200 dòng đầu tiên.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
...آنچه در ظهور کنان گذشت
چند تا ژاکت و کت بزرگت رو بیار
- چرا؟ - داریم میریم اردو
اینجا داره یه اتفاقاتی میفته
زیسا قراره نابود بشه
من دخترمون رو مقایل هر کسی میذارم
تو آهنگم رو دزدیدی
من چیزی رو ندزدیدم اون آهنگ به من داده شد
آهنگ من بود و تو دزدیدیش
اون کراون آشغال عوضی بهت گفت، درسته؟
ببین، میدونم که تو احتمالا هنوزم
سر قضیه کراون و جسیکا عصبانی هستی
ولی من حتی خبر هم نداشتم که با هم جور بودن
تا بعد از اون که رفت
،میدونی بهترین فروشنده ها
...اونایین که
،میدونی، فقط به خاطر اینکه آهنگ های گانگستری میسازی
تو رو یه گانگستر نمیکنه
ببین سرو کله کی پیدا شده
من به آقای استیونز گفتم که تو دخترمی
و میخواد ببینه که صدامون مثل همه یا نه
اون هیچ چیز شخصی ای با من به اشتراک نمیذاره
خب، تو باهاش میخوابی
نمیتونه بیشتر از این شخصی بشه
اون تهدید کرد که به پرورشگاه بچه زنگ میزنه
و میگه که بچم رو ازم بگیرن
- چی گفتی؟ - به اون چیز
- راجب پسرت اشاره کردم -چی؟
تو وارث این تخت هستی، کنان
- اگه میخوایش - میخوامش، مامان
- دست از سر بچه بر دار - قسم میخورم
اسلحه رو بنداز
وقتی محل شلوغ شد
کاکاسیاه ها نگران شدن
...انگشت ها برای ماشه بی صبر شدن
همیشه پشتشون رو نگاه میکردن
تا ببین دردسر داره میاد یا نه
ولی آدم های واقعی ،رئیس ها
میدونستن که دردسر همیشه میاد
پس هیچ دلیلی برای نگاه کردن هیچ دلیلی برای نگران بودن نیست
چون چجوری میخوای از چیزی بترسی که
همیشه وجود داشته؟
مثل ترسیدن از ماه لعنتی میمونه
ماه هیچ جا نمیره، کاکاسیاه و همینطور دردسر
مفید و مختصر میگم براتون
ما برای ایتالیایی ها خم نمیشیم
،من میدونم چه خری هستن
ولی همینطور میدونم که ما چه خری هستیم و کجا میریم
حالا قضیه ما از جرزی هم بزرگتره
اون فقط یه مغازست ما یه بیزینس لعنتی هستیم
من شما ها رو نمیدونم، ولی من که احمق نیستم
نه توی نیویورک، نه جرزی، نه هیچ جای دیگه
پس این قضیه رو با این مادر جنده ها حل میکنیم
ولی میتونی کاملا مطمئن باشی که ما توی نیوآرک میمونیم
،چون وقتی مثل ما کار میکنید
،پرچممون رو تو قلمرو های جدید میذارید
هیچ چیزی ارزش نمردن رو نداره
حالا اگه بذاریم از جرزی بندازنمون بیرون
ما از همه جا آزاد میشیم
ببین، این قضیه درست میشه و اتفاقی برامون نمیفته
جرزی فقط یه اثبات مفهومه
ما قراره ملی بشیم، برادر ها
پس برگردید سر کارتون چون داریم رشد میکنیم
و مادرجنده هایی رشد میکنن نیاز دارن تغذیه بشن
همینه
نیوآرک حتی ارزش این همه دردسر رو نداره
الان چی گفتم، لو؟
ولی حق با لوئه
به هر حال کاکاسیاه های جرزی دنبال استقلال هستن
میدونی، یه بار آرزو کردم
کاش کسی رو اینجا داشتم که کارم رو درک کنه
خیلیخب، اگه بزرگ فکر نکنی کوچیک میمونی
ببین، کنان برگشته
میخوام تمام نکات بیزینس رو
از ریشه بدونه
حداقل به یه مردی تو خانواده نیاز داریم تا
این کار لعنتی رو درک کنه که این تصور رو داشته باشه
،راک
میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟
یه دقیقه صبر کن
تو هنوز درگیر این قضیه ای؟
این کار ماست، عمو لو
نه
این کاریه که اون میکنه
میخواستم این رو بگم
خیلی حساسه
و نمیخوام پام رو گلیمم دراز تر کنم
حتی مطمئن نیستم باهاش موافقت میکنی
منظورت چیه، ورل؟ حرف بزن
...خب
شنیدم تونی توی وستچستر
خوشحال و خندان داره زندگی میکنه
