200 dòng đầu tiên.
!داره میاد سمتت
.پت
.خوبه میبینم برای استراحت هم وقت میذاری
.معلومه تا حالا گلف بازی کردن منو ندیدی
حواسم به باکس افیس بوده
.که فیلم فرشتهها چقدر فروش داشته
.گویا پسر نابغهت دوباره کارشو کرد
.فیلم استودیو بریدی امریکن ـه لویی
.و بهم اجازه اینکارو داد
.قرضت
.2میلیون دلار تمام و کمال .علاوه بر سود
قضیه چیه؟
.بذار بگیم دوست ندارم بدهکار باشم
.بدهکار من
.میدونم فرشتهها چقدر درآمد داشت، پت
.و میدونم هزینههای جاریت چقدره
چکی به این اندازه .هیچی توی بانک واست نمیذاره
و با اینحال راهم رو .میکشم و میرم
.با این حس که از قبل ثروتمند ترم
فکر میکردم راجع به اینکه
.خوابیدنم رو تماشا کنی حرف زدیم
.خیلی فکر میکنم
.خب اینکارو نکن
.من چیزی رو ازت پنهان کردم
.و نمیخوام ادامه داشته باشه
... مینا
.چیزی که مردم میدیدن نبود
.هیچکس نیست
،ممکن بود خیلی مواد مصرف کنه
...و بعد حالتی میشد که
.قابل دسترسی نبود
.مشروب، قرص
،روزی که دکتر راجع به شرایطم گفت
...رفتم خونه که بهش بگم
.ترسیده و گم شده بودم
...و نمیتونست
،خیلی بهم تکیه کرده بود ...اون
،داغون شد، فریاد میزد
،میگفت من قراره ترکش کنم
.که قراره بمیرم و تنهاش بذارم
...پس گذاشتمش توی تخت
...بهش قرص خواب دادم
... و رفتم بیرون و
.به تمام بارهای شهر رفتم
...و وقتی رسیدم خونه
.خونه آتش گرفته بود
...اون... با سیگار روشن
.خواب رفته بود
...اوه
.من رفتم
...از پیشش رفتم و
.نه
.-یک اتفاق بود .-نه
.همه کارهایی کردیم که پشیمانیم
.باعث نمیشه آدم بدی باشیم
.-شاید میشه .-نه عزیزم نمیشه
.مونرو
اینجا چکار میکنی؟
.امیدوار بودم تنها ببینمت
.فکر میکردم دیگه اینکارو نمیکنیم
چه کاری ازم برمیاد آقای استاهر؟
.نمیخواستم از کس دیگهای بشنوی
.خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم
.حرفتو بزن مونرو
.از کتلین خاستگاری کردم
.میخواهیم ازدواج کنیم
.که اینطور
...فکر نمیکردم هیچوقت
.این اتفاق واسم بیفته
.واست خوشحالم
.فکر میکنم باید واست خوشحال باشم
.دوتاش مثل هم نیستن
.به اندازه کافی شبیهن
.برای الان
...نمیخوام که ما
...میدونی من قبلا تابستانها رو
.با دختر عموم مارگرت میگذروندم
.خانوادهش عاشق سفر بود
.هر بار یک جای جدید میرفتیم
.یک موهبت بود
.هر تابستان یک اتفاق جدید
...اهمیتی نداشت تابستان قبل چی شده بود
...چه کسی رو بوسیده بودی ...برای کی گریه کرده بودی
.برای چی تنبیه شده بودی
.میتونستی از نو شروع کنی
.منم همینو برای هردومون میخوام
پت اصلا تو رو نمیشناسه، درسته؟
.شاید نشناسه
.ولی منو انتخاب کرد
.فکر میکنم اینم حساب میشه
...توی یک زندگی دیگه
.حاضر بودم باهات فرار کنم
.منم حاضر بودم باهات فرار کنم
.شاید تابستون بعد
.سیلیا
!سیلیا. سیلیا
.برو بخواب
.ولی صبح شده
.امکان نداره
.بیرون روشنه .صبحونه میخواهیم
نیتن چرا اینقدر سر و صدا میکنی؟
.و ناهار. برای مدرسه
