Billions

Billions

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 4

Thông tin phát hành

Billions S04E07 XviD-AFG
Billions S04E07 AAC MP4-Mobile
Billions S04E07 480p x264-mSD
Billions S04E07 WEBRip x264-ION10
Billions S04E07 720p WEB x265-MiNX
Billions S04E07 720p WEB H264-MEMENTO
Billions S04E07 1080p WEB H264-MEMENTO
Billions S04E07 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Billions S04E07 720p AMZN WEB-DL DD5 1 H264-NTb
Billions S04E07 1080p AMZN WEB-DL DD5 1 H264-NTb
Bình luận bởi Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

Tags

x264
480p
480
XviD
Được xuất bản vào: 2019-05-17
Lượt tải xuống: 45
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‫آنچه گذشت...

‫تیلور می‌خواد ما رو نابود کنه.

‫اونا سرمایه آتشنشانان رو گرفتن نه به این دلیل

‫که به اون مقدار پول زیاد نیاز دارن

‫بلکه برای بیلاخ نشون دادن به من بود.

‫اگه اکس در این باره می‌دونست چی می‌گفت؟

‫این هیچ ربطی به اون نداره.

‫کمیسر «سنسوم»، می‌خواستم ببینم میشه برای یه

‫جواز حمل اسلحه کوچیک برای یکی از ‫موکلینم به زحمت بندازمت.

‫می‌خوام بهم اجازه بدی یکی رو ببینم. یه حرفه‌ای

‫یه سلطه‌گر؟

‫می‌دونی که من به مقام دولتیم...

‫وزیر خزانه‌داری، متعهد هستم.

‫ولی دلم می‌خواد چشمم رو روی فرصت‌ها باز نگه دارم.

‫ما به شراکت استراتژیکی نیاز داریم.

‫«برایان دانا» شخص مناسب برای این پروژه است.

‫باید اونی که نابودش می‌کنه خود تیلور باشه.

‫بدترین ویرانی‌ای خواهد بود که به بار آورده.

‫پدرش هم که در شهرـه، دارن باهم ‫روی یه چیزی کار می‌کنن.

‫- به نظر خوب میاد ‫- درسته. آره

‫می‌تونه بزرگ هم باشه.

‫درخواست شنود مکالمات چارلز رودز بزرگ.

‫راستش پسرش هم همینطور.

‫FBI پدر و پسر رو در...

‫محل ساختمان یاد شده مشاهده کرده.

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

‫گفتی 'اضطراری'ـه

‫اون بیرونو ببین.

‫یه «مالینوا»ی نژاد بلژیکی ـه.

‫اون سگ خودته؟

‫مال همسایه است.

‫- اون.. ‫- مرده؟ آره.

‫مشروب خوردی؟

‫نه

‫تمام این مدت مشروب می‌خوردم نه ‫فقط امشب. فرق دارن.

‫چه غلطی کردی؟

‫من و همسرم دعوامون شد.

‫بازم برگشته به «بکرت» بازی کردن. ‫(نوعی از بازی پاسور میان دو نفر)

‫اون طوفان کمی قبل تر...

‫بارون داشت می‌بارید. عین چی تاریک بود.

‫از در پشتی صدا شنیدم...

‫یه تجسم دیدم و شلیک کردم.

‫غریزی بود. من مرد عمل هستم.

‫آهان

‫چرا به من زنگ زدی؟

‫تو «مایکل کلیتون» من هستی. ‫(فیلمی به همین نام با بازی جورج کلونی) ‫*Michael Clayton 2007*

‫من دادستان کل ایالت نیـ... نه.

‫پلیسا هنوز نیومدن؟

‫امیدوارم هرکسی که این اطراف بوده ‫و صدای شلیک رو شنیده

‫فکر کنه صاعقه بوده...

‫کیه؟

‫پلیسا. میدونی، "اونا زنگ نمی‌زنن"

‫می‌تونم یکم برامون زمان بخرم

‫ولی در وضعیت افتضاحی قرار داریم.

‫بهتره یه وکیل استخدام کنی.

‫این یکی رو امتحان کن.

