200 dòng đầu tiên.
چرا قربانیان جنایت، حاضر به جلوگیری کردن از خشونت نیستن؟
می تونه به خاطر این باشه، که مازوخیسم هستن؟
به خاطر اینکه دوست دارن زجر بکشن؟
.این خزعبلات حقیقت نداره
.هیچ کس دوست نداره زجر بکشه
.زجر کشیدن یه انتخاب نیست
،واقعیت اینه که، زن ها خیلی وقت ها
...متوجه خشونت میشن و چشمپوشی میکنن
.چون به وجه خوبِ کسایی که دوستشون دارن تکیه میکنن
.به بوسه هاشون، به غیرتشون
متوجه تمام علامت های خطر میشن ...و می فهمن که
.دارن با یک فرد خیلی خطرناک سر و کله می زنن
وقتی همچین اتفاقی میوفته؛ :تو علم حقوق بهش میگن
" سندروم قورباغه ی جوشان "
« هوس تاریک »
.خودم بهت دادمشون .دوباره گمشون کردی، کارینا
.همیشه گمشون می کنی
.این رو یه دقیقه بگیر - .باشه -
.واقعا، همیشه همه چیز رو گم می کنی
ببخشید؛ .می دونم که همیشه همه چیز رو گم میکنم
رفیق، دامن پوشیدی! خیر باشه؟
.بسه. مسخره ام نکن
.خیلی که بهت میاد رفیق می خوای مخ کی رو بزنی؟
.هیچکی
.یالا. آنیموس
.باشه
.بهت میگم، اما مسخره بازی در نیار
...یادته بهت گفتم
می خوام برم اون تعمیرگاهی که رد آنیموس رو توش زدن؟
" ساعت چند ببینمت؟ "
.حداقل بهم بگو که این یارو واقعی ـه
.آره
" ساعت 12 "
.راستش، دلیلش رو بهم نگفت
.فقط خواست که اسمش رو از سمینار خط بزنم
مشکل شخصی ای باهاش داری؟
.نه
.تا جایی که من می دونم، نه
مطمئنی؟
منظورم اینه که، باید مراقب باشیم ...با توجه به این که
.خودت می دونی دیگه
.نمی دونم نانسی دقیقا باید مراقب چی باشیم؟
می دونم که تو یه پروفسور ،با سابقه ی بی عیب و درخشانی هستی
اما این هم می دونم که این دانشگاه در مورد ...یه چیزهایی
.پروتکل های مشخصی داره
چطور بگم؟
...قانون شکنی هایی که با ایجاد رابطه بین استاد
...و دانشجو ایجاد میشه - نانسی برو سر اصل مطلب، خب؟ -
.رابطهی جنسی، آلما
.باید از این مرافعه ها دوری کنیم
بعدا ادامه میدیم، باشه؟ - .خیلی خب -
.ظهر به خیر، خانم. ببخشید - .سلام نانسی -
چیزی شده؟
.بعدا بهت میگم
تونستی پیداش کنی؟
.آره
.این یکی نیست، عوضش کن
.این هم نیست، عوضش کن
نیست؟
...فیلمی که داریم دنبالش می گردیم
.برای یه خونه مسکونی نوظهور تو کوئرناواکاست
.خونه ی خیلی بزرگی ـه
...خب؟ خیلی تک و منحصر به فردِ
استفان، فیلم های بیشتری در مورد برندا پیدا کردی؟
.دوستمون داره همین کار رو انجام میده ،اگه بخواد به شغلش ادامه بده
باید فیلم ها رو پیدا کنه. مگه نه؟
.بله، رئیس
چه خبر؟
.اطلاعاتی دارم که میخوام بهت بگم
چی شد؟
نبش قبر کردن؟
.آره
و؟
دوباره کالبدشکافی میکنن؟
.لئوناردو
.ادیث
همه ی اطلاعات راجع به مرگ برندا .بایگانی شده
...پس، ازت میخوام که
.دیگه در موردش حرف نزنی
چرا؟
به تحقیقاتی که استفان تو کوئرناواکا انجام داده، مربوط میشه؟
...نه، و تکرار می کنم
دیگه در موردش حرف نمی زنیم
،هیچکس، مخصوصا استفان
نباید بفهمه که من دستور نبش قبر .رو امضا کردم
افتاد؟
چطور تونستی به اطلاعات سازمان دسترسی پیدا کنی؟
.حتی من هم بهش دسترسی ندارم
...یکی از همکارهام تو مرکز ملی کار می کنه
.و بهم کمک کرد تا بهش برسم
چطور راضیش کردی همچین لطف بزرگی در حقت بکنه؟
.بهش گفتم که باید سابقهی دوست پسرِ دخترم رو چک کنم
،خیلی منطقی بوده .با توجه به سن و سال داریو
.باز شروع نکن استفان - میدونی دیگه چی خیلی منطقی ـه؟ -
،این که داریو با زوئه قرار بذاره .نه با تو
لطفا این حرف رو نزن، خب؟
.حتی شوخیش هم قشنگ نیست
.تصورش هم سخته
حالا چی فهمیدی؟
...داریو گوئرا آندارده، پسر یه وکیل آبرودار
.به اسم آلبرتو گوئرا ماسیاس هستش
.سال 2008 به خاطر سکته قلبی فوت می کنه
،مادرش لوسرو آندراده .خانه دارِ
و یک خانم سوسیالیستـه که الان .تو پاریس زندگی می کنه
.داریو با افتخار و از بهترین آموزشگاه ها فارغ التحصیل شده
و نظرت در مورد این اطلاعات چیه؟
.ما داشتیم روی داریو گوئرای اشتباهی تحقیقات انجام می دادیم
