City on a Hill

City on a Hill

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 3

Thông tin phát hành

City on a Hill S03E04 WEBRip x264-ION10/GGEZ/GLHF
Bình luận bởi Ariyaw
🔸 ترجمه اختصاصی فیلامینگو | 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼 | https://b2n.ir/filamingo 🔸

Tags

webrip
web
x264
BRip
Được xuất bản vào: 2022-08-29
Lượt tải xuống: 31
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

شهری بر روی یک تپه

شواهد ضمنی جکی رور رو به این باور میرسونن

که سینکلر درایدن مسئول اُوردوز ...دومینیک زنگی هستش

.هیچ اتفاقی نیفتاد

.من یه مرد متاهل خوشبختم

و اینکه اون یه الگوی خوابیدن... .با زنان جوان در خانه‌ش داره

بت، همسرم لتیشا و جکی رور

تو دیگه .برای اف‌بی‌آی کار نمیکنی

.تو برای ما کار میکنی

بدترین ترس‌های جنی رور با هم آمیخته شدند .اون به جکی شک میکنه که داره خیانت میکنه

و پدر سواستفاده‌گرش .داره بابت حمله‌ش ازش انتقام میگیره

!جنی- !حرامزاده-

فکر میکردم توافق کردیم که .به پدرت زنگ نزنی

نه، تو توافق کردی و فراموش کردی .که با من مشورت کنی، مثل همیشه

دکورسی وارد برای .محاکمه‌ی فدرال تونی سافرین آماده میشه

.پلیسی که به آنتون کمبل شلیک کرد و اونو کشت

.ما محاصره‌ت کردیم، آنتون .هیچ جایی برای رفتن نداری

.لعنتی- چه کوفتی اتفاق افتاد؟-

.اون لعنتی زورم کرد، کریس

.خیلی متاسفم، گریس- .من نباید به هیچکدومتون اعتماد میکردم-

افسر والیس...شما میدونید که آیا اون داشت از خودش دفاع میکرد

.یا اینکه آنتون کمبل رو اعدام کرد

راز سیاهی از ظهورهای گذشته‌ی شیبان کوی

.مانند جنگ برای یک کارگر مجروح بیگ دیگ، شدت میگیره

در خدمت شما هستم با ادامه‌ی اخبار درباره درباره وضعیت عملیات بیگ دیگ

میتونید منو به سرپرست‌تون وصل کنید؟

،کریس کیسن داره بابت قتل ریک دان‌لیوی

.یک افسر پلیس فاسد در واحدش، بازجویی میشه

.دارم میگم تو کله‌ی والیس رو ترکوندی

واسه اینه که برای این آینده‌ی .لعنتیِ قابل پیش‌بینی، پشت میز نشستی

.باید از شما چندتا سوال بپرسیم

.روی دستات بقایای گلوله‌ست، کریس

.من هر یکشنبه میرم به محل تمرین تیراندازی .این بخشی از برناممه

قبلا اینو بهت گفتم .داوطلبانه ازم نمونه برداری شد

،اگه قرار بود به کسی شلیک کنم .منم میرفتم به محل تیراندازی

مهارتامو تقویت میکردم. ازش بعنوان یه بهانه .برای یه آزمایش پارافین شکست‌خورده استفاده میکردم

