Material Girls

Material Girls

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

material girls 2006 720p bluray x264-hj
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian Material Girls 2006 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-12-28
Lượt tải xuống: 12
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

197 dòng đầu tiên.

خانم مارچتا، سلام

ایوا، پیاده شدن از این ماشین خیلی سخته

نکته‌اش همینه

هر کسی که بعدِ زایمان چاق شده باشه، توش جا نمی‌شه

مرسی. سلام

خب، چطور شدم؟

یه راک‌استارِ واقعی! مرسی

خوشت میاد؟ دارم باهاش حال می‌کنم

وای، عاشقشم! عالیه

هی! سلام، چطوری؟

هی، هی، این‌ور! بیا اینجا

دخترها، شما خیلی خوشگلید، خیلی

اِتین

زیبا. معرکه

بالاخره. فکر کنم گفتی پنج دقیقه دیگه میای

انگشتام از بس این آب معدنی "بوربا" رو نگه داشتم یخ زد

مرسی. سیگار می‌کشی؟

چندش. "میک" کجاست؟

اونجاست، داره با یه مدلِ دو متری لاس می‌زنه

چی؟

شوخی کردم

ببخشید. دوستت دارم. عزیزم

میک

چه خبر تنز؟ روبراهی؟

جانی که تو برنامه‌ست می‌خواد ببینتت

هفته دیگه عکسش می‌ره روی جلد مجله "تین وُگ"

