Invisible

Invisible

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Invisible S01E03 Wasp Boy 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Invisible 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-04
Lượt tải xuống: 18
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

این برنامه شامل مضامین قلدری و صحنه‌های ناراحت‌کننده است.

توصیه می‌شود با صلاحدید خود تماشا شود.

اگر شما یا کسی که می‌شناسید در بحران است یا به کمک نیاز دارد،

منابعی برای کمک وجود دارد.

من هیچ دوستی ندارم.

نه! نه! نه!

قبلاً

حالا ما با هم حرف می‌زنیم، من و تو. - هی! داری چیکار می‌کنی؟

فردا واسم یه ساندویچ میاری.

اینجایی؟

کاپیتان گوجه

ما کاپیتان گوجه رو اینجا داریم.

به خاطر همینه که خودتو نامرئی کردی.

که هیولاها تو رو نبینن.

باید جلوشون وایسی، وگرنه این تموم نمیشه.

جوند‌ه‌کش

نگاه کنید بچه‌ها! ساندویچ رو واسم آورد!

تو داری با یه آزارگر قرار میذاری. - تنهام بذار!

چه کتابایی خوندی؟ حتماً یکی خوندی.

چرا باید به یه معلم جدید اعتماد کنم وقتی بقیه هیچ کاری نکردن؟

چون اون فرق داشت؟

من چی؟

من یه نقشه بهتر دارم. ما می‌خوایم المپیک برگزار کنیم.

دوستان؟ من باهاتون سخت‌گیر بودم. و شما امروز با من.

دیگه صاف شدیم، درسته؟

تازه، همه‌مون اونجا خواهیم بود. من باهاتون میام.

پس همه چی فراموش میشه.

فردا، همه بیاین خونه من، باشه؟

یالا، بزن رو ضبط.

چیه، ها؟ - اون قیافه رو نگاه کن!

ببین چقدر خوش‌تیپه، نگاهش کن، خیلی خوش‌تیپه.

چطوری رفیق؟ به دوربین سلام کن.

سلام.

برای جنگیدن با یه تبهکار، یه قهرمان باید قدرت‌هاشو پیدا کنه.

خوشت میاد؟ اسمش ویروسه. - ویروس؟ چرا این اسمو روش گذاشتی؟

پسر زنبور

چون… نمی‌دونم.

چون شرارتشو به بقیه سرایت میده!

یه آدم بد…

از اول بد بوده، یا اینطوری میشه؟

فکر کنم از اول.

اگه تبهکار باشه، پس باید یه قهرمان هم باشه، درسته؟

به خاطر همینه که قهرمان باید وجود داشته باشه.

و تو این داستان، قهرمان هنوز وجود نداره.

اما اگه وجود داشت، ابرقدرت داشت.

درسته. - کدوم‌ها؟

هنوز نمی‌دونه. - اما پیداشون می‌کنه؟

پیدا می‌کنه.

و پیامدهای این حادثه به طور فزاینده‌ای ادامه دارد

که جامعه و جامعه آموزشی ما را شوکه کرده است،

و نشان می‌دهد کنترل سطح قلدری چقدر دشوار است

و خشونت در محیط مدرسه.

صداهای زیادی برای برنامه‌های اقدام مؤثر بلند شده است

و خواستار آن است که مؤسسات آموزشی تحقیقات

لازم را انجام دهند.

در این مورد خاص، هیچ ارزیابی پیگیری انجام نشد

روی آزمون شناسایی قلدری که این خردسال انجام داده بود،

و با وجود چندین گزارش، والدین هرگز مطلع نشدند…

اوه، سلام.

…که نشان می‌داد مدیریت مدرسه از آنچه اتفاق می‌افتاد باخبر بود.

امروز بعدازظهر از مدرسه با من تماس گرفتن.

نرفتی، درسته؟

…قلدری که امکان ارزیابی وضعیت هر دانش‌آموز را فراهم می‌کند…

نه.

