200 dòng đầu tiên.
هی؟
چرا انقدر زود میری؟
بهرحال باید برم و به قدری قیمت اوبر زیاد شده
که همین الانشم حقوق روزانهامو صرفش کردم
با کشتی برو. مجانیه
مجانی بودنش دلیل داره
از مامانم میترسی؟
...انقدر
انقدر چرت نگو، انزو
فقط باید برم سر کارم
آره، میدونم
هیس
صبر کن، دایانا
اوه، بذار نگات کنم
اوه - خوبه، خوبه -
شغل مهمی داری، مگه نه؟
خب، رئیس بخش تبلیغات توی یه انتشاراتیه سطح بالا هستم، پس آره
این هفته برای مراسم عشای ربانی بیا اینجا همه خانواده اینجا جمع میشن
دلمون میخواد همه چیزو راجب زنی که
با انزو زیاد وقت میگذرونه، بدونیم
هوم - آشپزی میکنی؟ -
البته، من عاشق آشپزیم
!عالیه
پس یه مدل غذا درست کن
باشه
خداحافظ
:.: تـرجـمـه از زهـرا، مـحـمـدعـلـی :.: .: Zaaraa & mml.moh :.
اوه، سرک کشیدن ممنوع
جاش گفته باید تا افتتاحیه امشب صبر کنی
اما واستون قهوه آوردم منصفانه نیست
خب، دنیا منصفانه نیست، خانم فلامینگو
مطمئناً تا الان باید فهمیده باشه
وایسا،یعنی کلسی تغییرات اینجا رو ببینه اما من نبینم؟
من هم خونهایشم
...خب، منم - چی؟ چی؟ -
بیخیالش
جاش کلاً اینکبرگ رو تغییر داده
انگار از وقتی اجارهنامهی ده ساله رو امضا کرده
بزرگتر و بالغتر شده
واقعاً دلش میخواد تو رو تحت تاثیر قرار بده
من از روزی که جاش رو دیدم تحت تاثیرش قرار گرفتم
یعنی میشه روی این موضوع فکر کرد که دوباره یه چیزایی بین شما اتفاق میافته؟
خودت میدونی که یه چیزایی با یه نفر دیگه دارم
...و
میشه فعلاً رابطهی من و چارلز رو
پیش خودت نگه داری؟
چارلز بهت گفته که این درخواستو ازم بکنی؟
نه. این موضوع باعث میشه سر کار ..همه چیز بهم بریزه و من
تا جایی که من خبر دارم، هیچ رابطهای در کار نیست
درسته. هیچ رابطهای
و توی فصل 12
اونجایی که از اولین کارت اخراج میشی
باید بیاریمش توی فصل اول
خب، "پنجه" بیوگرافی نیست
بلکه یه دعوتنامه برای شروع اتفاقاته
خب، میتونه هر دوتاش باشه
خب، آدم بدون سعی و تلاش
روی یه شغل سرمایهگذاری نمیکنه
خوانندهها هم همینطورن میخوان قبل از خرید چیزی که داری میفروشی
بدونن تو کی هستی
اوضاع چطور پیش میره؟
این... جالبه
عادت داشتم خودم نکات رو به بقیه بگم، نه اینکه بهم بگن
اما اینا کارشون خوبه
بهترین و روشنفکرترین ویراستارامون هست
به جمعمون خوش اومدی، کویین
از اینکه اینجایی هیجانزدهایم
ممنون - همه چیزو میذارم به عهدهی شماها -
باید یه فصل اضافه کنیم
که راجب قرار گذاشتن زنان خیلی موفق با آدمایی باشه که کاملاً باهاشون تفاوت دارن
اوه، اصلاً باورم نمیشه توی قرار گذاشتن با کسی مشکل داشته باشی
خیلهخب، هرچقدر مردا موفقتر باشن دامنه انتخابیش رو راحتتر و بیشتر میشه
اما در مورد زنا، همه چیز برعکسه
چارلز با کسی قرار میذاره؟
تا حالا چیزی که به صورت عمومی در نیومده
آره. شدیداً مجرده
تا جایی که خبر داریم - که البته مطمئن نیستیم -
اوه اما به صورت رسمی
کاملاً مجرده
باشه
خب، باید سریعاً برم به مرکز شهر
باید به چندتا از دوستام توی بانک
فدرال ریزرو مشاوره بدم
اوه. به نظر جالب میرسه
آره، اگه ندیده باشیشون، همینو میگی
واو، یه کاری کردی بره معامله رو جوش بده
خیلهخب، من همون کاری رو کردم که خودت ازم خواسته بودی
...میدونم اما اون - یالا -
تا حدی میتونم رازاتو پنهان کنم، لایزا
هی. درو باز بذار
حله
خوشحالم که اومدی
کویین بعد از جلسه اومد اینجا
تا بگه که چقدر تحت تاثیر شما دو تا قرار گرفته
خب، شک دارم دلیل اومدنش این بوده باشه