بهتره بهش فکر کنی

اون قراره تو مهمونی من باشه. مهمونی تو؟

منظورت مهمونی "ما" نیست؟

تازه وایسا تا ببینی چه تیپِ خفنی قراره بزنم

وای خدای من! تو همون "رَز" از لانگ آیلند نیستی؟

هفته پیش وقتی دیدی "تی‌ین" داره با بابات اون کار رو می‌کنه، کلی گریه کردم

یعنی خودکشی می‌کنه؟

چهارشنبه شب بعد از برنامه "امریکن آیدل" ببین چی می‌شه

برو بابا، دختره‌یِ جوگیر

می‌خوای روی شکمت رو امضا کنم؟ وای خدای من! آره

عالی می‌شه

از طرز نوشتن اسمت خیلی خوشم میاد

تو واقعاً یه نابغه‌ی خلاقی

ایوا، نذار این چیزا اذیتت کنه. اون عاشقته

فقط به این دخترایِ آویزون عادت کرده. بیخیال

بی‌صبرانه منتظرم تا نامزدیمون رو اعلام کنیم

یکم لک شده

باید از رژلب‌هایِ ضدِ لکِ بابا استفاده می‌کردی

آی! یه نبوغِ زیباییِ خالص. عاشقشم. فدات بشم من

می‌دونستم! می‌دونم که می‌شم

برو خوش بگذرون. برو پیشِ مردت

هی خوزه! - هی

تنزی! تنزی

بیا با ما. "تارا رید" و "فرد درست" می‌خوان کارائوکه بخونن

بچه‌ها، اگه یه بار دیگه مجبور شم آهنگِ "اسپایس گرلز" رو با صدای اونا بشنوم

من از راک کلاسیک متنفرم

تنزی! تازگیا خیلی حال‌گیر شدی

آره واقعاً

اگه یه کم ریلکس نکنی، باید از قرص‌های ضدِ افسردگیِ خودم بهت بدم

بچه‌ها، راستش رو بخواید اصلاً نمی‌خواستم امشب بیام

می‌خواستم خونه بمونم و تمومش کنم... دیوونه شدی؟

می‌دونی که "مارتینیک" همه‌چی رو کفِ دستِ مجله "آس ویکلی" می‌ذاره

واقعاً می‌خوای بنویسن که پنجشنبه شب می‌خواستی تو خونه بمونی

و یه فرمِ مسخره‌ی درخواستِ دانشگاه رو پر کنی؟

ما چهره‌های تبلیغاتیِ "مارچتا" هستیم

و چهره‌ی مارچتا نباید شیمی بخونه

عزیزم، اینجا دلم برات تنگ شده

بیاید دیگه! بیاید همگی هم رو بغل کنیم

بدو بیا، بریم. باشه

بیاید دیگه همگی

تعجب می‌کنید اگه بدونید چقدر از مردم می‌تونن

حتی پوست‌های آسیب‌دیده رو هم بهتر کنن، اگه درست باهاش رفتار کنن

حالا، قرار دادن پوست در معرض مواد شیمیایی قوی و نور خورشید

این برای پوست مثل یه کابوس می‌مونه

اگه با یه روتینِ کاملاً طبیعی شروع کنید

این اکثرِ مشکلاتِ سختِ پوست رو درمان می‌کنه

یکی از بزرگترین مشکلات در واقع رسیدگیِ بیش از حد به پوسته

حالا مثلاً تونر رو در نظر بگیرید

کسی که بیشترین تأثیر رو توی زندگیِ من داشته

پدرم، ویکتور مارچتا بوده

با اینکه اون دیگه بین ما نیست، اما همیشه اونو توی آزمایشگاهش به یاد میارم

در حالِ ساختنِ یه رژلبِ بی‌نقص

هیچ‌وقت اون زمانی رو که بهم یاد داد فراموش نمی‌کنم

خطراتِ استفاده از رنگ‌های مصنوعیِ FD&C رو

ایوا، برای تمیز کردن اتاق خوابِ دخترا موفق باشی

با این صبحانه‌یِ افتضاح و غم‌انگیز

فکر نکنم حتی رژیمِ کم‌کربوهیدرات هم بتونه حالِ امروزم رو جا بیاره

خیلی ورم کردم. می‌شه فقط آبِ داغ داشته باشم

با فلفلِ قرمز و شربتِ افرا و لیمو؟

باید سم‌زدایی کنم

یه آسپرین می‌خوام. - منم همین‌طور

هی! تنز، تمومش کن دیگه

نمی‌تونی تا آخرِ عمرت اینجا بشینی و برنامه‌هایِ ضبط‌شده‌یِ دو سالِ پیشِ بابا رو

برای بقیه‌ی عمرت تماشا کنی

تازه اون برنامه‌یِ پوست هم حال‌به‌زنه. - به من آرامش می‌ده، ایوا

اوه، چه احساسی. و البته ترسناک

تازه باید اینجا رو یه کم خلوت کنم. "میک" دوست داره تمام برنامه‌هاش رو ببینم

و این هفته قراره "رز" و باباش با هم دعوا کنن

ایوا، بدش به من

داریم درباره‌ی یه اثر در حدِ گلدن گلوب حرف می‌زنیم! نه، نکن

نسخه‌یِ مثبتِ ۱۸ رو داری؟

نه، ولی اون سینمای ایتالیایی رو برات آوردم

واقعاً؟ خیلی فیلم تماشا می‌کنی؟

فیلم بعدی رو قراره از توی زندان ببینی. افتادی توی تلویزیون، رفیق

۱۰ من "ند ناکاموری" هستم، گزارشگرِ اخبارِ شبکه

و تو داری سرِ مردم رو کلاه می‌ذاری! - و تو داری سرِ مردم رو کلاه می‌ذاری

از این آدمایِ چی‌وز (مزخرف) متنفرم. - ایوا! یه بسته برات اومده

اوه، آخ جون

اون رو من می‌گیرم، مرسی

"ایوا، تو خیلی جذابی. با عشق، میک."

