200 dòng đầu tiên.
لطفاً برای خانمتون یه هدیه بخرید
شاید ظاهرشون عالی نباشه ولی بوی خیلی خوبی دارن. ازم گل بخرید
روز قشنگیه، نه؟ لطفاً چندتا گل بخرید
تو همچین روزی آدم باید گل داشته باشه. گل نمیخرید؟
قیمتش مناسبه. خواهش میکنم، ۳ ساعته اینجا منتظرم و هنوز هیچی نفروختم
یه هدیه برای دوستدخترتون! - ندارم
خب، فاجعه که نیست. پس بگیرید رفقاتون رو خوشحال کنید
شاید بعداً، هان؟
اگه نظرت عوض شد، من همینجام
کالوگا، صدامو داری؟ اینجا تامبوفه. - کالوگا به گوشم
یکی دیگه داره میاد. شبیه خودشه
هرمان، وقتشه
بزن بریم. کلی، ماشین رو بیار
هی رفیق، این گلها رو ببین! یه هدیه واسه عشقت
عشق و عاشقی تعطیله. بده به میخائیلیچ. امروز حالش گرفتهست
بیخیالِ میخائیلیچ. زود یه دوستدختر پیدا میکنی
یادت رفت؟ - چی رو؟
به جای اینکه دنبال کلاهبردارها بدوئی، باید حافظهت رو تقویت کنی
فردا میبرمت پیش لیزا، همسایه جدیدم
فکرشو بکن میخائیلیچ، دارم این تیکهی مامان رو کلاً واسه اون میذارم
آندره، فردا سیر تا پیازِ این دافهات رو تعریف کن. الان فقط برو سرِ پستت
آماده باش. فردا نوبتِ توئه
گمشو بابا
عجب دیوونهخونهاییه
دلدردم هنوز خوب نشده
کالوگا، اینجا تامبوفه، صدامو داری؟ - میشنویمت تامبوف
دارن ماشین رو میارن جلو
گل نمیخوای؟ تازهست! از حومهی شهر اومده
همه گوش به زنگ باشن
این گلها رو ببین! چقدر سفیدن
اونجا چه خبره؟
اینها دیگه از کدوم گوری پیداشون شد؟
پلیس راهنمایی رانندگی اینجا چه کار میکنه؟
خیلیها واسه اینکه تو ترافیک نمونن، تو خیابونهای یکطرفه خلاف میرن
نگران نباش، رئیس
برخلاف ما، اونا کارشون جدیه
فقط پولشون رو میگیرن و میرن
ستوان یکم ژلیازنیکوف. راهنمایی رانندگی منطقه مرکزی
سلام
چرا اینجا پارک کردید؟ جا کم بود؟
ببخشید جناب سروان. فقط یه لحظه وایسادیم
باید یه چیزی بار میزدیم. یه ساکِ سنگین داریم
الان دیگه راه میافتم
ساک چه ربطی داره؟ اینجا خیابون یکطرفهست
اون تابلو رو نمیبینی؟ نصفِ لاین رو دنده عقب اومدی
خب، چی معطلشون کرده؟
کالوگا، اینجا تامبوفه، صدامو داری؟
یه مشکلی پیش اومده. چندتا مأمورِ گشت بچهها رو نگه داشتن
از شرشون خلاص شو! اودسا، بهش کمک کن
گوش کنید جناب، گفتم که تابلو رو ندیدم. تقصیر منه
شنیدی چی گفت؟ ندیده... خب، حالا میخوای چه کار کنی؟
ازشون خوشم نمیاد
شاید بتونیم همینجا و همین الان قضیه رو حل کنیم؟ ازشون خوشم نمیاد
لازم نیست از ما خوشت بیاد. ولی گواهینامهم رو چک کن
شاید از اون خوشت بیاد
یه تذکر شفاهی، درسته؟
ردیفه تامبوف، قضیه رو حل کردن
خب، پس فعلاً خداحافظ
توی ساک چی داری؟
پیاده شو و درِ ساک رو باز کن تا بازرسی بشه
مرکز به گوشم! مرکز به گوشم! تامبوف هستم
نیروی کمکی و اورژانس بفرستید. فوری! صدام رو نمیشنوی؟ همین الان
بزن بریم
زود باش! بزن بریم! بدو
پوششم بده
سوار شید! سریع
کُن! انجامش بده
نارنجک! بخواب رو زمین
دارن میرن
جیغ نزن
درست رانندگی کن احمق! کجا داری میری؟
بچهها، اوناهاشن! خالیه؟
آکسینیا، چی شده؟ لطفاً از من فیلم نگیرید
