200 dòng đầu tiên.
بابا! بابا! بابا!
بابا! بابا! بابا!
اوه، ممنونم جیمی.
اوه، ممنونم جیمی.
خوب نیست تولد تریکی را فراموش کنیم.
خوب نیست تولد تریکی را فراموش کنیم.
به مامانت و رُزی بگو خداحافظی کردم.
صدای بسته شدن درب خودرو/ماشین استارت میزند
صدای بسته شدن درب خودرو/ماشین استارت میزند
وای خدای من.
داری چکار میکنی؟
اون ماشین لعنتی روشن نمیشد.
کجا گذاشتیش؟
اون بالا خونه مارشامها.
فکر میکردم رونی مارشام مُرده؟
فکر میکردم رونی مارشام مُرده؟
خانم مارشام میزبان یه دست بازی بریج بود.
خانم مارشام میزبان یه دست بازی بریج بود.
تا این وقت صبح؟
یه دور بازی بریج تمام شب چیز غیرعادی نیست.
یه دور بازی بریج تمام شب چیز غیرعادی نیست.
نمیتونستی زنگ بزنی یکی بیاد دنبالت؟
نمیتونستی زنگ بزنی یکی بیاد دنبالت؟
مجبور شدم یه جورایی عجلهای از اونجا بزنم بیرون.
مجبور شدم یه جورایی عجلهای از اونجا بزنم بیرون.
لنگه کفش دیگهات کجاست؟
گم و گور کردمش.
توی یه بازی بریج؟
سوار شو.
روی کارت تولد تریکی نشین!
خب، پس اون رو روی صندلی نذار.
ماشین استارت میزند
درب بسته میشود اوه! پنج مایل راه رفتی!
درب بسته میشود اوه! پنج مایل راه رفتی!
درب بسته میشود اوه! پنج مایل راه رفتی!
و همهش هم بین قسمت خصوصی و قسمت عمومی میخانهی دراورز نبوده!
و همهش هم بین قسمت خصوصی و قسمت عمومی میخانهی دراورز نبوده!
او میخندد
و همهی اینها قبل از اینکه صبحانهات رو خورده باشی!
و همهی اینها قبل از اینکه صبحانهات رو خورده باشی!
نمیتونستی بخوابی؟
نمیتونستی بخوابی؟
آموزش نظامی، خانم اِچ. بدن منضبط، ذهن منضبط.
آموزش نظامی، خانم اِچ. بدن منضبط، ذهن منضبط.
اون بیکنِه؟
فکر میکنی حالا بقیهی راه رو میتونی بیای؟
اگه پیاده میومدم زودتر میرسیدم.
بلایی سر خودت آوردی؟ چرا فقط یه لنگه کفش داری؟
بلایی سر خودت آوردی؟ چرا فقط یه لنگه کفش داری؟
بریج.
چیزی نیست که یکی از صبحانههای جوندهندهی شما نتونه درستش کنه، خانم هال.
چیزی نیست که یکی از صبحانههای جوندهندهی شما نتونه درستش کنه، خانم هال.
باید برم. برای خانم پامفری دیرم شده.
باید برم. برای خانم پامفری دیرم شده.
خانم پامفری؟ همین الان خواهر رُز تلفن کرده بود.
خانم پامفری؟ همین الان خواهر رُز تلفن کرده بود.
خانم پامفری؟ همین الان خواهر رُز تلفن کرده بود.
میگه نیم ساعت پیش باید اونجا میبودی.
میگه نیم ساعت پیش باید اونجا میبودی.
خواهر رُز؟ تریستن میخندد
خوشحال شدم از آشنایی باهات، رفیق قدیمی.
من باهاش قرار نداشتم.
نگران یکی از سگهایی بود که نجات داده.
نگران یکی از سگهایی بود که نجات داده.
گفت دیروز زنگ زده.