…در مدرسه. این ارزیابی‌ها… - خب…

…به کارکنان اجازه می‌دهد موارد موجود را شناسایی کرده و اقدامات لازم را انجام دهند…

غذا تو آشپزخونه هست اگه میخوای گرم کنی.

…قربانی و برای مجازات رفتار آزاردهنده.

این اقدامات همچنین یک اثر بازدارنده دارند،

زیرا کودکانی که مکرراً چنین رفتارهای خشونت‌آمیزی از خود نشان می‌دهند، پیامی

واضح دریافت می‌کنند که اعمالشان برای مدرسه قابل قبول نیست

و مطابق آن مجازات خواهند شد.

توجه بر مدیران مدرسه متمرکز شده است

که در این مورد آشکار قلدری، ظاهراً سهل‌انگار بوده‌اند.

مدیر مدرسه قول داده است که یک مجمع ویژه تشکیل دهد.

از همه اینها، بحث جدیدی در مورد اقدامات لازم برای پایان دادن

به قلدری در محیط مدرسه پدید آمده است.

بچه‌ها، به المپیک خوش اومدین! یالا، یالا، یالا، یالا!

سلام، چطوری؟ - آره.

هی، چطوری رفیق؟ - هی، کجا بودی؟

میدونی، همین دور و بر بودم. - عجب مهمونی‌ای، ها؟

بابا! معلومه!

خوش می‌گذره یا چی؟ - آره، آره.

هی، بتی!

هی رفیق! - من که دعوتت نکردم!

هی! اینجا چه خبره؟

چی بازی می‌کنین؟ بذار ببینم. - یالا!

چه مزخرف، وای خدای من.

وای!

ایناهاش! هی!

هی! - نوبت توئه!

چه تصادفی! - چی شد؟

یالا، عجله کن. - یالا، بریم! بریم! هی!

همینه! - هی! دیدی، چیز مهمی نبود.

بچه‌ها، شما اینجا یه المپیکی دارین، ها؟ یه المپیکی!

آره، همینه! آره، همینه! - جدی، فقط یه بازی بود!

از من چی میخوای؟ جدی میگم، عمداً این کارو نکردم.

تو هم همین کارو می‌کردی.

کجا؟ - اونجا، اونجا.

کجا؟!

چه باحال!

یکی کمه، رفیق. کجاست؟ - پشت سنگه، پشت سنگه!

بریم! - بریم!

چی؟ خوبه، نه؟

من تا حالا روی یه تلویزیون به این بزرگی بازی نکرده بودم.

بچه‌ها! قهرمان زارو!

سلام. چه مهمونی راه انداختین اینجا!

هی، کاپی، می‌خوای بازی کنی؟

خب بچه‌ها، یه لحظه گوش کنید. بیخیال این چرت و پرتا.

بریم سر اصل مطلب!

توجه کنید لطفاً، صدامو می‌شنوین؟

آره! - همینه!

بریم سراغ سوگند تازه‌کارها. فهمیدین؟

آره!

ما سوگند می‌خوریم... - ما سوگند می‌خوریم...

که هر چی توی المپیک اتفاق میفته، همونجا می‌مونه!

آفرین!

بریم! - بریم!

یه ابرقهرمان هیچی نیست تا وقتی که قدرتاشو پیدا کنه.

و من داشتم کم‌کم قدرتهامو کشف می‌کردم.

خب، چطور به دستشون آوردی؟

بذار ببینم... بذار ببینم، یالا، شروع کنیم.

یالا، همه بریم استخر. یالا! یالا بچه‌ها، من که گاز نمی‌گیرم.

همه اونجا توی یه صف وایسین، اینجوری.

همینه. - یالا، بازنده‌ها، بریم!

باشه، فقط یه ثانیه!

بذار ببینم. اینجا، کاپیتان گوجه فرنگی می‌خواد که بهش کاپی بگیم.