تقصیر کی بود این تصادف؟ لطفاً فیلم نگیر
احتمالاً گواهینامهش رو خریده
بابا، بابا! اون یارو تفنگ خودکار داره
ماشین قشنگیه. شاید دنده اتوماتیک باشه
کدوم یارو؟ این ماشینِ اون خانومه است
بیا بیرون
هرمان، بدو بریم
سوار آمبولانس شید
اوردا، هوامو داشته باش
حرکت کن
پس این امدادگرها کجا موندن؟
خدای من
نزدیک بود منو بکشه
صاف صورتم رو نشونه گرفت
میخوام زنده بمونم
من خانواده دارم
نکن، فیلم نگیر. تمومش کن
امروز صبح، یکی از خیابونهای فرعی و خلوت مرکز مسکو به منطقه جنگی تبدیل شد
گزارشگران "خبرهای فوری" که داشتن از یک تصادف فیلم میگرفتن
که آکسینیا، خواننده محبوب هم توش بود، شاهد یک درگیری مسلحانه بودن
ژنرال بولدیرف صحبت میکنه
همه رؤسای بخشها و فرماندههای نیروهای ویژه رو صدا کنید
همین الان تو دفتر من جلسه داریم
این تیراندازی جون آدمهای بیگناه رو به خطر انداخت
و طبق معمول تبهکارها موفق شدن فرار کنن
حالا بریم سراغ گزارش شاهد عینی این اتفاقات باورنکردنی، یعنی آکسینیا، خواننده پاپ
در این خیابون شلوغ، پلیس با پنج مرد مسلح درگیر شد
تیراندازی بعد از اون، جون مردم رو به خطر انداخت
از جمله آکسینیا، ستاره مشهور پاپ
لطفاً به ما بگید، ترسیده بودید؟
راستش، واقعاً شوکهکننده بود! اصلاً باورم نمیشد
همه جا میدویدن و از هر طرف به هم شلیک میکردن
بعدشم که نارنجکها! درست مثل یه جنگ واقعی بود
و حالا صحنههایی استثنایی از فیلمبردارهای ما در محل حادثه
در نتیجهی این درگیری، هم رهگذران بیگناه و هم پلیسها جونشون رو از دست دادن
به گفته پلیس، این باند مرتکب سرقتها و دزدیهای مسلحانه شده
برای اینکه به روند بازجویی لطمهای نخوره، اسامیشون فاش نشده
اصلاً باورکردنی نیست! یه پلیس تو تلویزیون گریه میکنه. این دیگه نوبَرشه
میدونی، همچین بدم نشد
هدف اصلی من اینه که چهره پلیس رو تلطیف کنم
در هر صورت کسی باور نمیکنه اونا قهرمان باشن
پس چرا اونا رو... چطور بگم، مثل آدمهای عادی نشون ندیم؟
و خب، یه رسوایی همیشه واسه کمپینهای تبلیغاتی خوب جواب میده
باشه عزیزم، باید برم. همین الانشم واسه جلسه دیرم شده
کاش بهم یه چراغ گردون میدادن تا مثل برق از تو ترافیک رد میشدم
خانم! صورتحساب لطفاً. فعلاً خداحافظ
نگرفتم چی شد! نگران نباش. درست میشه
سرِ کارم، دیگه همین. ببخشید. خداحافظ
این یعنی هیچکس تو این شهر اوضاع رو کنترل نمیکنه
وقتی حتی پلیسها هم میترسن تو خیابون راه برن
وای به حال آدمهای عادی مثل من و شما
ما مجبوریم با یه حقیقتِ تلخ روبرو بشیم
پلیس مسکو ناتوان از سروسامان دادن به اوضاع فعلیه
نیروهای نظم و قانون از بالا تا پایین غرق در فسادن
اگه این سازمانِ فاسد و بیکفایت
نمیتونه از شهروندان ما محافظت کنه
پس اجازه بده مانعِ ما برای دفاع از خودمون نشه
من همیشه دنبال آزاد شدنِ خرید و فروش اسلحههای کوچک بودم
و حالا دیگه وقتش رسیده
کافیه؟ یا باید بیشتر ببینیم؟
در جوابِ این چی میتونیم بگیم؟
ما همون موقع که ردشون گرم بود، طرح "مهار" رو اجرا کردیم
متأسفانه به نتیجهی سریعی نرسیدیم