...پس اون احمقی که گیرش انداخته کیه؟
شنیدم از شهر فرار کرده
یه شب به لایملایت برگشته
با یه یاروی پولدار آشنا شده
و خودشم پولدار شده
اون هرزه راهش رو بلده
فقط میخوام بدونی
هر کاری کنی باهات پایم
وفادارم
آره، خب اونایی که میگن وفادارن
دقیقا همون احمق هایین که باید نگرانشون باشی
بگو دیگه کل روز رو که وقت ندارم
نیک با ایتالیایی ها ارتباط برقرار کرده
با پسر اون پیرمردست
تازه آشنا شدن
و حدس میزنم اینو میدونی چون تو و نیک
توی قطار به هم برخوردین؟
سال ها که اون کاکاسیاه رو میشناسم
هر چند وقت یه بار حرف میزنیم
ولی برای تو کار میکنم
فقط دارم میگم شاید نیک بتونه قضیه رو درست کنه
و به نظرم
اون بهت بدهکاره
آماده سفارش هستین؟
میشه یکم صبر کنین منتظر یه نفر دیگه هستم
پس حالا فهمیدی
نود و پنج درصد کاری که میکنم آروم کردن این احمقاست
چشماشون رو
روی پاداش نگه میدارم
مادربزرگت قبلا میگفت
خدا به مرد ها کیر داده تا باهاش بازی کنن
وقتی زن ها همه کار ها رو انجام میدن
- مامانت اینجوری حرف میزد؟ - ...پسر
نمیدونی؟
نذار صدای کلیسا گولت بزنه
مادربزرگت واسه خودش زبونی داشت
ولی تو قرار نیست مثل بقیه این برادر ها باشی
قراره رهبر بشی
یه ژنرال
بیزینست رو مدیریت میکنی
ممنون به خاطر این کارا
بلند کردن چیز های سنگینی در کار نبود
متوجه شدم که هر بلند کردنی
ظاهرا یه مشکله این جا
...پدرم
پدرم سلام میرسونه
نه، نمیرسونه
مچم رو گرفتی
به علاوه، سلام رسوندن بابام بدخواهی برای دیگرانه به هرحال
تو گفتی، من نگفتم
این فاصله بین 74 و 76 چیه؟
مرخصی ای چیزی میگیره؟
اگه به کسی شلیک میکرد میتونست
ولی اونجوری این فایل ده برابر کلفت تر میشد
ممکنه کار مخفیانه باشه
نمیرفت توی فایل عادی استخدامیش
اون اطلاعات رو خیلی مخفیانه نگه میدارن
نمیدونستم جاسوسی هم میکنه
بازم قهوه میخواین؟
باشه
تعطیل کردیم
فکر نکنم برای تغییر اومده باشن، ریکاردو
استراحت کن
اگه به خاطر گنگی نبود که نمیتونه مستقیم شلیک کنه
چرا مفتخر دیدنتون هستم؟
راستش، میخواستم ازت بپرسم
چجوری این کاکاسیاه بزرگ رو نمیتونی با اسلحه بزنی؟
وقتی سرش بین پاهای هرزشه
و پشتش بهته؟
فکر میکردم حرفه ای هستی، برادر لو
وقت ورل نبود
میدونی چیه؟
من یه تئوری متفاوتی دارم
تو از قصد اون کاکاسیاه رو نزدی
منظورم اینه که، برای من واضحه
تو دیگه دل این کار رو نداری، بچه
از بازی بیرون شدی
میتونم کامل حسش کنم
بوی گند دهنته، کاکاسیاه
این چرندیات کافیه
نمیدونم، راک
این یکی میلرزه
ظاهرا دیگه نمیتونه دستش رو ثابت نگه داره
گاییدمت، نیک
من مشکل ایتالیایی دارم، نیک
بوسلی ها
حالا توی نیو جروز چه غلطی میکنی، راک؟
اینجا غرض دارم
و بوسلی ها سر راهن
و شنیدم که تو باهاشون در ارتباطی
مطمئن نیستم چقدر میتونم کمک کنم
حدس میزنم بتونی بگی مارکو بوسلی یه دوسته
هر چی باشه، بهش برای خلاص از دردسر کمک کردم
ولی توی کویینز کانتی بودم
ولی شبیهش نیستم یا سود میکنم یا هیچی
به نظر میاد بهت بدهکاره و تو به من بدهکاری
در مجموع، به نظر میاد
قراره با هم یه سفر بریم به جرزی
نه، من تنها میرم، راک
نه، با هم کار میکنیم، داداش
خوبه
تا وقتی که بتونم کنارت بشینم
هی، میدونم به این حرومزاده اعتماد نداری
نه، البته که نه
به اون یکی هم اعتماد نکن
الان انتخاب دیگه ای نداریم
اگه اتصال نیک به ایتالیایی ها قانونی باشه
No comments yet. Be the first to leave one.