Sister Boniface Mysteries

Sister Boniface Mysteries

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 4

Thông tin phát hành

Sister Boniface Mysteries S04E07 The Happiest Family 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 7 Sister Boniface Mysteries 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-23
Lượt tải xuống: 22
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

اوه، نمی‌دونم.

خب، عجله کن وگرنه من میرم پیش اون گروه خوش‌گذرون اونجا.

باورنکردنی!

خواهر لارنس. چی شده؟

گوشت تحویل داده نشده.

برای غذای آخر هفته‌تون فقط همین غذای سگ رو دارم.

گوشت نمک‌سود؟ اه.

خواهر لارنس: مادر روحانی داره منو شکنجه میده.

تحویل رو لغو کردم چون شما آشپزی نمی‌کنید.

اینجا این آخر هفته، خواهر لارنس.

چرا نه؟

چون همه‌تون رو میبرم سفر.

سفر، مادر روحانی؟ بله.

هنوز تصمیم نگرفتم کجا.

ولی بهتون قول میدم خیلی باحال‌تر از این خواهد بود.

چه هیجان‌انگیز!

حتماً خبر خوبی شنیده.

یا یه شراب خیلی خوب خورده.

یکم عجیبه، اینطور نیست؟

اگه مادر روحانی میخواد ما رو ببره...

برای یه آخر هفته دور از اینجا، ما جلوشو نمیگیریم!

هوم.

اوه! محشره، نه؟

منظره‌های خیره‌کننده، پیاده‌روی در دامنه کوه...

و از همه مهم‌تر، یه کلیسای کوچیک.

از همه مهم‌تر، یه استخر.

باورم نمیشه شما صاحبش رو میشناسید، خواهر.

بز از وقتی من براش کار می‌کردم حسابی پیشرفت کرده.

خدا رو شکر که اینجا خالی بود.

حتماً دعای شکرگزاری خواهیم کرد.

ولی در همین حین یه گشت و گذار کوچیک.

دنبالم بیاید، خواهرا. چمدون‌ها چی میشن؟

مادر روحانی آدرین: اوه، کاملاً امنه.

اینجا کلاً مال خودمونه.

چقدر مهربون شده.

آره. امیدوارم مریض نباشه.

من بیشتر نگران چیزی‌ام که تو اون چیز داره.

مادر روحانی آدرین: فقط به اطراف‌تون نگاه کنید، خواهرا!

خواهر لارنس: وای خدای من!

کدوی سبز، بادمجان، کدو تنبل...

میدونستم خوشتون میاد، خواهر.

امشب هرچی دوست دارید بپزید.

فقط خیلی تند نباشه.

خب، مادر روحانی، برنامه‌ای برای آخر هفته داریم؟

فقط دو روز تفریح سالم و خوب.

میتونیم کمکتون کنیم؟

ما اینجارو از طریق بز رزرو کردیم؟

ما هم همینطور.

چریتی، تویی؟

برایدی؟

باورم نمیشه!

پس با چریتی تو سوهو کار می‌کردی؟

آره، تو باشگاه جنتلمن بز، 20 سال پیش.

من حسابدار بودم.

من و برایدی خیلی خوش گذروندیم. واقعاً.

بعدش اون شد یه دختر خوب از آب دراومده.

شما هم حسابدار بودی خانم چریتی؟

اوه، نه، عزیزم. من تو کارِ...

روابط با مشتری‌ها بودم. اوه!

دوستتون ویویان یه برنزه خیلی قشنگی داره.

مخصوصاً با توجه به این هوای نامساعد اخیر.

واقعی نیست! مصنوعی‌یه. از این درست شده.

مایلز برنزه مصنوعی خودش رو اختراع کرده.

برای پوستت بهتره و هیچوقت هم پوست پوست نمیشه.

اوم. چه پسر باهوشی. آره.

محشره!

بز اینجا رو دوبار رزرو کرده.

و ما رو ول کرده که خودمون حلش کنیم.

خب، ما که جایی نمیریم. نه، نمیتونیم.

فردا تولد چریتیه.

عالیه. آخر هفته‌مون به فنا رفت.

یه لحظه. ما هم برنامه داریم.

مطمئنم این خونه برای همه‌مون به اندازه کافی بزرگه.

چه باحال! در این صورت، همه‌تون باید فردا به مهمونی من بیاید.

ما قراره روی پشت بوم بگیریمش.

اوه، این، ام، خیلی لطف دارید.

خب، خواهرا.

بریم سراغ اولین فعالیتمون.

روی چمن! کفش مناسب بیارید.

به نظر من که خیلی سالمه، خواهر.

آه!

خب، خواهرا.

همه میدونن خواهر آنتونی چقدر از ورزشش لذت میبره.

ولی فکر کردم بامزه باشه اگه همه‌مون یه بار امتحانش کنیم.

آه!

نوبت شماست، خواهر!

راستش رو بخواید این بهترین قسمتش بود...

راتاتویی که تا حالا خوردم.

خب، با این باغ...

بالاخره میتونم مثل وقتی تو فرانسه بودم درستش کنم.

یه کف مرتب برای خواهر لارنس.

اوه، مرسی!

خواهرا!

