Jerry Seinfeld: 23 Hours to Kill

Jerry Seinfeld: 23 Hours to Kill

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

1080p Web-DL
Bình luận bởi soroush007
هماهنگ با نسخه با مدت زمان 01:00:36

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Được xuất bản vào: 2020-05-09
Lượt tải xuống: 31
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

آقای ساینفلد امشب برنامه دارید، نه؟

بله دارم

خبر رسیده اونجا ترافیک زیاده و نمی تونیم فرود بیایم

اوه می خواید چکار کنم؟

مشکلی نیست هرجا تونستی من می پرم بیرون

Jerry Seinfeld 23 Hours To Kill

ممنون

خیلی ممنونم

اوه خدای من

عجب لحظه ای

عجب احساسی

این عجب دستاوردی است

از سمت شما

چیزی که شما درگیرش بودید

بیرون رفتن، درگیر شدن

با موانع طبیعی زندگی

آدم های سخت گیر سازمان دهی نقشه کشیدن

دوستای آزاردهنده همونایی که الان کنارشون نشستید

اونهایی که به دلایلی

به صورت غیر ضروری و پیچیده و پشت سرهم

هی میگن: کی میاد؟

کِی میریم؟ چطوری بریم اونجا؟

چرا تو نمیای دنبالم؟ چرا من نیام دنبالت؟

توی راهه داره میاد مسیر اشتباه رفته

با ماشین من بریم یا ماشین تو

با یک ماشین بریم یا دو تا؟

کِی غذا بخوریم؟ تو غذا خوردی؟ من غذا نخوردم

تو غذا می خوری؟ من گشنمه من دیگه سیرم

تمام روز داشتم آبنبات جالی رنچرز می خوردم غذای سفت می خوام

بلیت ها چی شدن؟ بلیت ها دست کیه؟ بلیت ها دست توست؟

امروز چندبار کلمه "بلیت" را شندید؟ بلیت ها یادت نره

بلیت ها دستته آره بلیت ها دستمه

برای اونها هم بلیت گرفتی؟ برای اونها بلیت نگرفتم

اونها باید بلیت خودشونو بگیرند

هنوز پول دفعه پیش که براشون گرفتم رو ندادن

چرا انقدر دوستاتون آزاردهنده هستند؟

آدم هایی که شما انتخاب کردید توی زندگی تون باشند

اصلا منطقی نیست

از دست همشون خلاص میشید در عرض ثانیه

اگر یک دردسر بزرگتری نبود

که آدم های جدید پیدا کنید و درباره مشکلات آزاردهنده شون پیدا کنید

که هیچ تلاشی درباره رفع شون نمی کنند

اسم ها و شماره های توی گوشی را عوض کنید

تماس های قدیمی را پاک کنید

ولش کن بابا با همین احمق ها یجوری سر می کنم

به هر حال همش همون غذا ها و تعطیلات و فیلمهاست چه فرقی میکنه با کی باشم؟

فقط می خوام بیرون باشم این بیرونه

مردم هی درباره بیرون رفتن حرف میزنن

باید بریم بیرون، بیاید بریم بیرون چرا هیچوقت نمیریم بیرون؟

خب

همینه

نکته مثبت بیرون رفته اینه که لازم نیست زیاد بیرون بمونید

فقط اونقدر که حس بعدی بهتون دست بده که به همتون هم دست میده

و اون حس اینه باید برگردم داخل

بعد از اون همه تلاش

که سعی کردید بیاید برسید به جایی که الان هستید

تازه به نیمه راه این کابوس رسیدید

هرجا هستید، هر جایی در زندگی تون بلاخره در یک مقطعی

بایدد از اونجا بزنید بیرون

سر کار هستید می خواید برید خونه

خونه هستید میگید تمام هفته کار کردم، حالا می خوام بزنم بیرون

بیرون هستید میگید دیر شده باید برگردم خونه

باید بلند شم باید برم فرودگاه

میگید: کِی سوار هواپیما میشیم؟ هواپیما بلند میشه

میگید: کِی هواپیما میشینه؟ حالا هواپیما میشینه

میگید: چرا درو باز نمی کنند تا بریم بیرون؟

هیچکی نمی خواد هیچ جایی بند بشه

هیچکی چیزیو دوست نداره

ما بدخو هستیم ما زودرنج هستیم

و با تغییر مداوم موقعیت مکانی مون داریم با این عادات کنار میایم

پس ما، با اینجور برنامه ها همین کاری که الان داریم می کنیم

این یک برنامه جعلیه پُر هیجانِ غیر ضروریِ مخصوص برای شماست

این اون چیزیه که هست

که کلی آدم سخت کار کردند تا اجراش کنند

که همه مون بتونیم کمی وقت کشی کنیم

برای همین من اینجام منم مثل شما کار دیگه ای نداشتم کنم

به جرات می تونم بهتون اینو بگم شما منو می شناسید من و شما

خیلی خب، من و شما تا حدی همو می شناسیم

از طریق الکترونیکی

برای سال ها تا الان

با هم داریم زندگی می کنیم چیز قشنگیه

شماها می دونید من چه کردم

می دونید چه ها ساختم میدونید چطور زندگی می کنم

دقیقا می دونید که

من الان می تونیم هرجایی دیگه ای در دنیا باشم

حالا صادقانه بگید اگر جای من بودید؟

میومدید این بالا یکی دیگه از این برنامه ها اجرا کنید؟

شاید شایدم نه

با این حال، من خوشحالم که اینجام عاشق اینجام

اینجا میتونه نقطه مورد علاقه من در تمام دنیا باشه

همینجا، همین الان

ما دوست داریم ممنون عزیزم. منم دوستت دارم

این درواقع از نوع رابطه صمیمی مورد علاقه منه

من دوست دارم، تو دوسم داری و دیگه هیچ وقت همو نمی بینی

همه این کارها رو می کنیم که خودمون رو متقاعد کنیم زندگی مون گند نیست

یک چیز دیگه هم هست فردا میری بیرون

زندگیم گند نیست چون یک کمدین دیدم که دهه نود یک شو ساخته بوده توی بیکن تئاتر برادوی در نیویورک سیتی