برای همین طرح "طوفان" شروع شده
تمام نیروها در حالت آمادهباش کامل هستن
همین الان اولین گزارشها به دستمون رسید
ماشین سرقتی کشف شده ۱۱
نفر تحت تعقیب بازداشت شدن ۹
قبضه سلاح گرم و ۱۲ قبضه چاقو ضبط شده ۷
و همچنین ۲ کیلوگرم مواد مخدر
چی؟
داری چی میگی؟
دو کیلوگرم مواد مخدر
نمیفهمی داره چه اتفاقی میافتی؟
وسط خیابون نارنجک منفجر میشه
اونم نه هر جایی، تو مرکز شهر. چسبیده به بیخِ گوشِ کرملین
تمام روز اخبار داره گریهی گروهبانِ پلیس رو زیرِ اسلحه نشون میده
دفتر ریاستجمهوری تا حالا دو بار با من تماس گرفته
اونوقت ما چی داریم که بهشون نشون بدیم؟ هفت تا چاقو؟
دوازده تا
دوازده تا چاقو و هفت تا اسلحه
نمیبینی این عوضیها علیه ما اعلام جنگ کردن؟
و ما باید جوابشون رو بدیم، نه یه وقتِ دیگه، همین الان! بنشین
سرگئی پتروویچ، ما برای همچین موقعیتهایی روالهای استانداردی داریم
باید صبر کنیم تا اونا جواب بدن
مگه ژاپن زندگی میکنیم؟
نرخ کشف سرقتهای مسلحانهی اونا ۷۶ درصده
اینجا چقدره؟ باید بهت یادآوری کنم؟
اقدامات استاندارد شما معمولاً تأثیر کمی دارن
توی جنگ، اونا به درد نمیخورن
لازم نیست پیازداغش رو زیاد کنی. کدوم جنگ؟
اونا تروریست نیستن. مجرمهای عادیان
واقعاً؟ سرهنگ پتروشین، چیزِ جالبِ دیگهای هم هست که بتونی در موردشون بگی؟
متأسفانه، نه زیاد
دلیل داریم که باور کنیم این باند
مسئول چندین فقره سرقت مسلحانه از ماشینهای حمل پولِ بانکه
اونم در مناطق مختلف کشور
خیلی کم آفتابی میشن، هر چند ماه یک بار
تمام نقشههاشون با جزئیات دقیق کشیده شده و بینقص اجرا میشن
تا حالا هیچ اشتباهی نکردن
اسمیرنوف دو ساله که دنبالشونه
اما تا حالا نتونسته گیرشون بندازه
دیروز اطلاعاتی در مورد مخفیگاه احتمالی این باند به دستمون رسید
بقیهاش رو هم که دیگه خودتون میدونید
دیر یا زود سوتی میدن و ما میگیریمشون
این جار و جنجال رسانهای هم کمکم فروکش میکنه
قبلاً هم بارها این اتفاق افتاده
بسیار خب. متوجه شدم. پیشنهاد دیگهای نیست؟
بذارید ببینیم مدیر روابط عمومیمون چی میگه. اون تو این فضاسازیهای رسانهای استاده
سروان وربیتسکایا، ایدهای داری؟
من با سرگئی پتروویچ موافقم. اونا علیه ما اعلام جنگ کردن
پس صرفاً دستگیریِ تبهکارها یا نشون دادنِ جنازههاشون به رسانهها
برای جبران این فاجعهی تبلیغاتی کافی نیست
باید اونا رو در همون میدونی که هستن شکست بدیم
در فضای مجازیِ ارتباطات جمعی
کدام فضا؟
ما باید دستگیریِ این باند خطرناک رو به یه "رئالیتی شو" تبدیل کنیم
یه رئالیتی شو
چیزی که شجاعت و مهارتهای حرفهای پلیس مسکو رو نشون بده
و همینطور شفافیت و انسانیتِ مراجع قانونی رو
این برنامه برای اولین بار در جهان اجرا میشه
فکرشو بکنید، عملیات مسلحانهی پلیس که از تمام شبکههای اصلی تلویزیون پخش میشه
و همینطور اینترنت، با استفاده از آخرین فناوریهای چندرسانهای
شکستِ امروزِ ما باید به یه پیروزیِ بزرگ تبدیل بشه
ایدهی جالبیه
اما برای اینکه عملی بشه، اول باید پیداشون کنیم
دقیقاً
No comments yet. Be the first to leave one.