The Chicken Sisters

The Chicken Sisters

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 2

Thông tin phát hành

The Chicken Sisters S02E07 Storms Brewing Yall 720p WEB h264-NoRBiT
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 7 The Chicken Sisters 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-26
Lượt tải xuống: 5
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

قبلاً در "خواهران مرغ سوخاری"...

کلی اتفاقات افتاد.

تو به عروسی من نمیای؟

فکر کنم من اصلاً برای کارهای سخت ساخته نشدم.

نمی‌دونم. شاید فقط...

عاشق این بودم که دیگه تنها نباشم.

تنها نیستی. منو داری.

این چیه؟

آماندا اقدام قانونی کرده

تا با ثبت درخواست تو دادگاه به ازدواجتون پایان بده.

این کارو نکن، آماندا. طلاقم نده.

بهت نیاز دارم.

این طوفان داره بدتر میشه.

باشه، باید همه چیزو جابجا کنیم.

و منظورم اینه که هر چی میتونیم همین الان ببریم به "میمی‌".

چرا آژیر طوفان رو نمی‌زنن؟

باد شدیدی داشت تو "مریناک" می‌وزید،

اما فرانک تو طوفان احساسی گم شده بود

که تو ذهن خودش جریان داشت.

طلاقش داشت با سرعتی بیشتر از یه... به سمتش میومد.

مواظب باش، جونیور.

شهردار کجاست؟

یه وضعیتی پیش اومد.

چه جور وضعیتی از این مهم‌تره؟!

محاله که هر دوتاتون لال شده باشین.

یکی باید حرف بزنه... همین الان!

سکته قلبی کرده!

وای خدای من!

حالش خوبه.

ولی بهمون گفت به کسی نگیم.

خب، چرا؟

خب، نمی‌خواست ضعیف به نظر بیاد.

ضعیف بودن بهتر از مردنه.

تو این جور وضعیت‌ها پروتکل چیه؟

نمی‌دونم.

شهردار دوست داره رهبری کنه، و ما معمولاً اجازه میدیم.

پس کی مسئوله؟

حتی تو یه وضعیت اضطراری بزرگ،

اگه می‌خوای کاری درست انجام بشه،

باید خودت انجامش بدی.

خب، خیلی خب پس.

ما نمی‌تونیم همین جوری...

همین جا وایسیم انگار از هفت دولت آزادیم.

نانسی حق داره.

همه تون باید تو زیرزمین پناه بگیرین.

اینجا رادیو هواشناسی داریم؟

فکر کنم یه دونه این دور و برا باشه.

طوفان داره بدتر میشه.

اوه، بفرما. اینجاست.

اون شارژر هندلیه.

اوه، رندی میتونه انجامش بده.

اون از اون دستگاه‌های جدید تقویت مچ استفاده می‌کنه.

دستش مثل پای گاو میمونه.

رندی، اینو شارژ نگه دار. خودت می‌دونی این طوفانا چطورین.

کی می‌دونه چقدر طول میکشه؟

همین‌جوری مثل کنده درخت نشینین!

برین تو زیرزمین طوفان!

بریم! بریم!

تو نمیای؟

خانم نانسی، شما نمی‌تونین برین بیرون!

یکی باید مطمئن شه همه سالمن.

مردم می‌دونن چی کار کنن.

این به این معنی نیست که انجامش میدن!

خودت می‌دونی مردم اینجا چطورین،

تا وقتی که همه چیزو نادیده میگیرن

باد ماشینشونو تا لایه استراتوسفر بالا ببره؟

ولی خانم نانسی!

اِستر... تصمیممو گرفتم.

خب پس،

بهتره اینو بگیری.

همه قهرمان‌ها شنل نمی‌پوشن.

بعضیاشون حتی وقت می‌کنن موهاشونم فر کنن.

آآآآه!

نگاه کن چقدر قشنگه.

شمعدون‌ها، رومیزی‌ها...

چقدر قشنگ... بود.

اگه اوضاع بد شد، میتونیم زیر اینجا قایم شیم.

چقدر بد؟

نمی‌دونم، مثلاً اگه سقف خراب شه.

درسته، درسته.

اوم... و اگه بخوای حدس بزنی چقدر احتمالش هست؟

فقط احتیاط شرط عقله.

درسته.

احتیاط شرط عقله.

باشه. خب، فرانکی با سابریناست، می با جی.

مامان با نانسیه. باید لوازم رو جمع کنیم.

من اینقدر نزدیک پنجره‌ها وای نمی‌ایستادم.

وقتی پدرم ما رو به منطقه بِی برد،

درست بعد از اسباب‌کشی یه زلزله بزرگ اومد.

همه چیز هنوز تو جعبه‌ها بود.

یادمه چراغ‌های آویز داشتن تاب می‌خوردن،

و بعد یهو، بوم!

انگار یه ماشین به ساختمون خورده بود.

بعد تو چند ثانیه تموم شد.

