200 dòng đầu tiên.
آنچه در بي دست و پا گذشت
هرکسي موقع ِ طعم دار کردن ِ نوشيدني ِ جشن دستگير بشه
خانوم سکستون، از حضور توي ِ جشن ِ فارغالتحصيلي محرومي
اما من دانشجوي ِ ممتازم
متي صبر کن. عاشقتم
هميشه بودم
بعد از سه سال ِ پر پيچ و خم
و بالا و پايين هاي ِ زياد، بالاخره يک هفته به فارغ التحصيلي
من و متي با همديگه شديم
و اين خيلي عالي بود. خيلي خيلي خيلي عالي
نمره 19 توي درس ِ ادبيات ِ انگليسي ِ پيشرفته گرفتم
بعدش من و متي سکس داشتيم
کمدهامونو خالي کرديم بعدش من و متي سکس داشتيم
زير نور ِ مهتاب قدم زديم
ستارهي ِ شمالي رو تماشا کرديم
بعدش سکس داشتيم
زمان به سرعت ميگذشت و يک دفعه ديديم فقط يک روز از مدرسه
باقي مونده روز ِ فارغالتحصيلـــي
خوابيدن پيش ِ متي منظورم فقط و فقط خوابيدنه
بغل و بوسه و عشق
احساس امنيت و خوشحالي بهم ميداد
يه جورايي حتي بهتر از سکس بود
دوست دارم براي ِ بقيه عمرم
هر روز همينطوري بيدار بشم
اي کاش قبل از دانشگاه، زمان ِ بيشتري داشتيم
حداقل همهي ِ تابستونمونو داريم
راستش...ا
- فارغالتحصيل ِ دبيرستان خودمـــون - خيلي بهت افتخار ميکنيم
زود باش متي. داريم ميبينيمت
- اووه - خُب
صبح ِ تو يکي هم بخير
بي دست و پا - فصل ِ پنجم قسمت ِ يازده فارغالتحصيلان Subtitle By Zaaraa
خونسرد باش جنا
خودمون ميدونيم که سکس داريد
ما فقط دراز کشيده بوديم، مامان
حالا هرچي. با اينکه توي خونمون سکس داشته باشي مشکلي نداريم
چون ديگه عملاً جفتتون بزرگسالين
خُب من نصفه و نيمه موافقم
خُب متي که هيچيش نصفه و نيمه نيس
- مامان - يا خدا، ليسي
صبح بخير
خدايا، مامان خيلي با عکس گرفتن حال ميکني؟
جنا اين اولين و تنهاترين فارغالتحصيليته
ميخوام هميشه يادم بمونه. حالا بگين پنيــــر
- امروز عالي ميشه - ميدونم
آزاديم، بزرگساليم و با هم ديگهايم
چندتا عکس پشت ِ سر ِ هم بگير مطمئن باش همه چيو به رنگ ِ روشن بگيره
بعد از هزارتا عکس
بالاخره رفتيم که آخرين صبحانهي ِ دبيرستانمون رو بخوريم
همگي حتي بيشتر از من گيج و هيجانزده بودن
بعد از سال ِ دوم ِ خيلي بدم
و داغون شدن توي ِ سال ِ بعدش بالاخره توي ِ سال ِ آخر
همه چيو باهم به دست آوردم هم تونستم به دانشگاه راه پيدا کنم
و هم متي رو به دست آوردم
زندگي قشنگ بود و فارغالتحصيليم قرار بود عالي پيش بره
اگه هديه کلاس به موقع نرسه
به همه چيز گند ميخوره
- تي، آروم باش. همه چيز عاليه - آروم باشم؟
اين ميراث ِ کل ِ دوران ِ دبيرستان ِ منه
که قراره روي ِ يه تيکه سنگ ِ گرانيت حکاکي بشه
منظورم اينه، بيا واقعگرا باشيم
اين من بودم که بايد همه چيز رو راست ُ ريس ميکردم
بعد شماها فقط بايد حراج ِ کيک رو برگزار ميکرديد و ميدوني چيه؟
دلم ميخواد همين الان بگم