حتی اگر زندگیت خیلی هم گند باشه

و من اینو میدونم چون میدونم که زندگی همه گنده

زندگی تو گنده، زندگی منم گنده

البته شاید نه به اندازه شماها

اما همچنان بسیار ریدمون است

در زندگی بشری زندگی همه گنده. اما مشکلی نیست

هیچوقت از اینکه زندگی تون گنده احساس بدی نکنید

بزرگترین درسی که می تونید در زندگی یاد بگیرید اینه

گند بودن و عالی بودن خیلی به هم نزدیکن

خیلی فرق ندارند

ما اینجا در نیویورک زندگی می کنیم

خسته شدم از بس درباره رستوران های عالی شنیدم

جری ما دیشب رفتیم یک رستوران عالی

عالی بود، عاشقش میشی

عاشقش میشی، نمیشی؟ حتما عاشقش میشی

تو دیدید چطوری دوستاتون به شما اشاره می کنند؟

تو

اون عاشق اونجا خواهد شد

خودت دوست داشتی؟ اصلا خودم مهم نیستم، اما تو

من رستوران های عالی رو دوست ندارم من هیچ چیز عالی رو دوست ندارم

من دنبال "بد نیست" هستم غذا چطوره؟ بد نیست

بنظر خوب میاد، بیاید بریم اونجا و تمومش کنیم

درباره غذای مخصوص مون می خواید بدونید؟ نه اگر خیلی مخصوصه خب بذارش توی منو

من به غذایی که براش معرفی و آزمون لازمه ندارم

اصلا نمی فهمم داری چه زری میزنی

ما "پن-سیر"اش می کنیم ما "هرب-کراست"اش می کنیم

ما یک چیزایی ریز ریز میریزیم روش که از چیزای دیگه ریز شده

انقدر ریز ریز نکنید ما دیگه تحمل ریز ریز کردن نداریم

خیلی ریز ریز می کنید

شاید اگر از اول کم می گرفتید لازم نبود ریز ریزش کنید

یک وعده غذا خوردن دو ساعت و نیم وقت می گیره

آخر سر کونت درد گرفته

و غذا هم به اندازه یک کاسه برشتوک و پپسی خوب نیست

داستان صورت حسابتون رو لای یک کتاب براتون میارن

داستان اینه روزی روزگاری تو یک کباب دنده سفارش دادی

بعدش با دوستات توی خیابان هستی

فکرنکنم اونقدر هم عالی بود همه گفتن عالیه

فکر نکنم اونقدر عالی بود تو چی فکر می کنی؟

گند بود. اون رستوران گند بود

خیلی از جاهای عالی گند هستند

بعدا میری یک مسابقه بیس بال و یک هات داگ سفارش میدی

هات داگه سرد شده

نونش تُست نشده

فروشنده اش یک خلاف کار ثابق بوده که الان تحت مراقبته

و شما هر دفعه عاشق اون هات داگ میشید

هات داگه گَنده؟ آره

عالیه؟ آره

انقدر نزدیک به هم هستند

این "گَند" و "عالی" تنها دو حالتی هستند

که مردم درباره همه چیز استفاده ی کنند

هی بیا بریم این فیلم جدید رو ببینیم شنیدم عالیه جدی؟ من شنیدم خیلی گَنده

چطور گنده؟ قرار بود عالی باشه

شنیدم شروعش عالیه ولی بعدش گند میشه

اوه پس گنده میدونم، میشد عالی باشه

من میگم "گَند" و "عالی" دقیقا یک چیز هستند

یک بستنی قیفی داری داری توی خیابون راه میری