لازم نیست همینطور بشینی و تظاهر کنی که داری یادداشت برمیداری
این کارو نمیکنم دارم نقاشی میکشم
اوه - عینک دودی ام داره -
فکر کنم کویین یه مقدار عاشق شده
چی؟ - داشت راجب تو میپرسید -
تو چی گفتی؟
نمیتونستم چیزی بگم
دفعه بعدی که چیزی پرسید بهش بگو
بیشتر از مامانای مطلقه از منطقه جرسی خوشم میاد
نظرت چیه که
این آخر هفته از شهر بزنیم بیرون
واقعاً دوست دارم بیام
اما به یه کنفرانس
توی سان ولی دعوت شدم
اوه
خیلی خوبه. چه کنفرانسی هست؟
...قراره سخنرانی داشته باشی یا
نه زیاد علاقهای به سخنرانی
از طرف رسانههای قدیمی ندارن
باشه
خب، خب، از تعطیلات آخر هفتهات لذت ببری
...نمیتونم بوسه خداحافظی بهت بدم، پس
...فقط
یادداشت میخوای؟
بفرمایید
ممنون - خواهش میشه -
دایانا، سلام
من... داشتم به چارلز
چند تا ایده برای سان ولی بهت بدم
آخه چه ایدهای میتونی داشته باشی؟
چارلز، همین الان چندتا نکته رو واست ایمیل کردم
لبخند بزن و سعی کن از تعداد عکسایی که ازت میگیرن زجر نکشی
...مخصوصاً عکس بزوس و کوک
اما زاکربرگ نه، به اندازه کافی عکس میگیره
به جای هممون
اوه، از طرف دخترمه
چه دوست داشتنی
چه لبای بزرگی داره حتماً کار نیکولـه
لایزا
یه زنگ به سنت آمبروز بزن یه غذای خوشمزهی ایتالیایی میخوام
و بذارش توی یه ظرف غذا
تا خونگی به نظر برسه
مادر انزو منو به یه شام خونوادگی دعوت کرده
قراره با اون چشم و ابروهاش
منو قضاوت کنه
اوه، مگی میتونه کمک کنه
لازانیایی که درست میکنه، افسانهایه
اولین باری که خوردمش از خوشحالی گریه کردم
گریه خوبه
تحریک قلب آدما بهتره
به مگی زنگ بزن - باچه ماچه -
ایول - خدایا -
میدونم، خیلی بهتر از اون
غار مردونهی تاریکیه که قبلاً بود
آره، هیچوقت واسه نشستن روی صندلیا احساس امنیت نمیکردم
اوه، نه، قبلنا هر وقت میومدم این پایین
و همه چیزو اول با دستمال پاک میکردم
چه باهوش - آره -
صاحب مهمونی کجاست؟
اونجا پیش اون زنه که رو صورتش خالکوبی داره
آخ - جاش؟ -
هی - !سلام -
اوه، خدای من
اومدی - عمراً این فرصتو از دست میدادم -
فوقالعادست چطور این کارو کردی؟
اوه، یکم زمان برد
اما تو از کجا بدونی
آخه چند وقته این دور و برا نیستی
آه، هی، این... اسکای هست
هی - یه جور خالکوب هس -
تخصصش توی ویرایش خالکوبیه
یعنی خالکوبی رو پاک میکنی؟
بیشتر عوضش میکنم
اگه کسی پشیمون شده باشه، تغییرش میدم
آه
توام خالکوبیای چیزی داری، لایزا؟
دارم اما ازش پشیمون نیستم
آره، من یکی واسش زدم اونم یکی واسه من زد
قرار بود سال تولدش رو خالکوبی کنم
اما جزئیاتش یکم قاطی پاطی شد
آره. ولی بازم یه داستانی پشتش داره، درسته؟
آره - خطوطشو دوست دارم -
ممنون - از سیم ده استفاده کردن؟ -
درواقع 12 اس
عالیه. چقدر زمان برد؟
نمیدونم حدود 45 دقیقه طول کشید
واو، فوقالعادست - آره -
ببخشید، همگی
میشه توجه کنین - شروع شد -
ممنون
خب، 5 سال پیش
یه آدم بیدست و پای کوچولو و بانمک از فرمونت، ویرجینیای غربی
اینجا رو ... بذار رو راست بگم یه مغازهی خالکوبی آشغالی رو اجاره کرد
هی
و پنج سال بعد، تبدیلش کرد
به انستیتوی ویلیامزبرگ
آره، جاش بهتون نمیگه
که روی جلد مجلههای
..هفت تا کشور بوده
و جاش بهتون نمیگه
که برای کلی اسلیتر و دمی لواتو خالکوبی کرده
!بسه
اون خیلی متواضعانه و با مهارت خاصی
با اون قلب بزرگ و رمانتیکش آدمای اطرافشو تغییر میده
و حالا مکانش رو تبدیل کرده به
No comments yet. Be the first to leave one.