The house of Van Helsing

The house of Van Helsing

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

The House of Van Helsing S01E06 The Marked One Rises 720p AMZN WEB-DL DD 2 0 H 264-playWEB
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 The House of Van Helsing 2023 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-31
Lượt tải xuống: 21
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

آنچه در «خانه هلسینگ» گذشت

لوکاس، بیا بیرون بازی کنیم

خودشه، همون جادوگر کولی

ایزی، مواظب باش! ایزی

کارولین

بیا عزیزم. می‌خوایم بریم یه ماجراجویی کوچیک

تنها دلیلی که اجازه دادم تو

مادرت و اون غریبه‌ها توی اردوگاه بمونید

این بود که مادرت بدون گرفتن

دعای خیرِ درست و حسابی از دنیا نره

این چیزیه که مادرای ما می‌خواستن

اون نمی‌میره

چرا باتوری اون رو برد؟

چرا کارولین رو دزدید و سراغ کس دیگه‌ای نرفت؟

انگار دقیقاً روی اون کلید کرده بود

قضیه چیه؟ چی رو داری از ما مخفی می‌کنی؟

چیزی که نمی‌دونستم این بود که

با وجود اینکه کاملاً تبدیل شده بود

با مخلوط کردن خونش با خون من

یعنی خون یه نگهبان، راهی برای برگشت خودش باز کرد

بخوایم یا نخوایم، ما به اون هیولا وصل شدیم

مطمئنم به خاطر همینه که باتوری می‌خواد دستش

به این خون برسه

اون می‌خواد منو بکشه، مگه نه؟

خواهش می‌کنم، حداقل بهم بگو درسته یا نه؟

خدمتکار وفادار من به درخواست‌های مهمونا جواب نمی‌ده

اون فقط از من دستور می‌گیره

مگه نه، آندری؟

بله، سرورم

قراره چیکار کنیم، ایب؟

باید یه کاری بکنم

باید بیتریس رو راضی کنیم مادرت رو شفا بده

مادرت تنها کسیه که می‌تونه کمکمون کنه

بفهمیم باتوری کجاست

من این وسط چیکار می‌تونم بکنم؟

جلوی اون کله‌شق رو بگیر تا از کوره در نره

و باعث نشه باتوری، عمه‌ت یا هر دوشون همه‌مون رو به کشتن بدن

تبدیل کردن خون‌آشام به نژاد برتر

این توی زمان من یه حقیقت بود

خب، تمام زمان‌ها متعلق به منه

ما شکارچیان رأس هرم هستیم

گام منطقیِ بعدی

در تکاملِ گونه‌ی رقت‌انگیز شما

باید بگم وقتی فهمیدم تصمیم گرفتی

جنازه‌ی مادرت رو بسوزونی، خیلی ناراحت شدم

واقعاً می‌تونست کالبد خیلی مناسبی باشه

خون یه نگهبان که با خون سرورم مخلوط شده؟

چه ترکیب شکست‌ناپذیری می‌شدن

و چقدر هم شاعرانه

این‌طور فکر نمی‌کنی؟

اینجا کجاست؟

احتمالاً کارگاهِ دکوراتورها بوده

و این خرده‌سنگ‌ها؟

نوچه‌های باتوری؟

معلومه بهشون دستور داده شده اینجا رو

براش راحت‌تر کنن

درسته

دارن اینجا رو به استراحتگاهش تبدیل می‌کنن

ایش، اتاق خواب باتوری؟

منظورت از کالبد چیه؟

هرچند حدس می‌زنم اون بیماری آلوده‌ش کرده بود

اون خون لذیذ رو

یه مرگ خیلی کند و دردناک

تا جایی که من می‌دونم، این سرطان خون

حتماً برات خیلی سخت بوده

که شاهد پرپر شدن تدریجی مادرت باشی

و تو، اون‌قدر ناتوان بودی

که نمی‌تونستی هیچ کاری بکنی

تمومش کن

چه حیف شد

از طرفی، اگه بخوام خودخواهانه بگم

خوشحالم که تهش این‌طوری شد

تو چی؟

ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه بذارم ازم استفاده کنی

از تو استفاده کنم؟

از تو؟

به خودت نگاه کن

تو یه بچه‌ی رقت‌انگیزی

به‌سختی می‌تونی روی پاهات وایستی

مادرت خیلی ناامید می‌شد

جرأت نکن اسمش رو بیاری

نه. بعد از اینکه اون رفت، می‌دونستم به یه جایگزین نیاز دارم

تصمیم گرفتم که ترجیح می‌دم سرورم

توی بدن یه مرد قوی و چهارشونه باشه

می‌تونی سرزنشم کنی؟

باید اعتراف کنم مادرت توی انتخاب مردا سلیقه خوبی داشت

شجاع، باهوش، قوی

و خیلی مردانه

داری چیکار می‌کنی؟

اون خواهرمه! می‌دونم کیه

من می‌رم دنبالش، ایب

همه‌مون... نه، نمی‌ری

نه، نمی‌ری

با هم توافق داریم؟

این چه وضعیه؟

شاید بیتریس درباره تو درست می‌گفت

نه، حق با ایبه