اون تيکه کيکاي ِ ليمويي واقعاً داغون بودن زياد از حد ترش بودن
اون اهداي ِ نيمکت ِ مسخرت فقط قراره
براي ِ مراسم ِ سخنراني ِ من آماده باشه پس خدا خدا کن عالي باشه
قراره بهش چيزاي ِ ناخوشايندي بگم
اينکه چقدر اين مدرسه پست و بيخوده
همون چيزي که بهش فکر ميکنم و قراره خيلي طولاني اين حرفامو بزنم
سيدي تو اينجا چيکار ميکني دقيقاً؟
فارغالتحصيل ميشم
تو توي ِ حمام چيکار ميکني؟
دوشيزه سکستون، اين صبحونه
مخصوص ِ سال آخريايي هست که قراره توي ِ مراسم شرکت کنند
از اونجايي که توي ِ مهموني با فلاسک ِ مشروب دستگير شدي
نميتوني همراه ِ بقيه ي ِ بچهها تشريف بياري
به مدت ِ طولانياي همه اين بحث و جدلها رو داشتيم
يالا، تو که جدي اين حرفا رو نزده بودي
بهرحال، اسم ِ من توي ِ برنامه هست پس...ا
خيليم جديم. بدو برو خونتون
امروز بايد همه چيز عالي پيش بره
و من نميزارم تو يکي خرابش کني
باشه عقدهي ِ تو از فارغالتحصيل شدن ِ ما
يه جورايي رقتانگيزه
اگه ميخواي امروز عالي پيش بره
به دانشآموز ِ ممتازت و سخنرانيش نياز داري. پس من ميمونم
خواهش ميکنم
ميخوام خواهش نکني. خيلي ممنون
ميتوني همين الان خودت با پاي ِ خودت بري بدون ِ اينکه ذرهاي از وقارت رو از دست بدي
يا اينکه مثل ِ يه زن ِ ديوونه پرتت ميکنم بيرون
به وسيلهي ِ نگهبانايي که براي ِ امروز استخدام کردم
دلت ميخواد اينجوري تمومش کني ولري؟
باشه
همه ي ِ اين قدرتنماييهاي ِ حال بهم زنت نشون ميده تو يه بازندهي ِ بدبختي
که توي ِ زندگيش گند زده
پس خداحافظ بازندهها، جندهها، بيشعورا
اصلا از اينکه باهاتون آشنا شدم خوشحال نيستم
از فارغالتحصيلي ِ مسخره و خوشحالي ِ حال بهم زنتون لذت ببريد
و به حد ِ وسط بودنتون افتخار کنيد
اگه اينو بندازيم وسط ِ سخنراني ِ خستهکننده مدرسه
به همه ي ِ مراسم گند ميخوره
همه چيز قشنگ و تيره و تار ميشه
آره مراسم ِ زيباي ِ فارغالتحصيليشون
رو به پوچي و نيستي ميره
اين لعنتي رو از جلوي ِ روم ببريد کنار
عوضياي ِ کلهپوک
سيدي، انگار عاشقت شده
بهش سلام کن
دماغت مو داره؟
اگه يه بار ِ ديگه نزديک ِ من بشين
خودتون و اين آشغال ِ هواييتون رو به فنا ميدم
البته ديگه نميتونين نزديکم بشين چون اين آخرين باره
که پامو توي ِ اين مدرسهي ِ درب و داغون ميزارم
باورم نميشه اين کارارو کرد
اما ميدونين چيه؟ ول زيادي سخت گرفت
من که طرف ِ سيدي ام
آره، بايدم باشي. خيلي ناعادلانهاس
ميدونم که سيدي بعضي وقتا مث ِ
جادوگراي ِ بدجنس ميشه
اما به نوعي وقتي اين کارارو ميکنه که ميخواد خوب به نظر برسه
ولي اين داد و بيداداش که مشخص نميکرد
که ميخواد خودشو خوب نشون بده
اينجاس
خدايا ممنون! نيمکتمون رسيد
زود باش جيک. زود باش
عاليــــه
اين نيمکت قراره براي ِ هميشه توي ِ مدرسهي ِ پالوس هيلز بمونه
و نسل به نسل دانشآموزا بشينن روش و به ما فکر کنن