‫حالا من میرم اون بیرون و سعی می‌کنم کاری کنم

‫امشب دستگیر نشی.

‫سلام، افسران

‫شاید منو بشناسید.

‫آقای وزیر.

‫آقای دادستان کل

‫می‌تونی جاک صدام کنی.

‫جاک

‫همیشه فکر می‌کردم چون یه ورزشکاری، این ...

‫لقب رو انتخاب کردی.

‫آره، نه دقیقا.

‫متوجهم.

‫اون مگس‌هایی که ته لگن پرواز می‌کنن

‫اونا هدف خوبی هستن، مگه نه؟

‫حقیقتاً.

‫آره، آدما به هدف نیاز دارن.

‫چیزا رو مرتب نگه می‌داره.

‫گاهی‌اوقات، آدما تبدیل به هدف میشن.

‫هیچکس خوشش نمیاد روش شاشیده بشه.

‫باید بدونی که تو یه هدف هستی.

‫چاک رودز تو رو در تیررسش داره.

‫هر جزئیاتی که بتونی در این مورد بدی ممنون میشم.

‫خب، تا الانم مثل پرنده بلند آواز خوندم

‫ولی الان باید سکوت اختیار کنم.

Billions.S04E07: بازی بی‌نهایت 98/02/26

‫یکم املت ایتالیایی می‌خوای؟

‫- با تخم مرغ داخل... ‫- نون تست، بله ‫(این کلمه دو معنی داره، نون تست و برزخ)

‫ولی نه.

‫منم نزدیک همون مکان هستم، کمیسر. ‫(اشاره به معنی دوم کلمه، برزخ)

‫به همین دلیل اینجام.

‫حتما همینطوره.

‫بیا

‫ایناهاشش...

‫کاپ لیگ بیس بال!

‫به قهرمان مسابقات.

‫می‌دونی، خوشحالم در اون مساله تونستم کمکت کنم

‫دیگه این کاپ خاطره شده

‫از الان واسه سال بعدیش برنامه دارم.

‫یه راست میری سراغش پس.

‫به همین دلیله که نباید اسلحه رو

‫دست یه غیرحرفه‌ای داد.

‫گمونم هردومون برای اینکار مورد سرزنش قرار می‌گیریم

‫آ آ آ. من مورد هیچ سرزنشی قرار نمی‌گیرم.

‫و تو باید ازش مطمئن بشی.

‫بله. و برای این هدف،

‫همسایه شاید هنوز ندونه که سگش مرده.

‫حتی وقتی پی ببره

‫اینو پیدا نمی‌کنه.

‫این اسلحه کوفتی رو آوردی اینجا؟

‫تا بتونیم از شرش خلاص بشیم.

‫هی، اینقدر جمع نبند.

‫هیچکدوممون نباید درگیر این ماجرا باشیم.

‫خب، «بروگان» میگه من کار چاق کُنش هستم.

‫مثل «مایکل کلیتون»؟

‫ما براش جواز حمل گرفتیم،

‫پس منطقی‌ـه که فکر کنه...

‫دوباره گفت ما! بس کن وگرنه با ‫اون کاپ می‌کوبم تو مغزت

‫چیزی که «مایکل کلیتون» واقعی باید بدونه

‫ما دقیقا آدمایی هستیم که نمی‌تونیم.

‫من نمی‌تونم. امضای من پای اون جوازـه.

‫اینطور به نظر میاد که دارم برای خودم لاپوشونی می‌کنم.

‫نه، مشاور.

‫خودت به تنهایی، این قضیه رو حل می‌کنی.

‫برای همه‌مون.

‫چون اگه خبرش درز کنه که تو برای گرفتن جواز اسلحه‌ای

‫که یه سگو کشته، اعمال نفوذ کردی

‫شهرت و اعتبارمون بدتر از اون سگ بدبخت

‫خواهد مرد.

‫اون سگ از یه نژاد خالص بود.

‫درست مثل تو.

‫پس برو درستش کن.

‫همین حالا.

‫بذار منم املت‌مو بخورم.

‫به اینجا میگیم بارگاه فرقه.