ولی برای این کار، باید آزمون‌ها رو پاس کنید.

درسته؟

چون، برای اینکه بیاین توی خونه‌ام و دست به پلی‌استیشن من بزنین...

باید یه المپیکی باشین، رفیق.

درسته؟ - آره!

و من باید چیکار کنم؟

یالا.

ببین، باید از روی فنس بپری و یواشکی بری تو خونه همسایه‌مون.

یالا رفیق، نذار دوباره بهت بگم کاپیتان گوجه فرنگی، ها؟

کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی!

کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی!

کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی!

کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! - اون بالا نه. اون پایین.

کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی!

کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی!

کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی! کاپی...

همینه، کاپیتان گوجه فرنگی.

خیلی خوبه! دمت گرم! - یالا، یالا!

یالا بچه‌ها، بذارین مهمونی ادامه پیدا کنه!

این تازه شروع شده!

یالا، برو تو!

حرکت کن. - راه برو.

و حالا؟

حالا باید هر چی ما می‌گیم رو انجام بدی. البته اگه می‌خوای یه المپیکی باشی.

هی!

اون طرف.

بچه‌ها، گوشی‌هاتونو در بیارین.

حالا، هر کاری که بکنین به عنوان مدرک ضبط میشه.

برای بقیه. پس بستگی به خودت داره که چی می‌خوای نشون بدی.

یالا، همونجا وایسا. همونجا. - چی شده؟

تنهام بذارین، بچه‌ها. - جایرو، چقدر اذیت می‌کنی!

تنهام بذار. - ضبط کن.

وقتشه که بین المپیکی‌ها اسم و رسمی پیدا کنی.

هوم؟

خواهش می‌کنم... - اینو ببینین، بچه‌ها.

عالیه.

اینطوری به دستشون آوردم.

با زنبورها، البته. مثل مرد عنکبوتی.

اون با عنکبوت، من با زنبور.

از نظر فیزیکی، می‌بینم که شاید بهتر شده باشه،

ولی از نظر روانی، فکر می‌کنم اون... هنوز تو وضعیت خیلی بدیه.

ولی آنا، هنوز خیلی زوده که قضاوت کنیم. باید چند روز صبر کنیم.

می‌دونم، ولی فکر می‌کنی-- منظورم اینه که...

مامان...

نه...

خب، باید به استراحتش ادامه بده، و باید برای چک‌آپ برگردیم

و ویزیت با روانشناس. ولی بله، درسته.

آره، بسه دیگه بیمارستان. آره.

آره، فکر می‌کنم، خیلی بهتره، راستش.

و بعد از اتفاق دیشب...

بله، یه... یه بحران دیگه، آره. کابوس‌ها.

طراحی‌های جدیدی از وایرس کشیدی.

خب، به هر حال، وقتی برسم خونه بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

همه رو با هم حرف می‌زنیم. باشه، مواظب باش، فعلاً.

خوبی؟

گوجه فرنگی! - گوجه فرنگی!

گوجه فرنگی! - گوجه فرنگی!

گوجه فرنگی، بیا اینجا! - گوجه فرنگی!

بیا اینجا، گوجه فرنگی!

بیا اینجا!

گوجه فرنگی! - گوجه فرنگی!

گوجه فرنگی!

بیا اینجا، گوجه فرنگی!

اونو نگاه! گوجه فرنگی! - یالا، گوجه فرنگی!

گوجه فرنگی! - گوجه فرنگی، بیا اینجا! نگاه کن!

نگاه کن!

اینو نگاه کن، گوجه فرنگی!

گوجه فرنگی!

بیا یه کم بازی کنیم، گوجه فرنگی!

نگاه کن، نگاه کن، گوجه فرنگی! - هی!

یالا، بیا کنار پنجره!

اینجا حالت خوب میشه. هوم؟

بریم بچه‌ها.

Invisible subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left