شرط می‌بندم اینم همین‌جوری میشه.

فکر نمی‌کنم ما باید ازدواج کنیم.

نه!

روز فرانک داشت از بد به بدتر می‌رفت.

مردی که همه پل‌های پشت سرشو خراب کرده بود کجا میتونست بره

تو چنین زمان‌های سختی؟

این مدل طوفانا معمولاً فقط

از سرمون رد میشن.

فقط باید اینو بگذرونیم.

آره، فقط بگذرونیمش.

هی. هی.

همه چی خوب میشه.

چطور اینقدر مطمئنی؟

اولین گردباد رو یادمه.

اینجا زیاد از این چیزا پیش میاد.

خب، نه اینقدر زیاد، ولی من شش سالم بود

و مامان من و مِی رو

تقریباً از گردن گرفت

و پرید سمت پناهگاه طوفان.

اولینش همیشه ترسناک‌ترینه.

یادمه آخرین طوفان که پورتوریکو رو زد.

آره، خیلی بد بود. -آره، افتضاح بود.

انقدر طولانی برق نداشتیم،

و من خوب باهاش کنار نیومدم.

این اون نیست.

و نمی‌دونم، حس می‌کنم دوباره همون طوفانه.

راهی برای بیرون اومدن از این گرفتاری پیدا می‌کنیم...

بیسکوییت.

من دیگه نمی‌تونم همچین چیزی رو تجربه کنم.

نانسی حق داشت که نگران مردم باشه

که چیزا رو جدی نمی‌گیرن.

بعضی‌ها تو شهر حتی حاضر نیستن کمرشون درد بگیره

از بس مغز ندارن.

بیگ تیم!

آژیرها رو نمی‌شنوی؟

من فیلم طوفان بزرگ سال ۹۶ رو اینجا دارم.

می‌خوام پشت سر هم باشن.

برو خونه! همین الان!

نانسی؟

نانسی، من این بالا هستم!

برای پایین اومدن از پله‌ها یه کم کمک لازم دارم!

فرانک جونیور!

لیل؟

نانسی!

تویی.

اوه.

تویی.

فرانک جونیور رو دیدی؟

ام، نه. من اینجا تنها بودم،

و اون آژیر دیوونه‌کننده زد،

و من فقط... خزیدم بالا اینجا

که خودمو نجات بدم، می‌دونی؟

قهرمان خودم، نانسی.

خب، آقای قهرمان،

اون بیرون طوفان خیلی شدیدی میاد

پس بهتره دعا کنی تو زندگیت به اندازه کافی کار خوب کرده باشی

که یه نفر اون بالا فکر کنه ارزش محافظت داری.

منظورت چیه؟

منظورم اینه که شاید بخوای دو بار فکر کنی

درباره برداشتن یه دستور غذای دزدیده شده خانوادگی، وایات.

اگه منظورمو می‌فهمی.

وای خدا، اون چی بود؟!

سطل آشغال افتاد. حالا، اگه اجازه بدید.

نه، نه، ترکم نکن، تنهام نذار.

حالت خوب میشه.

نه، نمیشه. من...

همین تمومه. من آدم بدی بودم.

من اهل جنوب نیستم. من... من اهل ورمونت هستم.

و من ۱۰۰ هزار دلار خرج کردم

برای دیدن سلین دیون تو اقامتش تو وگاس.

موهام کلاه گیسه.

و "کلاکری" ورشکست شده.

من برای مردن زیادی جوونم،

طبق سنم توی لینکدین.

منظورت چیه، کلاکری ورشکست شده؟

اوه...

من اینو نگفتم.

می‌دونستم از پای سگ شکاری هم کج‌تر بودی

و دو برابر کثیف‌تر.

کجا میری؟

برم پسرمو پیدا کنم.

چی، تو می‌خوای همینجوری وایسی اونجا

مثل یه گاو سر به هوا،

یا میای و کمکم می‌کنی؟

واقعا فکر می‌کنی با "گاو سر به هوا" صدام کردن

باعث میشه بخوام کمکت کنم؟

اوه، گوشاتو پاک کن!

من بهت نگفتم گاو سر به هوا،

بهت گفتم یه گاوِ سر به هوایِ لعنتی.

باشه، باشه.

من به کمکت احتیاج ندارم.

فرانک جونیور تو گذشته کارهای اشتباه زیادی کرده بود،

اما جایی دفن شده تو اون ظاهر درهم‌شکسته

یه پسر کوچولوئه که فقط می‌خواد کار درستو انجام بده.

آه!

صبر کن ببینم.

دارم میام.

خب، حالا.

فقط اینو بذار...

خیلی خب.

حالا، قدم به قدم.

بلدم چطور راه برم.

فقط یه کم خسته هستم، همین.

و بداخلاق.

اینو غرغروترین مرد "مریناک" میگه.

خودت که باشی، می‌شناسی.

More Farsi Persian subtitles for The Chicken Sisters

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left