"پی‌نوشت: یادت نره امشب بعدِ امریکن آیدل منو تماشا کنی." عاشقشم

ایوا. این انگشترِ نامزدیمه

خیلی ممنون. درِ ورودی بازه

چقدر بزرگه. چقدر رمانتیکه آخه این پسر؟

نگاش کن! چقدر سلیقه‌اش عالیه

ایوا، اینو خودت انتخاب کردی. خب آره، ولی اون ازش خوشش میاد

خیلی بزرگه. وای دخترا

خوشتون میاد؟ - آره

خب، زود باشید، زود باشید، زود باشید

همین الان یه جلسه دارید که باید برید

نمی‌شه وقتش رو عوض کنیم؟

آره، نمی‌شه فردا بریم؟ - نه

فردا. نه، نه، دوباره نمی‌تونیم اون کار رو بکنیم

وقتش عوض نمی‌شه. این یه کارِ خیریه‌ست. - اوه، یادم انداختی

کمد لباسم رو برایِ خیریه‌یِ لباسِ کلیساتون خالی کردم

ممنون. کارتن‌خواب‌ها عاشقِ برندِ "دولچه و گابانا" هستن

هی عزیزم، ما عاشقِ این آهنگیم

بده من اینو. مرسی

ممنون. خواهش می‌کنم، خانم مارچتا

مرسی. قبلاً گفتی

اوه... درسته

تنزی؟

باید بیشتر بیام دفتر

سلام. - سلام

هی. - سلام

چطوری؟ - بلوزِ قشنگیه

سلام جاسمین. - صبح بخیر

سلام. - هی، هی، هی

تامی! تامی

دخترایِ قشنگم. گرسنه‌تونه؟

بیاید یه چیزی بخوریم، بجنبید. خیلی لاغر شدید. هر دوتاتون

تو خیلی مهربونی

هی، بذار یه سوال ازتون بپرسم. جدی

نظرتون درباره این کراوات چیه؟ خیلی ردیفه، نه؟

برندِ "روکاوِر" هست. روکاوِر

آره، قشنگه. خوشم اومد

خیلی خوش‌تیپ شدی. روکاوِر؟ هی

می‌شه یه سری خوراکی بیارید؟ واسه این دخترا یه مجموعه‌یِ کامل می‌خوام

این جِیدن هست. کارآموزِ جدیدمونه. - سلام جیدن

از دیدنت خوشبختم

هی جیدن؟

از لباست خوشم میاد. - مرسی

شاید وقتی دیگه نخواستمش، بدمش به تو

بیاید بریم توی دفترم. باید درباره یه موضوعی باهاتون حرف بزنم

محرمانه بین خودمون بمونه. ببین کی اینجاست

سلام پَم. چطوری؟ - سلام پم

سلام عزیزایِ من

پم، تماس‌هام رو وصل نکن. - حتماً

اوه، کریگ منتظره

سلام کریگ. - سلام کریگ

چطورید دخترا؟ - خوبیم. تو چطوری؟

عالی. خب

بذارید تا جایی که می‌تونم با ظرافت بگم: آینده‌مون بدجوری تو باقالی‌هاست

ممنون پم. می‌تونی بری. - چرا که نه؟

خیلی خوبه. مرسی

هیچ محصول جدیدی نداریم. واقعیت اینه که بدون ویکتور مارچتا

شرکتِ لوازم آرایشیِ مارچتا هم وجود نداره

و خب، این چیزیه که قراره به شما ارث برسه

وقتی که ماهِ جولای اداره‌ی شرکت رو به دست بگیرید و من دیگه متولی شما نباشم

اصلاً شما دخترا می‌خواید اینجا رو اداره کنید؟

خب، منظورم اینه که، تو قراره بیشترِ کارها رو بکنی، مگه نه؟

آره، حتماً. بله، بله، البته. البته که من انجام می‌دم

اگه منو نگه دارید. اما یه راهِ دیگه هم هست

نه، من خوبم، مرسی

جیدن؟ یه لطفی می‌کنی عزیزم، و می‌ری بیرون؟ برو. بیرون

ممنون. - خب، بگذریم

خبر داریم که شرکتِ "فابیلا" قراره برای خریدِ این شرکت پیشنهاد بده

فابیلا؟ اون که دشمنِ خونیِ باباست

باشه، فقط به حرفای کریگ گوش بدید

من فشارِ خیلی خیلی زیاد رو ترجیح می‌دم

بله، ببخشید. دارم برای ماساژِ "شیاتسو" وقت می‌گیرم

چی؟

چی گفتی؟ پیشنهاد رو! فابیلا

آره، درسته. باشه

اگه فردا رقم‌هایِ فابیلا همونی باشه که من انتظار دارم

می‌تونیم بدهیِ طلبکارها رو بدیم و باز هم برای هر کدومتون یه بخشِ گنده بمونه

یه بخش؟ ۱۰۰ میلیون

و شما دخترا می‌تونید اون پول رو هر جور که دوست دارید خرج کنید

من می‌تونم با اون پول روی فیلمِ مستقلِ میک سرمایه‌گذاری کنم

ایوا؟ - چی؟

اون یه فیلمنامه خیلی خوب نوشته، تنزی. مثل یه سرمایه‌گذاری می‌مونه

ما داریم درباره‌ی میراثِ بابا حرف می‌زنیم

باشه. آروم، آروم. همگی آروم باشید. فقط ریلکس کنید

بهش فکر می‌کنیم. عجله‌ای در کار نیست

سرِ فرصت تصمیم می‌گیریم

فعلاً بیاید بریم به چند تا خیریه سر بزنیم

و یه معافیتِ مالیاتی برای خودمون دست و پا کنیم. یالا

تخصصِ ما تهیه کتاب‌هایی با چاپِ درشت برای سالمندانیه

که از بیماریِ لکه‌ی زردِ چشم رنج می‌برن

یا کلاً چشماشون ضعیفه

ما همچنین برای افرادِ خیلی پیر، قصه‌گویی می‌کنیم

More Farsi Persian subtitles for Material Girls

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left