200 dòng đầu tiên.
تام، کارلوس هستم
تمام روز دارم بهت پیام میدم، مرد.
باید اجاره رو بدیم و من سهم تو رو لازم دارم.
لطفاً بهم زنگ بزن. ممنون.
ببین، میبینم اتاقت خالیه.
چرا؟
لطفاً بهم زنگ بزن.
سلام، حالت چطوره؟
خوب به نظر میرسی.
از سال پیش یه خورده وزن اضافه کردی، آره؟
اون سه سال پیش بود.
فهمیدم.
کلوئی رو یادت میاد؟
آره. با هم دبیرستان میرفتیم.
ما کارای بیشتری هم انجام دادیم.
اتاق قدیمیت رو کاملاً آماده کردم.
بذار نشونت بدم. میدونم کجاست.
باشه. بریم.
بهتره استراحت کنی و بعداً صحبت کنیم.
خوبه.
و کلوئی، اون تکلیف رو تموم کن
و امشب چکش میکنم.
بله قربان.
او آره، یه چیز دیگه.
نگام کن.
این دیگه چه معنایی داشت؟
خب، چقدر اینجایی؟
یک هفته، شاید دو هفته.
آره؟ آره.
من تو میخانهی زنگزده کار میکنم.
پس بهتره قبل از رفتن سر بزنی.
حتماً، حتماً.
تو دقیقاً مثل پدرت میخندی.
من ذرهای شبیه پدرم رفتار نمیکنم.
هنوز باهاش مشکل داری؟
برای چی؟
چون میدونی اون کینه، به خودت هم صدمه میزنه،
نه فقط به اون.
ببین، منظورم اینه که من پدرم نیستم، من اصلاً بابام نیستم.
خب نمیتونی همینجوری مثل یه چکمهی کهنه بندازیش دور.
اون توی خونته، چه بخوای چه نخوای.
من حتماً تلاشم رو میکنم.
ببین، من فقط دارم میگم
که دیدت باز باشه، رفیق. همین.
میدونی مردم الکی کینه
و خشم رو بیدلیل نگه نمیدارن.
بهش فکر کن.
به امید دیدار، گاوچران.
خب، بزرگ شدن باهاش چطور بود، مرد؟
منظورم اینه که میتونست هر جایی بره
ولی با این حال این مزرعه رو انتخاب کرده؟
اون شبیه یه انیشتین گاوچرانه.
یعنی، تو خیلی خوششانسی.
هر چی تو بگی، مرد.
دقیقاً به اون نگاه کن.
جدی میگی؟
ادامه بده.
خوبه.
این جدیده. منم میتونم امتحانش کنم؟
ولیعهد رسیده. بفرمایید شما.
ببین، مرد، من فقط به خاطر اینجام که اون قول داده
بابت یه آزمایش احمقانه بهم پول بده.
تو و اون، خیلی بیشتر از من وجه اشتراک دارین، خب؟
آخرین باری که اینجا بودی یادت میاد؟
فقط یه فن و یه لپتاپ بود.
حالا به اینجا نگاه کن.
امآیتی، کالتک، استنفورد، هیچکدوم نزدیک کاری که من اینجا انجام میدم هم نیستن.
چرا بهش توضیح نمیدی که اینجا چه کاری میکنیم؟
تو که میدونی اینجا چه کار میکنیم، درسته؟
نه.
پشتیبانگیری و بازیابی.
خب، مثل وقتی که میدونی توی یه کامپیوتر
میتونی پشتیبانگیری و بازیابی کنی؟
آره، دادهها رو کپی میکنی، اگه ویروس بگیری
یا همچین چیزی، میتونی کامپیوتر رو درست کنی.
فقط با این تفاوت که ما اینجا مغزها را ترمیم میکنیم.
خب، این دستگاه همینجا، اسمش اسکنر (Scammer) هست.
به طور دیجیتالی مغزت رو اسکن میکنه و یه نسخه پشتیبان میسازه، خب
خدای ناکرده اگه حافظهت رو از دست بدی
میتونیم از طریق نسخه پشتیبان، اون رو بازیابی کنیم.
فراموشی حافظه.
چیز وحشتناکیه.
میتونی تصور کنی که به بچهات نگاه کنی
و ندونی کیه؟
وحشت این قضیه؟
بدتر از مرگه.
برای بعضیا.
تو میخواستی اینو امتحان کنی؟
به خاطر همین اینجام، مگه نه؟
بیا، اینو بگیر.
مغزت رو آروم میکنه.
و ثبت اطلاعات رو آسونتر میکنه.
شروع کنیم.
باشه، پس کاری که قراره
زحمت نکش، باشه مرد.
هر چه زودتر شروع کنیم، زودتر پولم رو میگیرم.
بذار تو رو اینجا آماده کنیم.
لطفاً سرت رو ثابت نگه دار.
مطمئنین که این ایمنه، درسته؟
آره، صد در صد.
بسیار خب، آمادهایم.