.48ساعت اول برای آزمایش قتل ضروری هستن

.شما دارید با حرف زدن با من هدرش میدید- .آره، ما مخالفیم-

.تو انگیزه داری .دسترسی داری

.با تفنگ خوب کار میکنی .بخشی از برنامه‌ته

بنظر میاد همه توی بخش تو .عاقبتشون به مرگ یا دستگیری ختم میشه

وقتشه یکی اینو بررسی کنه، نه؟

اینو با آرامش :اما با صبری که داره تموم میشه، میگم

.لعنت بهت

.تفنگ پشتیبانت- که چی؟-

.لطفا اسلحه رو تسلیم کن

چرا؟- .برای آزمایش بالیستیک-

.نه- .باشه، ما حکم میگیریم-

.من هیچی برای مخفی کردن ندارم آقایون

اما معنیش این نیست .که اینو براتون راحت میکنم

.چونکه شدیدا از این اتهام متنفرم

.من ریک دان‌لیوی رو نکشتم

تمام چیزی که میگم اینه که دلیلی نداره .که شما امروز توی اون دادگاه باشید

.من دارم به همون دلیلی میرم که شما میرید

.تا اجرای عدالت رو ببینم- و اگر عدالت اجرا نشه؟-

راس والیس، تنها مردی که میتونه .تایید کنه که سافرین گناهکاره، مرده

کریس کیسن .میگه که چه اتفاقی افتاده

.باشه، کیسن ندیده که سافرین به آنتون کمبل شلیک کنه

و وکیل مدافع یه مشت شاهد ردیف کرده

.که مشتاقن بگن که سافرین یه قهرمانه

.شهادت کریس کافیه

تو از اون تجربه‌گراهایی؟

میخوای بعنوان پیش‌نوازش درباره مزخرفات وجودی صحبت کنیم؟

.اینو نخواستم

کوکائین؟ .تو موقعیتش بودم، انجامش دادم، تیشرت‌شو دارم

پرسیدم، تجربه‌گرا هستی؟

...مطمئنی که سینکلر- .تا چندساعت دیگه برنمیگرده-

.خب ایناها، میدونی، بعد از تمام این سالها .پدرم

توی خونه فقط برای این سروکله‌ش پیدا میشه .که، میدونی، یه مشت چرت‌پرت بگه

.نه توضیحی، نه عذرخواهی‌ای، نه همدلی‌ای

و تو چیزی که لایقش بود رو به اون احمق دادی ضایعش کردی

حالا داره بابت ضرب و شتم ازم شکایت میکنه

آره جکی ازم میخواد با یه سری وکیل که استخدام کرده، صحبت کنم

میدونی، موضع‌مو توضیح بدم- چرا توضیح ندی؟-

چون نمیخوام به یه آدم کاملا غریبه

درباره اینکه توی بچگیم توسط پدرم ازم سواستفاده شده بگم، میدونی؟

،و بعلاوه

دیارمود دویل گفته که سعی میکنه اون ...حرامزاده رو از دادخواهی منصرف کنه، پس

لعنتی، احساس میکنم فرصتمو از دست دادم، میدونی؟

اما نداشتن...نداشتن دوباره‌ی پدرم توی زندگیم

...باور کن اینو نمیخوام، اما

.فرصت تلاش برای اینکه با گذشته به یه جور صلح برسم

بهترین راه صلح کردن با گذشته؟ فراموشی

.آره. ای کاش همینقدر ساده بود

.میدونی، من میدونم که پدرم به مادرم خیانت کرد

...یامسیح، چرا همه‌ی مردا خیانت میکنن؟ من

یهو دارم احساس میکنم که دیگه .درباره پدرت صحبت نمیکنیم

.آره

میدونی، من...جکی خیلی وقتا نسبت به من بی‌وفا بوده

ولی میدونی، من... سو، من صادقانه .فکر میکردم ما از اون مزخرفات عبور کردیم

.تا اینکه...اوه ممنون

.تا دیشب

،تنهای تنها روی تخت خوابیده بودم .و یهو این احساس بهم دست داد

.اوه، آره .من این احساسو میشناسم. درونته

آره، و اینجا. میدونی؟

هیچ نظری درباره اینکه با کیه داری؟

.دقیق نه

ولی از وقتی اون کار با خانواده‌ی درایدن رو شروع کرده .شروع کرده به عجیب و غریب رفتار کردن

