200 dòng đầu tiên.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
...آنچه گذشت
هرجی داری به من بده
هیچ گهی نمیخوری
اینی که اینجاست اسمش زیساست
و اسم آهنگ «کوفتگی»هست
نمیتونم بذارم راک بهش دست بزنه
با فرض اینکه روزهای خوب کرون کاماچو تمام شده باشه
میخوام دخلش در بیاد
کارتیه از اون آدمایی نیست که اجازه بدی به راحتی ازش جدا بشی
اگه من و تو به توافق برسیم من خودم مسئله کارتیه رو درست میکنم
خب کی بهم شماره رو میگی؟
هنوز وقتش نیست- اره، هنوز که نه-
متوجه نیستی من میخوام نجاتت بدم؟
اتفاقت گهبار برای آدمهای داغون میفته
و منم داغونم
متاسفم، سعی میکنم آدم بهتری باشم
گفتیم دیگه خبری از پنهونکاری نباشه کینن
آره
اگه چیزی هست که باید بهم بگی، همین الان بگو
من میشناسمت بابا
و میدونستم
اگه انجامش بدم، دیگه جایی توی خونه ندارم
اوه لعنتی
اسمش مارکو بوسلی بود
پسر سل
ما کسی که با مارکو بود رو پیدا کردیم
دومینیک باهاش بوده
من به تعادل و کارما اعتقاد زیادی دارم، راک
به نظرم برادرت باید بره
هی، ماروین
هی
من فکر میکنم هاوارد و راکل توماس باهم میخوابیدن
درحالی که به سن قانونی نرسیده بودن و کانان استارک بچه اونه
نمیفهمم چطور همۀ این ماجراها به اون تیراندازی برمیگرده
سم میگه تیرانداز هاوارد رو شناسایی کرده
آره، قبل از این اینکار رو کردیم سم
اون شب وضعم داغون بود ولی الان یادمه
باید سوار این اتوبوس شی و دیگه به پشت سرت نگاه نکنی
اگه دوباره پیدات شد، مجبورم به روش دیگهای باهات برخورد کنم
هیچوقت درگیر مخدر نشدم
هرگز نمیخواستم به جز خودم چیزی یا کسی منو کنترل کنه
مادۀ مخدر منو تحت کنترلش درنمیاره
وقتی کنترلت میفته دست مواد مخدر
گلوت رو محکم میگیره
و هر چیزی که داشته باشی رو ازت میگیره تا زمانی که چیزی برات باقی نمونه
به جز سیگار کثیفی که توی دستت میگیری
و همچنان به کشیدنش ادامه میدی
چون اون لعنتی تبدیل میشه به کل زندگیت
میخواستم کار درست رو انجام بدم
ببین منو وادار کردی چیکار کنم
هی، مرد، هی، میخواستم برم تو اتوبوس
بلیط و خوراکی گرفته بودم
دیگه کاملا باهات واضح حرف زدم
گفتم برو دیگه برنگرد
گوش کن، میرم، مارو
در واقع، دیگه هیچوقت چشمت به سم نمیفته
دیگه هیچکس تو این خیابونها اسم منو نمیاره، مرد
اینجا مثل روح میشم
اتوبوس حرکت کرد کاکاسیاه
دیگه تمام شد، یه جور دیگه باید بهت رسیدگی کنم
آره، بذار آخرین پکمم بزنم
خبر داری حسابدار بودم؟
توی مرکز شهر، حسابدار پرایس واترهاوس گه
مدرک سیپیای هم دارم
فکر میکنی کم چیزیه؟
حرومزادهها به سم اعتماد کردن
گفتن من براشون حساب کتاب کنم
جمع و تفریق با من بود
حتی یه دفتر داشتم برای خودم
فقط یه بار از این مواد زدم
همه چی برام تغییر کرد
و حالا کارم به اینجا کشیده
...کارت به اینجا کشیده- هی، مارو-
...ممکنه تو زندگی یه تغییر کوچک
باعث بشه هیچوقت نتونی به گذشته برگردی
همه درباره چهارراه جنوب حرف میزنن
همونجایی که روحت رو به شیطان میفروشی
لعنت به این حرفها
شیطان در گای برو هم هست
ولی اونجا کاکا سیاهها خریدار نیستن
فروشندهان
در قبال یه سکه، روحت رو بهش میفروشی
و دیگه روحت پس داده نمیشه
چون به نفعشه
دختر زرنگی هستی، راکل توماس
توی کسب و کارم آره، نیکو
همۀ سیاهپوستها زرنگن
سال بوسلی دنبالته
و شرط میبندم بهش گفتی کجا دنبالم بگرده
میدونی که آدمی نیستم که لو بدم
من همچین آدمی نیستم
سال داره میاد دنبالت، شکی در این نیست
کف خیابونهامون کمی خونآلود میشه