اين چه گوهيه؟
گند، گند، گندش بزنن. کون ِ 2015؟
چرا اينکارو کردي آخه؟
من فکر کردم براي ِ مسخرهبازي سفارش دادي فقط اون کاري رو کردم که توي ِ ايميل نوشته بودي
اينم از ايميل ِ من
مرسي از مدل ِ فونتايي که فرستادين
من مدل ِ نيمکت ِ شماره سه رو انتخاب کردم گرانيتي و يوناني
نوشتهي ِ روي ِ سنگ هم اين باشه
استخوانهاي خسته خود را اينجا قرار دهيد تا بازتابي باشد از
خداي ِ من
کون ِ 2015
هموني که خواستي. سياه و سفيد
اين چيه؟
چطوري اينطوري شد؟
ترکيبي از کلمات ِ مخففت، برنامه ي ِ اصلاح ِ کلماتت
و اينکه چندتا کار رو با هم انجام ميدي
فلاسک من بود
بايد به خانم ِ مارکس بگم
سيدي نبايد به خاطر ِ من زمين بخوره
متي، اينکارو نکن
ول قاطي کرده
بزار من براش توضيح بدم
- چرا؟ اشتباه از من بود. من بودم که ...ا - ول منو دوست داره
اگه بدونه که دوست پسر ِ من اين کارو کرده
راحتتر با تخلف مشروبخوري کنار مياد
مجبور نيستي اين کارو بکني
خودم ميخوام
تو بهترين قسمت از دوران ِ دبيرستان ِ مني
ما بايد با هم فارغالتحصيل بشيم
نگران نباش، حواسم هست
بيگي، نبايد اين شکلي منو ببيني
راستش، منم جنا
جناي ِ من. بيا تووو
ظريف باشه يا چيزاي ِ مسخره روش باشه؟
نميخوام ده سال ِ ديگه بگن که اصلاً ظاهرش به روز نبوده
فکر نکنم کسي به ناخونات نگاه کنه
باشه يکم بهم فضا بدين. خيلي دورمو شلوغ کردين
خب ول، دختر ِ مورد ِ علاقهي ِ من
بايد بدوني همه خيلي به خاطر ِ اينکه سيدي نمياد
ناراحت و غمگينن
همه نه، جنا
بزار راهنماييت کنم
اوني که دو تا شست و سه تا گربه داره
و خيلي خوشحاله از اينکه سيدي
قرار نيست روز ِ قشنگشو خراب کنه اصلاً ناراحت نيست
- حتي خودمم نميفهمم دارم درباره کي حرف ميزنم - درباره خودت؟
راستش خودم بودم
اما فلاسک براي ِ سيدي نبود
براي ِ يکي ديگه بود و اون فقط نگهش داشته بود
و خيلي بدشانس بود که دستگير شد
آره راست ميگي. اگه براي سيدي نبوده
پس براي ِ کي بوده؟
فلاسک ِ متي بود
خيلي حس بدي داشت و ميخواست حقيقتو بهت بگه
اما من خودم خواستم اول بهت بگم چون من و تو با هم خيلي دوستيم
بله که هستيم
به خاطر ِ همينه که آرزو ميکردم اسم ِ يکي ديگه رو بگي
متاسفم اما متي هم ديگه نميتونه بياد به مراسم
متي، من خيلي احمقم
- خيلي ببخشيد - چي شد؟
هنوزم نميزاره سيدي بياد
حالا ديگه توام اجازه نداري بياي
خيلي حالم بده. واقعاً متاسفم
نه اشکالي نداره
فقط... فقط بعد از مراسم ميبينمت
متي اگه تو نتوني بياي، منم دلم نميخواد که ديگه برم
نه، جنا. معلومه که دوست داري بري
فقط نميخوام بدون ِ تو اونجا باشم
اگه فارغالتحصيليتو از دست بدي
همه عمرت افسوس ميخوري
فلاسک ِ من بود. هرچي که شد حداقل عادلانه بود
No comments yet. Be the first to leave one.