با کی حرف زده بود؟
مارمالاد بیشتری هست؟
ما نمیتونیم ریسک کنیم که با خواهر رُز بد شویم.
ما نمیتونیم ریسک کنیم که با خواهر رُز بد شویم.
هر بار که یه سگ رو دوباره صاحبخونه میکنه،
به صاحبهای جدید میگه که بیارنش اینجا.
به صاحبهای جدید میگه که بیارنش اینجا.
اخیراً به اندازه کافی مشتری از دست دادیم.
تو برو پیش خواهر رُز، من کار تریکی رو انجام میدم.
تو برو پیش خواهر رُز، من کار تریکی رو انجام میدم.
آره، اما چرا باید خواهر رُز گیر من بیفته؟
اگه نمیتونی خودت رو منظم کنی تقصیر من نیست.
اگه نمیتونی خودت رو منظم کنی تقصیر من نیست.
اون بیکن منه. و من واکسال رو لازم دارم.
اون بیکن منه. و من واکسال رو لازم دارم.
اوه، ببخشید، عذر میخوام.
صبح بخیر.
به من توجه نکنید، آقای هریوت. هر وقت دلتون خواست تشریف بیارید (!)
به من توجه نکنید، آقای هریوت. هر وقت دلتون خواست تشریف بیارید (!)
به من توجه نکنید، آقای هریوت. هر وقت دلتون خواست تشریف بیارید (!)
فقط برای کارم دیرم شده. ببخشید، خواهر رُز.
و سگهای من عادت دارن رها بشن، پس چرا باید نگران باشم؟
و سگهای من عادت دارن رها بشن، پس چرا باید نگران باشم؟
توی قرارها یه سوءتفاهم پیش اومد، اما الان رسیدم.
توی قرارها یه سوءتفاهم پیش اومد، اما الان رسیدم.
میخواهید این سگ رو معاینه کنیم؟
آها، آها. شما که شنیدین «اول خانمها»، نه؟
آها، آها. شما که شنیدین «اول خانمها»، نه؟
البته. ببخشید.
البته. ببخشید.
بفرمایید.
وای، چه زن بیچارهای داری!
وای، چه زن بیچارهای داری!
صدای پارس سگ
صدای پارس سگ
حتی یک سگ ناخواسته هم زیاد است.
حتی یک سگ ناخواسته هم زیاد است.
هیس، آروم باش.
کلایو. کلایو!
کلایو. کلایو!
بیا پایین! فکر میکنی مردم میخوان یه پسر بدرفتار رو به سرپرستی بگیرن؟
بیا پایین! فکر میکنی مردم میخوان یه پسر بدرفتار رو به سرپرستی بگیرن؟
و یه چیز دیگه هم بهتون بگم
پودر کَکی که درخواست داده بودم، به دستم نرسیده.
پودر کَکی که درخواست داده بودم، به دستم نرسیده.
سه ساله که با شما هستم
سه ساله که با شما هستم
نباید مجبور باشم دنبالش بدوم.
باز هم، فقط میتوانم عذرخواهی کنم.
باز هم، فقط میتوانم عذرخواهی کنم.
مشکل چیست؟
مشکل چیست؟
این جفریه.
این جفریه.
چند روزیه که حالش خوب نیست.
چند روزیه که حالش خوب نیست.
تمام دیشب بیدار بود و استفراغ میکرد.
واقعاً ضعیف به نظر میرسد.
کجا پیدایش کردید؟
کنار جاده، در مسیرم به سمت بیمارستان.
کنار جاده، در مسیرم به سمت بیمارستان.
گوشهای روی کمی کثیفی کز کرده بود.
به محض اینکه دیدمش، فهمیدم که یک جفری است.
به محض اینکه دیدمش، فهمیدم که یک جفری است.
شما واقعاً در انتخاب اسم مهارت دارید.
دوست دارم سگهایم اسمهای واقعی داشته باشند، مثل آدمها.
دوست دارم سگهایم اسمهای واقعی داشته باشند، مثل آدمها.