بستنی از روی قیفش میوفته زمین

میخوره زمین گند زده میشه توش

اما تو بجاش چی میگی؟ عالی شد

غذا موضوع خوبیه بیاید بیشتر درباره اش حرف بزنیم

چون ما دو ماه پیش وگاس بودیم

و همه هی میگفتند جری باید بری به بوفه سر بزنی

انجا بوفه داره

هرچی بخوای میتونی توی بوفه گیر بیاری

اصلا بوفه ها برای چی درست شدند؟

خب اوضاع خرابه

ما چطور میتونیم بدترش کنیم؟

چرا راه رو برای ادم هایی که همینجوریش اضافه وزن دارن راحت تر نکنیم؟

به وسیله یکجور مهمانی عیاشی غذایی به سبک کالیگولا برای مصرف نامحدود انسانی

بیاید ورودی رو بوسیله یک فواره شربت شکلاتی پارک آبی درست کنیم

بوفه رفتن مثل اینه که بری فروشگاه حیوانات خانگی و بزاری سگت خرید کنه

توی پارکینگ کیف پولت رو بهش میدی

بهش میگی خودت برو داخل هرچقدر دوست داری بردار

این دقیقا همون مقدار غذای سگس است که دوست داری

از استدلال سگی خودت استفاده کن

من توی ماشین منتظرم درز پنجره را هم باز می گذارم تا بتونم نفس بکشم

مردم در محل خورد و خوراک نظارت نشده خیلی بد عمل می کنند

کسی نمیره توی یک رستوران و بگه من یک بستنی میوه ای و کباب دنده و شیرینی پای گوشت و میگو و چهارتا شیرینی و تخم مرغ و املت می خوام

ملت انگار دارن لیست آخرین غذای قبل از اعدامشون رو تهیه می کنند

انگار دارن تمام مشکلات شخصی و احساسی و عقده هاشون رو در یک بشقاب جمع می کنند

و همینطور باهاش راه میرن و نگهش میدارند

میگن این مشکلات منه

یک ظرف سالاده که یک اسکوپ بستنی هم بالاش گذاشته

من کلی مشکلات حل نشده دارم و دارم توی این بوفه روش کار میکنم

به یک غریبه نزدیک میشی

ببخشید اینو از کجا گرفتی؟ این چیه؟ چرا من اینو ندیدم

این دیگه چیه؟ رون مرغ کاراملیه؟

باید امتحانش کنم. مال خودت رو بهم میدی؟ تو که میدونی باید از کجا بگیری

می تونی بیشتر بگیری. بده دیگه بابا

بیاید

لطفا لطفا

لطفا تا اونجایی که می تونید با گروه همراهی کنید

قراره کلی نمایشگاه بریم نمی خوایم یک ولگرد باهامون باشه

اما وقتی من بچه بودم

بزرگترین اتفاق غذایی که برای من رخ داد

وقتی بود که پاپ تارت رو اختراع کردند Pop-Tart

پشت مغزم یهو سوت کشید

نمی تونستیم پاپ تارت رو درک کنیم

خیلی پیشرفته بود

توی سوپرمارکت که میدیدیش عین سفینه فضایی بود

و ما شبیه یک مشت شامپانزه بودیم که دارن توی خاک با چوب بازی می کنند

در حال خر خر کردن بودی که پاپ تارت اومد

فکر کنید وقتی که پاپ تارت اومد دهه شصت بود ما فقط نان تُست داشتیم

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left