لتیشا

اون عاشق عذاب دادن سنجاباست

.ظاهرا من تنها مظنونم- .اما تو به هیشکی شلیک نکردی-

.و تسلیم کردن تفنگت به اثباتش کمک میکنه

پس چرا مجبورشون میکنی که حکم دادگاه رو بگیرن؟- .چون من سند و مدرک میخوام-

،قراره که من علیه تونی سافرین شهادت بدم .بابت کشتن آنتون کمبل بندازمش زندان

.این قصد برادران آبی پوشمه، تا جلومو بگیرن

.پس این کارو نکن- چیکار نکنم؟-

.شهادت نده- .مگی-

.ما قبلا تو این موقعیت بودیم. مجبورم- .نه، خودت میخوای-

.خب، من نمیخوام تو این کارو بکنی- .مجبورم. چون راس والیس نمیتونه-

فقط یه لحظه راس والیس رو فراموش کن .و به خودت فکر کن

.اثبات بی گناهیت

...هی، کریس

فقط میتونم بگم که من .تمام شب باهات بودم

اگه "برادران آبی‌پوش" تو میخوان .حقیقت رو مخفی کنن، پس منم این کارو میکنم

.نه، من کاری نمیکنم که تو سوگند دروغ بخوری

.باشه

.پس برو زندان

و به بچه‌ها چی میگیم؟- .فعلا؟ هیچی-

صبح بخیر دال کاف

چی شده مرد؟ توی بوستون چیکار میکنی؟ مشکل چیه؟

چرا همیشه بدترین احتمالو میدی؟ !به حق عیسی مسیح، مرد

.دارم میرم مِین فکر کردم سر راه وایسم

.و برادرم و همسر فوق العادشو ببینم

تو نیویورک تلفن ندارن؟- .نخیر، فقط کبوتر نامه‌رسان دارن-

.خیلی قابل اعتماد نیست

.واسه این بود که خواستم خودم اینو برسونم

هزار و صد و دوازده دلار و شصت و دو سنت

سود سیاست بیمه‌ی بابا

این سهم توئه

دوهزار و دویست و بیست و پنج دلار و بیست و چهار سنت؟

.قیمت یه زندگی. لعنت خدا

.آره، قلب منو هم شکست

.مرد، باید...باید بگیریش- .اوه، نه-

.بیخیال، تو از بابا مراقبت کردی لیاقتشو داری

ببین، اون با تاکید بهم گفت "مطمئن شو "که دکورسی سهمشو بگیره

پس لطفا کاری که همیشه میکنی و موقعیت رو پیچیده میکنی رو نکن

...فقط- .خیلخب-

و یه موقعی باید درباره اینکه .با اون خونه چیکار کنیم، صحبت کنیم

.نمیتونیم خونه‌مون رو بفروشیم- خب، چه انتخاب دیگه‌ای داریم؟-

تبدیلش کنیم به موزه‌ی زندان فرانکلین و یودورا؟

.میتونی اونجا زندگی کنی

،آپارتمانم با دربان و نگهبان رو ول کنم

که باقی عمرمو به پارو کردن برف و درست کردن آبگرمکن بگذرونم؟

.بیخیال. ببین، برانزویل رو به پیشرفته

،خیلخب؟ کلی سرمایه‌گذار، مدیر تبلیغات

وکیل، هستن که دنبال اینن که خونه‌های قدیمی رو .بخرن و بازسازی کنن

.میتونیم کلی پول درآریم

لویی؟

چی تو رو کشوند به بوستون؟- .هی، من دارم میرم مِین-

چرا از بین همه‌ی جاها مِین؟- .هیچوقت نرفتم-

تنها منظره‌ی من از اقیانوس اطلس گشت زنی توی ساحل هاوارد بوده

دوست دارم یکم درخت ببینم

یا شاید یکی دوتا گوزن

میخوای ده ساعت رانندگی کنی که فقط درخت ببینی؟

.قراره یه هفته بمونم

.تا اونجا فکر کنم

.تو هم باید همینکارو کنی- .اینکارو میکنم-

.وقتی سرکار همه چی سرجاش قرار بگیره

،حالا که صحبتش شد .موعد دادگاه داریم

پس اینجا جاییه که جسد دان‌لیوی رو پیدا کردین؟

،به پشت دراز کشیده بود .خون از دهنش میریخت

،با توجه به پرونده ماموران محدوده رو برای شاهد گشتن

.اما هیچکس چیزی ندیده یا نشنیده بود

.درسته

.هیچکدوم از این آپارتمان‌ها دید واضحی به مکان نداشتن

.درسته، اینجا یه محل معامله‌ست- .آره-

.این چیزیه که تو باید بهم بگی

هیچکدوم از فروشنده از وقتی که دان‌لوی تیر خورد هیچ علامتی از ترس نشون میدن؟

.هری هال

.هی، هری- .اوه، لعنتی. کیسن-

هی. چرا داری از من فرار میکنی؟

،یه قدم بیای نزدیک تر .جرت میدم

.هری، بس کن. من فقط میخوام حرف بزنیم- .گمشو-

حس حرف زدن با هیچ جنده‌ی سفیدپوستی که موضع داشته باشه، ندارم

.نگاه کن، تو منو میشناسی بچه

.اگه توی خطر باشی، من میتونم کمک کنم

.ببین، من میشینم اینجا

.هرجا میخوای وایسا

میتونی چاقو رو نگه داری ،اگه باعث میشه احساس امنیت کنی

اما ممکنه بخوای یکم قایمش کنی

،که وقتی یه خانم میاد پایین .جیغ نزنه

تو وقتی ریک دان‌لوی تیر خورد باهاش بودی؟

.اگه بگم منو میگیری

.هری، به جون بچه‌هام قسم، من بهت آسیبی نمیزنم

.درواقع، من میتونم ازت محافظت کنم

قدم اول: بگو دربرابر کی میخوای محافظت بشی؟

.فکرشم نکن

کیه؟

دنبال من فرستادین؟- .جکی. بیا داخل-

.آنیتا بیکر، اجرای زنده توی محوطه‌ی عمومی .چه شبی

تو یه پرونده‌ی بچه دزدی رو به فنا دادی. وحشتناکه

.توی دفترم با حالت گمگشته ایستادی .فکر کردی شغلتو از دست دادی

.دعوتت کردم بری آنیتا رو ببینی

.همون شب

،و اون دو بار "عشق شیرین" رو خوند .یبار با گروه و یبار بدون موسیقی

اون آهنگ تا شش ماه بعد، تنها چیز توی سرم بود

،آره و خیلی زود ،تو برگشتی توی مسیر

.ماهر، با اعتمادبنفس، وحشی

،هی، گوش کن جکی

More Farsi Persian subtitles for City on a Hill

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left