این رو میبینی؟
این مغز شما در قالب دیجیتال است.
خب، دکتر دیویس، حالا که پشتیبانگیری انجام شده،
بهش نشون بدیم که بازیابی چطور کار میکنه؟
امشب نه.
ببین، من میخوام برم "مسافرخانه زنگزده".
چطوره یه نوشیدنی بخوریم؟
دوست دارم در مورد مادرت صحبت کنم.
هی، دکتر دیویس، داشتم فکر میکردم...
میتونم دوباره به آزمایشگاه دسترسی پیدا کنم؟
بعد از کاری که کردی؟
بریم.
پسر خوب. برو.
آمادهای؟
در مورد این مطمئن نیستم، رفیق.
میدونی تو کیفش چیه، درسته؟
عالیجناب، این بلیط شما به ابدیت است.
در سه، دو...
یک.
خوبه، خوبه.
لطفاً بنشینید، بنشینید. نگران نباشید.
دو ساعت طول میکشد تا از کل مغز شما پشتیبانگیری شود.
سپس تنها کاری که باید بکنیم این است که یک بدن جوانتر پیدا کنیم
و پشتیبانگیری شما را بارگذاری کنیم.
آن وقت تا پنجاه سال دیگر همهچیز بیدردسر خواهد بود.
اون ماشین بیرون مال کیه؟
دکتر دیویس، انتظار نداشتم اینقدر زود برگردید.
این لعنتی کیه؟
دکتر دیویس، گوش کنید!
این آقا میخواد برای "مینت" یک میلیون دلار بپردازه.
داری تحقیقات منو میفروشی؟
این عوضیها رو از اینجا بیرون کن!
برو بیرون. بریم. تحقیق رو تصور کن...
باید بری. ما میتونستیم انجام بدیم...
بریم.
و تو، میخوام از ملک من بری بیرون.
بیرون! میخوام...
از ملک من بری. دکتر دیویس!
دکتر دیویس، لطفاً گوش کنید!
برو!
برو، گمشو بیرون!
برونو! برونو!
این "مینت" (Mint) است.
مخفف "تفسیرگر حافظه" است.
این حافظه را به طور کامل بازیابی میکند.
بسیار خب، ببینم درست متوجه شدم یا نه.
کلاهبردار حافظه رو روی اون کله کوچیک ثبت میکنه
و بعد "مینت" اونو پخش میکنه؟
خب، داریم چی رو آزمایش میکنیم؟
زمان نگهداری.
مشکل اینه که فقط ۱۵ دقیقه نگه میداره.
بعد از ۱۵ دقیقه چی میشه؟
مغز شما به حالت پیش از بازیابی برمیگرده.
چی؟
ببین.
این ساختار عصبی شما قبل از بازیابیه، باشه؟
حالا، بعد از بارگذاری پشتیبانگیری، اینطور تغییر میکنه.
درسته؟
اما فقط برای مدت زمان محدودی پایداری خواهد داشت.
۹۰۰ ثانیه.
که حدوداً ۱۵ دقیقه است.
بعدش به حالت اولیهاش برمیگرده.
پس، شما فقط برمیگردید به نقطه شروع.
دقیقاً.
حالا، چیزی که من میخوام انجام بدم اینه که از بازگشت
به اون حالت اولیه تا جای ممکن جلوگیری کنم.
یه چیز دیگه.
باید هر کاری که با این انجام میدی رو ثبت کنی.
باشه؟
باشه.
بذار آمادهات کنیم.
تام دیویس هستم. امروز ۵ ژوئن، ساعت ۷:۴۵ بعد از ظهره.
زمان پایداری فعلی سه ساعته.
نرخ CRUMS پنج درصده.
رفیق، انجامش دادیم!
انجامش دادیم، مرد!
آره، انجامش دادیم.
عجب کاری کردیم!
این داره تاریخ رو عوض میکنه!
برو بیرون!
ببین، من هنوز...
گمشو بیرون!
هی، پول من کجاست؟
قول دادی بعد از دو هفته بهم پول بدی.
آره، نه برای یه نتیجه مزخرف!
این دیگه مشکل من نیست، هست؟
باشه، من اومدم و کمک کردم.
تو گفتی پول میدی.
برای تو همهاش سر پول لعنتیه، مگه نه؟
ببین، برعکس تو، باشه، من تو دنیای واقعی زندگی میکنم.
قبضها و اجارهای دارم که باید پرداخت کنم.
میدونی، زندگی فقط پول نیست.
باید به یه چیزی اعتقاد داشته باشی.
اوه، و این تو رو خیلی جلو برده، درسته؟
داری تو یه انبار آزمایشهای علمی انجام میدی؟
داری چیکار میکنی، مرد؟
چرا نمیری یه کار واقعی پیدا کنی؟
یه کار واقعی؟
این حرف رو کسی میزنه که نمیتونه دووم بیاره؟
No comments yet. Be the first to leave one.