‫یکم زیاده روی نیست؟

‫اونم ملاقات توی محل انجمن مخفی‌تون؟

‫خب، لزومی نداره کسی اینو ببینه...

‫یا رفت و آمدت به اکس کپیتال

‫در حالی که می‌خوایم این کار رو بهت بسپاریم

‫و بهتره قبولش کنی.

‫به علاوه...

‫به این قضیه علاقه داری.

‫نوآوری در بخش هوا فضا.

‫یه عالمه راه پیشرفت، اگه نبود برای تو نمیاوردمش

‫برایان دانا، شرکت 375Y ‫یه سرمایه‌گذار ریسک پذیرـه

‫آدم باهوشیه، هوافضا برای مقیاس و حدش خوبه.

‫قرار نیست بهت دروغ بگم.

‫توسعه دهنده این تکنولوژی «داگلاس میسون»ـه

‫پدر تیلور.

‫عجب نقشه ای!

‫ولی نقشه‌ی نابی‌ـه. کاملا حساب شده است.

‫حساب شده است برای پول در آوردن

‫یا برای منفجر کردن سر تیلور مثل فیلم Scanners؟

‫یکم از هر دو.

‫خوشحالم این بار باهام صادق بودی.

‫و اینم صادقانه بدون

‫بعد از اینکه سهامش مال تو شد، روی یه نرخ ثابت ...

‫نگهش می‌دارم و به قیمت خوب ازت می‌خرمش.

‫پس برو اون داخل.

‫بهشون پیشنهادی بده که نتونن رد کنن.

‫با روی کاملا باز برو

‫تا بتونی قصدت رو مخفی نگه داری.

‫اینکارو می‌کنم.

‫کارم همینه.

‫ما همین الانش بردیم.

‫دو برابر شد.

‫یه سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر بزرگ... ربکا کنتو

‫می‌خواد 100 میلیون دلار سرمایه‌گذاری کنه

‫و زمان بندی تولید رو جلو بندازه.

‫این چیزیه می‌خواستم!

‫افراد ارزش واقعی‌شو درک می‌کنن.

‫چطور نظارتی‌هایی خواهیم داشت؟

‫در رابطه با توسعه، قرارگیری، کارکنان،

‫یا ادامه پروژه چقدر قدرت اختیار داریم؟

‫همه اینا قراره مذاکره بشه.

‫ولی همچنان باید پدرم مسئول تحقیق و توسعه باشه

‫فرآوری محصول...

‫دقیقا می‌خواستم همینو بپرسم.

‫این ربکا کنتو قطعا یه زن خیلی باهوش ـه

‫داره ایده‌تو قبول میکنه، یعنی داره ‫خودتو قبول می‌کنه، درسته؟

‫نکته خوبی بود.

‫پس به محض اینکه به توافق برسیم باهاش جلسه میذاری

‫تصور می‌کنم وقتی با شما ملاقات کنه

‫متوجه میشه چقدر قاطع هستید.

‫" تصور کن من و تو. من تصور می‌کنم

‫باهم خوشحالیم."

‫اکثر افراد فکر می‌کنن این یه ترانه عاشقانه است

‫ولی اگه به دقت گوش کنی، متوجه میشی درمورد

‫یه رابطه است که در واقع هرگز اتفاق نیوفتاده.

‫کلید باز کردنش همون کلمه است، "تصور کردن"

‫من و تیلور یه لحظه میریم بیرون.

‫متوجهم هدفت از این بحث چیه.

‫و حالا وقت توقف ـه

‫جایی که کاملا فکر کنیم بعد تصمیم بگیری.

‫چون ما چند ماه دیگه، 38 درصد از سهام‌مون

‫رو تعدیل می‌کنیم.

‫و پدرت با بیشتر از 5 میلیون دلار میره...

‫مشکل همون قسمت رفتن ـه.

‫اونا جاروش می‌کنن. اگه الانم نباشه به زودی.

‫بازدهی و سودهایی مثل این می‌تونن تا ‫پنج سال آینده اسم شرکت ما رو

‫سر زبون‌ها بندازن.

‫حق با توـه.

More Farsi Persian subtitles for Billions

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left