وقت مدرسه کی هست؟
.هیچوقت
...دارلا
.به برادرت گفتم ازتون مراقبت میکنم
.باید بری مدرسه
.باشه
.باشه، صبحانه و ناهار
.بهتره صبحانه بیرون بخوریم
این والنتینا
.این شنل
،اینم اسکیاپارلی
.مثل همونی که "والیس سیمپسون" پوشید «از اشخاص برجسته زمان و همسر پرنس ادوارد»
.عاشق اینم .مثل لباسهای کارول لمبارده ««بازیگر
.خب ممکنه همشون رو بخواد
اره برای کمد لباسش ،رویداد مطبوعاتی
.مصاحبه، اکران فیلم پیش میاد
،همینجور لباس روزانه .جامه شبانه
.این مارک ادریان ـه
.مونا بیزمارک تازگی پوشیدش
.از مونا بیزمارک متنفرم
کی متنفر نیست؟
از هیچکدوم خوشت میاد؟
میتونم هرکدوم رو انتخاب کنم؟
.هرکدوم
میخواهی کی باشی؟
.پنج، شش، هفت، هشت
ساختمانها بلندتر میشن
!کات
عزیزم، مشکل چیه؟
-چرا ترسناکه؟ -ها؟
شهر. چرا ترسناکه؟
همه میرقصن .و از آیوا متنفرم
...اه
...چطوره قبل از ترک خونه
مادرت به خالهت میگه .مراقب جیببر ها باشه
.و تو میگی چه کلمهی باحالی
.و مادرت میگه کار باحالی نیست
و چطوره توی این صحنه ببینی یک جیببر
کیف یکی رو میزنه و میره؟
.میتونیم همچین چیزی اضافه کنیم
-مگه نه جان؟ .-آره حتما
بهتر شد؟
میبینی جان؟
.به این میگن نویسندگیم
!ادامه تمرین
...و راستی
.... ارتفاع هیچ ساختمانی
.100مایل نیست
.این زیادی بلنده
.خیلی خب همه برگردین سر جاتون
!همه زود باشین
.سکوت کنید
به نیتن گفتم که ساندویچ گوشت
،صبحانه حساب نمیشه ...ولی خیلی دلش میخواست، پس
اینا چیه؟
.یه سری خورد و خوراک فرستادم
.بچهها چیزی برای مدرسه نداشتن
،گفتم بهتره هفتگی واستون بفرستن
.تا وقتی که روی پات وایستی
-مکس؟ .-ممنونم
.نمیتونیم قبول کنیم
.بیخیال
.غذا نداشتین. واستون گرفتم
.و خوشحالم کمک کنم
این هفته؟ هفتهی بعد؟ هر هفته؟
.اگر لازم باشه
.من یک پادو هستم با دوتا کودک نون خور
،تا وقتی این عوض شه .همیشه به چیزی نیاز دارم
.من تو رو میخوام
.نه پولت
...و وقتی بهم به عنوان
...یه مورد خیریه نگاه کنی
.من تو رو اینجوری نمیبینم
بخاطر همینه کسایی مثل ما .به همدیگه نمیرسن
.غیر از توی فیلم ها
،چون توی زندگی واقعی ...با پسر بانکدار
...یا تاجر
.یا مونرو استاهر ازدواج میکنی
.من اینو نمیخوام
.باید برم
.مجله لوک تازه شروع کرده
.به چهره جدید برای جلد بعدی نیاز دارن
.دوستی اونجا دارم .میتونم تماس بگیرم
،خب با این شرایط خوب چطور قبول نکردند؟
خب همه فکر میکنیم توی فیلم ،عالی عمل میکنه
ولی نمیتونیم وانمود کنیم کسی .اون رو میشناسه
خب این کار توعه، مگه نه؟
میخوام اسم کتلین قبل از
اولین پوستر دشمنی در میان ما .حرف خونهها باشه
.صبح بخیر ساعت خواب بدخوابت کردیم؟
.متاسفم توی جلسه فیلمنامه بودم
داشتیم راجع به اینکه چکار کنیم
.دنیا عاشق کتلین شه حرف میزدیم
.باید راحت باشه
چی باعث شد تو عاشقش شی؟
.آره مونرو
.بگو چطور شد خاستگاری کردی
.نامزد؟ واو
No comments yet. Be the first to leave one.