با سر دویدن توی دلِ خدامی‌دونه‌چی، نمی‌تونم کارولین رو نجات بدم

شاید حق با تو باشه

ما دیگه خانواده نیستیم

گاهی اوقات برای نجات کسایی که دوست داری

باید بخشی از خودت رو فدا کنی

ایناهاش، یه راه دیگه به بالا پیدا کردم

نه

نه، نه، نه، امکان نداره

نه، نه، نه. غیرممکنه

چطور تونستی این کار رو بکنی؟

آندری توی پیدا کردن ردِ پدرت

خیلی کارکشته بود

آلن پاولِ بزرگ

خیلی موفق، خیلی تأثیرگذار

باید اعتراف کنم کار زیادی نبرد که پاش رو

به اینجا و توی چنگال من بکشونیم

چند تا

چی بود آندری؟ زد-میل؟

ایمیل، سرورم

آلن، لطفاً سریع بیا

بچه‌هات در خطرن

سعی نکن با ما تماس بگیری

تحت نظریم

پدرت قطعاً روحیه سرسختی داشت

برای مردی که هیچ قدرتی نداشت، تحسین‌برانگیز بود

نزدیک بود فرار هم بکنه

اما من توی سراسر کشور، سراسر دنیا مأمور دارم

وقتی اومد توی رادارشون

دیگه شانس کمی برای فرار داشت

با این حال، برای مردی با چنین تبارِ معمولی‌ای بد نبود

تو کشتیش

تو، تویه عوضی

دختر شیرینم

اگه بابت هر باری که این‌طوری یا بدتر صدام کردن

یه سکه می‌گرفتم، الان کلی پول داشتم

آروم باش. صداش از نزدیکی‌ها نمی‌آد

فکر می‌کنی چند نفر بودن؟

خیلی زیاد

کارولین یه جایی همین‌جاست

باید پیداش کنیم

شاید بهتر باشه یه جای امن پیدا کنیم و یه نقشه بکشیم

جای امن؟ اونم اینجا؟

می‌دونی منظورم چیه

فکر خوبیه

واقعاً؟

آره، فکر خوبیه

خیلی خب، خلوته

بیا حرکت کنیم

با احتیاط

چرا این‌طوری نگام می‌کنی؟

با این وضعیتی که داری، به فکر ملحق شدن به دوستات

توی میدون جنگی؟

اگه می‌تونستم، می‌رفتم

تو دقیقاً مثل مادرتی

اون همه کولی‌ها رو علیه ما کرد

و نزدیک بود طایفه‌مون رو از هم بپاشونه

و تو؟

تو کاملاً از بهای تصمیمات اون باخبری

ولی باز هم همون راه نفرین‌شده رو ادامه می‌دی

سرنوشت مردم خودت برات اهمیتی نداره؟

مسیرهای ما اشتباهن

سیب‌های یه درخت رو می‌شه شمرد

اما درخت‌های توی یه سیب رو هرگز

فکر می‌کنی خیلی زرنگی؟

محض خاطر خودت، امیدوارم دوستات از این اقدام

احمقانه‌شون جون سالم به در ببرن، اما بعدش همه‌تون باید برید

بیتریس، تو نمی‌تونی فراتر از سنت‌های قدیمی رو ببینی

تا بفهمی که اونا خیلی وقته از بین رفتن

تمام اتحادها شکسته شدن و دوباره شکل گرفتن

و با هر شرارت جدیدی تغییر می‌کنن

این قلمروِ تو؟

اینجا دیگه تا مدت زیادی امن نمی‌مونه

من خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم پای چیزی که خوب و درسته وایستم

من یه کولی‌ام و بهش افتخار می‌کنم

کاری که دوستام دارن می‌کنن، و کاری که من الان باید بکنم رو

تو هیچ‌وقت جرأتش رو نداشتی انجام بدی

مردم ما در برابر پلیدی شجاع بودن

اما حالا به خودت نگاه کن

که همیشه چشمت به گذشته‌ست

و آره، باید امیدوار باشی که اونا زنده بمونن

چون اگه این‌طور نشه، موجی از تاریکی راه می‌افته

که اون‌قدر خشمگینه که شاید جهان دیگه هیچ‌وقت نتونه کمر راست کنه

در واقع، باید ازت تشکر کنم چون بهم یادآوری کردی که

زخمی باشم یا نباشم، جای من اینجا پیش تو نیست

جای من اون بیرون، پیش خانواده واقعی‌مه

باید از هم جدا بشیم

آره. النا تو چی فکر می‌کنی؟

فکر می‌کنم تو و اسکیپ باید طبقات پایین رو بگردید

من کودی رو با خودم می‌برم و بالا رو چک می‌کنیم

و طبقه "خدایان"؟

واقعاً اسمش همینه؟

صندلی‌ها، جایگاه مخصوص، جایگاه بالایی

و بالاترین طبقه هم "خدایان"ه

خب، هر خدایی که هستن

الان واقعاً به کمکشون نیاز داریم

اگه فرقی نمی‌کنه، ترجیح می‌دم اینجا پیش ایب بمونم

باشه، پس ما می‌ریم طبقه خدایان

تا ۱۵ دقیقه دیگه هر دوتون برگردید اینجا

خیلی خب کودی

چی می‌خوای بهم بگی؟

درک می‌کنم چرا فکر می‌کنی حقم بود

بعد از اون اتفاقای توی انبار و راه‌پله

این یکی رو ازت قبول می‌کنم، اما فقط همین یک بار مجانیه

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left