هم خیابونهای ما هم خیابونهای اونا
ترسی ازش ندارم
من اینطور آدمی هستم
...ببین
به محض اینکه اینکه کارهای جرسی تمام شد
توی جهان شناخته میشم
بازارهای جدید، فرصتهای جدید، پول جدید
من میتونم از آدمای کار بلد استفاده کنم
میخوای پادوت باشم؟
خب تا حالا که پادو بودی
من چیزی بزرگتر بهت پیشنهاد دادم
فعلا تو طبقۀ همکفیم، مسیرمونم رو به بالاست
میدونی چیه؟
من باید از این مرحله رد بشم عزیزم
با احترام و غیره
میدونی، من برای پادویی ساخته نشدم
میدونی چی میگم؟
علاوه بر این، من و ورل
داریم پیشرفت میکنیم
کار خودمون رو رو به راه میکنیم
میدونی طرز کارمون چطوره
خوب، تا زمانی که کسب و کارت به من آسیب نزنه مشکلی نیست
چون فعلا قدرتم بیشتره
میدونی وقتی تو به وجود آمدی همه قالب تهی کردن عزیزم
تا به حال به من حسی داشتی، راک؟
این کاکامون هم یه چیزی میگه
میگن بیشتر رابطههای عاشقانه از محیط کاری به وجود میاد
وقتی میخوای از آب سرد کن آب بخوری نزدیک بهم میشید
میخواستم بدونم نظرت راجع به من همینه؟
ما آبسردکن نداریم
و آخرین باری که یادمه
داشتیم هم رو میکشتیم
خب میدونی که چی میگن
این وسط یه خط نازکه
با این حال، حواست جمع باشه عزیزم
حتما
هی، میخوای همش اینجا کمپ بزنی؟
بابا یکم از خودت مایه بذار
هرچی برای یه هفته نیاز بود آوردم
ولی دیگه برای بعدش برنامهای نداشتم
آره میفهمم داداش
موضوع اینه که جیبهای منم همیچین باد کرده نیستن
چطوره برگردی سرکار؟
اون وقت چی بفروشم کاکا؟
کون بدم؟
یه کاری برای خودمون جور میکنم
دیگه نباید بری سمت جرم و جنایت
اون 50/60تایی که تاحالا در میاوردیم دیگه کفایت قبضها رو هم نمیده
ما بیشتر از این نیاز داریم
میدونم
راک بهت چیزی میده؟
نیازی نیست اون بهم چیزی بده
اون لعنتی مال منه
لعنتی مال من بود
این چه گهیه؟
بگذار من وارد غرفه بشم
فکر میکردم به خاطر کارتیه چند هفته مرخصی میگیریم
اون حرف رو زدم چون مادر پدرم ترسیده بودن
از اینکه تیراندازی مرتبط با کار آهنگسازیمون بوده
ولی من بهشون گفتم کارتیه همه جا برای خودش دشمن تراشیده
و هیچکی بخاطر یه آهنگ کشته نمیشه
یه قطعه برای خودم ساختم
بهش گوش کن
من هنرمندم لو
خالق
خوبه
هنوز وایستا
برو ببینم
خب بریم سراغش
چه خبر بچهها؟
شماها رو باید بگیرم به کار
پس با خودت فکر کردی
میتونی اینجوری باهام بازی کنی؟
!عوضی جنده
قرارت با من بخاطر مامانم و کلیسا بود
خواهر کنیا از من خواست این کار رو انجام بدم
میخواست ببینه انتخابت چیه
میخواست ببینه از پسرها خوشت میاد یا نه
و منم بهش گفتم تو یه همجنس باز جندهای
...به هرحال خیلی گه بود من با تو باشم
بیا جلو، این جنده همجنسباز منتظرته
الان میتونم با تو باشم کاکا؟
عوضی، الان میتونم باهات باشم؟
هی، بسه! جلوش رو بگیر
چیزی نیست مرد
لعنتی، داشتیم یکم حال میکردیم
بهشون بگو کوری، ما همیشه همینطوری رفتار میکنیم
بابا اون دوستمه
داشتم بهش نشون میدادم عشق چجوریه
اون بهم حمله کرد
اون کونی جنده از پشت بهم مشت زد
کاکا بیخایه دید دارن باهام چیکار میکنن
ولی هیچ کاری واسم نکرد
لعنتی
هی، گوش کنید
من دنبال سم هستم، کسی اینجا ندیدهش؟
یه ماشین میارم همتون رو میریزم توش
هی، لعنت به سم
جدیداً سم رو دیدی؟
آره مرد
جیبهاش پر پول بود
ولی نمیخواست عشقا رو با کسی تقسیم کنه
حرومزادۀ حریص
سم کجا سیگار میکشید؟
خونهای توی خیابون 107 اینوود
اونجا رو مرکز خودشون کردن
No comments yet. Be the first to leave one.