فارغ التحصیل شده با افتخار از بهترین ،آموزشگاه ها
.با سابقه ای درخشان
...واقعا هیچ ربطی به تو و لئوناردو نداره
.این لاشی یه فرشته اس
...حواست هست که
این اطلاعات رو یه آماتور از توی فضای مجازی بیرون نیاورده؟
داریم در مورد اطلاعات شخصیِ ثبت شده ...تو سازمانِ
.ملّی کشور حرف میزنیم
خب، اینها رو داری میگی که من رو متقاعد کنی یا خودت رو؟
،من فقط دارم با شواهد و مدارک میرم جلو
.و فکر نمیکنم که اون قاتل باشه
.خیلی خب، فرصت اینو داشتی که داستانت رو تعریف کنی
.حالا نوبت منه
اون چیه؟
.من هم اسرار خودم رو دارم
،داریو گوئرا پسر آنتونیو گوئرا وایادارس هستش
.یه مکانیکی اهل تئوپانزولکو از کوئرناواکا
.همون مردی که وحشیانه اون دختر پنج ساله رو به قتل رسوند
خب، پس چطور همچین سابقهی تمیزی داره؟
.درست مثل خودت اون هم پارتی داشته
...رفته به اون سازمان کوفتی و خواسته که
،پروندهاش رو تغییر بدن
...و به همین دلیل همچین سابقهای
.که هیچ ارتباطی با لئوناردو رو نداره، داره
.همین - .خیلی مسخرهاس استفان -
.این کاری که میگی به این راحتیها هم نیست
.خب برای تو که بوده
و اون تعمیرگاهی که دوتایی توش بازی کردین؟
...به نظرت تصادفیه که با آنتونیو گوئرا
حرفه و شغل یکسانی رو داره؟
،آره، اون وکیل هم هست .مثل آلبرتو گوئرا
...هیچ وقت به ذهنت نرسید که راجع به گذشتهاش
...بچگیش، خانوادهاش
یا اینکه چطور پسری بوده ازش سوال بپرسی؟
.البته که نه وقتی روی کیر یه بچه نشستی این چیزها چه معنیای داره، مگه نه؟
.بهت این اجازه رو نمیدم که مدام بهم بی احترامی کنی
،آلما لطفا .اون پروندهی لعنتی رو با دقت بخون
!آلما
.سلام
.بعدا میبینمت، رفیق
.ببخشید، دوستم کارینا بود
!رفیق
خب، میخوای ببریم کجا؟
.سورپرایزه
.داریو، میدونی که از سورپرایز شدن متنفرم
چرا نمیگی که داری میبریم کجا؟
،من نمیگم که اون داریو گوئرا از تئوپانزولکو وجود نداره
.فقط میگم که شاید تصادف اسمی رخ داره، استفان
...آره، و دوست پسرِ تو هم اون آدم خوبهاس که با
.پسرِ حرومزادهای که شوهرت انداختتش زندان، هم اسمه
نمیدونم، اما تنها راهی که میتونیم بفهمیم
.اینه که رک و راست با خودش حرف بزنیم
دنبال بهونهای که دوباره ببینیش، مگه نه؟
،نه. ببین ...فقط میخوام بدونم که اون
،پسر همون حرومزادهاس .یا ما داریم قصه میبافیم
.آلما، دنبال هر بهونهای هستی که اونو بیگناه نشون بدی
.و تو هم دنبال هر بهونهای هستی که اونو گناهکار نشون بدی، استفان
نمیدونم همهی اینها یه سری توهماته ،که شده فیلم پلیسی
!یا اینکه این مسئله راهحل سادهتری داره
،خب پس دعا کنیم که اینجوری باشه
.که من دارم تو مغزم قصه میبافم و داریو بیگناهه
سندروم قورباغهی جوشان چیه؟
،اگه یه قورباغه رو بندازیم تو دیگ آب جوش
قورباغه از دیگ میپره بیرون و از صانحه فرار میکنه، مگه نه؟
...اما اگه بندازیمش تو یه دیگ آب خنک
و کمکم آب رو بجوشونیم چی میشه؟
.اولش که قورباغه متوجهی تغییر نمیشه
.با شادی به شنا کردنش ادامه میده
خب؟
نقشهی شیطانیم رو دوست داری؟
قورباغه گیج میشه و کمکم حواسش رو از دست میده
.بدون اینکه بفهمه چه بلایی داره سرش میاد
.کمکم احساس ناراحتی بهش دست میده
شاید به خاطر اینکه داره تلاش میکنه خودش رو به دما عادت بده
،اما وقتی که گرما غیرقابل تحمل میشه
.دیگه برای فرار کردن خیلی دیره
.لطفا منطقه رو بررسی کنین
.لطفا سرگرد، حواستون باشه
.اون طرف. ممنون، سرگرد
.اونجا، همونجا
.هنوز بچه بود
چند سالش بوده؟
پنج، شیش سال؟ - .پنج -
.یکم کوچیکتر از زوئه
.اون خوک کثیف رو گیر میندازم
.قسم میخورم، استفان
.اونو میگایمش
...طبق مادهی 741 از مجموعه حقوق کیفری
...دروغگویی در شواهد و مدارک
!یک جُرم شناخته میشود
...و این ماده، شامل کسانی که
...هر گونه مدرک دورغینی را با عمد تصدیق کنند
.نیز شامل میشود
No comments yet. Be the first to leave one.