از مردم پول داشتن

تو محله ایتالیایی‌ها،

.یه ترس واقعی از دنیای بیرون وجود داشت

.اونا خیلی، خیلی به هم نزدیک بودن

.وقتی تو یه خانواده ایتالیایی بزرگ می‌شدیم، دوستای خیلی زیادی داشتیم

.غذا، چیزی بود که آدم رو متحد می‌کنه

مانجیا، مانجیا! (بخور، بخور!) یه عنصری که بدون اون،

.کار نمی‌کنه، اون خانواده‌ست

این یه جور تجلی دیگه از فرهنگ ایتالیاییه،

.تو دنیای جدید

اون داره هم با ایتالیایی‌ها و هم با آمریکایی‌ها صحبت می‌کنه،

.همزمان، به شکلی که خیلی صمیمی و جذابه

طرف پدری‌اش اهل آبروزو بود

حرفشون این بود: «رازدار باش.»

وگرنه مردم سرت کلاه میذارن

هرچی که هست تو خانواده میمونه

چون ممکنه ازش علیه شما استفاده کنن

و مخصوصاً تو کار

وقتی دین یه پسر بچه خیلی کوچیک بود

.پدر و مادرش به موسیقی معمولی ایتالیایی گوش می‌کردند

.صفحه‌های انریکو کاروسو داشتند

.کارلو بوتی هم داشتند

.و دین هم علاقه‌اش رو از همین‌جا پیدا کرد

برای خواندن آهنگ‌های ایتالیایی

و چون زبان مادری‌اش بود

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left