صاحبان جدیدشان اسمهایشان را نگه میدارند؟
چرا باید اسم خوبی مثل جفری را تغییر داد؟
چرا باید اسم خوبی مثل جفری را تغییر داد؟
اصلاً دلیلی ندارد.
جفری، میتوانم نگاهی بهت بیندازم؟
جفری، میتوانم نگاهی بهت بیندازم؟
باشه.
باشه. میدانم که یاد گرفتی اعتماد نکنی
باشه. میدانم که یاد گرفتی اعتماد نکنی
اما آقای هریوت قصد بدی ندارد.
اما آقای هریوت قصد بدی ندارد.
چند چیز میتواند باعث این مشکل شده باشد.
چند چیز میتواند باعث این مشکل شده باشد.
ممکن است گاستریت (ورم معده) داشته باشد.
اول پودرهای معده را امتحان میکنیم.
اگر گاستریت نباشد چه؟
اگر گاستریت نباشد چه؟
شاید چیزی قورت داده باشد.
من نتوانستم چیزی داخل شکمش حس کنم.
من نتوانستم چیزی داخل شکمش حس کنم.
اما نمیتوانم کاملاً مطمئن باشم.
اما نمیتوانم کاملاً مطمئن باشم.
شما هنوز دستگاه اشعه ایکس ندارید؟
شما هنوز دستگاه اشعه ایکس ندارید؟
دامپزشکان دیگری هم هستند که میتوانم پیششان بروم.
دامپزشکان دیگری هم هستند که میتوانم پیششان بروم.
من داشتم... در موردش با شریک کاریام صحبت میکردم.
من داشتم... در موردش با شریک کاریام صحبت میکردم.
داریم جزئیاتش را حل و فصل میکنیم.
بیمارستان به تازگی یکی جدید گرفته.
دستگاه قدیمیاش برای فروش است.
خب، مطمئناً میتوانم نگاهی بیندازم.
این یک دستگاه اشعه ایکس است.
این یک دستگاه اشعه ایکس است.
چی؟ میخواهی با کاغذ دیواریت ست باشد؟
چی؟ میخواهی با کاغذ دیواریت ست باشد؟
نه، نه، اصلاً. خوب است.
بگویم کی میآیید که آن را ببرید؟
بگویم کی میآیید که آن را ببرید؟
بیا، بیا. این طرف، پسر.
بیا، بیا. این طرف، پسر.
تریکی! تریکی! زود باش!
تریکی! تریکی! زود باش!
آره! بیا، بیا! (صدای در زدن)
پسرِ تولد!
پسرِ تولد!
تریکی، بیا... اوه، تریکی، چت شده؟
تریکی، بیا... اوه، تریکی، چت شده؟
صبح بخیر، خانم پامفری.
آه، بالاخره عمو فارنون اینجاست.
آه، بالاخره عمو فارنون اینجاست.
آه، بالاخره عمو فارنون اینجاست.
همه چیز خوب خواهد شد. برایش یک هدیه کوچک آوردهام.
همه چیز خوب خواهد شد. برایش یک هدیه کوچک آوردهام.
خدا خیرتان بدهد. اوه. (صدای خنده)
خدا خیرتان بدهد. اوه. (صدای خنده)
در برنامه رژیم غذایی نیست، اما چون تولدش است...
در برنامه رژیم غذایی نیست، اما چون تولدش است...
تریکی. بیکن تولد!
تریکی. بیکن تولد!
آه، بله، متوجه شدم.
برای عمو فارنون میآیی
ولی با من سر لج افتادهای.
ولی با من سر لج افتادهای.
این که شبیه شادترین جشن تولدها نیست.
این که اصلاً شبیه شادترین جشنهای تولد نیست
او از هیچ یک از دستورات من پیروی نمیکند
او از هیچ یک از دستورات من پیروی نمیکند
No comments yet. Be the first to leave one.