بیایید برای امروز سپاسگزاری کنیم.

ای خدای بزرگ، ای خدای قادر مطلق، از تو سپاسگزاریم که...

داریم پانتومیم بازی می‌کنیم. بیاید و به ما ملحق بشید.

اوه، میشه، مادر روحانی؟

ما شراب داریم.

راستش را بخواهی، باحال به نظر می‌آید.

سه کلمه. کتاب. اِم...

شرط می‌بندم چیز بی‌ادبانه‌ای است. یه راهنمایی بکنید.

"دوران سخت"؟

نه.

"دوران سخت."

آقای ساتویک دوست‌پسر شماست؟

اوه، نه عزیزم. من خوشبختانه ازدواج کرده‌ام.

ساتویک فقط یکی از معشوقه‌های من است.

کوچولو... کوچولو... نباید مسخره کنیم.

باید می‌دیدی چه کارهایی می‌کرد.

می‌دانی، قبل از اینکه متحول شود.

فکر کنم باید یه کم آب بخورم.

داره به خودش می‌رسه.

چریتی. بله؟

لطفاً هیچی در مورد... می‌دانی... نگو.

حتی شوخی‌اش را هم نکن. چرا؟

مگر با معلمت به مشکل می‌خوری؟

"معشوق لیدی چترلی"؟

اوه!

"غرور و تعصب"؟

اوه!

خدا را شکر. حالا نوبت من است.

اِم، باید بگویم که از برنزه‌ی مصنوعی‌ات تحت تأثیر قرار گرفتم.

انتظار دارم کلی پول دربیاری.

من نه، خواهر. هی!

اما شاید یکی دیگه این کار رو بکنه. یک کلمه.

اوه، اِم... مشکوک؟

اِم، ناجور؟ خلافکار؟

جدی، خفه شو!

اوه، برایدی.

مگر ما علاوه بر رابطه جنسی، شوخ‌طبعی را هم کنار گذاشتیم؟

خواهر رجینالد است.

مادر روحانی.

می‌توانم با یک... بلادی مری... مهمانتان کنم؟

اِم، خواهران؟

اِم، وقت خواب است.

اوه! اوه! نه!

ای بابا! نه!

فقط داشتیم یه کم خوش می‌گذراندیم.

دو تا بلادی مری!

همین الان دو تا بلادی مری.

اوه، صبح بخیر، دخترا. دیر به نماز رسیدیم؟

بله. بله.

فکر می‌کنی زمستان‌ها لباس می‌پوشند؟

اوه! وای خدای من!

اِم...

اوه، خدایا! اِم...

اِم، نفس نمی‌کشد.

متأسفانه او مرده است.

ممنون که وسایلم را آوردی، پگی.

خواهش می‌کنم.

اِم، مهمانان دیگر شما... جالب هستند.

این یک کلمه برای توصیفشان است.

با چی طرفیم؟

خب، هیچ نشانه‌ای از جراحت فیزیکی نیست.

به جز این خراش.

همسر متوفی، راسل گری است.

او هفته گذشته در ساردینیا بوده است.

پلیس ایتالیا در حال پیدا کردن اوست تا خبر را به او بدهد.

هوم. چیست، خواهر؟

یک نوشیدنی الکلی با نت‌های

ترب کوهی.

ترب کوهی؟ نوشیدنی همیشگی شما نیست.

صبر کنید. خواهر، فکر می‌کنید ممکن است سمی باشد؟

کاملاً محتمل است. خب.

کروماتوگرافی گازی به ما خواهد گفت که چیست.

پگی، لازم است برگردی

دوباره برای من به آزمایشگاه.

مشکلی نیست، خواهر.

نشانه‌ای از شخص دیگری در اتاق هست؟

بله، در واقع.

فقط روی همان پتو سه تار موی مختلف پیدا کردم.

چی؟ سه تا؟ چی، چی، چی

این سه نفر در تخت با هم چه کار می‌کردند؟

خب، همانطور که سَم گفت، آن‌ها...

خب، جالب هستند.

هوم. نمی‌دانم آیا این سند نام او را داشت.

"تن-ترزور

برنزه‌ی طلایی، کاملاً ایمن در تمام طول سال."

یک لوسیون برنزه‌ی مصنوعی دیگر؟

چقدر جالب.

بابت دوستتان واقعاً متاسفم.

چریتی بیش از یک دوست بود.

او یک الهام‌بخش جنسی بود.

چرا او اینجاست؟

خب، خواهر بونیفاس مشاور علمی ماست.

اما این یک تضاد منافع آشکار است.

همه دعوای چریتی را دیدند

با آن راهبه‌ی دیگر دیشب.

برادی؟

خواهر رِگ.

خب، چریتی آشکارا اطلاعاتی علیه او داشت.

این هم انگیزه شما، بازرس.

البته که ما به آن رسیدگی خواهیم کرد.

و شغل شما چیست آقای فلچر؟

من یک مخترع لذت‌گرا هستم.

هوم. و شما، خانم اَشبروک؟

آرایشگر.

و... خوش‌گذرون.

و شما، قربان؟

من دکتر ساتویک بوس هستم. یه دکتر؟

Sister Boniface Mysteries subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left